«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

نیلوفر - حامد فرنقی زاد: در چند سال اخیر سخن در باب چیستی مسلمانی و علل قوام مسلمانی رواج یافته است و اکثرا به این مقصد میرسند که مسلمانی به عبادات نیست، بلکه به اخلاق نیکو و خدمت به خلق و عدالت است. من در این مقاله جدای از هرگونه قضاوت درباره دین داری و اخلاق مداری، و قضاوت در باب مراتب دینهای مختلف (چه دینهای الهی و چه غیر الهی) میخواهم نقدی به این نتیجه گیری وارد کنم چرا که این استدلال که از تضادی درونی رنج می‌برد و همچنین به نظر می‌رسد که پاسخی پیشینی به پرسش چیستی مسلمانی داده اند و بعد برایش استدلالی دست و پا کرده اند.

مسلمانی به چیست؟

|حامد فرنقی زاد|

در چند سال اخیر سخن در باب چیستی مسلمانی و علل قوام مسلمانی رواج یافته است و اکثرا به این مقصد میرسند که مسلمانی به عبادات نیست، بلکه به اخلاق نیکو و خدمت به خلق و عدالت است. من در این مقاله جدای از هرگونه قضاوت درباره دین داری و اخلاق مداری، و قضاوت در باب مراتب دینهای مختلف (چه دینهای الهی و چه غیر الهی) میخواهم نقدی به این نتیجه گیری وارد کنم چرا که این استدلال که از تضادی درونی رنج می‌برد و همچنین به نظر می‌رسد که پاسخی پیشینی به پرسش چیستی مسلمانی داده اند و بعد برایش استدلالی دست و پا کرده اند. استاد مجتهد شبستری نیز در نقد سیطره فقها بر دینداری در یکی از سخنرانی‌های خود در باب اینکه انحراف مسلمانان از کجا شروع شد1، به این نکته اشاره کرده اند که مسلمانی به ظاهر و احکام فقهی نیست. البته حدیث موثقی از پیامبر اسلام نیز روایت شده است که ایشان فرموده اند: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق2. در میان شاعران نیز از متقدمین تا متاخرین کم و بیش به ظاهر به این مسئله اشاره کرده اند.

شعری منسوب به پروین اعتصامی3 است که میگوید:

واعظی پرسید از فرزند خویش                  هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق            هم عبادت هم کلید زندگیست

گفت زین معیار اندر شهر ما                     یک مسلمان هست، آن هم ارمنیست

همچنین سعدی علیه الرحمه در باب اول بوستان چنین میگوید:

طریقت به جز خدمت خلق نیست              به تسبیح و سجاده و دلق نیست

تو بر تخت سلطانی خویش باش               به اخلاق پاکیزه درویش باش4

البته سعدی این دو بیت را در یک داستان مفصل آورده است که شاید جدا کردن این دو بیت از کل متن موجه نباشد اما میتواند چهارچوب ذهنی سعدی در این باب را نشان دهد.

در صحت این گفته‌ها و درستی این اندیشه‌ها شکی نمی‌توان داشت، مخصوصا وقتی حدیثی نیز  از پیامبر اسلام در تایید این اندیشه داریم. اما و هزار اما که یک بدفهمی و بلکه کژخوانی عجیب از این متون رخ داده است. وقتی سخن از چیستی چیزی می‌رود، ممکن است پرسنده چند معنا مد نظر داشته باشد، اول اینکه چه غایتی دارد، دوم اینکه چه کاربردی دارد، سوم اینکه چه ویژگی دارد، و چهارم اینکه چه ماهیتی دارد. در اینجا وقتی از چیستی مسلمانی پرسش می‌شود منظور این است که مسلمان به چه چیزهایی مسلمان است؟ یک فرد اگر دارای چه ویژگی‌هایی باشد میتوان او را جزو مسلمانان دانست. به عبارتی تعریفی جامع و مانع از آن مد نظر میباشد که بتوان آن را از باقی چیزها تمیز داد.

بنابراین در پاسخ به این سوال که “مسلمانی به چیست؟” یا به طور بهتر و واضحتر این سوال که “مسلمان کیست؟” بایستی گفت که مسلمان کسی است که هویت مسلمانی داشته باشد (باز تاکید میکنم که من به دنبال قضاوت در باب موجه  بودن یا نبودن دینداری و قضاوت میان دینهای مختلف نیستم). پس باید به این اشاره کنم که عناصر هویت ساز مسلمانی چیست. برای اینکه مشخص کنیم عناصر هویت ساز چیست نیز باید به مسئله هویت و ماهیت هویت بپردازم.

هویت کلمه‌ای است مشتق شده از “هو” و گرفته شده از زبان عربی و به معنای مجموعه صفات، خصائص و ویژگی‌هایی است که فرد یا شی با آنها از دیگر افراد یا اشیا متمایز میگردد. بر این اساس هر فردی هویتهای مختلفی وجود دارد. هویت دینی، هویت ملی، هویت فرهنگی، هویت قومیتی و غیره. ما بر اساس این هویتهاست که میان افراد میتوانیم تمیز قائل شویم. مسئله هویت بخشی و هویت سازی و حفظ هویت مسئله بسیار مهمی برای جوامع بشری است چرا که انسان تنها موجودی است که میتواند دچار استحاله هویتی شود و از یک قوم هویتی به قوم دیگر هویتی برود. در میان دیگر موجودات چنین تغییر هویتی وجود ندارد.

پس هویت یک معیار تشخیص و تمیز است. بدین معنا وقتی سخن از “هویت اسلامی” می‌رود منظور ویژگی‌هایی است که یک فرد مسلمان را از یک بی خدا، یا مسیحی، یا یهودی یا بودایی و یا اهل دیگر مرام و مسلکی جدا میکند و باعث تمیز میان آنها می‌شود. در اینجا باید ببینیم  که عوامل هویت ساز اسلامی چیستند. از منظر تئوریک، میتوانیم دین را به ساحتهای سه گانه عقاید دینی، اخلاق دینی و مناسک دینی تقسیم کنیم. اخلاق دینی (اخلاق اسلامی، یهودی، مسیحی و ...) در تمامی موارد با یکدیگر همخوانی دارند. برای مثال ظلم کردن و دروغ گفتن در همه ادیان گناه کبیره است. در عقاید دینی نیز تقریبا در همه موارد جز در اعتقاد به رسالت پیامبر آن دین همخوانی وجود دارد. در آیه 64 سوره آل عمران نیز اشاره شده است که: “قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ”. تنا وجه تمایز موجه ادیان که هویت بخش مومنان به آن دین است بخش مربوط به مناسک دینی است.

در قرآن کریم  نیز به این مسئله هویت اسلامی بسیار تاکید شده است و نشان میدهد که یکی از دغدغه‌های بزرگ پیامبر اسلام مسئله هویت سازی اسلامی بوده است. آیه 144 سوره بقره یکی از این دغدغه ها را نشان میدهد. در این آیه چنین آمده است که “قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِى ٱلسَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَيهَا  فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ  وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُۥ وَ إِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُوا ٱلْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا ٱللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ”. از منظر هویتی، دو اشاره مهم در این آیه وجود دارد، اول نگاه های منتظرانه پیامبر به آسمان و دوم این که تغییر قبله از مسجد الاقصی به سمت مسجد الحرام که رضایت و خشنودی پیامبر اسلام بدان بوده است. طبق آنچه که در تواریخ آمده و در تفاسیر نیز آورده شده است، قبله نخست مسلمانان که مسجد اقصی بوده است که دستاویزی برای یهودیان مدینه برای اذیت و آزار بر پیامبر اسلام بوده است و میگفته اند که قبول قبله ما به معنای قبول دین ماست. طبق این آیه پیامبر اسلام برای اینکه هویت مسلمانی را از هویت یهودی و مسیحی (مسجدالاقصی برای مسیحیان نیز مقدس است) جدا کند چشم به آسمان داشته است و از این تغییر قبله بسیار خشنود بوده است. تغییر قبله مسلمانان جدای از بحث‌های جانبی دیگر در واقع هویت مستقلی از دیگر ادیان ابراهیمی بدانها بخشیده است.

آیه دیگری که در آن نیز مشخصا به بحث هویت سازی اشاره شده است، آیه 59 سوره احزاب است. در این آیه که در باب حجاب است چنین آمده است: “يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا”. جدای از بحث وجوب یا عدم وجوب حجاب، نکته‌ای که در این آیه وجود دارد بیان علت این خواسته است که برای زنان بهتر است تا “شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند”. در تواریخ ذکر شده است که زنان غیر آزاد در کوی و برزن مورد تمسخر و حرفهای نامربوط اراذل شهر قرار میگرفته اند و گاهی در تاریکی شب که برای نماز به مسجد میرفته اند در تاریکی شب از آنجایی که شناخته نمیشدند در معرض مزاحمتها بوده اند. این آیه حجاب را برای شناخته شدنشان بیان میکند، یعنی یک نوع هویت بخشی به فرد که فرد با آن شناخته بشود و مورد تمیز قرار بگیرد.

کیفیت انجام برخی احکام اسلامی نیز یک بعد هویت‌سازی در خود دارد. برای مثال کیفیت نمازهای مسلمانان، یا روزه گرفتن مسلمانان هویت مسلمانی را از هویت مسیحی یا یهودی جدا میکند. کیفیت برگزاری آیین حج نیز مختص به مسلمانان است. یعنی اگر شما در هر کجای عالم کسی را ببینید که به سمت مسجد الحرام می ایستد و خم و راست میشود و کلماتی عربی را به جای می‌آورد بی شک او را مسلمان میدانید چرا که این رفتار و این سبک مشخصه هویتی مسلمانی است. حال اگر شما کسی را ببینید که به کلیسا میرود و چون مسیحیان دعا میکند و مانند مسیحیان اعیاد پاک و میلاد مسیح را جشن میگیرد و مانند مسیحیان صلیب به گردن می اندازد و انجیل میخواند او را مسیحی میدانید. حتی اگر خودش بگوید که یک مسلمان معتقد است و شهادتین را بر زبان آورده است اما هویت او هویت مسیحی است چرا که از هویت مسلمانی نشانی ندارد. به عبارت دیگر نمیتوان هویت مسلمانی را از اعمال هویت ساز اسلامی مجزا کرد، پس مسلمان بودن و مسلمان دانستن خود به انجام همین نماز و روزه و و دیگر اعمال اسلامی است.

حال بایستی به دونکته اشاره شود. اولین نکته این است که اغلب فقها در احکام شرعی اگر کسی شهادتین را بگوید مسلمان میدانند و تمام حقوق مسلمانان را برای او  محفوظ میدانند و انجام ندادن احکام شرعی و نماز نخواندن را نیز معصیت میدانند. اما این تا جایی است که این تغییر رفتار به بدعت تعبیر نشود. مثلا اگر مسلمانی به سبکی غیر از سبک معمول نماز بخواند بدعت گذار خواهد بود و اگر در اشاعه این بدعت بکوشد احکام سختی برایش صادر خواهد شد. این مسئله بدعت و برخورد تند با بدعت گذاران نیز حداقل از یک جنبه ظاهری برای جلوگیری از استحاله هویت اسلامی است. همچنین در باب شان نزول آیات مربوط به ارتداد نیز به مسائلی تاریخی اشاره شده است که مربوط به جلوگیری از تزلزل هویت اسلامی است.

 هرچند چنین برخوردی دارای یک تناقض درونی است و آن اینکه اگر کسی به نبوت پیامبر اسلام معتقد باشد در احکامی چنان نماز و روزه نیز باید از ایشان پیروی کند. البته این به معنی نپرسیدن و ندانستن و تقلید کورکورانه نیست اما با پذیرفتن نبوت پیامبر اسلام بایستی چیزهای جانبی دیگری را نیز پذیرفت. برای مثال نمیتوان پذیرفت در ایران زندگی کرد اما زبان رسمی کشور را زبان فارسی ندانست. با این حال از نظر فقهی چنین فردی مسلمان است و مرتد و کافر محسوب نمی‌شود.

نکته دوم در باب مسئله ای است که برخی بزرگان در باب اصل و اساس اسلام و مسلمانی بیان کرده اند و من در ابتدای مقاله بدان اشاره کرده ام. مسئله اخلاق، عدالت و آزادی بخشی از مسائل پیشا دینی هستند. این مبحث گسترده‌ای را طلب میکند که شاید با یک مثال این مبحث بازتر شود. فرض کنید در یک زمین با ابعادی خاص ساختمان سازی صورت بگیرد. وقتی که فونداسیون و پایه این بنا ساخته شود هیچ تشخیصی نمیتوان در مورد غایت این ساختمان داد. اینکه آیا این ساختمان یک یک مسجد است؟ یا کلیسا؟ یا کنیسه؟ یا آتشکده؟ یا معبد؟ هیچ تشخیصی بر اساس پایه و اساسش نمیتوان داد. به عبارتی فونداسیون به صرف فونداسیون هیچ هویتی به ساختمان نمیدهد. البته میتوان نظر داد که اگر این فونداسیون و اساس قوی و مستحکم باشد میتوان امیدوار بود که بنایی در خور ساخته شود اما اگر اساس از همان ابتدا ضعیف و کج باشد میتوان انتظار داشت که ظاهر هرچقدر هم زیبا و جذاب باشد سست و بی اساس است.

چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج              گر رساند بر فلک باشد همان دیوار کج5

از این خشتهای اول کج میتوان به کمونیسم و نیز فاشیسم اشاره کرد. پس اخلاق و عدالت از بنیان‌های دین هستند و اگرچه دینهای ابراهیمی و حتی برخی دینهای بشری بر این‌ها استوار هستند اما تفاوت هویتی یک مسلمان و یک مسیحی در این زیربناها نیست بلکه در طریقه انجام آیین‌ها و مناسکی است که فرد انجام میدهد. هرچند انجام مناسک دینی بدون پایه و اساس قوی به ظاهر پرستی و قشری گری منجر می‌شود که گریز از دین و دینداران را بیشتر میکند. پیام اسلام نیز با حسن خلق  خود و رفتار نیکوی خود به جذب افراد به دین خود میپرداختند که در قرآن به آن اشاره شده است6. نقدی که استاد گرانقدر دکتر مجتهد شبستری نیز بیان فرموده اند همین مبحث مربوط به قشریگری و عدم توجه به پایه و اساس دیانت (هر دیانتی) است که نقد بسیار به جا و درستی است. اما نماد هویت مسلمانی به مناسک مسلمانی است نه به پایه و اساس دیانت.

در انتهای سخن به داستانی از دفتر اول مولوی اشاره میکنم. مولوی میگوید که فردی پیش خالکوبی رفت و گفت که بر بدنش شیر ژیانی تصویر کند:

گفت چه صورت زنم ای پهلوان               گفت بر زن صورت شیر ژیان7

مرد خالکوب از دم شروع میکند که فرد فریاد میزند و میگوید شیر بی دمی بکش و از هر جایی که خالکوب شروع میکند فرد طاقت درد را نمی‌آورد و با داد و فریاد میخواهد که از جای دیگر شیر شروع کند. در نهایت خالکوب به مرد میگوید:

خیره شد دلاک و پس حیران بماند               تا بدیر انگشت در دندان بماند

بر زمین زد سوزن از خشم اوستاد               گفت در عالم کسی را این فتاد

 شیر بی دم و سر و اشکم که دید              این چنین شیری خدا خود نافرید

البته مولوی از آوردن این داستان مقصود دیگری دارد اما من برای مطلوب خود از این داستان بهره میبرم که این نوع مسلمانی شیر بی سر و دم و شکم است.

 

توضیحات:

1- بخشی از سخنرانی ایشان که در کانال تلگرامی‌شان تحت عنوان “انحراف مسلمانان از کجا شروع شد؟” منتشر شده در تاریخ 11 مارس 2017 میلادی.

2- این حدیث به طور متواتر در منابع اهل تسنن و شیعیان نقل شده است.

3- این شعر به نام پروین اعتصامی مشهور شده است اما من نتوانستم در دیوان اشعار ایشان اثری از این شعر بیابم.

4- بوستان سعدی، باب اول در عدل و تدبیر و رای

5- دیوان اشعار صائب تبریزی، غزل شماره 2265

6- آیه 4 سوره قلم (وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ) و نیز آیه 159 سوره آل عمران (فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ)

7- مثنوی معنوی، بخش اول، بخش 141، کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید