«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

«در جست‎وجوی فضاهای گمشده» تازه‎ترین اثر دکتر داریوش شایگان عنوان صد و چهل و ششمین شب از شب‎های مجله بخارا بود که با همکاری مؤسسه فرهنگی اجتماعی ملت و نشر فرزان روز عصر یکشنبه ۸ دی ماه ۱۳۹۲ در تالار اجتماعات فرزان روز برگزار شد. در این مراسم استاد مصطفی ملکیان طی سخنان کوتاهی به بیان رأی و داوری خود درباره جایگاه اندیشگی دکتر داریوش شایگان پرداخت.

 

فایل صوتی گفتار استاد مصطفی ملکیان در این مراسم، در اینجا توسط سایت فرهنگی نیلوفر در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

 

 

گزارش سایت مجله بخارا از سخنرانی استاد ملکیان در این مراسم:

با عرض سلام خدمت تمام خانمها و آقایان و ابراز و اظهار افتخار از این که در محضر همه اساتید و سروران ارجمند، مخصوصاً دربارۀ فیلسوف و روشنفکر بزرگ معاصر ایرانی ، جناب آقای دکتر شایگان سخنانی عرض می‎کنم.


دربارۀ دکتر شایگان در چند محور می‎شد سخن گفت. ولی هر کدام از محورها که من درباره‎اش تأمل کردم، دیدم در این فرصت کم حق مطلب درباره‎شان اداشدنی نیست. مثلاً می‎اندیشیدم که می‎شود دربارۀ دکتر شایگان بحث کرد که ربط و  نسبت دکتر شایگانِ آکادمیسین و فیلسوف و هند شناس با دکتر شایگانِ روشنفکر چیست و چقدر این دو دکتر شایگان در یک‎دیگر تأثیر گذاشته‏اند و از یک‏دیگر تأثیر پذیرفته‎اند. باز می‎شد بحث کرد دربارۀ این که دکتر شایگان به عنوان یک روشنفکر ایرانی چه وجوه اختصاصی دارد که او را از سایر روشنفکران ایرانی متمایز می‎کند و چه بسا در بعضی از آن وجوهِ تمایز به آنها به ایشان نسبت به اینها امتیاز هم می‎دهد. یعنی هم وجوه تمایزاندیشی ایشان و هم امتیاز ایشان نسبت به روشنفکران هم عصر خود ایشان و هم در حوزه فرهنگ ایرانی چیست، می‏شد سخن گفت. در باب سومی هم می‎شد سخن گفت و آن این که دکتر شایگان به عنوان رابطِ میان فرهنگ ایرانی ما و فرهنگ غرب چه چیزی از غرب به ما رسانده است و چه چیزی از ما به غرب رسانده است و آیا در این انتقال در کدام جهت کوشاتر و ساعی‎تر بوده است و در کدام جهت موفق‎تر. در این باب هم می‎شد سخن گفت. در ابواب دیگری هم می‏شود سخن گفت که من دربارۀ آنها تأملی نکرده بودم ولی من دربارۀ هیچ یک از این سه محور در این چند دقیقه نمی‎توانم صحبت کنم. به نظرم رسید که اشاره به یک نکته دربارۀ دکتر شایگان که نگاهی است بسیار بسیار بالا به مجموعۀ دکتر شایگان بد نباشد. و آن نگاه را من می‎خواهم امروز به اختصار هر چه تمامتر خدمت سروران گرامی عرض کنم.دکتر مصطفی ملکیان ـ عکس از مجتبی سالک

در آثار دکتر شایگان تا آن جایی که من مطالعه کرده‎ام ، ما توصیف به وفور هر چه تمامتر از وجوه فرهنگی جامعۀ جهانی و جامعۀ ایرانی می‎بینیم . یعنی شما هر کدام از آثار دکتر شایگان را که بررسی می‎کنید، چه در حدِ مقاله چه در حد رساله و چه در حد کتاب، می‎بینید که توصیف‎های فراوانی از هر دو فرهنگ، چه فرهنگ ایرانی و چه فرهنگ جهانی، چه فرهنگ شرق و چه فرهنگ غرب در این آثار هست . در این توصیفات، انصافاً تا آن جا که بنده توان داوری دارم و معلومات این داوری در اختیارم هست، ما کم و کاستی نمی‎بینیم . یعنی توصیفاتمان غنی، کاملاً رنگارنگ، متنوع و کاملاً پذیرفتنی و دل‎نشین‎اند. از این لحاظ کاملاً درست است که استاد بهاءالدین خرمشاهی گفتند که می‎شود از دکتر شایگان به عنوان یک فیلسوف فرهنگ نام برد. »


دکتر ملکیان در بخشی دیگر از سخنان خود چنین ادامه داد: ببینیم که آیا بعد از توصیف ما در آثار دکتر شایگان تبیین هم می‎بینیم و یا توصیه هم می‎بینیم یا نه. تا آن جا که من می‎توانم داوری کنم و شاید هم این داوری کامل نباشد، به نظرم هر قدر که توصیف در آثار دکتر شایگان قوی و کاملاً با عطف توجه دقیق است، ولی گویی دکتر شایگان به تبیین پدیده‎های توصیف شده کمتر علاقه نشان می‎دهند، در آثار ایشان بهترین توصیف‎ها را می‎بینیم اما اگر بپرسیم چرا چنین شده است، دربارۀ این چرایی ما آن قوتی را که ایشان در قسمت توصیف نشان دادند نمی‎بینیم . به تعبیری به نظر می‎رسد نوعی بی‎رغبتی در ایشان برای تببین وجود دارد. علاوه بر این ما در برابر توصیفات ایشان توصیه تقریباً هیچ نمی‎بینیم . من در کل آثار ایشان تقریباً هیچ توصیه‎ای ندیده‎ام. چه توصیه اخلاقی باشد ، چه توصیه حقوقی باشد. چه توصیه زیبایی شناختی، چه توصیه دینی و مذهبی باشد. چه توصیه مصلحت اندیشانه، چه توصیه در تبعیت یا عدم تبعیت از آداب و رسوم و عرف و عادات. هیچ گونه توصیه‎ای من نمی‎بینیم. من همیشه در این اندیشه بوده‎ام که چرا متفکری مثل ایشان که اگر قصد این کار را داشتند مسلماً چیزی کم نداشتند به لحاظ قدرت تفکر و به لحاظ عمق درک، چرا از تبیین مضایقه می‎کنند و چرا در توصیه کاملاً خویشتن‎دارند. من این کمبود تببین و نبودن توصیه را در این می‎بینیم که دکتر شایگان در بن و بنیاد نوعی نسبی‎انگاری دارند و این نسبی‎انگاری به ایشان اجازه نمی‎دهد که به تببین دست بزنند و بر تبیین یک پدیده پای‎فشاری کنند. و به همین ترتیب و به طریق اولی دیگر نمی‎توانند توصیه‎ای هم به من و تو بکنند. »

 

و سپس دکتر ملکیان می‎افزاید:« به نظر من دکتر شایگان یک نسبی‎انگار و در عین حال یک مطلق گراست. یعنی به لحاظ اندیشگی و به لحاظ معرفتی همه چیز را در یک نسبیتی غوطه‎ور می‎بیند اما به لحاظ عاطفی و حسی و هیجانی از این نسبیت خوشش نمی‎آید و دنبال نوعی مطلق است. به تعبیر دیگری در عین حال که شدیداً خواستار این است که در جایی مطلقی وجود داشته باشد که بشود دستاویز من و تو باشد اما در عین حال به لحاظ معرفتی یک چنین مطلقی نمی‎بیند و همه چیز را دستخوش نوعی تتبع ، تنوع، سیلان و دگرگونی و بی‎ثباتی و بی‎قراری می‎بیند. ولی آرزوی چنین مطلقی را در آثار ایشان می‎توانید ببینید . گاهی ایشان این مطلق را  در عرفان ، در هنر و گاهی در وجه جامع‎تری که می‎توانم آن را معنویت بنامم سراغ می‎گیرند. و به نظر من همین نکته است که از ایشان یک فیلسوف نسبی‎انگار و در عین حال یک مطلق‎گرا می‎سازد. و اگر این نکته‎ای که من می‎گویم درست باشد آن وقت باید بگویم که کسی مثل دکتر شایگان در فضایی تنفس می‎کند که بهترین نماینده چنین فضایی را می‎توان حافظ دانست. حافظی که به لحاظ معرفتی دست‎آویزی ندارد ولی به لحاظ گرایشی سخت خواستار این است که یک چیز مطلقی وجود داشته باشد. اگر این تفسیر درست باشد ما دیگر نباید سراغش را بگیریم و از ایشان بخواهیم که توصیۀ روشنفکرانه‎ای بکنند و یا تبیینی بکنند که بخواهند بر این تبیین پافشاری بکنند و آن را مبنای حل مسئله و یا مشکلی قرار بدهند و یا مبنای تصمیم‎گیری جمعی. »

 

+ گزارش کامل مراسم رونمایی از کتاب «در جستجوی فضاهای گمشده» در سایت بخارا

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما 84 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم