«فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ( زمر: 17،18)

کتاب در اسارت فرهنگ توسط نشر صمدیه در 430 صفحه منتشر گردید. این کتاب به قلم  طاهره شیخ الاسلام(مظاهری) به زبانی ساده به تشریح معضلات فردی و اجتماعی ایرانیان و ریشه یابی خلقيات و ويژگى‏هايى می پردازد که به دلیل ترس، فقر و بى ‏عدالتى در طول قرون و در راستاى تنازع بقا در ما به‏ وجود آمده‏‌اند. ویژگیهایی که در تكرار خويش و در گذار از نسلها در ما نهادینه شده و همراه با آداب و رسومى كه زاده همان شرايط بوده‏ اند، بخشى از هويت فرهنگى ما را ساخته ‏اند.

طاهره مظاهری:  یکی از عوامل موثر در رشد و شكوفايى انسان اعتماد به نفس است كه آن نيز از طريق تشويق بجا و به‏‌ موقع، به‏‌ ويژه در زمان كودكى و نوجوانى حاصل میشود. نياز به تشويق، توجه و مطرح شدن نيازى است طبيعى كه در تمامى انسان‏ها كم و بيش وجود دارد و همين نياز انگيزۀ پيشرفت انسان در زمينه ‏هاى مختلف زندگى بوده و هست. تشويق و توجه كافى در زمان كودكى میتواند به تعديل اين نياز در بزرگسالى كمك نمايد و تحقير و سرزنش در زمان کودکی به اين نياز شدت می دهد. 

طاهره مظاهری: انسان‌ برای رشد و پرورش‌ استعدادهایش علاوه‌ بر امکانات‌ مادی‌، فکر آسوده‌ و وقت‌ آزاد می‌خواهد. وقتی جامعه‌ای به‌ لحاظ‌ مادی ضعیف‌ بود و امکانات‌ اندک آن نیز به بهای فقر اکثریتی از مردم جامعه در اختیار اقلیتی قرار گرفت، مردم‌ نه‌ تنها نگران‌ آیندهء خویش می گردند، بلکه‌ وقت‌ و نیرو و فکرشان صرف‌ تهیه اولین‌ و ابتدایی ‌ترین‌ مایحتاج‌ زندگی خواهد شد. در این‌صورت‌ دیگر نه‌ وقت‌ آزاد برایشان می ماند و نه‌ خیال‌ آسوده‌ای که‌ به‌ خود و جهان‌ اطراف‌ خود بپردازند، تفکر کنند و استعدادهای خویش‌ را کشف‌ و آن‌ها را بارور سازند. بنابراین‌ فقر مادی یک‌ جامعه‌ منجر به‌ عقب‌ ماندگی علمی و فکری آن‌ جامعه‌ می‌شود.

طاهره مظاهری: مطمئنا بسیاری از شما نیز مانند من خاطره ای از خنده معلمینتان ندارید. تا آنجا که به خاطر دارم ما در دوران تحصیل از معلمین خشن بیشتر حساب می بردیم، درسشان را بیشتر می خواندیم و به آنها احترام بیشتری می گذاشتیم. معلم نیز که شدیم به پیروی از نصایح پیشینیان که می گفتند: «به روی شاگردان نباید خندید که پُررو می‏شوند.» علی رغم میل باطنی مان با شاگردانمان نخندیدیم چرا که می ترسیدیم خوش روئی و مهربانی ما باعث شود که دیگر نه به تکالیفشان عمل کنند و نه چنان‏که باید و شاید احترام ما را نگه دارند و بدین ترتیب سایرین نیز ما را به بی عرضگی و بی جربزگی متهم نمایند. 

طاهره مظاهری:  توجيه خطا و تقصير گناه خویشتن را بر گردن ديگران و یا شرایط مکانی و زمانی گذاشتن و بعبارت دیگر به صد ریسمان چنگ زدن برای فرار از قبول اشتباه و معذرت خواهی یکی از برجسته ترین ویژگی های فرهنگی رایج در بین ماست که دلیل آن را می تواند در احساس حقارتی جستجو کرد که با عمل معذرت خواهی در ما بوجود می آید.