«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

نیلوفر - محمد نصراصفهانی: قرآن کریم به صورت مکرر مومنان را سفارش به قیام به قسط، عدل و انصاف نموده است[1]و بعد از توحید، مهم‌ترین هدف انبیا را این دانسته است که دعوت انبیا زمینه‌ای شود تا خود مردم به قسط و عدل قیام کنند.[2] این دعوت با تمایلات حق‌طلبانه فطری انسان‌ها نیز هماهنگ بود. بازخورد این دعوت، ترغیب و تشویق بر افراد و اقشار گوناگون جامعه نبوی قابل مطالعه است. این مقاله بر آن است تا نقش این توصیه را بر زنان عصر نزول وحی مطالعه کند.

محمد نصر اصفهاني: از میان شخصیت‌های جهان اسلام و تشیع، امام حسین (ع) از ویژگی منحصر به فردی برخوردار است به طوری که در طول تاریخ مورد توجه خاص و عام بوده است. پرسش این است که چرا امام حسین نسبت به دیگران هویت ممتازی پیدا کرده است؟ گویی این پرسش، پرسش دشوار تاریخ است که هر سال در عزاداری‌ها به این صورت تکرار می‌شود که: «این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟» پاسخ‌های متعدد و بعضاً متعارض به این پرسش، موقعیت پیچیده هویت امام حسین را به نمایش گذاشته و به حادثه کربلا موقعیتی هرمنوتیکی بخشیده است به طوری که هر کس بنابر فضای فرهنگی‌تاریخی، افق فکری، انتظارات و پیش‌فرض‌های خود از این حادثه خوانش متفاوت به دست داد.

محمد نصراصفهانی: در خطبه سی و چهار نهج البلاغه آمده است: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ‏ عَلَيَ‏ حَقٌ‏؛ ای مردم، به نفع من حقی به ضرر شما و به نفع شما، حقی به ضرر من است.» یعنی اگر برای کسی حقی در نظر گرفته شده باشد در مقابل آن تکلیفی هم بر عهده او گذاشته شده است.

محمد نصر اصفهانی:تنازع قدرت‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به ویژه در دنیای ارتباطات، یک واقعیت غیر قابل انکار است. چه بخواهیم و چه نخواهیم دنیای امروز دنیای تعارض و استیلا و تلاش برای کسب انواع قدرت است. همانگونه که ما به عنوان یک نظام، دوست داریم بر جهان سلطه فرهنگی داشته باشیم، دیگران هم همین را می‌خواهند. همانگونه که ما دوست داریم انقلاب و نظام سیاسی خود را در جهان حاکم کنیم، قدرت‌های دیگر منطقه‌ای و فرا‌منطقه‌ای هم‌چنین می‌خواهند.

محمد نصر اصفهانی: معنای اینکه خدا به انسان کرامت بخشیده است این است که خدا، در تکوین و تشریع اصل کرامت و شرافت انسان را پاس داشته است. در مشیت او بنی‌آدم تا بنی‌آدم است احترام دارد. مطلوب خدا این است که با این موجود شریف همه با احترام برخورد کنند و حقوقش را پاس دارند. از فرشتگان و شیطان خواست که او را احترام و خدمت کنند، طبیعت را به گونه‌ای خلق کرد که رام او باشند و در تشریع نیز از انسان‌ها خواست که خود و هم‌نوعان خویش را حرمت نهند و برای خود و دگران به یک اندازه حق قائل شوند.