«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

نیلوفر - ابراهیم منهاج دشتی: پیش از انقلاب تقید به ظواهر دینی در بین مردم کم رنگ شده بود. شرائط و زمینه ای برای امر به معروف و نهی از منکر وجود نداشت. ارشاد و موعظه هم تاثیر خود را از دست داده بود. آزادی های فردی چنان در فرهنگ عمومی جا افتاده بود که سخن گفتن بر خلاف آن یک امر خلاف متعارف به حساب می آمد.

نیلوفر - ابراهیم منهاج دشتی: ظهور اسلام یک انقلاب جهانی بود که توسط حضرت محمد(ص) به انجام رسید و همه جوامع بشری را تحت تاثیر قرار داد. هدف اصلی آن، برقراری توحید و محو بت پرستی در شبه جزیرۀ عربستان بود که به خوبی انجام شد. یکی دیگر از اهداف اساسی آن هم، ابطال امتیازات نژادی و قبیله ای و فامیلی و نسبی، و جایگزینی برادری اسلامی، و معیار قرار دادن تقوای بیشتر برای فضیلت و امتیاز بود. که من آن را "توحید نژادی" می نامم.

ابراهیم منهاج دشتی: همه می دانیم که سنگ زیر بنای اسلام احیاء توحید و مبارزه با شرک بود و اصول و تعالیم جامعه اسلامی در زمان حضرت پیغمبر بر همین اساس پایه گذاری و تشکیل شد. بنا بر این، اسلام ناب، اسلامی است که هیچ گونه گرایشی به آموزه های شرک در آن وجود نداشته باشد و توحید با تمام ابعاد و جهات در آن زنده و فعال باشد و تمام ابعاد و زوایای جامعه اسلامی را فرا گرفته باشد. بنا بر این اگر علوم اسلامی اعم از تفسیر و حدیث و فقه و کلام و همین طور فرهنگ و تمدن اسلامی در جامعه اسلامی بر اساس همین اصل تنظیم و رشد کرده و توسعه یافته باشد و چیزی از آثار شرک به آن مخلوط نشده باشد، می توان گفت اسلام ناب بعد از حضرت محمد(ص) در بین مسلمین باقی مانده.

ابراهیم منهاج دشتی: در اوائل پیروزی انقلاب که به لباس زیبای اسلامیت آراسته بود و نمایانگر نوعی هماهنگی و اتحاد اسلامی بود و بیش از آنکه به مفارقات بین تشیع و تسنن تکیه شود به اسلام تکیه می شد،تقریبا همه مسلمین جهان حتی اکثر اهل سنت را امیدوار ساخت که عظمت و اعتبار و شکوه آسیب دیده اسلام و مسلمین باز سازی و احیا شود. و در پرتو آن بارقه امیدی به دل مایوسان و مرعوبان سیطره شرق و غرب تابید،و به افسردگان و دلمردگان امت اسلامی جانی تازه بخشید.

ابراهیم منهاج دشتی: اگر در گفتار و رفتار دوستان و عاشقان اسلام و مجاهدان و فداکاران در راه حفظ و احیا و گسترش آن، چه سنی و چه شیعه، و چه وهابی و چه غیر آن، در عصر حاضر دقت کنیم می بینیم که معمولا در گفتار و رفتار خود صداقت دارند، منافق نیستند،یعنی بر خلاف عقیده و باور خود برنامه ریزی نمی کنند،هر چند در مقام عمل به طور جدی التزام عملی به احکام اسلام نداشته باشند. و با اینکه از گرایش ها و تعصبات نژادی و قومی و فرقه ای و حزب گرائی مبرا نیستند، غالب بر ذهن و فکر شان علاقه به اسلام و جهاد در راه آن است.