ارزیابی مدرنیته در تجربه معاصر ایران

استاد ملکیان طی سخنانی که امروز در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران داشت مدرنیته را یک امر ذو مراتب توصیف کرد که دارای ویژگیهای متعددی است. در این سخنرانی که در ادامه سلسله نشستهای انجمن جامعه شناسی ایران در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، مصطفی ملکیان به این پرسش اصلی پرداخت که مدرنیته را چگونه می‌ فهمیم؟ و…

استاد ملکیان طی سخنانی که امروز در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران داشت مدرنیته را یک امر ذو مراتب توصیف کرد که دارای ویژگیهای متعددی است. در این سخنرانی که در ادامه سلسله نشستهای انجمن جامعه شناسی ایران در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، مصطفی ملکیان به این پرسش اصلی پرداخت که مدرنیته را چگونه می‌ فهمیم؟ و مدرنیته را در تجربه معاصر ایران چگونه ارزیابی می ‌کنیم؟

مصطفی ملکیان طی سخنانی که امروز در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران داشت مدرنیته را یک امر ذو مراتب توصیف کرد که دارای ویژگیهای متعددی است. در این سخنرانی که در ادامه سلسله نشستهای انجمن جامعه شناسی ایران در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، مصطفی ملکیان به این پرسش اصلی پرداخت که مدرنیته را چگونه می‌ فهمیم؟ و مدرنیته را در تجربه معاصر ایران چگونه ارزیابی می ‌کنیم؟  گزارش سخنرانی استاد ملکیان را به نقل از خبرگزاری مهر در ادامه می‌خوانیم:

ملکیان در آغاز سخنانش تعبیر خود از مدرنیته را دارای جهان بینی ای دانست که به آن مدرنیسم می توان اطلاق کرد و گفت : این مدرنیسم در غرب واکنشی بر ضد سنت و دین مسیحی است. بنابراین، تکوین تاریخی تجددگرایی نافی غیر است و آن غیر، سنت مسیحی است. هنگامی که مدرنیته به نواحی مختلف دنیا توسعه یافت، به نظر می آید ویژگی ضدیت با دین را کم و بیش در خودش محفوظ نگاه داشت.

وی در ادامه افزود : ویژگیهایی را از این جهان بینی برخواهم شمرد که با سنت و دین مسیحی در تضاد قرار گرفته است و از آنجا که سنت مسیحی با تمام مذاهب و سنتها مشترک است لذا از آن می توان به موضعگیری مدرنیته در برابر سنتها تلقی کرد.

ملکیان با تأکید بر این نکته که در مقام ارزشگذاری و یا داوری نیست ، گفت : من فقط گزارشی از چیزی که استنباط کرده ام ارائه می کنم.
وی در ادامه سخنانش جهان بینی مدرنیته را داری هشت ویژگی دانست که البته اینها تقدم و تاخر منطقی ندارند چرا که در درون خود نوعی کنش و واکنش دارند.

وی نخستین ویژگی را انسانگرایانه بودن برشمرد و گفت : انسانگرایی معناهای متفاوتی دارد اما آنچه را که من بر می شمارم ایمان به انسان بودن و نه هیچ چیز دیگری است. ایمان به انسانگرایی به دو بعد قابل تقسیم است. ایمان به علم و ایمان به قدرت انسان. در این نگرش حل مسائل، مسبوق به علم انسانی دارد که وی تعبیر به ایمان به علم انسانی نمود. به نظر وی گاهی این مورد را در ادبیات دوران مدرن به صورت دیگری نیز می توان دید: اینکه انسان حاکم بر سرنوشت خویش است. البته این ویژگی دینی و یا سنتی نیست.
ملکیان ویژگی پیشرفت را دومین ویژگی جهان نگری مدرنیسم دانست که این جهان نگری قایل به پیشرفت است اما در ادیان و مذاهب ما چیزی به نام پیشرفت نداریم. در ادیان و مذاهب انسان در حالت اولیه خودش یک انسان آرمانی است. کسی که می خواهد انسان آرمانی را ببیند باید به عقب بازگردد. لذا انسان نخستین آرمانی تر از انسان پیشرفته است. اندیشه پیشرفت با جهان نگری دینی سازگاری ندارد.

ویژگی سوم هم این است که این جهان نگری مادی است اما نه به معنای فلسفی آن بلکه مادی به معنای غفلت ورزیدن از ساحتهایی از وجود انسان که ترکیب بلیغ انسان سنتی بوده است. امروزه در کتابهای روانشناسی ساحتهای مختلفی در وجود انسان دیده می شوند. به طور مثال ساحت جسم و بدن و ساحت ذهن وجود دارند. در ادبیات مدرن چیزی به نام نفس و روح وجود ندارند. در آثار مدرن روح را به عنوان چیزی فرعی می بینیم. البته مراد من از مادیت در این ویژگی انسان شناختی است نه جهان شناختی. به این معنا جستجو کردن هویت بشر در ساختار مغزی محال است و ما یک نگاه ماتریالیستی به انسان داریم.

وی عقل گرایی و یا به تعبیر دیگر عقلانیت گرایی را از دیگر ویژگیهای مدرنیته برشمرد و گفت : قدما هم به عقلگرایی قائل بودند، اما امروزه از عقلگرایی به روشنفکری تعبیر می شود. عقل به معنای امروزی در مقام نظر است و این خلاف آن چیزی است که در قدیم بوده است. تجربی بودن یکی دیگر از ویژگیهای جهان نگری است. البته تجربی بودن به معنای دربرابر راسیونالیسم بودن نیست بلکه خصیصه تجربی داشتن مد نظر است. به عبارتی دیگر ما در جهان نگری مدرن هر چیزی را مورد آزمایش قرار می دهیم. در این نگرش هیچ چیزی را بدون آزمون و فوق آزمون نمی دانیم و در نیتجه هیچ چیزی هم مقدس نیست.

ملکیان ششمین ویژگی را برابری طلبی برشمرد و گفت : برابری طلبی به معنای حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برابر نیست بلکه مساوات طلبی در عالم معرفت است. برابری طلبی از ویژگیهای اصلی مدرنیته است. فرد گرایی و احساسات گرایی نیز از دیگر ویژگیهای مدرنیته هستند.
وی با بیان این مطلب که این هشت ویژگی که دارای چنین جهان نگری هستند چاره ای ندارند جز اینکه به علوم تجربی روی آورند سخنان خود را ادامه داد و گفت : علوم تجربی در هنگام توسعه تقریباً با رشد فناوری و تکنولوژی متوازن هستند لذا ما با یک جامعه صنعتی روبرو می شویم. تمدنهای مدرن غرب همگی با یک و یا دو واسطه با این هشت ویژگی ارتباط دارند. این هشت ویژگی موتور محرک مدرنیته هستند.

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x