«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

مهدی فردوسی مشهدی: تشیع؛ یعنی پیروی و دنبال کردن و شیعه؛ یعنی پیرو که اکنون در قالب اصطلاحی، درباره مسلمانِ باورمند به افضَل بودن (علمی و اخلاقی) و اَولی بودن (الاهی ـ سیاسی) علی بن‌ابی‌طالب (ع) به کار می‌رود. شمار فرقه‌های اصلی و فرعی تشیع که خودش از شعبه‌های اسلام است، از صَد می‌گذرَد، اما بدون شمارش فرعیات و با تسامح، شمار آنها را به کم‌تر از دَه می‌توان فروکاست. ترکیب نوپدید «تشیع انگلیسی» یا «تشیع لندَنی» را نیز در سال‌های اخیر بر این فهرست بلند، افزوده‌اند.

 

گویی قید «انگلیسیِ» این ترکیب در گفتمان تازه جمهوری اسلامی، به راه‌بُرد سیاسی ـ مدیریتیِ «Divide and Conquer»؛ یعنی «تفرقه انداز و حکومت کن»، ناظر است؛ زیرا بریتانیایی‌ها از گذشته‌های دور به اجرای چنین راه‌بُردی متهم بوده‌اند. با این فرض، شیعیانی که در جرگه هم‌دینان و هم‌کیشان خود؛ یعنی مسلمانان اهل‌سنت و شیعه جدایی می‌افکنَند، انگلیسی‌اند. معیارهای کمابیش مبهَمی برای ایضاح این مفهوم تازه‌زاد در دست است. برای آگاهی از این معیارها، صفحه زیر را ببینید:

farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=13176

 مصادیق شیعه انگلیسی نزد مبلغان این گفتمان، چنین ویژگی‌هایی دارند:

1. فلسفه‌ستیزی؛ 2. مناسک‌گرایی؛ 3. انحصارگرایی.

 مقصود از فلسفه‌ستیزی، بیزاری از علوم عقلی؛ یعنی فلسفی و لعن و نفرین فیلسوفان مسلمان است. البته دایره این لعن‌ها، عارفان نظری و عملی را نیز در برمی‌گیرد؛ یعنی چنان‌که ابن‌سینا و مُلا صدرا نزد این گروه ملعونَند، ابن‌عربی و مولانا نیز مطرود و ملعون و کافرَند. موج این لعن و تکفیر، به فلسفه‌خوان‌ها و فلسفه‌دان‌ها و زاهدان و سالکانی مانند محمدحسین طباطبایی و مرتضی مطهری و محمدتقی بهجت هم می‌رسَد.

 مقصود از مناسک‌گرایی، التزام به آیین‌های سوگواری مانند قمه‌زنی و برگزاری مآتم در 350 روز سال است. اصرار بر شرکت در آیین قمه‌زنی و تأسیس دهه‌هایی مانند «مُحسنیه»، «صادقیه»، «فاطمیه» و «کاظمیه»، از این ویژگی دوم سرچشمه می‌گیرند.

 مقصود از انحصارگرایی، تکفیر دیگر مسلمانان و حتی دیگر شیعیان است؛ یعنی نه تنها سه خلیفه نخست پیامبر از دید آنان کافرَند که حتی سران جمهوری اسلامی به دلیل گرایش‌های «تقریبی»شان کافرند یا دست‌کم «بی‌ولایت»اند. به تعبیر دیگر، با این فرض که حق اهل‌بیت مغصوب شده است، دوستی و برادری با اهل‌سنت رفتاری منافقانه به شمار خواهد رفت و منافق از کافر بدتَر است.

 از دید من، تأسیس گفتمان «تشیع انگلیسی» در جمهوری اسلامی، به شتاب‌زدگی و گنگی دچار است؛ زیرا اختلاف‌های فاحشی میان شیعیان و مراجع تقلید لَندن‌نشین و مؤسس دَه‌ها شبکه تلویزیونی به نام اهل‌بیت و شمار نااندکیِ از شیعیان و عالمان و مقلَدان ایران‌نشین دیده نمی‌شود. از هر سه ویژگی، مُشت را نمونه خروار:

 1. فلسفه‌ستیزی

از گذشته‌های دور تا همین امروز (آذر 1395)، اندیشه‌های طباطبایی و مطهری و اذنابِشان، موضوع ریشخند برخی از منبری‌های مشهدی بوده است. لعن شدن صدرا و سینا در بیوت علمای مشهد نیز کار کم‌شماری نبوده است و نیست که از آن می‌گذرم و نمونه رقیق‌تر و کم‌خطرتری را ذکر می‌کنم. آیت‌الله مهدی مروارید در درس اصول فقه خود پس از اشاره به دیدگاه اصولیان، گفته بود: «فلاسفه نیز چنین و چنان می‌گویند». پس از درس یکی از شاگردان، ایشان را توبیخ کرده بود که شما حق ندارید حتی نام و کلمه «فلاسفه» را بر زبان برانید تا چه رسد به اینکه دیدگاهشان را بازگو کنید. ایشان یا شاگرد دیگری، طنازانه گفته بود: «از مرحوم آیت‌الله شیخ علی فلسفی چگونه یاد کنیم که نام خانوادگی‌اش، فلسفی بود؟»

 2. مناسک‌گرایی

افزون بر برنامه‌های مذهبیِ رسمی صدا و سیما که با توصیه به انواع نمازها و دعاهای یاد شده در مجموعه‌های روایی آداب و اعمال و ادعیه، «سمت خدا» را نشان می‌دهند، التزام به برخی از سُنَن فراموش شده پس از انقلاب 57 مانند قمه‌زنی، به‌ویژه در قُم پدیده پنهانی نیست. هم‌چنین ابداعاتی مانند پیاده‌روی به انگیزه سوگواری برای جعفر بن‌محمد (ع) و فاطمه زهرا (ع)، از نمونه‌های مناسک‌گرایی است. پذیرش دهه‌های عزاداری نوپدیدی مانند «مُحسنیه» و احیای سُنن منسیه نهم ربیع اول دست‌کم در مشهد و اصفهان هم، آفتابی و از اثبات بی‌نیاز است. در این‌باره مصاحبه محمدمهدی ماندگاری را دنبال کنید که تأکید می‌کند: برگزاری مراسم به یاد اهل‌بیت در همه روزهای سال توصیه می‌شود و انتقاد حسن رحیم‌پور ازغدی درباره دهه‌سازی‌های مذهبی، روشن‌فکرمآبانه است (eheyat.com).

 3. انحصارگرایی

به جای ذکر نمونه درباره این ویژگی، پیش‌نهاد می‌کنم در شهرهای خودتان، عالِمی را در گوشه‌ای خلوت پیدا کنید و از او بپرسید: «فرقه ناجیه» امت محمد (ص) کیست؟

 برشماری همه ویژگی‌های چنین شیعیانی، بی مجال واسع و زبان سرخ امکان‌پذیر نیست، اما بر پایه همین خُرده‌گفته‌ها و با تمرکز بر ویژگی سوم، می‌توانم بپرسم: «آیا تشیع ایرانی به اندازه تشیع انگلیسی ضد تقریب نیست؟» اگر پاسخ مثبت باشد، دشمن «امت واحده» رسول خدا، خانگی است نه بیگانه؛ درونی است نه بیرونی.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما 130 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم