«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

سید صادق حقیقت: مقاله «نواندیشی دینی در سه پرده» آرش نراقی به شکل موجز و عمیق سه جریان فکری را از هم متمایز کرده است: جریانی که از دل دین و فقه می­خواهد قرائتی معقول، دموکراتیک و حقوق بشری به دست دهد (همانند مطهری و کدیور)، روشنفکری دینی که معتقد است روشنفکری و دین قابل جمعند، اما در دین یک تعارضاتی وجود دارد که باید آن­ها را یا در ماهیت وحی (مثل سروش) یا کیفیت تفسیر (همانند شبستری) حل و فصل نمود، و بالاخره روشنفکری معنوی که از چارچوب دین گذر کرده، و بین روشنفکری و دین تعارض می­بیند (مثل ملکیان).

 

نراقی رویکرد نخست را «اصلاح فکر دینی»، رویکرد دوم را «بازسازی دین»، و رویکرد سوم را «معنویت‌گرایی فرادینی» نامیده است. رویکرد تحلیلی نراقی و دقت در مباحث محتوایی سه گفتمان فوق از جمله نقاط مثبت مقاله مذکور به شمار می­رود. در واقع، از نظر محتوایی وی به نکات بدیعی اشاره کرده که در فهم مقایسه­ای این سه گفتمان می­تواند مفید باشد. در عین حال، چند نکته تکمیلی وجود دارد که ممکن است بر غنای آن تحلیل بیافزاید:

1- غموض و ایجاز مطلب باعث شده این متن صرفاً در حد تخصصی قابلیت استفاده داشته باشد، خصوصاً که از اصطلاحاتی در این مقاله استفاده شده که در نوع خود بدیعند. اشاره به صاحب­نظران این گرایش­ها شاید می­توانست تا حدی از درجه ابهام بحث بکاهد تا خوانندگان عمومی­تری پیدا کند.

2- از شرایط تقسیم آن است که مقسم در قسم­ها وجود داشته باشد. «نواندیشی دینی» عنوانی نیست که بتواند سه قسم بالا را در بر گیرد. معنویت­گرایی فرادینی همان گونه که از اسمش پیداست، نوعی نواندیشی دینی نیست. مصطفی ملکیان به صراحت خود (ملکیان پنجم) را نواندیش دینی یا روشنفکر دینی نمی­داند. اصطلاح «اصلاح فکر دینی» که صرفاً برای گروه نخست به کار رفته، از حیث کاربرد آن قدر عمومیت دارد که از اقبال و سیدجمال تا سروش و بازرگان و مطهری را نیز در بر می­گیرد.

3- بنده که خود را متعلق به گرایش نخست می­دانم، در صددم تفاوت­های گروه اول و دوم را مشخص نمایم. در این راستا رویکرد اول را «نواندیشی دینی»، و رویکرد دوم را «روشنفکری دینی» خوانده­، و شش تفاوت بین آن­ها برشمرده­ام:

 

معضلی که قبل از محتوا با آن روبرو هستیم، انتخاب واژگانی مناسب برای سه گفتمان فوق و تعریف حد و رسم آنهاست. متأسفانه اجماعی در این زمینه وجود ندارد، و تکثر مطالب به تشتت واژگان در این خصوص منجر شده است. کاش مهم­ترین اندیشمندان این سه رویکرد بر سر کاربرد مفاهیم و تعریف آن­ها به اجماع می­رسیدند تا بدانیم از که و چه سخن می­گوییم! پس بهتر بود به جای «سه گرایش اصلاح فکر دینی، بازسازی دینی و معنویت­گرایی فرادینی» از «سه رویکرد (یا گفتمان) نواندیشی دینی، روشنفکری دینی و روشنفکری معنوی (یا معنویت­گرایی فرادینی)» استفاده می­شد.

4- دو اصطلاح دیگری که چندان با محتوا سنخیت ندارند، «اجتهاد حداکثری» و «اجتهاد حداقلی» است. با توجه به کاربرد تخصصی واژه «اجتهاد» در فقه، این امکان وجود داشت که در این­جا از اصطلاحات دیگری استفاده شود. به طور مثال، به جای «اجتهاد حداکثری» رویکرد دوم یا روشنفکری دینی (که مقصود از آن چیزی جز بازسازی اساسی آموزه­های دین نیست) می­توان از واژه «بازسازی حداکثری» استفاده نمود.

5- همچنین انتخاب اصطلاح «مناهج دینی» در برابر باورهای عملی چندان جالب به نظر نمی­رسد؛ چرا که «مناهج» جمع «منهج» به معنای روش است.

6- در رویکرد سوم یا روشنفکری معنوی این امکان وجود داشت که به عدم امکان جمع «دین» و «روشنفکری» نیز اشاره شود، مدعایی که در مقابل رویکرد دوم (روشنفکری دینی) قرار می­گیرد.

7- علاوه بر این، امکان پرداختن به جوانب سیاسی و اجتماعی بحث نیز وجود داشت. به طور مثال، در حالی که رویکرد دوم (روشنفکری دینی) و رویکرد سوم (روشنفکری معنوی یا معنویت­گرایی فرادینی) ضرورتاً سکولاریسم را می­پذیرند، رویکرد اول (نواندیشی دینی یا به تعبیر نراقی اصلاح فکر دینی) می­تواند به یک معنا سکولار نباشد. تفصیل این بحث را در دیگر نوشتارها دنبال کرده­ام.

در مجموع، مقاله آرش نراقی از حیث محتوایی در نوع خود کم نظیر است، و به خوبی می­تواند سه رویکرد فوق را از هم متمایز کند. نکات توضیحی فوق پیشنهاداتی برای کاربرد دقیق­تر واژگان است.

 

در این ارتباط

نواندیشی دینی در سه پرده

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما 234 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم