«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

ابوالقاسم فنايي: از عید قربان گذشته تاکنون بسیاری از دوستان عزیز در فضای مجازی در باب داستان ابراهیم و فرزندش اظهارنظر کرده‌اند. شخصاً از این اظهارنظرها و گفتگوهای مکتوب بسیار آموخته‌ام و از این بابت از همه این عزیزان سپاسگزارم. نظر به این‌که برخی از این اظهارنظرها ناظر به گفتگوی من با سایت ایسکانیوز و متضمن نقدی بر خوانش بنده از این داستان است، برآن شدم در قالب نوشته‌ای کوتاه هم صورت‌بندی دقیق‌تری از موضوع یا موضوعات مورد بحث بدست دهم و هم نکات تازه‌ای را که از گفتگو با این عزیزان یا مطالعه نوشته‌هایشان آموخته‌ام، یا در اثر این گفتگوها به ذهنم رسیده مکتوب کنم.

ابوالقاسم فنایی: اگر شریعت در زمان حیات پیامبر سیال و در حال تحول بوده، و اگر خدای شارع در زمان حیات پیامبر اکرم در حکم خود نسبت به برخی موضوعات، از جمله قبله، احکام روزه یا برخی از احکام جهاد، تجدید نظر کرده، و این تجدید نظر در قرآن هم ‌آمده، در این صورت پرسش این است که چرا با رحلت پیامبر اکرم ناگهان همه احکام ثابت می‌شوند. رحلت پیامبر که تغییری در سرشت خدای شارع ایجاد نمی‌کند. خدا همان خداست. خدایی که قادر است در زمان حیات پیامبر حکمش را تغییر دهد، و حکم جدیدی را به جای حکم قبلی خود بنشاند، علی‌الاصول قادر خواهد بود که بعد از رحلت پیامبر نیز چنین کاری را بکند.

 اگر بخواهید برای پروژه‌ی فکری‌تان یک نام بگذارید چه نامی را انتخاب می‌کنید؟ دین در چارچوب اخلاق؟ معنویت قدسی؟/ ♦ابوالقاسم فنایی: اگر اخلاق را از فروعات یا زیرمجموعة عقلانیت و/یا معنویت بدانیم، نامِ «دین در چارچوب عقلانیت و معنویت» را بیشتر می‌پسندم، اما اگر آن را امری مستقل از عقلانیت و معنویت بدانیم، نامِ «دین در چارچوب اخلاق، عقلانیت و معنویت» برای این پروژه مناسب‌تر و گویاتر است.

 ابوالقاسم فنایی: درس‌های معنوی و اخلاقی‌ای که از طبیعت و فصل بهار می‌توان آموخت بسیار فراوان است. در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم.اولین درسی که از فصل بهار می‌توان آموخت این است که همانگونه که طبیعت خزان و بهاری دارد، دنیای درون آدمی نیز خزان و بهاری دارد و تحولات مشابهی را از سر می‌گذراند. بلکه بالاتر از این، از منظر عارفان خزان و بهار جهان بیرون بازتاب خزان و بهار جهان درون ماست.

 ابوالقاسم فنایی: واژه‌ی «معنویت» و مشتقات آن در قرآن به کار نرفته است. در عین حال به دلیل حضور پررنگ آموزه‌های معنوی در قرآن می‌توان ادعا کرد که قرآن یک کتاب معنوی است، یا یک کتاب معنوی نیز هست. بنابراین، به جای پرسش از تعریف «واژه‌ی» معنویت از چشم‌انداز قرآن، بهتر است بپرسیم که «آیا مؤلفه‌های معنویت در قرآن یافت می‌‌‌شود؟»، یا «معنویت قرآنی چه ویژگی‌هایی دارد؟»، یا «اگر احیاناً تعریفی از سرشت معنویت یا ویژگی‌های انسان‌های معنوی یا سبک زندگی معنوی در قرآن می‌توان سراغ گرفت، آن تعریف یا ویژگی‌ها چیست؟».

 ابوالقاسم فنایی:  در باب مسئله ابراهیم (س) و دستور خداوند، آراء و نظرات گوناگونی مطرح شده است، و گروهی از متفکران این قصه را شاهدی درون دینی بر تقدم دین بر اخلاق قلمداد کرده‌اند. من سعی می کنم با استناد به روایت قرآن کریم از این واقعه، به تفسیر آن بپزدازم. رأی مختار من این است که در اینجا عمل غیراخلاقی صورت نگرفته است.

 ابوالقاسم فنایی: پروژه‌ی دین و اخلاق اولاً و بالذات پروژه‌ای «فلسفی»،«دین‌شناسانه» و «اخلاق‌شناسانه» است، نه پروژه‌ای «روشنفکرانه»، هرچند پیامدهای نظری و عملی این پروژه توجیهی برای گنجاندن آن در ذیل پروژه‌های روشنفکرانه هم به دست دهد. نگارنده به جد بر این باور است که «فلسفه‌ورزی» و «فعالیت‌روشنفکرانه» دو مقوله‌ی متفاوت‌اند، و هر یک از آن‌ها هدف، ابزار، ادب و اخلاق و مخاطبان مخصوص به خود را دارد. آمیختن این دو به یکدیگر و نادیده‌گرفتن تفاوت‌های چشم‌گیرشان، علی‌الخصوص نادیده گرفتن ملاحظات اخلاقی مربوط به هر یک از این دو قلمرو به بهانه‌ی دیگری،کمترین ضرری که دارد این است که هر دو را خراب و ناکارآمد می‌کند و نتایج بسیار نامطلوب به‌بار می‌آورد.

 صدای ایران؛ حیدر سمیرکرم- یکی از پروژه هایی که در درون جریان روشنفکری دینی درسالهای اخیر نمود بارزی داشته است پروژه ای است که به مفهوم واهمیت اخلاق وارتباط آن با دین می پردازد ودر میان روشنفکران دینی کسی که در این زمینه آثار گرانقدری به جامعه علمی ارائه داده است استاد ابوالقاسم فنایی است.

کتاب‌ها

 

 

آخرین مطالب