«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

نیلوفر - جواد شریفی: برای کسی که در زمینه روشنفکری دینی می خواند و می پژوهد؛ آشنایی با همتایان خود در دیگر کشورهای اسلامی بایسته است. این آشنایی درب گفت و گو را به روی هر دو سوی گشوده و ایشان را از دستاوردهای اندیشه یکدیگر بهره مند کرده و از لغزش های یکدیگر دور نگاهشان می دارد. نیز احساس همفکری ، همدلی و همسویگی با انسانی اندیشمند در گوشه ای دیگر از جهان، میان ما دوستی آورده و از تفرقه و خشونت می کاهد.

نیلوفر - جواد شریفی:  در نگاه قرآن همه آن چه که ما امروزه "دین" می خوانیمش؛ تنها شریعت ها و انشعاب هایی هستند از یک دین یگانه و مشترک. شاخه هایی از یک درخت تنومند و آب باریکه هایی از یک نهر خروشان.قرآن این شریعت های یکتاپرستانه را همگرا و دارای رویکرد و هدف نهایی مشترکی می‌داند. هر یک از این انشعاب ها و شریعت ها در بستر زمانی و مکانی ویژه خودش، شکل و صورتی متمایز از دیگری یافته است.

جواد شریفی: در جهان گذشته، مرزبندی های جغرافیایی و عقیدتی در پیوند با یکدیگر بودند. هر سرزمین و مردمان آن، دین و ایدئولوژی ویژه خود را داشتند. ایران بزرگی که قلمرو ساسانی بود؛ بر آیین زرتشت و دیگر جاهایی که روم بر آن ها فرمان می راند؛ بر آیین مسیح بودند. زان پس نیز هرجا عرب فرمان راند؛ دار الاسلام خوانده می شد و سزمین های بیرون از حکومت اعراب، دار الکفر نام می گرفتند. در هیچ یک از این حکومت ها نیز به اقلیت های دینی مجال چندانی داده نمی شد و همیشه تلاش بر سرکوبی و محدود کردن آن ها و ندادن حقوق کامل شهروندی شان بوده است.

جواد شریفی: یک پدیده نو و تازه وقتی در جامعه خواهان می یابد و با اقبال روبرو می شود که نیازی از جامعه را برطرف سازد. جامعه نیز هنگامی دست از سنت می شوید و پدیده نوینی را پذیرا شود که کارکردی مثبت برایش به همراه داشته باشد. ویژه آن که این پدیده از مقوله فرهنگ و دین باشد که تغییر و تحول در آن، بسیار سخت تر و زمانبَر تر می باشد. پذیرفتن یا وانهادن هر پدیده ای از سوی جامعه بسته به این است که چه نیازی از جامعه را برآورده ساخته یا از آن فروگذار کرده است! 

جواد شریفی*: هنوز برای بسیاری این پرسش وجود دارد که نواندیشی فقهی چه ضرورتی دارد؟ چرا فقه سنتی مورد نقد قرار می گیرد؟ چه نارسایی هایی در فقه سنتی، ما را ناگزیر از گذار به سوی فقه نواندیشانه می کند؟ برای درک اهمیت و ضرورت پروژه نو اندیشی فقهی بهتر است چند نمونه از فتاوای موجود در فقه سنتی را با هم بخوانیم: