«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

نیلوفر - هادی رضازاده:  نوشتۀ حاضر بخش اول از مقالاتی است که در بارۀ «خطاهای مارتین لوتر» از طرف من منتشر خواهد شد. دراین نوشته ها به مواضع نامطلوب و جنجال برانگیز مارتین لوتر در مقابل یهودیت، اسلام، ترک های عثمانی، پاپ و زنان خواهیم پرداخت. هدف از این مقالات «دامن زدن به اختلافات دینی» نبوده، بلکه زدودن موانعی است که امروز در مقابل «دیالوگ سازندۀ بین الادیان» بوجد آمده است.

 

****

گناهان مصلح مسیحیت: مارتین لوتر

(بخش اول: مارتین لوتر و یهودیت)

|هادی رضازاده|

مقدمه: نوشتۀ حاضر بخش اول از مقالاتی است که در بارۀ «خطاهای مارتین لوتر» از طرف من منتشر خواهد شد. دراین نوشته ها به مواضع نامطلوب و جنجال برانگیز مارتین لوتر در مقابل یهودیت، اسلام، ترک های عثمانی، پاپ و زنان خواهیم پرداخت. هدف از این مقالات «دامن زدن به اختلافات دینی» نبوده، بلکه زدودن موانعی است که امروز در مقابل «دیالوگ سازندۀ بین الادیان» بوجد آمده است. 

 سال 2017 مصادف است با پنجصدمین سال پیدایش پروتستانتیسم در مسیحیت. مارتین لوتر در 31 اکتبر 1517 تزهای اعتراض آمیز خود علیه واتیکان را در «ویتن برگ» (آلمان) منتشرکرده و به دروازۀ کلیسای شهر کوبید. پروتستان های همۀ کشورها، بخصوص آلمان در سال جاری میلادی  از این مصلح بزرگ تاریخ مسیحیت تجلیل می کنند. عصیان مارتین لوتر علیۀ پاپ  و واتیکان همراه با آوردن مذهب جدیدی نبود، بلکه بازگشتی بود به مسیحیت اصیل که در آن بین انسان وخدا «دکانی از دین» وجود ندارد و همۀ انسانها بدون واسطه و بدون پرداخت پول و مال به واتیکان  برای «کفارۀ گناهان» از رحمت الهی برخوردار میشوند.

درعین حال توجه دادن به این رسالت اصلی مارتین لوتر و شخصیت او نباید مارا به مطلق گرائی و تقدس او کشانده و جنبه های دیگر شخصیت اورا فراموش کنیم. و اگر به این جنبه ها می پردازیم، در واقع همان راهی را می رویم که او نیز در پیش داشت و آن چیزی نبود جز شکستن کیش شخصیت و تقدس گرایی محض. و اگر به جنبه های منفی شخصیت او توجه می کنیم، نه برای تخطئه مسیحیت است و نه برای بازکردن فصلی از مخالفت های دینی و پاشیدن نمک روی زخم های گذشته در تاریخ. آنچه امروز ما نیاز داریم ایجاد تفاهم و دیالوگ ادیان است. این تفاهم هنگامی صادقانه صورت میگیرد که طرفین از آوردن نقل و قول هائی از کتاب های مقدس شان و یا از رهبران دینی در قرن های گذشته بدون توجه به بسترتاریخی این گفتارها خود داری کنند. این روشی است که امروز مخالفین اسلام با آوردن آیاتی از قرآن بدون توجه به ضروریت های تاریخی آن دوره دچار آن شده اند. اگر ما نمونه هایی از کتاب مقدس و یا گفتارهای رهبران مسیحیت (دراین جا از مارتین لوتر) را در طول تاریخ می آوریم، برای نشان دادن همراه بودن این گفتارها با شرایط تاریخی آن زمانست و همین انتظار را نیز از نقادان اسلام داریم. خودداری از آوردن نقل قول ها، آیات، احادیث و احکام تنها با توجه به «شأن نزول»  آنها در موقعیت خاص تاریخی میتواند در گفتمان بین الادیان مفید، سازنده و ایجادکننده تفاهم به جای دشمنی باشد.

من در دنبالۀ این مقاله  و مقالات دیگر همیشه ذکر این مقدمه را لازم دیده ام.

با توجه به این مقدمه و هدف این گفتار نگاهی می اندازیم به گفتارهایی از مارتین لوتر که به عنوان فرزند زمانش در بارۀ یهودیت، اسلام، ترک ها،  و واتیکان از او صادر شده و امروز در مسیحیت از آنها به عنوان گفتارهای «منسوخ» یاد میشود. دراینجا از بیان وضعیت تاریخی اروپا در قرون وسطی و شرایط اجتماعی و فرهنگی که مارتین لوتر و همفکرانش درآن می زیستند، صرفنظر می کنیم. اعتقاد ما براینست که این «گفتارها» و «نظریات» تنها ناشی از نوع خاصی از برداشت ها و قرائت های کلامی والهیاتی نبوده، بلکه به طور کامل معلول شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن دوران می باشد،  که خوانندگان قطعاً از آن آگاهی دارند.    

 

دربارۀ یهودیت:  

مارتین لوتر بین سالهای 1513 تا 1546(تا سه روز قبل از مرگش) در تفسیرها، موعظه ها، نامه ها، سخنان سرمیزغذا و مقالات بارها علیه یهودیت موضع گرفته است  که تعداد آنها به 16 رساله  میرسد. لحن لوتر در نوشته های اولیه خیلی ملایم تراست و امید این را دارد که یهودیان با موعظه هایش مسیحیت را بپذیرند. در سالهای آخر از این موضوع نا امید شده، علیه یهودیان به شدت موضع گیری کرده، بدون اینکه خود ابداع کنندۀ همۀ این «پیش داوری» ها باشد، به  تفکر«یهودستیزی» عصر خود مشروعیت دینی می بخشد.  ما ازبین همۀ اینها به رساله ای تحت عنوان «دربارۀ یهودیان و دروغ هایشان» [1] که درسال 1543 منتشر شد، اشاره می کنیم:

 

مارتین لوتر در این گفتار خود علیه یهودیت به بخشی از انجیل متی استناد می کند که در آن عیسی در برابر فریسیان و سردمداران یهود به آنها میگوید: «هرکه با من نیست، برخلاف من است ... هرنوع گناه و کفر از انسان آمرزیده میشود، لیکن کفر به روح القدس از انسان عفو نخواهد شد ... و در این عالم و درعالم آینده هرگز آمرزیده نخواهد شد .... ای افعی زادگان چگونه میتوانید سخن نیکو گفت، و حال آنکه بد هستید ...» (انجیل متی، باب 12، آیات 30 تا 34، ترجمۀ قدیم)

آنگاه می نویسد:

«آری چنین است. اینان مارا در وطن خود ما زندانی کرده اند و از ما با عرق جبین کار می کشند تا به پول و ثروت برسند. خودشان کنار بخاری نشسته، با تن پروری …  مشغول خوردن و آشامیدن می باشند. آنها در آرامش زندگی کرده و از درآمد ما استفاده می کنند. آنها ما را اسیر کرده و اموال ما را با رباخواری لعنتی شان از ما گرفته اند و درعین حال ما را مسخره کرده و تف به صورت ما می اندازند، در حالیکه ما مشقت می کشیم و آنها چون ثروتمندان تنبل زندگی می کنند، گویا آنها ارباب و ما بندگان آنها هستیم.»[2]

لوتر در این رساله ابتدا به «تکبر» یهودی ها و اینکه خود را قوم برگزیده می دانند اشاره کرده و در مقدمه همۀ پیشاداوری های آن زمان را نسبت به یهودیان تکرار می کند: یهودیان «خون آشام»، «انتقامجو»، «پول پرست»  و «کله شق» می باشند.  «خاخام های ملعون» جوانان مسیحی را گمراه کرده و ایمان آنهارا متزلزل می کنند. لوتر آنقدر تحت تأثیر یهودی ستیزی زمانش قرار دارد که آنها را متهم به مسمول کردن چاه ها، ربودن کودکان و قطعه قطعه کردن آنها می کند.[3]

لوتر برای دفع فتنۀ یهودیان 7 گام زیر را پیشنهاد می کند: به آتش کشیدن کنیسه ها، تخریب خانه های آنها و سکنی دادن آنها  چون مشتی «کولی»[4] در طویله ها، گرفتن کتابها و تورات (به عنوان ابزار شرک) از آنها، ممنوع کردن آموزش یهودیت و تهدید به اعدام رهبران آنها در صورت عدم اطاعت، ممنوعیت حق فعالیت اقتصادی و عبور و مرور برای کاسبکاران یهودی، ممنوعیت گرفتن بهرۀ پول (رباخواری) و ضبط پول نقد و جواهرات آنها، دادن بیل و کلنگ به دست جوانان قدرتمند یهودی برای سیرکردن شکم شان.[5]

لوتر درحالیکه حاضرست «یهودیان را با دست خودش خفه کند» به مسیحیان سفارش می کند خودسرانه از برخورد با یهودیان خود داری کرده و این رفتار را به حاکمان واگذار کنند، تا این قدرتمندان، مسیحیان را در برابر یهودیان «شیطان صفت» حفظ کنند. لوتر سه روز قبل از مرگش در فوریۀ 1546 به قلمرو «آبرشت پنجم فون مانسفلد» که پروتستانتیسم را پذیرفته بود، سفر کرده و با موعظه های خود این نجیب زاده را به اخراج یهودیان از قلمرو او تشویق کرده و به آن مشروعیت دینی بخشید. یهویان پس از اخراج شان از «ماکده بورگ» در سال 1493 اکنون به این منطقه (آیس لبن) برگشته بودند واکنون حاکم محلی قصد اخراج آنها را داشت. این موعظه تحت نام «اخطاریه ای علیه یهودیان» [6] آمده است. دراین موعظه لوتر یهودیان این منطقه را در برابر دو انتخاب قرار میدهد: قبول مسیحیت و غسل تعمید و یا خارج شدن از این منطقه و چون به مسیحی شدن آنان امیدی نیست، حکم به اخراج آنان داد، زیرا این قوم در صدد کشتن مسیحیان بوده و پزشکان آنان با تردستی وتحت نام «درمان» مسیحیان را به کشتن میدهند.

مواضع لوتر علیه یهودیت در قرن های بعد از طرف نیروها و احزاب یهودی ستیز بارها مورد استفاده قرار گرفت و هیتلر در «نبردمن» از لوتر به واسطۀ محکوم کردن یهودیت به عنوان «مصلح بزرگ تاریخ» نام برد. سازمان مرکزی کلیسای پروتستان آلمان [7]   معتقد بود که هیتلر در مبارزۀ با یهودیت درست راه مارتین لوتر را دنبال میکند.

«یولیوس اشترایشر» که به عنوان ناشر روزنامۀ Der Stürmer (متهاجم) مبلغ افکار ناسیونال سوسیالیسم و نژادپرستی بود، پس از جنگ به عنوان «جنایتکارجنگی» در سال 1946 در مقابل «دادگاه نورنبرگ» چنین گفت: اگر بخواهیم نوشته های لوتر را درسال 1543 در نظرگیریم، «باید در واقع امروز دکتر مارتین لوتر به جای من روی نیمکت اتهام نشسته بود.»، و ادامه میدهد: همانطور که لوتر گفته بود «یهودیان افعی زادگانی هستند که باید کنیسه های آنان را به آتش کشیده و این قوم را نابود کنیم.»[8]

 

 

 

 سازمان ها و کلیساهای پروتستان تا اواخر دهۀ 60 میلادی نسبت به گفتارهای یهودی ستیزانۀ مارتین لوتر سکوت اختیار کرده بودند. سازمان جهانی کلیسای پروتستان در سال 1969 برای اولین بار به عنوان یک مقام رسمی این نظریات را جزو «گناهان غیرقابل بخشش لوتر» دانسته ومعتقد است که «باید همۀ تلاش را به خرج داد، تا کلیسا در آینده دچار چنین گناهی نشود.» این معذرت خواهی از طرف «کنگرۀ جهانی یهودیت» پذیرفته شده و از مسیحیان «قول گرفته شد» که از این نوشته ها در آینده هرگز علیه یهودیت استفاده نشود.

امروز درست است که بیان این سخنان در برابر یهودیت ممنوع بوده و حتی اصل مسلم «آزادی بیان» را نیز به آنها قائل نیستند، ولی موج جدید اسلام ستیزی و ضدیت با «خارجی ها و بیگانگان» درست در ادامۀ همان گفتارهای مارتین لوتر و سایر بیگانه ستیزان اروپای قرون وسطی و باشباهت عجیبی، بدون پیگرد حقوقی تکرار میشود: از طرف احزاب و نیروهای نژادپرست پناهندگان و جنگ زدگان به عنوان آدم های تن پروری شناخته میشوند که فضا را بر مردم اروپا تنگ کرده و از امکانات آنها استفاده می کنند. مارتین لوتر در آن زمان حکم به اخراج یهودیان از منطقه (آیس لبن) آلمان میداد، و امروز حتی از ورود مسلمانان به کشورمهاجرنشینی مثل آمریکا جلوگیری میشود.   

این نوشته ادامه دارد....

 

 پی نوشت ها:

 [1] Von den Juden und ihren Lügen, Weimarer Ausgabe (WA), 53, Seite 412-552)

«دربارۀ یهودیان و درو غ هایشان»، مجموعۀ آثار مارتین لوتر، منتشر شده در وایمار، بخش 53، ص 412 تا 552

[2] „Jawohl, sie halten uns in unserem eigenen Land gefangen, sie lassen uns arbeiten in Nasenschweiß, Geld und Gut gewinnen, sitzen dieweil hinter dem Ofen, faulenzen, pompen und braten Birnen, fressen, sauffen (saufen), leben sanft und wohl von unserm erarbeiteten Gut, haben uns und unsere Güter gefangen durch ihren verfluchten Wucher, spotten dazu und speien uns an, das (dass) wir arbeiten und sie faule Juncker lassen sein […] sind also unsere Herren, wir ihre Knechte.“

کلمات fressen  و sauffen (saufen)  در آلمانی برای خوردن و آشامیدن حیوانات استفاده میشود

[3]  Wanda Kampmann: Deutsche und Juden. Die Geschichte der Juden in Deutschland vom Mittelalter bis zum Beginn des ersten Weltkrieges. Fischer, Frankfurt am Main 1981, ISBN 3-596-23429-8, S. 46.

[4] لوتر در اینجا از یهودی ها به عنوان «کولی» نام میبرد. در سال 1498 «کولی» ها در آلمان به عنوان «جاسوس های ترکهای عثمانی» شناخته شده و ریختن خون آنها آزاد اعلام شده بود.

[5] این جمع بندی از ویکی پدیای آلمانی گرفته شده است.

https://de.wikipedia.org/wiki/Martin_Luther_und_die_Juden

  [6] Vermahnung wider die Juden, Weimarer Ausgabe (WA), 51, S. 195f

«اخطاریه ای علیه یهودیان» مجموعۀ آثار مارتین لوتر، منتشر شده در وایمار، بخش 51، ص 195 به بعد

[7] Deutscher Evangelischer Kirchenbund

8 محاکمۀ «یولیوس اشترایشر» واعدام او درسال 1946 درست نشان داد که «توهین به مقدسات اقلیت ها» نمی تواند با اصل «آزادی بیان»  توجیه شود.

 

مطالب دیگر از این نویسنده:

 حاشیه یی بر «رؤیاهای رسولانه» عبدالکریم سروش

ابراهیم در کشمکش میان خشونت و انساندوستی؛ بازهم روایتی دیگر

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما 157 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم