«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

معناي زندگي در اديان جهان

«در آنچه در پي مي‌آيد، به موضوع معناي زندگي در اديان جهان از موضعي مي‌پردازم که آن را موضع عموم اديان مي‌دانم و فقط براي اينکه نکاتي را که خواهم گفت تثبيت کنم و برايشان مثال‌هايي بياورم به اديان خاصّ اشاره مي‌کنم...»

ملاك حقّانيّت هر دين

مصطفى ملكيان: با فرض اين كه براى تشخيص حقّانيّت و/ يا عدم حقّانيّت هر دين/ ديننُما ملاكى وجود دارد (و اين فرضى است كه با آن بعضى از فيلسوفان دين موافقند، و بعضى ديگر مخالف)، جاى اين پرسش هست كه آن ملاك چيست. با توسل به چه ملاكى مى توان اديان/ ديننُماهاى حق را از اديان/ ديننُماهاى باطل تميز و تشخيص داد؟
فيلسوفانى كه به وجود چنين ملاكى قائلند، در تعيين آن به راه هاى گونه گون رفته اند. در اين نوشته كوتاه به پاره اى از اين راه ها و برخى از چنين ملاك هايى اشاره خواهد شد.

مقدمة استاد ملكيان بر كتاب "بانگ آب" [پژوهشي در باب جهان‌نگري مولانا]

 مصطفي ملكيان: بی‌شك، مولانا جلال الدین بلخی رومی نه فقط به وجود خدا عقیده‌ی راسخ دارد، بلكه جهان‌نگری خود را در پیرامون كانونی كه نامش "خدا" است متبلور می‌سازد. از این رو، می‌توان كل جهان‌نگیری او را در مجموعه‌ی پاسخهایی دانست كه وی به پرسشهایی كه درباره‌ی خدا پرسیدنی‌اند می‌دهد. به گمان نگارنده، می‌توان به مجموعه‌ی پرسشهایی كه درباره‌ی خدا پرسیدنی‌اند سامانه‌ی منطقی ای داد، و این نوشته، پیش و بیش از هر كار دیگر، در صدد ارائه‌ی این سامانه‌ی منطقی است.

مباحث الفاظ اصول فقه در میان دانشهاى زبانى(2)

 جستار "مباحث الفاظ اصول فقه در میان دانشهاى بشری" درازآهنگ تر از آن شد که در محدوده ى مقاله اى درخور طبع و نشر در یک شماره ى مجله بگنجد. لاجرم به دو بخش تقسیم شد: بخش نخست با عنوان جغرافیاى دانشهاى زبانی در شماره ى پیشین نقدونظر نقاب از رخ برافکند و اینک بخش دوم با عنوان تبارشناسى مباحث لفظى علم اصول در این شماره, چهره مى گشاید.

مباحث الفاظ اصول فقه در میان دانشهاى زبانى (1)

نقد و نظر: در این جُستار، غَرَض این بوده است كه جایگاه مباحث لفظى علم اصول فقه مسلمین در میان دانشهاى زبانى امروزین نشان داده شود. از آنجا كه نویسنده، على رغم كوشش بسیار، نتوانسته است جستار خود را در نوشته‌اى كه حجمش درخورِ طبع و نشر در یك شماره مجلّه باشد بگنجاند، لاجَرَم، آن را در دو بخش عرضه مى‌كند. «جغرافیاى دانشهاى زبانی»، كه بخش اوّل است، در این شماره‌ىِ مجله چشم به آفتاب مى‌گشاید و بخش دوم با عنوان «تبارشناسى مباحث لفظى علم اصول» تا شماره‌ىِ بعد در محاق مى‌نماید.

اعلاميّة به سوي يك اخلاق جهاني

‌بيانيه‌ي اخلاق جهاني حاصـل رايزنـي جمعي از نمايندگان اديان است كه در اجلاسيه‌ي 1993 پارلمان اديان جهان در شيكاگو مورد بحث قرار گرفت و به امضاي نمايندگان حاضر رسيد. اين بيانيه را مي‌‌توان به عنوان نخستين تلاش براي ايجاد يك وفاق اخلاقي در سطح جهاني تلقي نمود. آنچه در ادامه مي‌آيد ترجمه‌اي است از بيانية مذكور كه توسط استاد مصطفي ملكيان، صورت گرفته است و پيش از اين در كتاب مهرماندگار به چاپ رسيده است.

يادداشتى بر "اعلاميه نود و پنج ماده اى لوتر"

مصطفي ملكيان: اگر نهضت پروتستانتيزم مسيحى را نوعى اعتراض بدانيم، جاى اين پرسش هست كه شركت كنندگان در اين نهضت به چه چيزى اعتراض داشتند و اعراض از چه امرى را مى خواستند. در پاسخ به اين پرسش، كتب، رسائل، و مقالات بسيار پرشمارى به قلم موافقان و مخالفان اين نهضت طبع و نشر يافته اند; و غرض اين يادداشت گزارش مفاد آن مكتوبات نيست. آنچه در اين جا مى آيد فقط حاصل مطالعه بخشى از آن مكتوبات است كه با تأملات شخصى نگارنده درآميخته و در ذهن و ضمير او نشست و رسوب كرده است...

اسلام و ليبراليسم؛ سخني‌ در چند و چون ‌ارتباط اسلام‌ و ليبراليسم


“ليبراليسم” واژه‌اي‌ است‌ كه‌ در بافت‌هاي‌ مختلف‌ و متعددي، از جمله‌ اخلاق، سياست، الهيات، و اقتصاد، به‌ كار مي‌رود و معنايش‌ مبهمتر از آن‌ است‌ كه‌ به‌ آساني‌ بتوان‌ از آن‌ تعريف‌ دقيقي‌ به‌ دست ‌داد  .در آنچه‌ درپي‌ مي‌آيد، به‌ شيوه‌اي‌ موجز، كه‌ اميد مي‌رود كه‌ ايجازش‌ مخل‌ نباشد، به‌ ليبراليسم‌ اخلاقي، سياسي‌ و الهياتي‌ خواهم‌ پرداخت‌ تا، پس‌ از ايضاح‌ مفهومي‌ هر يك‌ از اين‌ سه، بتوانم‌ به‌ چند و چون‌ ربط و نسبتشان‌ با اسلام‌ اشاره‌ كنم‌.



google-site-verification: google7a6d7632a8557852.html