«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

نيلوفر - حامد فرنقي زاد: وقتی کتابفروشیها تبدیل به رستوران میشوند و تیراژ کتاب از چند هزار نسخه به زیر پانصد نسخه میرسد یعنی جامعه از کتاب خواندن دور شده است. وقتی در جامعه به چشم میبینیم که گوشی‌های هوشمند جای کتاب را گرفته اند و خرافات و طامات در ذهن و زبان مردم جاری است متوجه میشویم که جامعه کتاب نمیخواند. اعداد و ارقام هر عددی را نشان دهند این واقعیت عینی را که نمیتوان کتمان کرد.

نیلوفر - حامد فرنقی زاد: در چند سال اخیر سخن در باب چیستی مسلمانی و علل قوام مسلمانی رواج یافته است و اکثرا به این مقصد میرسند که مسلمانی به عبادات نیست، بلکه به اخلاق نیکو و خدمت به خلق و عدالت است. من در این مقاله جدای از هرگونه قضاوت درباره دین داری و اخلاق مداری، و قضاوت در باب مراتب دینهای مختلف (چه دینهای الهی و چه غیر الهی) میخواهم نقدی به این نتیجه گیری وارد کنم چرا که این استدلال که از تضادی درونی رنج می‌برد و همچنین به نظر می‌رسد که پاسخی پیشینی به پرسش چیستی مسلمانی داده اند و بعد برایش استدلالی دست و پا کرده اند.

نیلوفر - حامد فرنقی زاد : مسئله‌ای به ظاهر بسیار ساده وجود دارد که پاسخ به آن بسیار دشوار می‌نماید چرا که هر پاسخی که به این سوال داده شود، دامنه‌ای از فلسفه‌ها را به دنبال خود می‌کشاند. صورت ساده شده‌ای از مسئله این است که اگر ما با کودکی مثلا شش ساله برخورد کنیم که بسیار عالی شعر بگوید، و یا هنری را در حد عالی تبحر داشته باشد، بایستی او را برای این ویژگی مورد احترام قرار دهیم؟

حامد فرنقی زاد: خشونت، این نامیمون‌ترین کنش انسانی، که فرزند منحوس آمیزش قوه غضبیه و قوه شهویه آدمی است، این روزها بشریت را در کام خود فرو می‌برد و چنگال‌های خونینش را نه تنها در جان و مال مردم که در آینده بشریت نیز فرو می‌برد و دیبای نازک خاطر کودکان را به تیغ جهل و ستم پاره میکند و از خیال‌های رنگین کمانیشان تلی از خاکستر بر جای میگذارد. خشونت، خنده را از لبان کودکان می‌رباید و شادی را برایشان بی معنی می‌سازد، و این بزرگترین خیانتی است که به یک کودکان می‌توان کرد.

حامد فرنقی: کسانی که در زمینه تحلیل خودکشی کار کرده اند بیشتر از دو مدخل به این پدیده ورود پیدا کرده‌اند؛ روان‌شناسی و جامعه‌شناسی. روانشناسان در تحلیل‌های خود عموما بر بیماریهای نوروتیک و سایکوتیک تاکید داشته اند و  جامعه شناسان از سوی دیگر کنشهای اجتماعی و بیماری های جامعه را که منجر به خودکشی شناخته می‌شوند مورد تحلیل قرار داده اند.  نقد مهمی که من به این تحلیلها (چه روانشناسانه و چه جامعه شناسانه) دارم، این است که پدیده خودکشی را صرفا به خودکشی‌های عرفی محدود می‌کنند و من در این مقاله چهار پدیده دیگر را نیز خواهم آورد که آنها نیز خودکشی محسوب میشوند.