«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

نیلوفر - محمد باقر رحیمی:  برخی در تبیین آرا اهل تصوف و عرفان برای اینان ویژگی هایی قائل می شوند که جهت منفی پیدا می کند. ویژگی هایی چون فرقه گرایی، گوشه گیری و دوری گزیدن از مسائل اجتماعی. عدم دخالت در امور اجتماعی و سیاسی به طور ویژه از ویژگی هایی است که به همه ی کسانی که در آن مجموعه قرار می گیرند تعمیم داده می شود. اما آیا این جوهره ی آموزه های عرفانی است که موجب عدم دخالت در امور اجتماعی می گردد و یا گونه ی شخصیت و منش برخی از چنین کسانی؟ آیا می توان گفت تمام اشخاص اهل تصوف و عرفان به امور اجتماعی بی توجه بوده اند و تنها امور را فرد گرایانه پی می گرفته اند؟

نیلوفر - محمد باقر رحیمی: مکاتب مختلف فلسفی در حوزه فلسفه ی اخلاق هر کدام معیاری را ارائه کرده اند ؛ نتیجه گرا، وظیفه گرا،حسن و قبح ذاتی وفضیلت گرایی از جمله آنها هستند. و حال در این نوشتار نیز به معیار از دیدگاه دیگری پرداخته می گردد،این معیار بخشودن یا گذشتن می باشد. این نوشتار در صدد تبیین این موضوع خواهد بود.

محمد باقر رحیمی: در این مقاله به محاسن و معایب هر دو رویکردهای عرفانی و فقهی پرداخته می شود . آنچه در عمده ی این مقاله به آن پرداخته می شود خود به عنوان یک مقدمه است برای نتیجه مبحث . نگارنده این نتیجه را افت و افول عقلانیت و اخلاق در جامعه می داند . افت عقلانیت از آثار منفی رویکرد عرفانی است و افت امور اخلاقی از جنبه های منفی رویکرد فقه محورانه می باشد .

 محمد باقر رحیمی *: برای یک جامعه توسعه یافته شاخص های بسیاری وجود دارد ، اما به نظر می رسد شاخصه ی اساسی چنین جامعه ای داشتن یک نظام آموزشی متعالی است . با وجود چنین نظام آموزشی ای ابعاد دیگری چون اقتصاد و سیاست نیز در تعالی قرار خواهند گرفت . اگرچه این سخن به معنای جدایی این ابعاد سه گانه نبوده و نیز به معنای کهتری ابعاد اقتصاد و سیاست نمی باشد ، اما در عین حال به معنای زیر بنا بودن آموزش و فرهنگ جامعه است.

محمد باقر رحیمی*: آقای حجاریان در كتاب از شاهد قدسي تا شاهد بازاري بر این باورند که دین برای ماندگاری باید عرفی شود . با وجود عرفی شدن است که دین می تواند حکومتی گردد و هم می تواند با دموکراسی قابل جمع باشد . بنابراین اگر دین قدسی ، عرفی نگردد ( یا به قول ایشان عصری ) آن دو موضوع نیز عملی نخواهد شد . این عرفی شدن نیز همان در نظر داشتن مصلحت زمانه است ؛ به همین جهت ایشان « فقه المصلحه » را بهترین راهبرد این مسیر معرفی می کند.

ما 137 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم