«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

نیلوفر - هادی رضازاده: درحالیکه کلیسای پروتستان حداقل از دهۀ 60 میلادی به بعد از نظریات یهودی ستیزانۀ  لوتر به عنوان «گناه» نام برده و آنها را منسوح و محکوم میداند، به همان اندازه و با همان جدیت چنین انتقادی از نظریات اسلام ستیزانه و نژادپرستانۀ ضد ترک و ضد اسلام او به عمل نیامده است.  امروز تکرار قسمت کمی از گفتارهای او علیه یهودیت در آلمان می تواند تحت تعقیب جزائی قرار گیرد، ولی توهین به «بیگانگان» و پیامبر اسلام و انتشار کاریکاتور های توهین آمیز مشمول اصل «آزادی بیان» میشود. [1]

مارتین لوتر تحت تأثیر شدید حملات دولت عثمانی به اروپا در سه رساله بین سالهای 1528 تا 1530 وارد درگیری و واکنش علیه اسلام و ترک ها میشود.

حملۀ ترک ها با پیروزی در «آمزن فلد»  Amsenfeld (1389) و «نیکوپولیس»  Nikopolis  (1396) شروع شده، با فتح  دومین مرکز مسیحیت یعنی قسطنطنیه (استانبول امروز) در سال 1453 به اوج خود رسید. ترک ها در اوائل قرن 16 با تسخیر بلگراد (1521)، جزیرۀ یونانی رودوس (1522) و شکست مجارستان در نبرد موهاچ (1526)  بوداپست را هم فتح کرده وعملاً به قدرتی در کنار قدرت های  اروپائی  تبدیل شدند. سه سال بعد (1529)  حملۀ عثمانی به سوی وین شروع شد که همچون حملۀ دوم (1683) بی نتیجه ماند، ولی اروپا با ترسی همراه با نفرت همچنان تا چندین دهه شاهد درگیری و جنگ با دولت عثمانی بود. در قرن 16 حدود 2500 اعلامیه و نوشته علیه ترک ها و اسلام منتر شد که بیش از 1000 نسخه به زبان آلمانی بود

دراین نوشته ها و کاریکاتورها از ترکها و اسلام تصویری زننده همراه با خشونت، توحش، آدمکشی و درنده خوئی عرضه میشد.

 

 یک سرباز ترک در حال کشتن  کودکان مسیحی

 اروپای آن زمان حملۀ ترک ها را باهمان عینکی مشاهده می کرد که ما حملۀ مغول را،  با این تفاوت که ما از «دیانت مغول» ترسی نداشتیم ولی اروپا خود را درمقابل «هجوم ترک» و «نفوذ اسلام» میدید . ضدیت با ترک همراه بود با ضدیت علیه اسلام.  ناگفته نماند که ترک ها در این حملات از خشونت و قتل و کشتار پرهیز نمی کردند. آنها طبق سیستمی که به «دوشیرمه» معروف بود، پسران جوان مسیحی را به اسارت گرفته، به آنها تربیت نظامی داده، به دین اسلام وارد کرده و از آنها برای نبرد علیه وطن اصلی این جوانان استفاده می کردند و این به عنوان خاطره ای تلخ بین مسیحیان باقی ماند.[2] ترک ها در این حملات نه نمایندۀ اسلام بودند و نه آورندۀ یک نظام انسانی به سرزمین های اشغالی.

با محاصرۀ اول شهر وین لوتر چون دیگران نگران آن بود که سپاهیان ترک به خاک آلمان نیز وارد شوند. اولین رسالۀ لوتر تحت عنوان «دربارۀ جنگ علیه ترک ها» (1529) تحت تأثیر حملات ترک ها نوشته شد.

او حملۀ ترک ها را   با استناد به آیاتی از انجیل نوعی «مجازات الهی» میدانست: در انجیل یوحنا، باب 8 (آیه 44) عیسی مخالفین خود را «فرزندان ابلیس»  میداند که از ابتدا «قاتل» و «دروغگو» بوده اند. لوتر با تکیه به این آیه ترک ها را«قاتل»، «دروغگو»، «شلاق خدا»  و «شیطان پرست»[3] میداند و سخت معتقد است که این بلای آسمانی (مانند بیماری ها و یا حوادث طبیعی) در نتیجۀ گناهان خود مسیحیان و در رأس آنها پاپ بر آنها نازل شده اند. «دروغ»، «قتل» و «زناشویی ناسالم» (تعدد زوجات) اتهاماتیست که لوتر نه تنها به ترک ها بلکه به قرآن و اسلام نسبت می دهد.

او خود را مثل یک آدم خیالاتی در تمام نوشته هایش تحت تعقیب یک «مثلث خباثت» می بیند که تشکیل شده است از پاپ، یهودیان و ترک ها (اسلام).

لوتر یک نسخه لاتین از قرآن را داشته و احتمالاً قسمت های زیادی را خوانده است. او تصمیم داشت قرآن را به آلمانی ترجمه کند، تا نشان دهد که این کتاب تاچه حد «مضر» بوده و خواندن آن ایمان مسیحیان را به دین خودشان  تقویت خواهد کرد.

«من از این رو ترجمۀ این کتابچه را به آلمانی مفید و ضروری می بینم، تا مردم آلمان به مضر بودن دین محمد بیشتر آشنا شده و ما در ایمان خود به مسیحیت تقویت شویم.»[4]

 

درباره جنگ علیه ترک ها

 لوتر اصولاً نسبت «دشمنانش» زبانی تلخ و بی ادبانه دارد ودر بارۀ قرآن هم می گوید:

«هرکسی که این کتاب را بخواند، خواهد دید که این کتاب فقط  از آشغال و یک چیزهای اسرارآمیز تشکیل شده است».[5] به اعتقاد او پیامبر اسلام شریعت را از تورات و داستان عیسی را همراه با تحریف از انجیل دزدیده و منکر «فرزند خدا بودن عیسی است» و همانطور که دربالا آمد، این کتاب روی سه پایۀ «دروغ»، «آدمکشی» و تبلیغ «زناشوئی ناسالم» (تعدد زوجات) استوار شده است. او می نویسد:

«روحی دروغین بر محمد غلیه کرده بود و شیطان با قرآنِ او روح انسانها را به کشتن داده، ایمان مسیحی را نابود کرده و عشق به آدمکشی را با شمشیر به ارمغان می آورد. دین ترک ها نه با موعظه و معجزه، بلکه با شمشیر و آدمکشی پیشرفت کرده است.»[6] البته مارتین لوتر در اینجا (طوری که از یک مصلح دانشمند انتظار میرود)  بدون اینکه وارد تحقیق و تفحص جدیدی شده باشد، تکرار کنندۀ همۀ پیشداوری هائیست که از قرن ها پیش در عالم مسیحیت دربارۀ پیامبر اسلام و قرآن به عنوان یک دین «منحرف شده از مسیحیت» بیان می شد. آنها از مسلمانان به عنوان «محمدی ها» نام می بردند، و نه به عنوان پیروان یک دین برحق.[7] لوتر همچنین در رسالۀ خود تحت عنوان «طلب دعا علیه ترک ها» مینویسد: ترک ها با زنانشان مثل «گاو و گوساله» رفتار می کنند.[8] او آنهارا «تجسیم شیطان» نامیده و آنهارا در کنار پاپ به عنوان «دجال» یعنی Antichrist قرار می دهد.[9] هجوم این شیاطین به خاطر گناهان پاپ و مسیحی ها بوده و نشانه ایست از نزدیک شدن آخرالزمان.   او با نگرانی همراه با یأس در مقابل دو دشمن یعنی اسلام و پاپ دست دعا بلند کرده و می گوید: «خدایا رحمت خود را بما رسانده و این دو یعنی پاپ  و محمد را به دست شیاطین شان مجازات کن. من به عنوان یک پیامبر وظیفۀ خود را انجام دادم. اگر کسی قبول نمی کند، نکند. عذر من خواسته است، در آینده و تا ابد.»[10]

و بازهم تأکید می کند: «خداوند این شلاق (ترک ها) را به تن مسیحیان وارد می کند و برای مسیحیان در مقابل این تهدید راهی جز دعا و توبه نمانده است.»[11]

 

 

 اگر درست دقت کنیم سه پایۀ حملۀ مارتین لوتر به اسلام همچنان در قرون بعد و تا امروز به شکل ها و ترکیب های مختلفی تکرار میشود. لوتر قرآن را متشکل از یک شریعت کاذب و دروغین (گرفته شده از تورات)، آدمکشی و پایمال کردن حقوق زنان (زناشویی کاذب) „Unehe“ میداند. همین سه موضوع امروز هم مهمترین ارکان گرایش های ضداسلامی در غرب می باشند ودر هر سه مورد بجای انتقاد های منصفانه و سازنده و کوشش برای تفاهم و تقریب به تکرار پیشداوری ها علاقۀ بیشتری نشان داده میشود.

 

از قرار معلوم نگرانی مارتین لوتر از پیشرفت اسلام چندان هم بیجا نبوده است چون درمقابل کسانی هم بودند که تحت تأثیر «عدالتخواهی» و «تسامح» گروه هایی از مسلمانان قرارگرفته و پیروزی مسلمانان را آرزو می کردند. مارتین لوتر در جایی به این «خطر» اشاره کرده و مینویسد: «در آلمان کسانی هستند که آرزوی حکومت ترک ها را در سر می پرورانند و بیشتر مایلند تحت قدرت آنان زندگی کنند، تا در حکومت پادشاه و شاهزادگان آلمان.»[12]  و حتی درجای دیگر به روش عبادت مسلمین به دیدۀ حسرت نگاه کرده و می گوید:

«از طرفی می بینیم مسلمان ها در مساجد خود چندبار در روز گرد هم جع شده و نمار میخوانند، آنهم همراه با ادب، آرامش و حرکاتی زیبا، در حالیکه در کلیسا های ما این ادب و آرامش وجود ندارد. (برعکس مسیحیان) زنان مسلمان در قسمتی جدا از مردان با رعایت حجاب نماز میخوانند، بدون اینکه کسی بتواند به آنها نگاه کند.»[13]

 

اگر دقیق بنگریم، حملات عثمانی به مناطق کاتولیک نشین اروپا در واقع کمکی شد برای گسترش مذهب پروتستان، چون پادشاهان کاتولیک به جای اینکه خود را با دشمن جدید داخلی (پروتستان ها) مشغول کنند، با ترکان عثمانی درگیر شدند و هرچه ترک ها از نظر نظامی بیشتر بر سرزمین های کاتولیک غلبه می کردند، در سایۀ آن پروتستان ها نفس راحتی کشیده و قلمرو خود را گسترش میدادند. از آن گذشته حاکمین حاضر بودند به پروتستان ها تا حدی آزادی بدهند، به شرط اینکه این ها به عنوان سرباز در سپاهشان در جنگ علیه ترک ها خدمت کنند. بطور کلی توجه به دشمن مشترک یعنی ترک های عثمانی از شدت درگیری بین کاتولیک ها و پروتستان کم کرد. دانشمند آلمانی «توماس کاوفمن» به عنوان متخصص تاریخ کلیسا حتی معتقد است که بدون حملۀ ترک ها نمیتوانست پروتستانتیسم در اروپا بوجد آید.[14]  

 

...............................

دربارۀ منابع: 35 سال پیش که مشغول رسالۀ دکترا در دانشگاه هامبورگ بودم، اساتید سختگیر نقل قول غیر مستقیم را قبول نداشتند و باید برای هر نقل قولی به منبع اصلی مراجعه می کردیم و این البته تنها راه صحیح تحقیق است، ولی در این دهکده ای که من در آن ساکنم، مراجعۀ به آثار مارتین لوتر میسر نیست و آنچه در بالا آمده از «منابع معتبرثانوی» گرفته شده که به دلیل تکرار و تواتر آنها  در نوشته های مختلف در صحت آنها برای من هیچ تردیدی وجود ندارد.

 

 1)  در 21 نوامبر 2016 دادگاهی در شهر «فردن» آلمان یک خانم 88 ساله   Ursula Haverbeck را به جرم انکار کشتار یهودیان (هولوکاوست) و تکرار جرم به دوسال و نیم زندان غیرتعلیقی محکوم کرد. این خانم بارها نوشته است که اردوگاه «آوس شویتس» در زمان هیتلر تنها یک «اردوگاه کار» بوده است  و نه اردوگاه کشتار. وکیل او نتوانست دادگاه را قانع کند که این اظهارات مبتنی براصل «آزادی بیان» می باشد. به دلیل تقاضای فرجام این حکم هنوز قطعیت نیافته است.

 2) نگاه کنید به مقالۀ «دوشیرمه» در ویکی پدیای فارسی:

  https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%87

[3] "Der Türke ist Gottes Rute und des Teufels Diener, das hat keinen Zweifel"   

[4] "Darum sehe ich es als nützlich und notwendig an, dieses Büchlein zu verdeutschen, dass doch bei uns Deutschen auch erkannt werde, was für ein schändlicher Glaube des Muhammads Glaube ist, damit wir gestärkt werden in unserem christlichen Glauben."

http://www.deutschlandfunk.de/luther-und-islam-ohne-tuerken-keine-reformation.886.de.html?dram:article_id=372822

[5] Jeder, der das liest, merkt, was das für ein Müll ist, was das für ein abgründiges Zeug ist, und deshalb ist gerade sozusagen die Verbreitung des Koran der Weg, um ihn zu bekämpfen."

http://www.deutschlandfunk.de/luther-und-islam-ohne-tuerken-keine-reformation.886.de.html?dram:article_id=372822

[6] „Also da der Mahometh  durch den Lügengeist besessen und der Teufel durch seinen "Alkoran" die Seelen ermordet, den Christenglauben zerstört hatte, und mit dem Schwert die Liebe zu morden angreift. Und also ist der "türkische Glaube" nicht mit Predigen und Wunderwerk, sondern mit dem Schwert und Morden so weit gekommen..." (http://www.eslam.de/begriffe/l/luther.htm)

[7]  صدراعظم فقید آلمان «هلموت شمیت» معتقد بود که دشمنی با اسلام در اروپا دارای سابقه یی  800 ساله است.

 [8] „Vermahnung zum Gebet wider den Türken“

[9] "Wie der Papst der Antichrist ist, so ist der Türke der leibhaftige Teufel."

http://www.deutschlandfunk.de/luther-und-islam-ohne-tuerken-keine-reformation.886.de.html?dram:article_id=372822

[10] دوستانیکه مایل به خواندن یک نوشتۀ فشرده  و تحقیقاتی در بارۀ رابطۀ مارتین لوتر و اسلام می باشند، میتوانند به تحقیق خانم پروفسور Prof. Dr. Athina Lexutt استاد دانشگاه گیسن آلمان تحت عنوان  Luther und der Islam  و این آدرس مراجعه کنند:

http://geb.uni-giessen.de/geb/volltexte/2011/8440/pdf/SdF_2011_2_60_71.pdf

نقل قول بالا از صفحۀ 69 این نوشته گرفته شده است.

[11] http://www.deutschlandfunk.de/luther-und-islam-ohne-tuerken-keine-reformation.886.de.html?dram:article_id=372822

[12] „Darum sehe ich es als nützlich und notwendig an, dieses Büchlein zu verdeutschen, dass doch bei uns Deutschen auch erkannt werde, was für ein schändlicher Glaube des Muhammads Glaube ist, damit wir gestärkt werden in unserem christlichen Glauben“

http://www.deutschlandfunk.de/luther-und-islam-ohne-tuerken-keine-reformation.886.de.html?dram:article_id=372822

 [13] "Zum anderen wirst Du auch finden, dass sie in ihren Kirchen oft zum Gebet zusammenkommen und mit solcher Zucht, Stille und schönen äußerlichen Gebärden beten, wie bei uns in unseren Kirchen solche Zucht und Stille nirgends zu finden ist. Denn da sind die Weiber an einem abgesonderten Ort und so verhüllt, dass man keine ansehen kann."

http://www.deutschlandfunk.de/luther-und-islam-ohne-tuerken-keine-reformation.886.de.html?dram:article_id=372822

[14] "Ohne Türken keine Reformation"
http://www.deutschlandfunk.de/luther-und-islam-ohne-tuerken-keine-reformation.886.de.html?dram:article_id=372822

 

در این ارتباط:

گناهان مصلح مسیحیت: مارتین لوتر (بخش اول: مارتین لوتر و یهودیت)

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما 188 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم