«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

نیلوفر - علی زمانیان : در گفتار برخی از افراد و به ویژه در میان نسل جوان، با پدیده ای مواجه می شویم که می توان نام آن را "خستگی از دین" نام نهاد. خستگی از دین، واکنشی است طردگرایانه نسبت به هر چه رنگ و بوی دین دارد. از آن چه در این ساحت است می گریزند و آن را طرد می کنند. اما برای این نوع از مواجهه طردگرایانه با دین، دلیلی واضح ندارند. دلسردی و بی تفاوتی نسبت به موضوعی که پیش از این، برای شان امر مهم بوده است و به آن می پرداختند. خستگی از دین، موضع کسانی است که دیگر نمی خواهند به این مقوله بیندیشند و یا با آن روبرو شوند. چنین موضعی، از سر نفرت، دشمنی  و بیگانگی نیست، بلکه می خواهند چیزی را فراموش کنند که بار سنگینی بر آنها وارد کرده است. می خواهند چیزی را از حوزه ی آگاهی شان به ناخوداگاه ببرند و تلاش می کنند آن امری را که برای شان مهم بوده است، از اهمیتش بکاهند و از دایره ی زندگیشان بیرون ببرند.

نیلوفر - علی زمانیان: چرا دین را به پرسش می گیریم؟ امروزه چرا دین، در حجم گسترده ای مورد بازخوانی و تامل و اندیشه ورزی قرار گرفته است؟ چرا این همه واکاوی در باب دین، باورها و دستورات دینی صورت می گیرد؟ بدون آن که وارد فهم چالش های معرفتی و عملی در باب دین شویم و بدون آن که در باب هر یک از آنها دست به ارزشداوری بزنیم، می توانیم این پرسش برون از این چالش را مطرح کنیم که اساسا چرا دین مورد شک و تردید و پرسش قرار گرفته است؟ وارد نزاع شدن و نقد کردن، یک چیز است، اما پرسش از چرایی نقد و نزاع، مطلب دیگری است. چرا رویکرد انتقادی و پرسشی به دین افزایش یافته است؟

علی زمانیان:  کاری که روشنفکر انجام می دهد که او را روشنفکر می کند و او را از کسانی همچون دانشمند، متخصص و یا حتی یک متفکر محض، متمایز می کند چیست؟ چه مرزی میان این گروه می توان کشید تا از یکدیگر متمایز شوند؟

علی زمانیان: در یک تطبیق گذرا و مختصر میان زندگی در جهان پیشین و جهان اکنون مای ایرانی، و با تاکید بر شرایط زیستن در دو دوره ی پیش و پس، عجالتا می توان به این نتیجه رسید که سرجمع، ما ساکنان امروز، در مقایسه با اجدادمان، در شرایط پر خطر و پر اضطراب تری زندگی می کنیم. گرچه در جهت هایی اوضاع بهبود یافته است اما در جهت های بسیار دیگر، وضع مطلوبی نداریم.

علی زمانیان: گنجی اخیرا با طرح ادعایی مبنی بر فرقه سازی از سوی عبدالکریم سروش، دست به پیشگویی عجولانه ای می برد. تلاش می کند پیش از هر کس پرده از برخاستن "فرقه ی سروشیه" بردارد و همگان را در برابر این پیشگویی خیره کننده اش به اعجاب وا دارد. اما او نمی داند با چنین پیشگویی سترون، دست کم مرتکب سه خطای بزرگ شده است. اولا خطای جامعه شناختی. ثانیا خطای اخلاقی و ثالثا خطای سیاسی

ما 178 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم