«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

بیژن عبدالکریمی در نشست «تاملاتی بر حادثه نیس فرانسه» که دیروز در سالن حکمت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، در ابتدای سخنان خود با اشاره به اینکه حوادثی مانند نیس را نباید منقطع از حوادث دیگر مانند بمبگذاری های اخیر فرانسه و دیگر نقاط جهان دانست، گفت: اینگونه حرکات به هیچ وجه بی ارتباط با هم نیستند، اما سوال اینجاست که در جهان چه اتفاقی دارد می افتد، این حوادث را چگونه باید فهم کرد؟ وقتی به جنایت نیس توجه می کنیم و تنوع کشته شدگان را می بینیم این سوال پیش می آید که چه عواملی به این مساله دامن می زنند.

بیژن عبدالکریمی : اگر وصف بشری نبی را جدی بگیریم، و اگر بپذیریم که انسان موجودی بالذات تاریخی است و تاریخمندی یا حیث تاریخی (historicity) یکی از بنیادی‌ترین اوصاف نحوه هستی آدمی است، آنگاه گریزی نداریم که حیث تاریخی نبی و حیث تاریخی مقولات وحی و متن مقدس را نیز بپذیریم، یعنی بپذیریم مقوله وحی نیز، از آنجا که با نحوه هستی خاص آدمی که بالذات تاریخی است، ارتباط و نسبت دارد، مانند هر فهم و کنش انسانی دیگری به هیچ وجه نمی‌تواند مستقل از سنت و افق تاریخی و فرهنگی نبی باشد.

بیژن عبدالکریمی: تفکر متافیزیکی تنها با ابژه ساختن اشیا و تلاش به منظور شناسایی نافرجام راز‌ها آشناست. این تفکر با غرقه شدن، شناوری، مأوا گزیدن و زیستن در راز‌ها غریب و بیگانه است. تفکر سوبژکتیویستی ما را به اسارت در مرزهای موجودات و مفاهیم سوق می‌دهد و از نشستن بر سر خوان وجود باز می‌دارد. لذا اگر قرار است تفکر حکمی و معنوی ریشه و بنیادی برای خویش بیابد، این ریشه را باید در بنیاد وجود، و نه موجودات، و از طریق آناتی سبکبار کردن خویش از انبوه مفاهیم متافیزیکی و به واسطه غرق شدن در راز وجود به دست آورد و در سرزمین سکوت شنیدن آواز لوگوس یا ذات حقیقت را با گوش جان، و نه فاهمه تجربه کند.

بیژن عبدالکریمی: نقد من نه صرفاً به دکتر موسی نجفی بلکه به تیپی از به اصطلاح روشنفکران و دانشگاهیانی است که به هیچ وجه از جانب جامعه روشنفکری و دانشگاهی مشروعیت و مقبولیت نیافته، بلکه صرفاً در نهادهای وابسته به قدرت سیاسی و به کمک اقتدار نهادهای بوروکراتیک خود را به جامعه علمی و دانشگاهی تحمیل کرده‌اند.

بیژن عبدالکریمی: طرح «گسست از متافیزیک» هایدگر به معنای «گسست یا تخریب [به معنای نقد بنیادین و رادیکال] تئولوژی» نیز هست. یعنی هایدگر می کوشد پا به پای نقد فلسفه به تخریب سیستم های نظری الهیاتی نیز بپردازد. اما اگر مراد از دین، گشودگی و استعلای انسان به سوی وجود و شنیدن ندای لوگوس باشد، تفکر هایدگر وجهی دینی و معنوی دارد.

ما 129 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم