«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

حکمت بی قراری

مصطفی ملکیان: آلن واتس، دین‌شناس و الهی‌دان بزرگ روزگار ما، کتابی دارد با عنوان حکمت بی‌قراری. وی در این کتاب «اعتقاد» و «ایمان» را از یکدیگر تفکیک می‌کند و می‌گوید، در غالب موارد، اعتقاد و ایمان با هم خلط می‌شوند، در حالی که این دو واقعیت کاملاً خلاف یکدیگرند و ویژگی‌هایی دارند که ساخت آن‌ها را از یکدیگر جدا می‌کند. اما چه تفاوتی میان اعتقاد و ایمان وجود دارد؟

ترجمه کتاب، خروج از تک‎آوایی فرهنگی

  نیلوفر: خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) این هفته با انتشار بخشی از سخنان استاد مصطفی ملکیان در مراسم رونمایی از کتاب «دانشنامه فلسفه اخلاق»، مخاطبان خود را به بازخوانی رای ملکیان در باره ی ترجمه دعوت کرد:  من بدون اغراق عرض می‎کنم، به گمان من بزرگ‎ترین خدمتی که به جامعه ما و تمام جوامع مثل ما می‎توان کرد، ترجمه است. ترجمه برای کشوری مثل ما، دو فایده‎ی عمده دارد. بزرگ‎ترین فایده‎ی کار ترجمه این است که کشور ما را از تک‎آگاهی فرهنگی نجات می‎دهد. و معتقدم هیچ کشور و تمدنی و فرهنگی از هیچ چیز به اندازه تک‎آوایی فرهنگی لطمه نمی‎خورد.

18 اصل راهنما از استاد ملکیان برای زندگی بهتر

نیلوفر: زیستنی معنوی و عقلانی، آرزویی است که بسیاری از انسان ها در جست و جوی  آن هستند. در روزگار ما استاد مصطفی ملکیان در ترسیم و بیان ابعاد نظری چنین زیستنی و شیوه حصول به آن، کوشش های زیادی کرده است که حاصل آن سخنرانی ها، مقاله ها و کتاب هایی است که معنابخش بسیاری از ساعات زندگی مخاطبانش بوده است.  متن حاضر 18 اصل راهنما برای زندگی بهتر است که توسط استاد ملکیان نوشته شده است:

اسلامي‌ ندوشن، ‌چنانكه من شناختم

مصطفي ملكيان:  در اين نوشته بسيار كوتاه، قصد ندارم كه به شخصيت و منش اخلاقي بسيار دلنشين و جذاب دكتر محمدعلي اسلامي‌ندوشن، عالم، محقق و روشنفكر نامدار هم‌روزگارمان، بپردازم. فقط مي‌خواهم به اختصار هر چه تمام‌تر، تصوير و تصوري را كه از كارنامه روشنفكري و اصلاح‌گري او دارم در معرض ديد خوانندگان گرامي آورم. به گمان من، حتي نيم نگاهي به مجموعه آثار مكتوب و نشريافته اسلامي‌ندوشن آشكار مي‌كند كه كارنامه روشن و پربار روشنفكري و اصلاح‌گري او،‌ پنج ويژگي بارز و ممتاز دارد كه با شخصيت و منش خود او تناسب تام و همخواني كامل دارند:

بندگان حق و غلامان وظيفه باشيم

مصطفي ملكيان: بزرگترين عجبي كه تصور مي توان كرد عجب كساني است كه جهان هستي را تابع خود مي خواهند و گمان مي كنند كه جهان داير مدار عقايد جاهلانه و خطا آميز آنان است و با اين عقايد مي توانند به ستيز با قوانين جهان هستي بر خيزند و يا واقعيت هاي تغيير ناپذير را هم تغيير دهند و يا واقعيت هاي تغيير پذير را به هر صورت و ساني كه مي خواهند در آورند.

 

چهره در آيينه‌ي ديگري

مصطفی ملکیان: امروزه مؤمنان و بي‌ايمانان مي‌توانند چهره‌ي خود را در آيينه‌ي ديگري ببينند ـ و مي‌بينند؛‌و حال آنكه، پيش از اين، هر يك از اين دو گروه فقط مي‌توانست چهره‌ي خود را در آينه‌ي خود ببيند ـ و مي‌ديد. روزگاري،‌ مؤمنان و بي‌ايمانان فقط به خودانگاره (self –image)‌ي خود دسترسي داشتند، يعني به تصوري كه از خويشتن در ذهن خود داشتنند،‌ و نمي‌توانستند پي ببرند كه طرف مقابل چه تصوري از آنان در ذهن خود دارد؛ ولي،‌ امروزه، هر كدام مي‌دانند كه در چشم ديگري چه جلوه‌اي دارند....

دربارة پژوهش در قرآن

مصطفی ملکیان: اگر معتقديم‌ كه ‌قرآن ‌كتابي‌ است‌ كه ‌براي ‌همه‌ انسان‌ها، در هر زمان، مكان، و وضع‌ و حال، سخني ‌براي ‌گفتن‌ دارد، بايد اين ‌كتاب ‌را چنان ‌قرائت‌كنيم‌ كه ‌منشأ الهام ‌عقلانيت و معنويت باشد، چرا كه ‌ژرفكاوانه‌ترين ‌نگرش‌ به‌ وضع ‌و حال‌ انسان ‌امروز نشاندهنده ‌اين ‌امر است‌ كه ‌عميق‌ترين ‌و جدي‌ترين ‌نياز انسان‌ امروز جمع‌ عقلانيت و معنويت است، به ‌طوري‌ كه ‌هر نياز ديگري ‌را مي‌توان ‌مصداقي‌ از مصاديق ‌اين ‌نياز دانست...

ارتداد ؛ بحثي درباره توهين، تشكيك و ارتداد

مفاد نامه‌اي كه زير عنوان «دو خط موازي همديگر را قطع نمي‌كنند مگر خدا بخواهد» در روزنامه صبح امروز (18 خرداد 1378)، به چاپ رسيده است، نه توهين به انبياء است، نه تشكيك در آيات قرآني است و نه ارتداد.

الف) توهين به انبياء نيست، چون صرف اين كه از كسي بپرسند كه: چرا چنين كردي؟ يا چرا چنان نكردي؟ يعني صرف اين كه درباره كرده‌ها و ناكرده‌هاي كسي توضيح بخواهند، نه فقط به معناي توهين به آن كس نيست، بلكه مشعر به تكريم و تعظيم او نيز هست، چرا كه متضمن اين اعتقاد است كه رفتار وي رفتاري است عقلاني و عقلايي؛ والا چرا كسي از شخص ديوانه نمي‌پرسد كه: چرا فلان كار را كردي يا نكردي؟

نماز

وقتي كه آدمي پي مي‌برد كه همان محدوديت‌ها و نقائصي كه دامنگير اوست، كمابيش، دامنگير جميع همنوعان او هم هست، نسبت به همنوعان خود احساس همدلي و همدردي اي مي‌كند كه ناشي از همين احساس سرنوشت مشترك است. در اين حال، طبيعي‌ترين واكنش اين است كه شخص براي همنوعان خود دعا كند و بهتر شدنِ آنان را در همان سه ساحت مذكور بخواهد. دعا براي ديگران، در واقع، نوعي شفاعت براي آنان، در پيشگاه هستي، است.

مقدمه کتاب نگاهی به فلسفه اخلاق در قرن بیستم

نگاهى به فلسفه اخلاق در سده بيستم» نوشته استيون دارول، آلن گيبارد و پيتر ريلتن است كه هر سه از اساتيد گروه فلسفه دانشگاه ميشيگان آمريكا هستند. به اذعان مترجم فرهيخته و صاحب نام اين اثر استاد مصطفى ملكيان اين كتاب دقيق ترين، عميق ترين و جامع ترين نوشته اى است كه تاكنون در زبان انگليسى در باب سير فلسفه اخلاق در سنت آنگلوساكسونى در فاصله سال هاى ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ انتشار يافته است. ايشان در مقدمه كوتاه اما عميق كتاب مهم ترين مباحث نظرى و فلسفى در اخلاق و درباره اخلاق را به چهار گروه عمده تقسيم مى كنند:



google-site-verification: google7a6d7632a8557852.html