«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

دین و آزادی (24): الحمد لله

نیلوفر - ابوالفضل ارجمند: شگفتیهای خلقت، «نشانه»‌های علم و قدرت و عظمتِ بیکرانِ خالقِ این شگفتیهاست. مشاهده‌ی شگفتیهای خلقت، انسان را مبهوت می‌کند و زبان را به ستایش خالق می‌گشاید. خالقِ شگفتیهای جهان سزاوار ستایش است. ستایشِ خدا (حمد و تسبیح) مانند نیایشِ خدا (دعا و صلات) جلوه‌ای از پرستشِ اوست. یکتاپرستان همان گونه که تنها با خدا نیایش می‌کنند، تنها خدا را سزاوار ستایش می‌دانند.

دین و آزادی (23): آیات مکتوب و روایات مجعول

ابوالفضل ارجمند: اگر پیامبر غیر از آیات قرآن رهنمودهای دینی دیگری داشت که مانند قرآن برای هدایت مؤمنان لازم بود و بدون آن مؤمنان گمراه می‌شدند، لازم بود که آن رهنمودها را هم پابه‌پای قرآن و با همان دقت و حساسیت مکتوب کند. همه‌ی مؤمنان هم بایستی از آغاز بعثت با این دو کتاب مزدوج که یکی قرآن و دیگری «سنت» نام داشت آشنا می‌شدند. چنین اتفاقی نیفتاده است و پیامبر به مردم تنها یک کتاب ابلاغ کرده است، نه دو کتاب.

دین و آزادی (22): عید و عزا در آیین پیامبران

ابوالفضل ارجمند: عزاداری و گریه بر مرگ عزیزان رفتاری طبیعی و برخاسته از عاطفه‌ی انسانی است. همان گونه که تولد فرزندان شادی‌بخش است، مرگ عزیزان هم غم‌انگیز است. در مرگ شخصیتهای بزرگ و محبوب ممکن است ملتی عزادار شود. تورات می‌گوید مردم مصر در مرگ یعقوب هفتاد روز عزاداری کردند (پیدایش 50: 1-3).

دین و آزادی (21): تکوین و تشریع

ابوالفضل ارجمند: پروردگار ما کسی است که هر آنچه را خلق ‌کند هدایت می‌کند: ربنا الذی أعطی کل شیء خلقه ثم هدی. مخلوقات نه تنها با فرمان الهی پدید می‌آیند، بلکه با هدایت الهی مسیر تحول و تکامل خود را طی می‌کنند. زمین با هدایت الهی در مدار خود می‌چرخد؛ دانه با هدایت الهی از زمین می‌روید؛ و زنبور با هدایت الهی کندو و عسل می‌سازد و زندگی اجتماعی خود را تنظیم می‌کند.

دین و آزادی (20): تکلم انسان و خطاهای زبان

ابوالفضل ارجمند: در گفتار پیش از دیدگاهی متفاوت به تحلیل مسأله‌ی تکلم خدا و فرشتگان در متون مقدس پرداختیم و این نکته را یادآور شدیم که در ادبیات گذشتگان رایج بوده است که روابط بین پدیده‌های طبیعی را در قالب داستانهایی حکمت‌آمیز بیان می‌کرده‌اند و در این داستانها از زبان اشیا سخن می‌گفته‌اند. اشیایی چون چشمه و سنگ به زبان بشری سخن نمی‌گویند، اما نویسندگان می‌توانند در نوشته‌های خود این اشیا را به تکلم وا دارند و زبان حال آنها را به زبان قال تبدیل کنند.



ما 122 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

google-site-verification: google7a6d7632a8557852.html