«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

نیلوفر - معین مشکات: بسم الله الرحمن الرحیم. سلفی گری الزاماً صورت خود را در گروه های تکفیری پیدا نمی کند؛ بلکه آفتی در ساحت معرفت بسیاری از اندیشمندان مسلمان، حتی تجددخواهان است. شاید بتوان سلفی گری را از جهت خلوص به دو طیف تقسیم کرد: یکی آنها که می خواهند به عصر پیشوایان بازگردند و از هر آنچه بعد از عصر ایشان آمده روی گردانند. خواه مدرنیّت باشد و خواه فلسفه و عرفان. و دیگر آنها که بعضی تسلیم و بعضی فریفتۀ مدرنیّت شده اند و می خواهند آن عنصرهای درون سنت اسلام را که جلوی هماهنگی دین و مدرنیت را می گیرد بزدایند تا بتوانند ادعا کنند که دین در بنیاد خود مدرن است.

نیلوفر - معین مشکات :  به گمانم می­توان چیزی شبیه آنچه را که ابن خلدون در باب انحطاط حاکمیت سلسله ­های سیاسی می­گفت در حاکمیت مشرب­های فکری نیز جستجو کرد. تصور می­کنم هرگاه جنبش­ های فکری به سوی مکتب شدن پیش بروند، مقدمۀ انحطاط خود را رقم می­ زنند. معتزلۀ خردگرا که طغیانی علیه تعصبات نصگرایانه بود و برای آزادگی و آزاداندیشی مبارزه می­ کرد، در دام تعصبات فرو غلطید و در زمانی که قدرت گرفت اسارت فکری شدیدی بر علیه مخالفان تحمیل و راه نابودی خویش را تسهیل کرد...

معین مشکات: چگونه می شود با رمز و راز خاور زمین تجارت کرد؟! دشوار نیست؛ جوکی  ساکن امریکا که بساط معرکه پهن می کند تا با کارهای عجیب و غریب مشتری بِجَذباند، در واقع در حال فروش یوگاست. شیخی که برای رفوگری و نوگرایی سطحی در دین، نماز را نرمش می نامد و روزه را رژیم غذایی و وضو را بهداشت، در حال فروش احکام اسلامی به یک منبر جذاب است.

معین مشکات:‌ تاریخ مواجهۀ گروه های اقلیت با اکثریت همانندی های جالبی از نمونه های مختلفش به دست می دهد که می توان از دل آنها الگویی برآورد. منظورم از اقل و اکثر اعم از مورد جمعیت یا قدرت یا ثروت است و به طور کلی می توان آن را در تسلط خلاصه کرد. بنابراین در مواجهۀ دو انسان نیز می توان از اکثر مسلط سخن گفت. برای مثال در زناشویی به طور معمول مرد اکثر (در تسلط) است و زن اقل. یا در تربیت فرزندان، مادر اکثر (در اثرگذاری)است و پدر اقل و به طور معمول مادر تسلط بیشتری –هر چند به شکل نرم- دارد.

معین مشکات:  جناب آقای دکتر آرش نراقی سعی در ارائۀ تأویلی از قرآن کرده اند که بر مبنای آن زیست همجنسگرایی مبنی بر تعهد طرفین را از لواط سوا کنند و چنین زیستی را مورد قدح قرآن نشمارند.*بنده هم بر این عقیده هستم که واکنش های تند و قهرآمیز نسبت به این پدیدۀ در حال گسترش آن را به صورت ریشه ای حل نمی کند و باید راه چاره ای جست.