«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

سید صادق حقیقت: مقاله «نواندیشی دینی در سه پرده» آرش نراقی به شکل موجز و عمیق سه جریان فکری را از هم متمایز کرده است: جریانی که از دل دین و فقه می­خواهد قرائتی معقول، دموکراتیک و حقوق بشری به دست دهد (همانند مطهری و کدیور)، روشنفکری دینی که معتقد است روشنفکری و دین قابل جمعند، اما در دین یک تعارضاتی وجود دارد که باید آن­ها را یا در ماهیت وحی (مثل سروش) یا کیفیت تفسیر (همانند شبستری) حل و فصل نمود، و بالاخره روشنفکری معنوی که از چارچوب دین گذر کرده، و بین روشنفکری و دین تعارض می­بیند (مثل ملکیان).

معرفی کتاب به قلم نویسنده: این کتاب مهم‌ترین مفاهیم سیاسی و سیاست خارجی را از دیدگاهی اسلامی (و به شکل خاص، شیعی) به بحث می‌كشد. نظریه حاكم بر تفكر سیاسی نگارنده، «نظریه همرَوی»[1] است. بر این اساس، فلسفه سیاسی و فقه سیاسی اعتبار دارند؛ و با تعریفی خاص، با یكدیگر در حال ارتباط و تعامل می‌باشند.

سید صادق حقیقت: دکتر داود فیرحی در جلد دوم کتاب فقه و سیاست در ایران معاصر بحث تقریباً جدیدی را مطرح کرده است. به اعتقاد وی، خطابات قانونیه‌ای که امام خمینی مبدع آن بوده، ظرفیت رشد دموکراسی و برداشت مردم سالارانه از فقه را دارد. حضرت امام با تمسک به روش و سیره عقلا، در پاسخ به این سؤال اصولی که چگونه خطابهای شرعی شامل افرادی مانند كافران، عاصيان، غافلان، جاهلان و ساهيان می‌شود، گفته خداوند به شکل قانونی به انسانها خطاب کرده، نه به تک‌تک افراد.

رضا تاران: درس اندیشه سیاسی قرن بیست از کلاس‌هایی بود که هر دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه مفید را به دروس اندیشه سیاسی علاقمند می‌کرد. این درس که توسط دکتر سید صادق حقیقت ارائه می‌شد، نشانگر تسلط استاد و ارائه منظم مطالب این کلاس بود. به یاد آن روزها، ساعتی با محوریت نواندیشی دینی با ایشان گفتگو کردم. سید صادق حقیقت فارغ‌التحصیل حوزه علمیه و دکتری علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس تهران، و هم اکنون عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه مفید است. حاصل فعالیت‌های پژوهشی دکتر حقیقت تاکنون، هجده کتاب و هفتاد مقاله عمدتاً در حوزه اندیشه سیاسی اسلام بوده است.

 سید صادق حقیقت: سه تفاوت اساسي مي‌توان بين اين دو گفتمان نام برد: تفاوت اول اين است كه عقل در گفتمان روشنفكري ديني، عقل متجددانه است و در گفتمان نوانديشي ديني، عقل نوانديشانه كه تا حد زيادي به متون ديني و منابع وحياني تقيد دارد. دوم اينكه فقه سياسي از ديدگاه روشنفكران ديني دانشي غيرمعتبر ولي از ديدگان نوانديشان ديني دانشي معتبر است. و سوم اينكه روشنفكري ديني سكولار است در حالي كه نوانديشي ديني با سكولاريزم مرزبندي دارد.

ما 169 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم