«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

ابوالفضل ارجمند:  يکي از احکام مهم تورات، فرمان شش روز کار و يک روز استراحت در هفته است. روز استراحت، روز سَبت ناميده مي‌شود. پرهيز از کار کردن در روز سبت و استراحت در اين روز يکي از ده فرمان اصلي خدا به موساست. تورات در اين فرمان بسيار جدي است. یهودیان نیز از سر خداترسی می‌کوشند این حکم تورات را به دقت رعایت کنند، اما در این گفتار نشان می‌دهیم که تفسیر نامعقول آنان از این حکم معقول چگونه آزادی آنان را سلب و زندگی آنان را فلج می‌کند.

 

تقسيم روزها به دوره‌هاي هفتگي، و تعطيل يک روز از هفت روز، امروزه در میان عموم مردم جهان رایج است و از اين رو مي‌توان گفت همه‌ي مردم، اعم از پيروان موسی و ديگران، اين حکم را به شکل کلي رعايت مي‌کنند. اما از نگاه متخصصان تورات، «کار کردن» در روز سبت تنها به معني فعاليت اقتصادي و کسب معاش نيست. براي دانشمندان يهودي پرسشهايي از اين دست مطرح است: آيا زدن يک ضربه با چکش بر ميخ در روز سبت جايز است يا نه؟  نوشتن يک حرف الفبا در روز سبت چه حکمي دارد؟ آیا هنگام بيرون آمدن از خانه در روز سبت مي‌توان چیزی را در جیب خود حمل كرد؟... احکام بسیاری از این دست در کتابی به نام تلمود بیان شده است.

تلمود مجموعه‌اي مفصل و موشکافانه از احكام فقهي و اخلاقي و آداب و رسوم قوم يهود است. نسبت تلمود به تورات در شريعت يهود تا حدودي مانند نسبت «سنت» به «قرآن» است نزد شیعیان و سنیان است.

مباحث تلمود به شش بخش تقسيم شده است:

كتاب زراعيم (شامل يازده رساله) دعاها و احكام كشاورزي را در بر مي‌گيرد.

كتاب موعد (شامل دوازده رساله) به احكام سبت و ایام تعطیل مي‌پردازد.

كتاب ناشيم (شامل هفت رساله) به امور زنان و ازدواج و طلاق اختصاص دارد.

كتاب نزيكين (شامل ده رساله) احكام كيفري و قوانين مدني را شامل مي‌شود.

كتاب قداشيم (شامل يازده رساله) به احكام معبد، قرباني، ذبح شرعي و حيوانات حرام‌گوشت و حلال‌گوشت مي‌پردازد.

كتاب طهاروت (شامل دوازده رساله) به احكام طهارت و نجاست اختصاص دارد.

 

 

  تلمود

 

دومين رساله از كتاب موعد، رساله‌ي سبت است كه خود از بيست و چهار فصل تشكيل شده است. در اين رساله 39 مصداق اصلي براي كار تعيين شده است:

 

       1.       شخم زدن

       2.       بذر افشاندن

       3.       درو كردن

       4.       دسته كردن

       5.       خرمن كوبيدن

       6.       باد افشان کردن

       7.       جدا كردن

       8.       بيختن

       9.       آسياب كردن

     10.       خمير كردن

     11.       پختن

     12.       پشم چيدن

     13.       پشم شستن

     14.       پشم زدن

     15.       رنگرزي كردن

     16.       ريسيدن

     17.       بافتن

     18.       زدن دو حلقه

     19.       تاباندن دو نخ

     20.       جدا كردن دو نخ

     21.       گره زدن

     22.       گره باز كردن

     23.       دوختن دو بخيه

     24.       پاره كردن دو بخيه

     25.       شكار كردن

     26.       ذبح كردن

     27.       پوست كندن

     28.       نمك سود كردن

     29.       دباغي كردن پوست

     30.       پاك كردن پوست

     31.       بريدن پوست

     32.       نوشتن دو حرف

     33.       پاك كردن دو حرف

     34.       ساختن

     35.       خراب كردن

     36.       آتش روشن كردن

     37.       آتش خاموش كردن

     38.       ضربه زدن

     39.       جابجا كردن

 

چنانکه در فهرست بالا ذکر شده است، يكي از مصاديق مهم كار در تلمود جابجا كردن اشياست. جابجا كردن به معني انتقال اشيا از مكاني خصوصي مانند خانه به مكاني عمومي مانند كوچه و برعكس است. علاوه بر آن، حمل اشيا در مكاني عمومي به فاصله‌ي بيش از چهار ذرع ممنوع است. رساله‌ي سبت با اين حكم آغاز مي‌شود:*

 -انتقال اشيا بين دو مكان (عمومي و خصوصي) دو حالت دارد. اين دو حالت نيز خود به چهار حالت در داخل هر مكان و چهار حالت در خارج آن افزايش مي‌يابد. چگونه؟ (فرض كنيد) درويشي بر در خانه‌اي ايستاده است. اگر درويش دست خود را به درون خانه دراز كند و چيزي را در دست صاحبخانه بگذارد، يا چيزي را از دست صاحبخانه بردارد و دست خود را از خانه بيرون بكشد، درويش مقصر و صاحبخانه مبراست. اگر صاحبخانه دست خود را به بيرون خانه دراز كند و چيزي را در دست درويش بگذارد، يا چيزي را از دست درويش بردارد و دست خود را به درون خانه بكشد، صاحبخانه مقصر و درويش مبراست. اگر درويش دست خود را به درون خانه دراز كند و صاحبخانه چيزي را از دست او بردارد، يا صاحبخانه چيزي را در دست درويش بگذارد و درويش دست خود را از خانه بيرون بكشد، هردو مبرا هستند. اگر صاحبخانه دست خود را به بيرون خانه دراز كند و درويش چيزي را از دست او بردارد، يا درويش چيزي را در دست صاحبخانه بگذارد و صاحبخانه دست خود را به درون خانه بكشد هردو مبرا هستند.

شايد در نگاه اول خواننده متوجه تفاوت بعضي از حالتهاي فوق نشود. با دقت بيشتر مي‌توان ديد كه در احكام فوق بين دو حالت زير تمايز گذاشته شده است:

صاحبخانه دست خود را به بيرون خانه دراز مي‌كند و درويش چيزي را از دست صاحبخانه برمي‌دارد.

صاحبخانه دست خود را به بيرون خانه دراز مي‌كند و چيزي را در دست درويش مي‌گذارد.

اينكه اين دو چه تفاوتي دارد خود موضوعي براي بحث در تلمود است. براي آشنايي با فقه تلمودي، مثالهاي ديگري از احكام تلمود را در اينجا بازگو مي‌کنیم:

-اگر كسي چيزي را به فاصله‌اي كمتر از چهار ذرع بيندازد، و آن چيز پس از افتادن بر زمين بغلتد و به فاصله‌اي بيشتر از چهار ذرع برود، شخص مبراست. اما اگر كسي چيزي را به فاصله‌اي بيشتر از چهار ذرع بيندازد، و آن چيز پس از افتادن بر زمين بغلتد و به فاصله‌اي كمتر از چهار ذرع برگردد، شخص مقصر است.

-اگر شخصي فراموش كند كه روز سبت است و چيزي را پرتاب كند و پيش از رسيدن آن چيز به مقصد به ياد آورد كه روز سبت است، مبراست.

-كسي كه چيزي را با دست راست يا دست چپ يا در بغل يا بر شانه‌اش حمل كند، مقصر است. اما كسي كه چيزي را به شكل نامتعارف حمل كند، مثلا با پشت دستش، با پايش، با دهانش، با گوشش، با مويش، با لبه‌ي پيراهنش يا با كفشش حمل كند مبراست.

-اگر كسي چيز سنگيني را به مكاني عمومي حمل كند مقصر است. اگر دو نفر با هم چنين كنند مبرا هستند، به اين شرط كه هر يك به تنهايي نيز بتوانند آن را حمل كنند، اما اگر دو نفر چيزي را حمل كنند كه به تنهايي نتوانند، هر دو مقصرند.

-اگر شخصي چيزي چسبنده مانند خرماي تازه را از فاصله‌ي چهار ذرعي ديواري به سمت آن پرتاب كند و آن چيز در ارتفاع بيش از ده وجب از زمين به ديوار بچسبد شخص مقصر است، اما در ارتفاع كمتر از ده وجب مبراست. 

احكام فوق در بخشي از تلمود به نام ميشنا آمده است. بخش ديگري از تلمود به نام گمارا به بررسي دقيقتر احكام فوق و نظرات مختلف فقيهان  تلمودي در باره‌ي احكام ميشنا مي‌پردازد و به اين ترتيب حجم عظيمي از احكام فقهي گرد مي‌آيد كه درك دقيق و كامل آن به عمري مطالعه نياز دارد و جز از طريق کار حرفه‌اي و تخصصي امکان‌پذير نيست.

به پایان رساندن مطالعه و تحلیل هر رساله از تلمود کار سنگینی است. طلاب تلمود، ختم هر رساله را جشن مي‌گيرند و دعاي زیر را متناسب با نام هر رساله‌ می‌خوانند:

دعای ختم رساله‌ی سبت

اي رساله‌ي سبت، به تو رو مي‌كنيم، باشد كه تو نيز به ما رو كني. اي رساله‌ي سبت، تو را به ياد مي‌سپاريم، باشد كه تو نيز ما را به ياد بسپاري. در دنیا و آخرت، ما تو را فراموش نمی‌کنیم، تو نیز ما را فراموش مکن. (این را سه بار تکرار می‌کنی، و سپس می‌گویی:) خداوندا، چنان كن كه هم و غم ما در دنيا و آخرت پيروي از قانون تو باشد. خداوندا، كلمات قانونت را در كام ما شيرين كن، باشد كه ما و فرزندانمان نام تو و قانون تو را بدانيم. خداوندا، تو را شكر مي‌كنيم كه ما را جزو ساكنان مدرسه قرار دادي، نه ساكنان بازار. چرا كه ما زود برمي‌خيزيم و آنها زود برمي‌خيزند. ما به سوي كلمات قانون مي‌رويم و آنها به سوي كلمات بيهوده مي‌روند. ما مي‌كوشيم و آنها مي‌كوشند. ما مي‌كوشيم و اجر مي‌گيريم و آنها بي‌نتيجه مي‌كوشند. ما مي‌دويم و آنها مي‌دوند. ما به سوي زندگي جاويد مي‌دويم و آنها به سوي مرگ مي‌دوند. خداوندا، همچنان كه ياريم كردي كه رساله‌ي سبت را ختم كنم، ياريم كن كه رساله‌هاي ديگر تلمود را نيز شروع و ختم كنم. و به من عمر بده تا تمام كلمات قانونت را ياد بگيرم و رعايت كنم و ياد دهم.

اكنون به بعضی از احكام عهد عتیق در موضوع سبت نگاه مي‌كنيم و آن را با تفسير تلمودي اين حكم مقايسه مي‌كنيم. در پاره‌اي از آيات عهد عتيق به صراحت مشخص است كه مقصود از منع كار در روز سبت، منع فعاليت اقتصادي و تعطیل کسب و کار است:

 -در آن روزها در يهودا عده‌اي را ديدم كه در چرخشت انگور لگد مي‌كردند و عده‌اي غله و شراب و انگور و انجير و كالاهاي ديگر بار خر مي‌كردند تا در روز سبت به اورشليم ببرند. من به آنان هشدار دادم كه در آن روز خوار و بار نفروشند. بعضي از اهالي صور نيز آنجا ساكن بودند كه ماهي و كالاهاي ديگر را به اورشليم مي‌آوردند و در روز سبت به قوم يهود مي‌فروختند. آنگاه سران يهودا را توبيخ كردم و گفتم: اين چه كار زشتي است كه مي‌كنيد و حرمت سبت را مي‌شكنيد؟ (نحميا، 15 تا 17)

-اگر از من اطاعت نكنيد و حرمت سبت را نگه نداريد و در روز سبت همچنان از دروازه‌هاي اورشليم كالا وارد كنيد، آنگاه دروازه‌ها را آتش مي‌زنم، چنانكه به كاخهاي اورشليم را بسوزاند و نتوان آن را خاموش كرد. (ارميا 17، 27)

-اي كساني كه منتظريد ايام تعطيل تمام شود تا غله بفروشيد، سبت تمام شود تا گندم بفروشيد، ترازوها را دستكاري كنيد و با سنگ سبك پول بيشتري بگيريد! (عاموس 8، 5)

علاوه بر اين بايد در نظر داشت كه در عصر موسي در مقابل رعايت حكم سبت كه شامل سبت هفتگي و سبت سالانه است، شرايط خاصي برقرار بوده است كه امروزه اين شرايط برقرار نيست. ممكن است حكمي در تورات وجود داشته باشد كه در شرايط عادي نامعقول باشد، اما در شرايطی خاص معقول باشد: 

-خداوند در كوه سينا به موسي گفت: به بني‌اسرائيل بگو: وقتي به سرزميني كه به شما مي‌دهم رسيديد، بايد سبت را براي زمين رعايت كنيد. شش سال زمين را بكاريد، تاكستانها را هرس كنيد و محصولات را جمع كنيد، ولي در سال هفتم زمين وقف خداوند شود و استراحت كند. نه بذر بكاريد نه تاكها را هرس كنيد. گياهان خودرو را براي خودتان درو نكنيد و انگورها را براي خودتان نچينيد، چون آن سال سال استراحت زمين است. محصول سال هفتم براي همه است: خودت، غلامت، كنيزت، كارگرت، غريبي كه نزدت ساكن است، چارپايانت، و جانوراني كه در زمينت هستند، از محصول زمين بخورند. (لاويان، 25: 1 تا 7)

-شايد بپرسيد: در سال هفتم كه كاشت و برداشت نداريم، چه بخوريم؟ من در سال ششم به محصول شما بركت مي‌دهم تا براي سه سال ذخيره داشته باشيد. سال هشتم زمين را مي‌كاريد، در حالي كه هنوز محصول باقيمانده از قبل را تا سال نهم در انبار داريد. (لاويان، 25: 20 تا 22)

خداوند به موسي گفت: از آسمان برايتان نان مي‌فرستم، و مردم بايد هر روز بيرون بروند و مقدار معيني جمع كنند تا ببينم از احكامم پيروي مي‌كنند يا نه. در روز ششم بايد دوبرابر مقدار هر روز را جمع كنند. (خروج 16: 4 و 5)

بني‌اسرائيل به جمع‌آوري نان پرداختند. بعضي زياد و بعضي كم. وقتي آن را اندازه گرفتند، آنكه زياد جمع كرده بود چيزي بيشتر نداشت و آنكه كمتر جمع كرده بود چيزي كم نداشت. هر كس به اندازه‌ي نيازش جمع كرده بود. موسي گفت: چيزي از آن را تا صبح نگه نداريد. بعضي از آنها به سخن موسي توجهي نكردند و قدري از آن را براي صبح نگه داشتند. اما صبح نانها كرم‌زده و گنديده شده بود. موسي از آنها خشمگين شد. (خروج 16: 17 تا 20)

بعضي از مردم روز هفتم براي جمع‌آوري بيرون رفتند، اما چيزي پيدا نكردند. خداوند به موسي گفت: تا كي مي‌خواهيد از احكام من سرپيچي كنيد؟ او در روز ششم نان دو روز را به شما مي‌دهد تا كسي در روز هفتم از جاي خود بيرون نرود. (خروج 16: 27 تا 29)

تورات مي‌گويد در سال هفتم زمين را نكاريد، اما در عين حال مي‌گويد كه در سال ششم محصول را به اندازه‌ي نياز سه سال بركت مي‌دهم. به همين ترتيب تورات مي‌گويد روز هفتم براي جمع‌آوري نان نرويد، اما در عين حال مي‌گويد كه روز ششم به اندازه‌ي دو روز از آسمان نان مي‌فرستم. اين شرايط در حالت عادی برقرار نيست، اما زمانی در عصر موسی برقرار بوده است. با تغيير شرايط اعتبار منطقي يك حكم مي‌تواند از بين برود.

فقه تلمودي دست كم به دو علت به خطا رفته است:

1.   تفسير نامعقول احكام تورات: كليت حكم سبت امروزه هم قابل دفاع است. يك روز از هفت روز را انسان به استراحت بپردازد و به شكل خاص به امور غیرمادی اختصاص دهد. حکم سبت در تورات حکمي انسان‌دوستانه و حتي حيوان‌دوستانه است. بنا بر اين حکم مالک موظف است به غلام خود در اين روز استراحت بدهد. مالک حتي اجازه ندارد چارپايان خود را در اين روز به کار بگمارد. تخصيص يک روز به استراحت باعث مي‌شود که  قوم حريص بني‌اسرائيل-که حتي با وجود دريافت نان کافي از آسمان باز هم در روز سبت به دنبال نان مي‌رود و خشم خدا را برمي‌انگيزد- مجبور شود تمام کوشش خود را صرف مال‌اندوزي و پرداختن به ماديات نکند. اينها تفاسير معقولي است که مي‌توان از حکم سبت و تاکيدات تورات بر حفظ حرمت آن داشت. اما كار در روز سبت را مي‌توان با استنباطات در ظاهر تخصصي به اموري همچون نوشتن حرفی از الفبا یا پرتاب کردن شيئي به فاصله‌ي بیش از چهار ذرع تفسير كرد.

2.   عدم لحاظ كردن شرايط خاصي كه احكام تورات نازل شده است: توقف كشاورزي به مدت يك سال در يك دوره‌ي هفت‌ساله همواره معقول نيست، اما اگر در سال ششم با اراده‌ي خدا محصول به اندازه‌ي سه سال برداشت شود، دليلي وجود ندارد كه فرمان خدا  در نکاشتن زمين در سال هفتم نقض شود.

فقه تلمودي اگرچه حاصل قرنها تلاش به ظاهر علمي فقيهان يهودي است، اما بسياري از احكام آن با عقل سازگار نيست. بنا به تلمود، مقصر غيرعمدي بايد كفاره بدهد، اما مقصري كه به عمد حرمت سبت را بشكند بايد كشته شود. عيسي از کساني بود که اگرچه حکم سبت را قبول داشت، اما تفسير او از اين حکم مانند تفسير دانشمندان يهودي نبود. عيسي حرمت روز سبت را آن گونه که کاهنان يهودي تفسير مي‌کردند نگه نمي‌داشت و خشم آنان را برمي‌انگيخت. در انجيل مجادلات عيسي و علماي يهودي بر سر چگونگي رعايت حکم سبت بیان شده است. يکي از دلايل صدور فتواي قتل عيسي از سوي علماي يهودي، مناقشه بر سر حفظ حرمت سبت بود.

 

***

 

اگرچه با مثالهای متعدد از تورات می‌توان نشان داد که منظور از کار در روز سبت، کار برای کسب روزی است، اما گاه عباراتی در تورات یافت می‌شود که ممکن است در این استنباط معقول شبهه ایجاد ‌کند. یکی از مهمترین عبارات تورات در این زمینه در کتاب خروج آمده است: 

-موسی همه‌ی گروههای بنی‌اسرائیل را جمع کرد و به آنها گفت: اینها کلماتی است که خدا فرمان داده است و شما باید انجام دهید. شش روز کار کنید و روز هفتم برایتان مقدس باشد، سبتِ استراحت برای خدا. هرکس در آن روز کار کند کشته شود. در روز سبت در سکونتگاههایتان آتش نیفروزید. (خروج، باب 35، آیات 1 تا 3)

بر مبنای آیات فوق، آتش افروختن در روز سبت حرام است. با توجه به این فرمان، دانشمندان یهودی در طول قرون گذشته به دنبال یافتن پاسخ برای پرسشهایی از این دست بوده‌اند:

-آیا یهودی می‌تواند از غیریهودی بخواهد که در روز سبت برایش آتش روشن کند؟

-اگر در روز سبت آتش روشنی را ببینیم، چه تکلیفی داریم؟ آیا مکلفیم که آن را خاموش کنیم؟

-آیا اضافه کردن هیزم به آتشی که از قبل روشن است مانند روشن کردن آتش گناه دارد؟

-آیا می‌توان در روز سبت مقدمات افروختن آتش در روز بعد از سبت را انجام داد، مثلا در تنور خاموش هیزم ریخت؟

...

 احکام مرتبط با روشن کردن آتش در روز سبت همچنان یکی از مسائل مهم فقه یهودیان است. در عصر حاضر و متناسب با پیشرفتهای صنعتی، دانشمندان یهودی با پدیده‌های جدیدی مواجه شده‌اند و می‌کوشند فتاوای جدیدی را متناسب با «مسائل مستحدثه» استخراج ‌کنند. به عنوان مثال، استارت زدن اتومبیل مستلزم جرقه‌ زدن شمع و احتراق سوخت در موتور است، بنابراین روشن کردن اتومبیل به معنی روشن کردن آتش است. هرچند دیدگاههای فقهی در این خصوص اختلافاتی دارد، بسیاری از یهودیان ارتدوکس از رانندگی در روز سبت پرهیز می‌کنند. بعضی از علمای یهودی به کسانی که در فاصله‌ی دوری از کنیسه ساکنند اجازه می‌دهند که در روز سبت برای شرکت در مراسم دینی از اتومبیل استفاده کنند. یهودیانی هم هستند که می‌کوشند با ترفندهای فقهی و بازیهای لفظی مشکل را حل کنند. به عنوان مثال، از آنجا که در تورات روشن کردن آتش «در سکونتگاهها» نهی شده است، نتیجه می‌گیرند که می‌توان خودرو را در خارج از خانه روشن کرد. 

یکی از بزرگترین معضلات فقهی یهودیان در عصر جدید، استفاده از وسایل برقی در روز آخر هفته است. از دیدگاه فقه یهودی، روشن کردن لامپهای التهابی مصداقی از افروختن آتش در روز سبت است. علاوه بر این، روشن کردن و خاموش کردن سایر وسایل برقی نیز توأم با ایجاد جرقه‌هایی در کلید یا موتور است که می‌توان آن را نوعی آتش‌افروزی تلقی کرد. بعضی از علمای یهودی حتی استدلال می‌کنند که روشن کردن هر وسیله‌ی برقی در روز سبت می‌تواند به افزایش مصرف سوخت در نیروگاههای برق بینجامد که خود مصداقی از دامن زدن به آتش است.

یکی از روشهای مدرن یهودیان ارتدوکس برای اجتناب از روشن و خاموش کردن مستقیم وسایل برقی، استفاده از تایمر است. تایمر قبل از روز سبت تنظیم می‌شود تا وسیله‌ای را در روز سبت کنترل کند. علاوه بر امکان استفاده از تایمر، روشن شدن غیر عمدی وسیله‌ی برقی نیز مجاز است. به عنوان مثال در صورتی که یخچال خاموش باشد، باز کردن در یخچال جایز است هرچند ممکن است پس از باز شدن در، ترموستات عمل کند و موتور روشن شود.  البته بنا بر احتیاط بهتر است در یخچال زمانی باز شود که موتور روشن است، چون معمولا در این حالت پس از باز شدن در، موتور خاموش نمی‌شود. با این حال اکثر علمای یهودی روشن شدن چراغ داخل یخچال را حرام می‌دانند. یهودیان ارتدوکس قبل از شروع سبت چراغهای داخل یخچال را قطع می‌کنند تا در روز سبت پس از باز شدن در، چراغ روشن نشود.

به همین ترتیب فقه معاصر یهودیان مطالعات و اجتهادات بسیاری را بر روی امکان و چگونگی استفاده از وسایلی چون تلویزیون، تلفن، کامپیوتر، آسانسور و غیره در روز سبت انجام داده است و فتاوا و دیدگاههای متفاوتی را بیان کرده است که عمدتاً بر تحریم استفاده از این وسایل استوار است.

تصویر زیر تابلویی را در کنار یک «آسانسور سبت» نشان می‌دهد. آسانسورهای سبت در اسرائیل و مناطق یهودی‌نشین کشورهایی مانند آمریکا و آرژانتین استفاده می‌شوند. روی تابلو نوشته شده است:

آسانسور سبت

این آسانسور در روز سبت و تعطیلات یهودیان

به صورت خودکار در تمام طبقات توقف می‌کند.

توقف خودکار در تمام طبقات به این علت است که یهودیان سنتی در روز سبت نمی‌توانند به کلیدهای آسانسور دست بزنند و طبقه‌ی خاصی را انتخاب کنند. خدای روحانیان یهودی از زدن کلید آسانسور در روز تعطیل به خشم می‌آید.  

 

 

 

 

با وجود رویکرد ظاهراً تخصصی و موشکافانه‌ی فقهای یهودی در استخراج احکام، می‌توان این ایراد را بر آنان وارد کرد که برداشت آنان از حکم سبت با فلسفه‌ی این حکم همخوان نیست. حکم سبت برای استراحت وضع شده است، اما در حالی که در روز غیرسبت مثلاً می‌توان از آسانسور استفاده کرد، در روز سبت باید از پله بالا رفت، یا در حالی که در روزهای عادی می‌توان آزادانه از اتومبیل استفاده کرد، در روز سبت باید پیاده رفت. یک «یهودی مؤمن» در روز سبت به جای اینکه راحتتر باشد، از بعضی جهات زحمت بیشتری را متحمل می‌شود. عیسی در انجیل در مناظره با علمای یهودی بر سر حکم سبت، فلسفه‌ و منطق حکم را به آنان یادآور شد: «سبت برای انسان وضع شد، نه انسان برای سبت» (مرقس 2، 27). در استنباط احکام نباید فلسفه‌ی احکام فراموش یا نقض شود و این فلسفه باید معقول و انسانی باشد.

همچنان که پیشتر بیان شد، در تلمود 39 مصداق اصلی کار کردن در روز سبت ذکر شده است که تنها یکی از آنها روشن کردن آتش است. این پرسش پیش می‌آید که چرا از 39 کار ممنوع در تلمود، در تورات به هیچکدام جز آتش‌ افروختن اشاره نشده است؟ دیدگاههای مختلفی که علمای یهودی در این زمینه مطرح کرده‌اند نشان می‌دهد که پاسخ دقیق این پرسش بر آنان معلوم نیست. در اینجا استنباط متفاوتی را مطرح می‌کنیم که می‌تواند تمام استنباطات فقهای یهودی را زیر سؤال ببرد: آتش ‌افروختن در این آیه می‌تواند معنی کنایی داشته باشد و به «فتنه‌انگیزی» تعبیر شود. این استنباط یک برداشت ممکن در کنار سایر برداشتهای موجود است و نمی توان آن را مردود دانست. در صورت درستی این استنباط، احکام روز سبت بسیار معقولتر از شکل فعلی آن خواهد بود.

فرض کنیم این فرمان ابلاغ شود که «امروز هیچ کاری نکنید و هیچ آتشی روشن نکنید». کلمات و عبارات این فرمان با توجه به محل ابلاغ و مخاطبانِ فرمان می‌تواند معانی متعددی داشته باشد. ممکن است این فرمان را به نانوایان یا آهنگران شهر ابلاغ کنیم، کاسبانی که کار آنها مستلزم افروختن آتش است. معدودی از مفسران یهودی منع افروختن آتش در روز سبت را از این دیدگاه تحلیل کرده‌اند، یعنی منع کسب و کارهایی که به افروختن آتش نیاز دارند. اگرچه در این تحلیل آتش ‌افروختن به کسب و کار مرتبط می‌شود، اما همچنان این اشکال باقی می‌ماند که چرا باید تنها به یک دسته‌ی خاص از فعالیتهای اقتصادی اشاره شود. اکنون فرض کنید که در جامعه‌ای که حرص مال‌اندوزی در هفت روز هفته شدید است، قانون شدیداللحنی برای تعطیل کار در روز خاصی از هفته و استراحت و پرداختن به امور معنوی صادر شود و نقض این قانون نیز مجازات شدیدی به دنبال داشته باشد. در این صورت اگر گفته شود «در این روز تعطیل کار نکنید و آتش نیفروزید»، بسیار دور از ذهن است که منع آتش‌افروزی را حمل بر روشن کردن وسایلی چون چراغ و شمع کنیم.

در کتاب مقدس، به آتش‌افروزی هم به مفهوم طبیعی آن هم به مفهوم کنایی آن اشاره شده است. در تفسیر متن علاوه بر معانی اصلی عبارات و اصطلاحات، باید جایی را هم برای معانی مجازی و کنایی آنها باز کنیم.

-هیزم که نباشد آتش خاموش می‌شود؛ سخن‌چین که نباشد نزاع فرو می‌نشیند.

زغال و هیزم آتش را مشتعل می‌کند؛ مرد ستیزه‌جو هم نزاع را می‌افروزد. (امثال 26، 20 و 21)

علاوه بر مفهوم کنایی آتش‌افروزی، کتب عهد عتیق نقل می‌کنند که گاهی خشم خدا بر بنی‌اسرائیل به نزول آتش عذاب منجر می‌شد:

-مردم شکایت کردند و خدا شنید و ناخشنود شد. خشم خدا افروخته شد و آتش خدا بخشی از اردوگاه را نابود کرد. (اعداد 11، 1)

-خداوند چون این را شنید غضبناک شد و آتش خشمش بر اسرائیل شعله‌ور شد. (مزامیر 78، 21)

-اگر از من اطاعت نكنيد و حرمت سبت را نگه نداريد و در روز سبت همچنان از دروازه‌هاي اورشليم كالا وارد كنيد، آنگاه دروازه‌ها را آتش مي‌زنم، چنانكه كاخهاي اورشليم را بسوزاند و نتوان آن را خاموش كرد. (ارميا 17، 27)

به این ترتیب آتش افروختن در روز سبت می‌تواند به معنی کنایی «افروختن آتش فتنه»، یا به معنی «افروختن آتش خشم خدا» یا «نزول آتش عذاب الهی» باشد. اگر مجازیم که معنی آتش‌افروختن را تا زدن کلید آسانسور توسعه دهیم و زندگی مردم را به نام دین فلج کنیم، نباید بررسی معانی کنایی و غیرمستقیم اصطلاح مذکور را فراموش کنیم.

در تورات با وجود فرمان منع آتش‌افروزی در روز سبت، تصریح شده است که آتش عبادتگاه باید همیشه روشن نگه داشته شود:

به بنی‌اسرائیل فرمان بده برای چراغدان عبادتگاه روغن زیتون خالص بیاورند تا عبادتگاه همیشه روشن باشد. (خروج 27، 20)

آتش عبادتگاه در روز سبت هم باید روشن باشد. فقهای یهودی این آیه را یک استثنا بر منع آتش‌افروزی در روز سبت می‌دانند. بر خلاف دیدگاه سنتی فقها، می‌توان این آیه‌ی تورات‌ را گواهی روشن بر جواز افروختن آتش در روز سبت دانست و عقل را از چنگ انبوهی از احکام نابخردانه‌‌ی تلمود آزاد کرد. روز سبت در تورات روز تعطیل کار است، اما متخصصان تلمود آن را به روز تعطیل عقل تبدیل کرده‌اند.

 

***

 

قانون سبت یکی از «ده فرمان» اصلی تورات است. ده فرمان پس از آزادی بنی‌اسرائیل از بردگی فرعون به آنان ابلاغ شد. تورات به بنی‌اسرائیل یادآوری کرده است که این قوانین از سوی همان خدایی صادر شده است که آنان را از اسارت مصریان آزاد کرد (خروج 20، 1 تا 17). قوم موسی پس از آزادی به قانون نیاز داشتند و همان خدایی که به آنان آزادی داد، به آنان قانون هم داد. توالی آزادی و قانون را پس از هجرت محمد و پیروان او به مدینه هم می‌بینیم، یعنی قوانین اجتماعی قرآن هم همگی پس از هجرت به مدینه و رهایی مؤمنان از سلطه‌ی مشرکان نازل شد.

پیامبران بار را از دوش مردم برمی‌داشتند و زنجیر را از پای آنان باز می‌کردند: ویضع عنهم إصرهم والأغلال التی کانت علیهم. منطقی نیست که پیامبران به نام خدا به مردم آزادی بدهند و سپس با وضع قوانینی غریب و نامفهوم و نامعقول، باز هم به نام خدا آزادی را از مردم سلب کنند. قانون برای سلب آزادی نیست، بلکه برای صیانت از آزادی است. در فرهنگ مدرن هم می‌بینیم که معمولا آزادترین جوامع قانونمندترین جوامع هم هستند. قوانین تورات و انجیل و قرآن برای سلب آزادی مؤمنان وضع نشده است. تفسیر نادرست یا اجرای نابجای این قوانین است که با آزادی تعارض پیدا می‌کند.

(ادامه دارد)

 

*در ارجاعات به تلمود از منبع زیر استفاده شده است:

The Babylonian Talmud,  Tract Sabbath, English Translation by Michael L. Rodkinson, [1903]

 

در این ارتباط:

دین و آزادی (1): هجرت و حکومت

دین و آزادی (2): بیعت و اطاعت

دین و آزادی (3): جهاد ابتدایی

دین و آزادی (4): عیسی و پیلاطس

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما 164 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم