«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

نیلوفر -امیرحسین بنـائی:  «بادیگارد» قصة تمام شدن حاج حیدر، یک عضو باسابقه تیم حفاظت از شخصیت­های سیاسی است. می­گویم «تمام شدن» و نمی­گویم «مرگ» چراکه مرگ قهرمان یک داستان صرفاً پایانی تکراری و تراژدیک برای آن داستان است ولی پایان یافتن عمر یک نماد و سمبل می­تواند پیامی ژرف برآمده از کلّ محتوای یک داستان باشد و حاتمی­ کیا این دومی را مدنظر داشته است.

شخصیت «حاج حیدر» تداعی­ کننده «حاج کاظم» در فیلم «آژانس شیشه­ ای» است؛ نماد گروهی از انسانهای آزاده که در دهه شصت به اقتضای زمانه از زندگی و حتی جان خویش دست شستند و از سر ایمان و عقیده خود وارد پیکار با دشمنی اهریمنی شدند. پیکاری که بیش از آنکه برخاسته از شجاعت و جوانمردی آنان باشد، حاصل باور عمیق آنان به «ایدئولوژی» حاکم بر زمانه­ شان بود: قرائتی جدید از اسلام شیعی با صبغه سیاسی و متکی بر شرف و آبروی هزاران ساله عالمان و دینداران مخلص؛ همان ایدئولوژی­ ای که بر پایه آن یک انقلاب تاریخی به پیروزی رسیده بود و طرفداران آن که روز به روز بر تعدادشان افزوده می­شد امیدوار بودند که این ایدئولوژی بتواند همانطور که رهبرانشان ادعا می­کردند، جهان را هم به تسخیر خود درآورد.

حاتمی­ کیا در دهه هشتاد و در فیلم «آژانس شیشه­ ای»، غربت و مظلومیت آن رزمندگان باورمند را روایت کرد. اینکه چطور در کشاکش زندگی روزمره نه­ تنها آن ایدئولوژی که خون بسیاری از بهترین برادرانشان به پایش ریخته شده بود دیگر طرفداری نداشت و به کالایی از مُد افتاده بدل شده بود، بلکه آن قهرمانان سابق نیز از سوی مردم روزگار خویش پس زده شده و به سمبل تحجر و خشونت­ گرایی تبدیل شده بودند.

او در آن فیلم به جماعتی از همان رزمندگان سابق نیشتر زد که نان را به نرخ روز خورده و «سوز» یک رزمنده باورمند را با «دود» یک مزدبگیر منفعت­ طلب و چسبیده به قدرت عوض کرده بودند.

حاتمی­ کیا در «آژانس شیشه­ ای» می­خواست با تمایز و افتراقی که بین «عباس» و «احمد کوهی» می­گذارد ـ که اولی نماد رزمندگان مؤمن به باورهای انقلابی و دومی نماد رزمندگان به­روز شده و بریده از آن ایدئولوژی سابق بود ـ می­خواست که ساحت آن ایدئولوژی را مبرّا از هرگونه عیب و نقص نشان داده و تقصیر را بر گردن گروندگان به آن بیندازد که چطور مغلوب زمانه شده و رسم وفاداری را تا به انتها به جا نیاورده­ اند.

او در آن زمان به خیال خودش می­ خواست تا دِینش را بر آن ایدئولوژی آسمانی! و آن کسانی که جانشان را بر سر آن داده بودند، ادا نماید.

او در «آژانس شیشه­ ای» از طریق کاراکتر «ابوذر» که نماد جوانان نسل سوم انقلاب بود، توجه به مظلومیت و عظمت قهرمانان گمنام را به نسل جوان یاد می­داد و به آنان پیام می­داد که ادامه­ دهنده مرام، عقیده و راه آنان باشند. همان پیامی که حاتمی­ کیا در «بادیگارد» سعی در پس گرفتن آن دارد.

حاتمی­ کیای دهه نود دریافته است که عصر ایدئولوژی دیگر به سر رسیده است. ایدئولوژی از هر نوعی که باشد اگرچه برای تهییج افکار عمومی و بسیج نیروهای توده جهت برپایی یک انقلاب و تغییر وضع موجود بسی کارساز و مؤثر است اما خیلی زود رنگ می­بازد و عدم کارایی­ اش در پی­ ریزی یک نظم جدید آشکار می­شود.

حاتمی­ کیا به عنوان یک ناظر بی­ طرف و حق­ طلب این زنجیره عقاید رسمی، قالبی و نخ­ نما شده را که در اذهان مردم به کلیشه­ ای تکراری و بی­ مصرف تبدیل شده می­ بیند. او از فساد، رانت خواری و دنیاطلبی مدعیان این ایدئولوژی و صدالبته آقازادگانشان آگاه است و نمی­تواند آن را انکار کند. او فهمیده است که کوبیدن بر طبل این ایدئولوژی، ریختن آب در آسیاب متظاهرانی است که در خلوت «آن کار دیگر» را می­کنند و لذا فقط نفرت و دوری بیشتر مردم و حادتر شدن مسأله را در پی خواهد داشت و از همین روست که زیرکانه حرف قبلی­ اش را پس گرفته، هم سمبل آن ایدئولوژی را از بین می­برد و هم دیدگاهش را از یک ایدئولوژی دینی بنیادگرایانه به یک احساس تعهد ناسیونالیستی شیک و عامه­ پسند تغییر می­دهد.

او قصه «نشت عقیدتی» حاج حیدری را روایت می­کند که با همه سابقه درخشانی که در پاسداری از ایدئولوژی انقلابی­ اش دارد، به یکباره آن ایدئولوژی راکنار می­زند: محافظی را نشان می­دهد که دیگر دوست ندارد جانش را برای محافظت از آدمهای سیاسی وابسته به آن ایدئولوژی به خطر بیندازد (محافظی که هم در انجام وظیفه کوتاهی می­کند و هم تقاضای استعفاء و خروج از سیستم را دارد).

او از نسل نویی سخن می­راند که رفته­ رفته از شعور کاذبی که ایدئولوژی برایشان درست کرده رهایی یافته و به ماهیت حقیقی مدعیان آن ایدئولوژی پی برده­ اند: دختر محافظ که دیگر حاضر نیست همچون مادرش به بهای اعتقاد به یک ایدئولوژی، از آسایش و آینده­ اش دست بکشد و پسری که برای رسیدن به این دختر، کارش را که همان عضویت در تیم محافظان است، کنار می­گذارد.

حاتمی­ کیا قلباً قواعد زندگی مدرن را پذیرفته است. او به صراحت می­گوید که اگر کسی هم هست که باید از او محافظت شود، آن دانشمندی است که برای مملکت فایده دارد و با ابزار پوزیتیویستی­ اش  می­ تواند مسائل جامعه را حل کند و برای همین هم باید به کسان دیگری «پول» داد تا ولو در عوض جانشان از آن دانشمند محافظت کنند.

حاتمی­ کیا این را پذیرفته اما شجاعت آن را ندارد (و شاید هم موقعیتش را ندارد) که اعتقادش را که مباین با اعتقاد قبلی­ اش است، علنی کند ولذا مجبور شده است تا از دانشمند نابغه­ ای (مهندس میثم) حرف بزند که فرزند شهید است و علیرغم واقعیت­های عینی جامعه حاضر نیست که برای زندگی به کشورهای پیشرفته برود و ..... و البته برای مخاطب متفکر این همزمانی، کاملاً صوری و مصنوعی است زیرا به لحاظ منطقی هیچ رابطه­ ای بین دانشمند بودن و فرزند شهید بودن نیست.

او با این کار خود شاید می­خواهد تا به طور کاملاً آرام و تدریجی نگاه مخاطبانش را از یک « ایدئولوژی مقدس» به سوی یک «حسّ ناسیونالیستی ضروری» برگرداند تا هم مخاطبانش دچار خلأ هویتی نشوند و هم در مقابل این تغییر دیدگاه، مقاومت ذهنی نکرده و راحت­ تر آن را بپذیرند؛ و شاید هم او دریافته که صنعت فرهنگی جمهوری اسلامی که زمانی محرّک توده در برپایی حکومت عدل جهانی! بود، همینک بازیچه دست سیاست­ بازانی شده است که چه­ بسا به آن شعارها و آرمانها اعتقاد قلبی ندارند و لذا درصدد برآمده تا دست خود را از لباس توده مردم که روز به روز دلسردتر و بیزارتر می­شوند، بیرون کشیده و به دامن تکنوکرات­هایی بیاویزد که درک آنها از دین به همان اندازة سطحی بودن دانش­ شان درباره دین است.

حاتمی­ کیا قهرمان داستانش را برای  همیشه می­کُشد نه برای اینکه او مظلوم و ناتوان است و دیگر نمی­تواند تا از عقایدش محافظت کند بلکه برای اینکه آن عقیده دیگر کارایی و سودمندی­ اش را از دست داده و ارزش دفاع کردن و بسط یافتن ندارد. از نظر او باید چسبی جدید از جنس ملی­ گرایی فراهم کرد تا بتوان جامعه متشتت و رو به فردگرایی امروز ایران را مجدداً متحد و یکپارچه ساخت.


10/01/1396

و من الله التوفیق

  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما 135 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم