«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

آرش سلیم:  «تعداد» روزه مقرر شده در قرآن سه روز در سال و «زمان» آن ماه رمضان می باشد. به بیان دقیق تر هر فرد مخاطب قرآن که ایمان آورده است باید در فرصتِ بازه زمانی ماه رمضان یک «عده» سه روزه ای را تکمیل کند و یا به عوض روزه داری گزینه «خوراک دادن به مسکین» را انتخاب کند. در برداشت رایج اما «تعداد» روزه با «زمان» روزه داری (بازه یک ماهه رمضان) یکسان فرض شده است. در نتیجه عده سه روزه مقرر شده در قرآن به ده برابر افزایش پیدا کرده است!

 

 

***

 سه روز یا سی روز؟


نکاتی درباره روزه که دانستن آن ضروری می باشد

‎‎

|آرش سلیم|

 

 

«تعداد» روزه مقرر شده در قرآن سه روز در سال و «زمان» آن ماه رمضان می باشد. به بیان دقیق تر هر فرد مخاطب قرآن که ایمان آورده است باید در فرصتِ بازه زمانی ماه رمضان یک «عده» سه روزه ای را تکمیل کند و یا به عوض روزه داری گزینه «خوراک دادن به مسکین» را انتخاب کند. در برداشت رایج اما «تعداد» روزه با «زمان» روزه داری (بازه یک ماهه رمضان) یکسان فرض شده است. در نتیجه عده سه روزه مقرر شده در قرآن به ده برابر افزایش پیدا کرده است!

 

 افزون بر آن در برداشت رایج بر خلاف آیات قرآن، گزینه طعام دادن به مسکین به جای روزه داری به رسمیت شناخته نشده است و این گزینه به بیماران و سالمندان محدود گردیده است! البته در آیات مربوطه تاکید شده است که گزینه روزه داری بهتر از گزینه طعام دادن به مسکین می باشد. در این نوشتار نکات کلیدی برهان برای اثبات دو مدعای عده سه روزه ای و گزینه طعام دادن به مسکین ارائه می گردد تا در اولین فرصت مقاله پژوهشی تفصیلی آن تالیف گردد.

 

برداشت های نادرست رایج درباره روزه مقرر شده در قرآن (موسوم به روزه «واجب»)، به طور اساسی ریشه در فهم نادرست رابطه بین گزاره های متعدد مجموعه آیات بقره:183، بقره:184، و بقره:185 دارد. شوربختانه درباره موضوع مهمی چون روزه، تبیین جامع و بدون تناقضی حتی از این سه آیه پشت سر هم ارائه نگردیده است- که در این نوشتار درباره آن بحث می شود. البته تمام آیات قرآن را باید در یک رابطه نظام وار و با توجه به محیط «تنزیل» آیات و تعامل با مخاطب «امی» مطالعه کرد. با کمی دقت در آیات روزه و رابطه آن با مراسم حج متوجه می شویم  آیات روزه در محیطی نازل شده است که مراسم دیرینه حج در آن رایج بوده است. تا جایی که در اعلام و مقرر کردن عبادت جدید روزه، فضای عینی و ذهنی پیشینی موجود در رابطه با کم و کیف مراسم رایج حج مورد توجه بوده است: چند روز مناسک ویژه حج سالیانه در یک ماه ویژه و درحالت ویژه «احرام» بسر بردن! افزون بر بی توجهی به محیط فرهنگی اجتماعی قریش، علت بسیاری از تفسیرهای ویرانگر جاری از آیات قرآن- به ویژه آیات موسوم به احکام-  جدا جدا خواندن  آیه های مربوطه می باشد. این مشکل به ویژه در هر موضوعی که بیان آن در چند آیه پشت سرهم تکمیل می شود، جدی تر است و احتمال خطا در فهم آیه بیشتر می شود! حتی در تک آیات طولانی که از چند جمله تشکیل شده است، فهم نادرست از رابطه بین جمع گزاره های متعدد چند جمله می تواند به برداشت های نادرست بینجامد.

 

درباره موضوع بحث به طور اخص، کلیات عبادت روزه نه تنها در یک مجموعه سه آیه ای بیان شده است که هر کدام از این سه آیه خود یک آیه طولانی چند جمله ای و هر جمله با چند گزاره می باشد. کاستی در خوانش نظام وار یکجا و سازگار این مجموعه گزاره های متعدد، به دو نتیجه گیری نادرست درباره روزه انجامیده است که پیامدهای آن کم نیست!  از جمله پیامدهای بدفهمی این مجموعه آیات، در خطر افتادن احتمالی سلامت برخی از روزه داران و همچنین ایجاد زحمت زیاد غیر ضروری برای مومنان روزه دار و دیگران می باشد. افزون بر آن در سطح کلان اثرات زیانبار اجتماعی و اقتصادی در کشورهای مسلمان را نمی توان نادیده گرفت. پس به باور نگارنده بازنگری و فهم این آیات در رابطه با آیات دیگر مربوطه یک ضرورت حیاتی است. چنانچه در این نوشتار بحث می شود در وهله نخست باید از این مجموعه سه آیه ای فهمِ جامعِ سازگار و بدون تناقضی داشت که بدون تردید مستلزم فهم درست چگونگی رابطه بین گزاره ها و نقش هر گزاره در کل مجموعه می باشد. سپس برای جزییات بیشتر و رفع ابهامات به آیات مربوطه و در نهایت سایر آیات قرآن مراجعه کرد. در این نوشتار به فرمول ساده ای اشاره می شود که از متن قرآن و از ساختار دستوری آیات چند گزاره ای قرآن استخراج شده است و می تواند به روشن تر شدن بسیاری از ابهام ها و اختلاف نظرهای تفسیری در آیات چند جمله ای قرآن شامل موضوع روزه کمک کند.

 

ابهام در این که کدام گزاره ها مطلب اصلی (پایه) را بیان می کنند و کدام گزاره ها توضیح و یا تبصره مطلب پایه هستند، قطعا یک معضل بسیار جدی در خوانش متن قرآن در دست است. متاسفانه به این علت و علت های دیگر، آیات قرآن در طول چهارده قرن قربانی تفسیرهای عجیب و غریب زیادی شده است. از جمله برای اهداف تثبیت حاکمیت دنیایی و به زیان مردم تحت سلطه، آموزه های قرآن در موارد زیادی کاملا به ضد خود دگردیسی پیدا کرده است.  به نظر می رسد در زمانی که علامت گذاری متون مرسوم نبوده است، به استناد روایات جعلی (و یا خود جعل کرده)، هر چه خواسته اند از متن استخراج کرده اند!  برای مثال هر آیه ای را که در راستای سلطه گری و حکمرانی قابل تفسیر بوده است، بدون رابطه آن آیه با آیات قبل و بعد (و به طور کلی جدا از زمینه آن) پر رنگ کرده اند! و یا با «منسوخ» اعلام کردن دلبخواهی آیات مزاحم با آیه مورد نظر خود، علیه مردم و به بهای ترس و رنج مردم حکم برساخته اند! امروزه یک پروژه غیر دولتی دست جمعی برای علامت گذاری متن قرآن یک ضرورت حیاتی می باشد. چرا که هر دقیقه شتاب در آن ممکن است حیاتی را از قربانی شدن با برساخته های به نام «احکام شرع» و به نام خدا نجات دهد!

 

سردرگمی تفسیری ناشی از ابهام در درک ساختاری (رابطه بین گزاره های) مجموعه سه آیه مورد بحث تا آن جا جلو  رفته که فعل مثبت «يُطِيقُونَهُ» در آیه بقره:184توسط مفسرین به طور دلبخواهی و کاملا وارونه فعل منفی فرض شده است و با  این فرض معنی جمله را کاملا تغییر داده اند! در این آیه گفته شده است هر کس توانایی آن را دارد (دقت شود: توانایی دارد)؛ به عنوان «فدیه» یا جایگزینِ روزه، به مسکین طعام دهد. اما مفسرین با منفی کردن دلبخواهی این فعل مثبت چنین تفسیر کرده اند:  هر کس توانایی روزه گرفتن ندارد (دقت شود:توانایی ندارد)، به عنوان «کفاره» به مسکین طعام دهد. در ادامه درباره ساختار این آیه در رابطه با دو آیه دیگر بحث می شود. اما همین جا اگر مفسرین به استفاده از واژه «فدیه» در بقره:184 دقت می کردند و  تفاوت مفهومی بین واژه «فدیه» و واژه «کفاره» را در نظر می گرفتند شاید به چنین اشتباه فاحشی دچار نمی شدند. «فدیه» به مفهوم عوض و جایگزین است، اما «کفاره» برای جریمه خطا و یا جزای جرم به کار می رود.  فردی که اختیار گزینش بین چند گزینه (اینجا دو گزینه) دارد و او  یک گزینه را انتخاب می کند، مرتکب خطایی نشده است که بخواهد «کفاره» بدهد!

 

در یک نگاه کلی به سه آیه بقره:183 و 184 و 185 که متن آن در ادامه آمده است، مشاهده می کنیم که در آیات بقره:183 و 184 (جدول 1) نخست فریضه روزه و تعداد (عده) روزه معرفی می گردد و سپس گزینه جایگزین یا عوض آن مشخص می شود. در ادامه در آیه بقره:185، ماه رمضان ماه ویژه روزی داری اعلام می گردد. مشکل اصلی که به ابهام و برداشت نادرست رایج انجامیده این است که آیه بقره:184 «تعداد» روزه را به طور دقیق با یک عدد مشخص روشن نمی کند. بلکه با عبارت ظاهرا مبهم «ایاما معدودات» به مفهوم «چند روز» (تقریبی) بیان گردیده است. اما با مطالعه اصطلاح «ایام معدودات» در آیات دیگر قرآن و به ویژه در آیات موضوع حج و به طور مشخص بقره:213، به راحتی می توان نتیجه گیری کرد که  «ایام معدودات» تقریبی نیست و دقیقا یک «عده» سه روزه می باشد: «واذكروا الله في ايام معدودات فمن تعجل في يومين فلا اثم عليه». مخاطبِ آیات روزه در رابطه با سنت دیرینه جا افتاده مراسم حج، از «ایام معدودات» حج رایج یک تجسم عینی پیشینی داشته است! در معرفی عبادت روزه، قرآن فضای عینی مراسم حج رایج را الگو قرار داده و در چارچوب این الگو - چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی - فهم آن را برای مخاطب «امی» آسان تر کرده است. چرا که در حالت «احرام» بودنِ چند روزه در یک ماه ویژه، در طول نسل ها برای قبائل مورد خطاب قرآن کاملا جا افتاده بوده است. با این تفاوت که اینجا در مقایسه با ماهِ ویژه مراسم حج (ذیحجه)، ماه رمضان ماهِ ویژه روزه داری اعلام می گردد. دلیل انتخاب ماه رمضان نیز اهمیت این ماه بیان شده که در آن قرآن نازل شده است. به زبان خودمانی به هنگام معرفی و مقرر کردن عبادت جدید، روی شرایط عینی و ذهینی مخاطب در رابطه با چند روزِ معدودِ «محترمِ» معلوم سرمایه گذاری شده است  («ایام معدودات» بقره:203 و «ایام معلومات»،حج:29). با مشابه سازی ایام روزه داری با سنت در «احرام» بودن چند روزه حج آباء و اجدادی، تعداد و فهم فلسفه روزی داری و همچنین پذیرش عبادت جدید را برای آنان آسان تر کرده است. این که مثلا چند روز روزه داری مانند چند روز در حالت احرام بسر بردن روزهای زیادی نیست و از عهده انجام آن بر می آیید! یا این که مثلا روزه داری فقط پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه مانند روزهای در «احرام» بودن، فرد روزه دار باید از بدی ها بپرهیزد و تقوای بیشتری را تمرین کند.

 

حتی بدون مراجعه به دیگر آیات قرآن، از آن جا که به عنوان دو واحد اندازه گیری زمان بین «روز»  و «ماه» واحد دیگری به نام «هفته» وجود دارد به راحتی می توان گمانه زنی کرد که «چند روز» مورد نظر در گزاره «ایاما معدودات» باید از یک هفته کمتر باشد! همانطور که تقریب کمتر از یک سال با چند ماه بیان می شود، نه چند هفته!  سی روز آن قدر بزرگ است که کسی آن را با چند روز تقریبی اعلام نکند. مثلا اگر فردی سی سکه یک درهمی به فقیری بدهد نمی گوید چند درهم دادم! چند درهم برای دو سه سکه به کار می رود!

 

از طرف دیگر حتی در برداشت رایج اعلام دو تعداد روزه در دو آیه پشت سرهم:  1) «ایاما معدودات» (بقره:184)  و  2) «شهر رمضان» (بقره:185)، همواره موجب اختلاف نظرهای شدید بین مفسرین مشهور بوده است! گروهی بدون توجه به مفهوم «ایاما معدودات» در آیه بقره:184، و یا جدی نگرفتن این بخش از آیه؛ آیه بقره:185 را مبنا قرار داده و منظور از «ایام معدودات» را همان یک ماه رمضان فرض کرده و خیال خودشان را راحت کرده اند!  اما گروه دیگری از مفسران (منصف تری) که سرسری گرفتنِ گزاره «ایاما معدودات» برایشان راحت نبوده است و آن را جدی گرفته اند، به «ناسخ و منسوخ» متوسل شده اند.  چرا که با به حساب آوردن گزاره «ایاما معدودات» در بقره:184، قادر نبوده اند تناقض آشکار اختلاف ده برابری  تعداد روزه مقرر شده را (آن هم در دو آیه پشت سرهم) توجیه کنند! این گروه از مفسرین به ناچار  گفته اند که  آیه بقره:184 با آیه بعدی یعنی بقره:185 منسوخ گردیده است! و در این راستا  گمانه زنی کرده اند که روزه سه روزه برای زمانی بوده است که ایمان مسلمانان اولیه ضعیف بوده است، اما پس از قوی شدن ایمان مسلمانان برای پذیرش حکم یک ماه روزه، آیه بقره:185 نازل شده و بنابراین حکم روزه خودبخود تغییر کرده است! غافل از این که فرض فاصله زمانی بین نزول آیه بقره :185 و آیه بقره:184، خود مشکل بزرگ دیگری ایجاد می کند: تا زمان نزول بقره:185 و اعلام ماه رمضان به عنوان ماه روزه داری، ایمان آورندگان از کجا می دانسته اند که روزه مقرر شده در دو آیه قبل را در کدام ماه سال روزه بگیرند؟! آیا با این گونه حرف ها متن در دست را بی اعتبار نمی کنند: این چه متنی است که در آن دو آیه پشت سر هم یکی بطلان دیگری را اعلام می کند!؟ از طرف دیگر سوره بقره از سوره های نخست مدنی است. یعنی هنگام نزول آیات روزه، عمده جمعیتی که مشمول روزه می شده اند مهاجرین و انصار اولیه یا همان گروه کوچک سابقون بوده اند. که اتفاقا این افراد مومن ترین و مقاوم ترین افراد عصر بعثت بودند. کسانی که با  اراده و  اختیار کامل فردی و آگاهی تمام از خطرات ایمان آوردن (و بدون طمع غنیمت) به پیامبر پیوسته بودند. در واقع پایداری و شکیبایی این عده کوچک، در آن شرایط بسیار طاقت فرسای تهدید و آزار و شکنجه و قتل و اخراج از خانه و دیار، موفقیت های بعدی پیامبر را رقم زد. البته در مقالات دیگر بحث شده است که این بحث ناسخ و منسوخ خود برساخته باطلی بیش نیست!

 

از طرف دیگر اگر مفسرین مفهوم «عده» را در روزه داری بپذیرند، «عده» یک ماهه روزه داری با اشکالات بس بزرگتری روبرو می شود! برای فهم بهتر مفهوم «عده» می توان به مفهوم نگاه داشتن «عده» بعد از طلاق توجه کرد- که طبق قرآن باید سه ماه پیوسته بعد از طلاق شمارش گردد: «واحصوا العده» (طلاق:1)، «فعدتهن ثلاثه اشهر» (طلاق:4). به بیان دیگر «عده» پیوسته است و قابل تجزیه و انقطاع نمی باشد.  در مورد عده طلاق برای مثال نمی توان ماه دوم عده را تعطیل کرد و به ماه سوم یک ماه اضافه کرد! چرا که با انقطاعِ عده کاربرد آن بیهوده می شود و دیگر به آن عده گفته نمی شود! عده یک ماهه یعنی تکمیل کردن تعداد سی (29) روزه پشت سر هم و بدون انقطاع که به سختی عملی است. برای مثال اگر فردی 25 روز پشت سر هم 25 روزه بگیرد اما به هر علت در روز بیست و ششم موفق به روزه داری نشود باید عده روزه داری را دوباره و سه باره... از روزه شماره یک شروع کند تا سرانجام موفق شود یک عده یک ماهه را کامل کند.  بانوان که به علت عادت ماهیانه اصولا مقدور به کامل کردن عده یک ماهه در یک ماه نمی شوند (مگر در کهنسالی). که با عدالت خدا در تضاد می باشد! اگر به رساله فقها درباره قضای روزه و زنجیره جریمه در جریمه های متعدد و به ویژه در رابطه با احکام  روزه بانوان دقت کنیم متوجه اغتشاش  و تنوع آرای بسیار و پایان ناپذیری زنجیره جریمه در جریمه می شویم. چرا که مساله اصلی از بنیان اشکال دارد: یک ماه روزی داری واجب!

 

بدیهی است روزه مقرر شده در آیات آیات بقره:183 و 184 و 185، روزه داری های داوطلبانه  را لغو نکرده است. بلکه حداقل سه روز روزه داری در ماه رمضان یا گزینه آن برای هر فرد «ایمان آورده» حتمی اعلام شده است.  بدیهی است مومنین می توانند به طور داوطلبانه - و متناسب با  شرایط فردی خود- نه تنها در ماه رمضان که در هر دوازه ماه سال و یا حتی در هر 52 هفته سال به طور منظم چند روز روزه داری کنند. برای مثال اگر فردی هر ماه سال یک عده سه روزه روزه داری کند، مجموع سالانه آن 36 روزه خواهد بود که شش روز از یک ماه روزه رایج بیشتر می شود. یا اگر فردی هر هفته سه روز روزه داری کند، جمع سالیانه روزی داری او در مقایسه با یک ماه روزه رایج بیش از پنج ماه خواهد شد. به نظر می رسد که قبل از بعثت برخی روزه داری های داوطلبانه در سرزمین حجاز رایج بوده است. طبق برخی روایات حضرت محمد خود قبل از نزول آیات روزه روزه داری های داوطلبانه شامل سه روز در هر ماه داشته است. پس اگر افرادی بخواهند در ماه های دیگر از جمله ماه ذیحجه ده روزه داوطلبانه بگیرند، و یا این که بخواهند در ماه رمضان روزهای بیشتری را داوطلبانه روزه بگیرند، یا  این که مسئولیت تامین خوراک نیازمندان بیشتری را  قبول کنند؛ مقوله دیگری است که نباید با عده سه روزه  مقرر شده در ماه رمضان شبهه ایجاد کند. از طرف دیگر باید توجه داشت که عده سه روز روزه داری شامل کسانی نمی شود که مخاطب قرآن بودند ولی دعوت پیامبر را نپذیرفتند و ایمان نیاوردند.

 

موضوع دیگری که یادآوری آن به فهم روزه مقرر شده کمک می کند این است که در قرآن روزه داری بر دو قسم است: الف) روزه عبادی مورد بحث این نوشتار، ب) روزه مجازات که به عنوان یک گزینه کیفری و تنبیه برای مجازات فرد ایمان آورده خاطی و یا مجرم در نظر گرفته شده است. بحث درباره این قسم روزه و موارد آن موضوع این نوشتار نیست. تعداد روزه نوع «ب» متناسب با  شدت جرم یا خطا متغیر می باشد. برای مثال در جرم قتل غیرعمد یک مومن به دست مومن دیگر،  گزینه دو ماه متوالی روزه گرفتن بخشی از «مجازات» قاتل بوده است - با در نظر گرفتن نوع رابطه و قرارداد جاری بین قبیله قاتل و قبیله مقتول (نساء:92).  این آیه در شرایط جنگ جاری طولانی با مشرکان دشمن نازل شده است- جایی که فرد مومنی یک نوایمان آورده را به اشتباه و به ظن هنوز دشمن بودن به قتل می رسانده است. مائده:95 مثال دیگری است که در آن روزه به مثابه یک گزینه مجازات برای مجازات فردی پیشنهاد شده که در حالت احرام حج حیوانی را شکار کند. در این آیه به روشنی تاکید شده است که چنین فردی باید با روزه گرفتن مجازات عمل خود را در این دنیا بچشد: «ذلك صياما ليذوق وبال امره»! یک نمونه مشابه استفاده از گزاره «ليذوق وبال امره» در آیات قرآن، توصیف مجازات آخرت کافران و سختی چشیدن عذاب آتش جهنم می باشد: «ذاقوا وبال امرهم ولهم عذاب اليم» (حشر:15، تغابن:5)!

 

روزهِ قسم «الف» مورد بحث این نوشتار -که در سنت فقهی به آن روزه «واجب» گفته می شود- شبیه  یک روز روزه واجب سالیانه مقرر شده برای بنی اسرائیل می باشد. گزاره «چنانچه برای قبل از شما نوشته شده بود» در آیه بقره:183- که قرآن به عنوان سابقه روزه به آن ارجاع می دهد- تنها می تواند ارجاع به یک روز روزه نوشته شده در تورات باشد. در هیچ متن دینی قبل از قرآن روزه واجب برای پیشینیان مقرر نشده است. آیا این تفاوت سی برابری روزه فرضی مقرر شده برای پیروان حضرت محمد در مقایسه با یک روز روزه مقرر شده برای پیروان حضرت موسی خود جای پرسش ندارد؟!

 

اگر چه استدلال این نوشتار فقط بر اساس آیات قرآن است، اما جهت یادآوری و اطلاع خوانندگان گرامی بد نیست اشاره گردد که شواهد تاریخی و مهمترین آن متن معاهده «حدیبیه»، در راستای تایید مدعای سه روز روزه داری واجب این نوشتار می باشد. طبق یک ماده معاهده حدیبیه، سران مشرکان حاکم بر مکه به مومنان پیرو پیامبر (مقیم مدینه) اجازه می دهند از سال بعد در مراسم حج شرکت کنند و آسیب نرساندن به آنان در سه روز («ایام معدودات») تضمین می شود. می دانیم که در سال ششم هجری از ورود کاروان پیامبر به مکه برای مراسم حج جلوگیری می شود. اما در حدیبیه محلی که کاروان پیامبر منتظر مجوز ورود به مکه بود معاهده مشهور حدیبیه بین پیامبر و سران مشرکین مکه امضا می شود. طبق این معاهده همراه با مواردی دیگر از تعهدات دو جانبه، به پیامبر و یارانش تعهد داده می شود که می توانند از سال بعد مراسم حج را در مکه همراه با مشرکان برگزار کنند و در این سه روز از جانب مشرکان که بر مکه حاکم بودند به آنان تعرضی نخواهد شد.

 

نگاهی ساختاری به آیات بقره:183، 184، و 185

 

قبل از پرداختن به این آیات، به فرمول یا قاعده ساده زیر که در آیات چند جمله ای قرآن مشاهده می شود دقت می کنیم:

 

  • آموزه پایه (حکم اصلی) عموما با صیغه جمع بیان می شود.
  • اما تبصره هر آموزه پایه با صیغه مفرد بیان می شود.

هر آموزه پایه ممکن است یک یا بیشتر تبصره داشته باشد؛ شامل مواری چون شرط، استثنا، توضیح بیشتر و غیره.

 

ابنجا برای کمک به فهم بهتر این قاعده، از واژه مصطلح «تبصره» استفاده شده است که در زبان فارسی در رابطه با مفاد متن های رسمی مثل قانون، قرارداد، آیین نامه، اساس نامه شرکت ها، و غیره بسیار جا افتاده است: مفهوم «تبصره» در رابطه و در مقایسه با مفهوم یک «ماده» متن رسمی.  مثال ساده زیر رابطه بین «ماده» (آموزه پایه) و «تبصره» آن را در متن آیین نامه یک انتخابات فرضی روشن تر می کند:

 

آموزه پایه: رای دهندگان برای رای دادن باید شناسنامه خود را بیاورند.

تبصره: اگر کسی مسافر است می تواند با ارائه گواهی نامه رانندگی و یک مدرکِ دیگرِ احرازِ هویت رای بدهد.

 

در این مثال مشاهده می کنیم که آموزه پایه با صیغه جمع بیان شده است: رای دهندگان/بیاورند. در حالی که تبصره این آموزه پایه با صیغه مفرد بیان شده است:  کسی/ است/ رای بدهد.  

 

حال اگر با این فرمول به سراغ  متن مجموعه  آیات بقره:183 تا 185 برویم، می توان بین هر «آموزه پایه» و «تبصره» (یا تبصره های) مربوط به آن تمایز قائل شد و در نتیجه رابطه بین جملات و گزاره ها و در نهایت متن را آسان تر فهمید. همانطور که در ادامه مشاهده می شود، متن سه آیه علامت گذاری شده و زیر تمام تبصره ها که همه با صیغه مفرد بیان گردیده خط کشیده شده است. در بخش ترجمه آیات برای روشن تر شدن مطلب تلاش شده است آموزه های پایه تفکیک و نامگذاری شود (الف، ب، و ج) و هر آموزه پایه با تبصره همنام آن (الف، ب، ج1 و ج2) ارائه گردد.

 

متن مجموعه آیات بقره:183، 184، و 185

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ:

الصِّيَامُ {كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}. (بقره:183)

أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ؛

فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ.

وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ، فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ؛

فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ.

وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ. (بقره:184)

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ؛

فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ،

وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ.

يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ. (بقره:185)

 

ترجمه آیات با تفکیک آموزه های پایه و تبصره هر آموزه

 

گفته شد که در اعلان عبادت روزه مقرر شده به مخاطب، در لایه اصلی افزون بر بیان هدف روزه داری باید حداقل دو داده  کمی اصلی برای مخاطب مشخص شود:

 

یک) «تعداد» روزه یا «عده» روزی داری، و

دو) «زمان» آن.

 

در لایه پایین تر نیز بیان تبصره ها ضروری است؛ شرایطی که در آن روزه داری برای برخی افراد مشکل است و موجب زحمت  می شود.

 

در ادامه به ترجمه آیات بقره:183 و 184 و 185 و ربط این سه آیه به عنوان یک مجموعه دقت می کنیم. سه آموزه پایه «الف» و «ب» و «ج» همراه با  تبصره (تبصره های) هر آموزه جداگانه مشخص شده است. نکات کلیدی مورد بحث در ساختار مجموعه آیات بشرح زیر قابل توجه است:

 

1)      در بقره:183 مقرر شدن روزه و هدف روزه داری بیان گردیده است.

2)      بلافاصله در بقره:184 «تعداد»/ «عده» روزه داری (ایاما معدودات) مشخص شده است. برای تجسم و فهم بهتر رابطه ساختاری آیات، گزاره «ایام معدودات» بلافاصله در دنباله بقره:183 نشان داده شده است!  

3)      داده دو یعنی «زمان» روزی داری، در آیه بقره:185 ماه رمضان هر سال مشخص گردیده است.

4)      در بخش دیگری از آیه بقره:184 آموزه پایه دیگر («ب» )، یعنی گزینه بودن طعام دادن به مسکین، با صیغه جمع بیان گردیده است. به بیان دیگر گزینه طعام دادن یک شرط/ استثنا یا تبصره نیست که با صیغه مفرد بیان شده باشد. بلکه خود بخشی از آموزه پایه در لایه اصلی است که با صیغه جمع بیان گردیده است. اینجاست که فقها باید به تمایز بین آموزه پایه و تبصره آن و نقش کلیدی آن در استخراج حکم دقت کنند.  جمله «وعلی الذین یطیقونه، فدیه طعام مسکین» مثل جمله «فمن کان منکم مریضا ...» یک شرط نیست بلکه دنباله «کتب علیکم» یک آموزه پایه درباره روزه می باشد؛ كُتِبَ عَلَيْكُمُ:وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ، فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ»!

 

آموزه پایه الف با صیغه جمع:

 

ای کسانی که ایمان آورده اید، برای شما «ایاما معدودات» روزه مقرر شده است:

{همانطور که برای قبل از شما مقرر شده بود، باشد که پرهیزگار شوید}

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ:

الصِّيَامُ؛ {كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ} (بقره:183)

أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ.

 

تبصره الف برای آموزه پایه الف با صیفه مفرد:

 

اگر کسی از شما بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری عده روزه خود را به جا آورد:

فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ.

 

آموزه پایه ب با صیغه جمع:

 

بر کسانی که توانایی دادن جایگزین دارند، طعام دادن به مسکین ]مقرر شده است[:

 وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ، فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ؛

 

تبصره ب با صیغه مفرد برای آموزه پایه ب:

 

اگر کسی (که گزینه طعام دادن به مسکین را انتخاب کرده) داوطلبانه کار خیر انجام دهد (افرادی بیشتری را طعام دهد) برای او بهتر است.

فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ.

 

و در جمله پایانی خطاب به جمع تاکید می گردد که انتخاب گزینه روزه گرفتن (در مقایسه با گزینه طعام دادن) برایتان بهتر است:

وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ.

 

در دنباله به آیه بقره:185 دقت می کنیم:

 

آموزه پایه ج با صیغه جمع:

 

(خطاب به کسانی که ایمان آورده اند):

ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل شده است؛ کتابی برای هدایت مردم با بینات و فرقان در راستای هدایت.

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ؛

 

تبصره ج1 با صیغه مفرد برای آموزه پایه ج1

 

فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ،

پس هر کس از شما در این ماه (در محل زندگی اش) حضور داشته باشد این ماه روزه داری کند.

 

تبصره ج2 با صیغه مفرد برای آموزه پایه ج2

 

هر کس بیمار بود و یا در سفر بود عده خود را روزه های دیگری (در ماه دیگر) روزه بگیرد.

وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ.

 

آموزه پایه کلی جمع بندی آیات:

 

خدا برای شما آسانی می خواهد و  برای شما دشواری نمی خواهد، پس عده را  (در ماه رمضان و یا ماه های دیگر) کامل کنید و خدا را برای هدایتتان  به بزرگى بستاييد و باشد كه شكرگزارى كنيد.

يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.

 

درباره تفاوت بین جمله مشترک «وَمَن كَانَ (منکم) مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ» و تکرار آن در آیه بقره:184 و بقره:185 می توان چنین گفت: «ایام آخر» (روزهای دیگر) در آیه بقره:184 درباره تکمیل یک عده سه روزه در ماه رمضان می باشد، در حالی که «ایام آخر» در آیه بقره:185 درباره تکمیل عده در غیر ماه رمضان می باشد. ممکن است فردی برای مدتی در ماه رمضان بیمار و یا در سفر باشد، چنین فردی باید از فرصت باقیمانده در ماه رمضان استفاده کند و عده روزه داری خود را به جا آورد. همچنین ممکن است فردی در ماه رمضان عده روزی داری را شروع کند اما پس از مثلا دو روزه مریض شود و موفق به تکمیل عده نشود. چنین فردی باید به محض بهبود در ماه رمضان عده روزی داری را از نو شروع کند (اگر هنوز سه روز از ماه رمضان باقی باشد).  «ایام آخر» در بقره:185 برای حالتی است که فرد تمام ماه رمضان مریض یا در مسافرت باشد. در این حالت فرد باید عده روزه خود را در ماه های دیگر سال تکمیل کند.

 

برای روشن تر شدن دلیل تکرار جمله «و من کان مریضا...» در مجموعه آیات مورد بحث، اشاره ای به تکرار جمله «فما استيسر من الهدي» در آیه بقره:196 بد نیست. در این آیه دو حالت احتمالی مواجهه مشرکین مکه با کاروان حج اعزامی پیروان پیامبر از مدینه در نظر گرفته شده است. حالت اول حالتی است  که مشرکان  مسلط بر مکه به عهد خود وفا نکنند و در مرحله ای از انجام مراسم حج آنان جلوگیری کنند. حالت دوم حالتی است که مشرکان  مسلط بر مکه اجازه دهند مراسم حج یاران پیامبر برگزار شود. در این شرایط نامطمئن برگزاری مراسم زیر سلطه دشمن، در هر دو حالت به طور جداگانه به یاران پیامبر تاکید شده است که در مورد تهیه قربانی حج خودشان را به زحمت نیندازند و هر چه مقدور بود تهیه کننند. پس تکرار جملات هم در آیات روزه و هم در آیه بقره:196 در رابطه با دو حالت مختلف و برای صورت بندی دقیق مساله است.

 

در پایان خوانندگان گرامی می توانند یک نمونه ترجمه رایج از آیات بقره:184 و 185 را جهت مقایسه مشاهده کنند. دو نکته اساسی مورد اختلاف که درباره آن بحث شد در ترجمه ناصر مکارم شیرازی  چنین است:

 

1)       روزه یک ماهه: «(آن چند روز معدود) ماه رمضان است».

2)      کفاره روزه برای بیماران و سالمندان (نه گزینه جایگزین روزه داری برای همه): «و بر كساني كه قدرت انجام آن را ندارند (همچون بيماران مزمن و پيرمردان و پيره زنان) لازم است كفاره بدهند».

 

«چند روز معدودي را (بايد روزه بداريد) و كساني كه از شما بيمار يا مسافر باشند روزهاي ديگري را (بجاي آن روزه بگيرند) و بر كساني كه قدرت انجام آن را ندارند (همچون بيماران مزمن و پيرمردان و پيره زنان) لازم است كفاره بدهند، مسكيني را اطعام كنند، و كسي كه كار خير را پذيرا شود براي او بهتر است، و روزه داشتن براي شما بهتر است اگر بدانيد» (بقره:184)».

«(آن چند روز معدود) ماه رمضان است كه قرآن براي راهنمائي مردم و نشانه‏هاي هدايت و فرق ميان حق و باطل در آن نازل شده، پس آنكس كه در ماه رمضان در حضر باشد روزه بدارد، و آنكس كه بيمار يا در سفر باشد روزهاي ديگري را بجاي آن روزه بگيرد، خداوند راحتي شما را مي‏خواهد نه زحمت، هدف اين است كه اين روزها را تكميل كنيد، و خدا را بر اينكه شما را هدايت كرده بزرگ بشمريد و شايد شكرگذاري كنيد (بقره:185)».

 

برای فهم بهتر تمایز بین بخش های پایه و تبصره های مربوطه در آیات طولانی و یا موضوعات چند آیه ای، آیات دو موضوع دیگر در مقایسه با آیات بقره:183 و 184 و با تفکیک آموزه های پایه و تبصره ها در جدول 1 ارائه گردیده است. این آیات نیز از نوع «كُتِبَ عَلَيْكُمْ» و همچنین نزدیک به آیات روزه در سوره بقره انتخاب شده است: بقره:178 (آیه موسوم به قصاص) و  بقره:180 و 181 و 182 (موضوع وصیت).

 

درباره موضوع حج که با  استدلال این نوشتار  رابطه دارد به زودی در نوشتار دیگری بحث خواهد شد. آیه قصاص و سایر آیات درباره قتل نیز در نوشتار دیگری مورد بحث بیشتری قرار خواهد گرفت. در همه این موارد تمایز بین آموزه پایه و تبصره مربوطه در فهم آیه نقش کلیدی دارد.  

 

شوربختانه بدفهمی آیه بقره:178 در زمانه ما بسیار بسیار بسیار فاجعه آفرین شده است! همانطور که در جدول 1 نشان داده شده است، جمله «ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ» - برخلاف برداشت رایج - توضیحی درباره تبصره الف (فمن عفی له..)  نیست! بلکه خود بخشی از آموزه پایه است (بخش ب در جدول1).  

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما 220 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم