فلسفه اسلامی نیازمند ارائه یک نظام دقیق فلسفی است

استاد مصطفی ملکیان در دومین دوره از همایشهای تخصصی گروه فلسفه و حکمت دانشگاه تربیت مدرس که صبح امروز در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد فلسفه اسلامی را تعبیری دانست که متداول شده اما به نظر وی این مفهوم نیاز به ایضاح بسیار دارد. “اشکالاتی را به فلسفه در دوران اسلامی می توان وارد دانست. برخی اشکالات در فلسفه اسلامی…

استاد مصطفی ملکیان در دومین دوره از همایشهای تخصصی گروه فلسفه و حکمت دانشگاه تربیت مدرس که صبح امروز در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد فلسفه اسلامی را تعبیری دانست که متداول شده اما به نظر وی این مفهوم نیاز به ایضاح بسیار دارد. “اشکالاتی را به فلسفه در دوران اسلامی می توان وارد دانست. برخی اشکالات در فلسفه اسلامی هم البته اشکالات روش شناختی یا معرفت شناسی هستند. همچنین می توان به اشکال دیگری نظیر اینکه فلسفه اسلامی در طول ۱۲۰۰ سال که ظهور، بروز، رشد و تحول داشته است اما ما اکنون از فلسفه اسلامی چیزی می خواهیم که در توان این پروسه طولانی مدت نبوده است اشاره کرد. انتقاد و اشکالی را که می توان وارد ساخت بر این پروسه ۱۲۰۰ ساله نیست بلکه بر آنان است که اکنون قصد دارند بر آن روش و سیاق حرکت کنند. بنابراین ما با یک منظر روش شناختی مواجه هستیم که می بایست آن را مورد بررسی قرار داد.”

استاد مصطفی ملکیان در دومین دوره از همایشهای تخصصی گروه فلسفه و حکمت دانشگاه تربیت مدرس که صبح امروز در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد فلسفه اسلامی را تعبیری دانست که متداول شده اما به نظر وی این مفهوم نیاز به ایضاح بسیار دارد.
به گزارش خبرنگار مهر، ملکیان با اشاره به اینکه در ارتباط با بحث روش شناختی فلسفه اسلامی صحبت خواهد کرد گفت : اشکالاتی را به فلسفه در دوران اسلامی می توان وارد دانست. برخی اشکالات در فلسفه اسلامی هم البته اشکالات روش شناختی یا معرفت شناسی هستند. همچنین می توان به اشکال دیگری نظیر اینکه فلسفه اسلامی در طول ۱۲۰۰ سال که ظهور، بروز، رشد و تحول داشته است اما ما اکنون از فلسفه اسلامی چیزی می خواهیم که در توان این پروسه طولانی مدت نبوده است اشاره کرد. انتقاد و اشکالی را که می توان وارد ساخت بر این پروسه ۱۲۰۰ ساله نیست بلکه بر آنان است که اکنون قصد دارند بر آن روش و سیاق حرکت کنند. بنابراین ما با یک منظر روش شناختی مواجه هستیم که می بایست آن را مورد بررسی قرار داد.

ملکیان از دیگر اشکالاتی که به فلسفه در دوران اسلامی وارد است اشکالاتی دانست که تنها به فلسفه اسلامی نیست بلکه به فلسفه مسیحی، یهودی و حتی هندویی هم وارد است. بنابراین اشکالات روش شناختی می تواند بر دیگر فلسفه هایی که با تعبیر دینی همراه است وارد دانست.
وی در ادامه سخن به این مورد اشاره کرد که وقتی به فلسفه اسلامی می پردازیم باید چند مورد را تفکیک کنیم گفت : یکی از این موارد این است که آیا فیلسوفان اسلامی مقدمات لازم را برای فلسفیدن داشته اند؟ همچنین فرایند فیلسوفان اسلامی چه بوده است؟ فرآورده های آن فلسفیدن که امروز در دست ماست چه مقدمات روش شناختی بر آن وارد است.
ملکیان افزود: وقتی که ما به فرآورده ها و دستاوردهای فیلسوفان اسلامی نظر می افکنیم می بینیم که از سه منظر قابل تمییز است. یکی شیوه نگارش متون فلسفه اسلامی، دیگری شیوه تعلیم فلسفه اسلامی و در نهایت اینکه فرآورده های فلسفی تا چه اندازه نیازهای فکری آن موقعیت زمانی را که آن فیلسوف در آن زیست می کرد برطرف کرده است.
وی در ادامه انتقادات و اشکالات بر روش شناسی فلسفه اسلامی به این موضوع اشاره کرد که ما نیازمندیم که چهار پدیده را از فلسفه مرزبندی کنیم چرا که این چهار پدیده در فلسفه اسلامی درهم ترکیب و تلفیق و گاهی هم جدا شده است. این چهار پدیده عبارتند از: فلسفه و علم تجربی، فلسفه و دین، فلسفه و عرفان، فلسفه و اسطوره. ما در بسیاری از متون فیلسوفان اسلامی به خصوص در شیخ اشراق و ملاصدرا درهم تنیدگی این مباحث را می بینیم و هیچ مرز مشخصی میان این موارد که اشاره شد صورت نگرفته است. اگر امروز بخواهیم فلسفه اسلامی عرضه کنیم باید مرز میان فلسفه با دیگر مسائل را مشخص کنیم.

ملکیان همچنین تصریح کرد : در فلسفه اسلامی به دلیل اینکه مرز آن با امور دیگر چندان مشخص نیست فیلسوف اسلامی دغدغه هماهنگی با متون دینی دارد. لذا فلسفه اسلامی، فلسفه الهیات و کلام اسلامی است. اینکه ما یک پاسداشت از متون دینی داشته باشیم خطای روش شناختی است که در کل فلسفه اسلامی ما جاری و ساری بوده است.
وی در ادامه بحث خود به یکی دیگر از انتقادات و اشکالات بر فلسفه در دوران اسلامی اشاره کرد و گفت : در فلسفه اسلامی نوعی آشتی جویی و وحدت طلبی وجود دارد که مبانی نظری هم به تبع آن وجود دارد. به عبارت دیگر اگر شما معتقد باشید حکیم و فیلسوف اختلاف اساسی در نظریاتش وجود ندارد بلکه اختلافات ظاهری است این به دیدگاههای خاصی می انجامد. مانند اینکه فیلسوفان ما همگی بر جاودان خرد و حکمت خالده قائل بودند و هیچ گاه از این نظام خارج نشدند. اینها معتقدند که اصول اساسی در میان انبیاء و حکما مشترک است. در قرن اخیر بعد از ظهور افرادی مانند کواماراسوامی، گنون، بورکهارت، لینگز که بر این ادعا پافشاری داشتند این مبنای فکری بیشتر نمود پیدا کرد ، در حالی که این نحله فکری در فلسفه ما وجود داشته است. نتیجه این وحدت طلبی یعنی تفسیر سخن دیگری بر دیگری است که در ملاصدرا ما این مورد را بسیار شاهد هستیم.

وی به یکی دیگر از مواردی که در بررسی روش شناختی فلسفه اسلامی وارد است اشاره کرد که این بحث بحث عدم اقبال و تمایل فیلسوفان اسلامی به تاریخ فلسفه بوده است.
ملکیان دگماتیسم را در روش شناختی فلسفه اسلامی که با یک گستره و عقبه نظری هم همراه بوده از دیگر موارد اشکال بر فلسفه در دوران اسلامی بر شمرد و گفت : وقتی که متون فلسفه اسلامی را می خوانیم چنان موضوع بر ما القاء می شود که گویی موضوع با آن تبیین به اتمام رسیده و پرونده آن بسته شده است و دیگر نیازی به تحلیل ندارد و از اگر و شاید و اما خبری نیست ، در حالی که متون فلسفه غربی سرشار از واژگانی این چنین است. بنابراین فیلسوفان اسلامی قائل به مبنا گروی بودند و در این قول بر این باورند که سلسله باورهایی وجود دارد که نیاز به توجیه ندارد و سایر باورها توجیه خود را از این باور بنیادی می گیرند.
قائل بودن به صدق بنیادین از دیگر مواردی بود که ملکیان از آن نام برد و گفت : به طور مثال فیلسوفان ما به تبع ارسطو به باورهای بنیادی قائل بودند و نظام فلسفی را دارای یک نظام صدق بنیادین می دانستند. این نگرش چند آفت و نارسایی دارد یکی اینکه روحیه مدارا و تساهل فکری را از بین می برد. ما دیگر چیزی به نام فرضیه و استدلال از راه بهترین تبین نداریم. قدمای ما به قیاس و استقراء و تمثیل قادل بودند در نزد آنها استدلال از راه بهترین وجود نداشته است.
ملکیان به موضع ناموافق فلسفه اسلامی نسبت به فهم عرفی اشاره کرد و گفت : این موضع در روش شناختی فلسفه اسلامی باید تبیین شود. این دغدغه در نزد فیلسوفان وجود داشته که اگر علم فیلسوف از فهم عرفی فاصله گرفت چه باید انجام دهد؟

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x