«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

در نقد قرآن‌شناسیِ سنتی

حسین پورفرج: به گمان من قرآن‌شناسی سنتی به نتیجه نمی‌رسد. این نگاه قرآن را از کاربردِ همیشگیِ خود دور می‌اندازد. قرآن‌شناسی سنتی دیگر تاب مقابله با نقدهای بیرونی را ندارد. در قرآن‌شناسی سنتی کاربردِ امروزیِ قرآن پاک فراموش می‌شود و اصلاً از قرآن جز رسمی باقی نمی‌ماند. من برآنم که ما می‌باید قرآن‌شناسی سنتی را فروگذاریم و «قرآن‌شناسی کاربردی» را جدی بگیریم.  قرآن‌شناسی کاربردی به بسیاری از نقدها جواب خواهد داد و دامن قرآن را از بسیاری از شبهات پاک خواهد کرد.

رنجی که گنجی می‌برد برای هیچ

حسین پورفرج:  اکبر گنجی تعریف دقیقی از "مسلمانی غیرفرقه‌ای" ارائه نمی‌دهد. اگر او سروش را در پی ساخت و ساز فرقه‌ای جدید در دین اسلام می‌داند؛ می‌باید پیشتر این مشکل را حل کند: از نظر او "مسلمانی غیرفرقه‌ای" دقیقاً چه حدود و ثغوری دارد؟! چرا او سروش را فرقه‌ساز می‌نامد امّا مثلاً سیدحسین نصر را فرقه‌ساز نمی‌خواند؟! اگر کار و بار سروش فرقه‌سازی‌ست و او در پی درانداختن فرقه‌ای جدید از اسلام است؛ (به تعمیم) گنجی می‌باید مابقی مسلمانان رویکردی را نیز فرقه‌ساز بداند و از آنها نیز با نام‌های توخالی سخن به میان آورد.

محمّدِ سروش/ دو نقد فربه بر نظریه "محمّد راوی رویاهای رسولانه"

حسین پورفرج: نظریه دکتر عبدالکریم سروش[1]من باب رویایی بودنِ قرآن نظریۀ بحث‌برانگیزی‌ست. حقیقتاً این نظریه را می‌باید انقلابی در خصوص فهمِ چگونگی پیداش، توسعه و تثبیت متن دانست. نظریه رویاء لب لباب حرفش همین است که دکتر سروش نیز در آخرین مقاله‌اش بدان اشاره کرده است:

شریعتی‌ها و سروش‌ها امامانِ معصومِ روشنفکریِ‌دینی نیستند

حسین پورفرج: روشنفکری‌دینی یک نحله‌ است، آغاز دارد و پایان نه. این نحله همچون رود رونده‌ای دائماً در حال حرکت است و لحظه‌ای بازنمی‌ایستد. به معنای دیگر روشنفکری‌دینی متکی به یک متفکر و یا یک طیف اندیشنده نیست و از آنها معنا و مفهوم نمی‌ستاند. این نحله فراتر اشخاص و متعلقانِ به آن تعریف می‌شود و اینگونه حدود و ثغور می‌آفریند. بنابراین، روشنفکری‌دینی با اوجگیری یا افول متفکری اوج یا افول نمی‌یابد و از نقش‌آفرینی بازنمی‌ایستد.

ˮاسپرمِ ‌فروشی و فرزندزاییˮ/پاسخی به گفتار آرش نراقی در خصوص باروی از طریق خرید و فروش اسپرمِ بارور

حسین پورفرج: اخیراً آرش نراقی* در صفحه فیس بوک خود مطلبی درخصوص باروری از طریق وام‌گیری اسپرم از مرد بارور(غیر از شوهر نابارور) و انتقال آن به زن بارور(همسر مرد نابارور) منتشر کرده است.[1] ایشان فتاوای فقیهان شیعی مبنی بر قبح این عمل را اخلاقاً مردود دانسته و معتقد است چنین مبادله‌ای هیچ نقش پدر واقعی را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد:



ما 178 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

google-site-verification: google7a6d7632a8557852.html