مشتاقی و مهجوری

کتاب «مشتاقی و مهجوری» اثر «مصطفی ملکیان» از مجموعه‌ی «بینش معنوی» است که به همت انتشارات «نگاه معاصر» منتشر شده است. این کتاب در شانزده بخش با پانزده مقاله درباره‌ی موضوعات تفکر دینی، فلسفه‌ی اسلامی، معنویت و فرهنگ و سیاست با عنوان‌های، رویکرد متفاوت در تاریخ‌نگاری، وضعیت تفکر در ایرا ن معاصر، حوزه و دنیای جدید، دویدن در پی آواز…

کتاب «مشتاقی و مهجوری» اثر «مصطفی ملکیان» از مجموعه‌ی «بینش معنوی» است که به همت انتشارات «نگاه معاصر» منتشر شده است. این کتاب در شانزده بخش با پانزده مقاله درباره‌ی موضوعات تفکر دینی، فلسفه‌ی اسلامی، معنویت و فرهنگ و سیاست با عنوان‌های، رویکرد متفاوت در تاریخ‌نگاری، وضعیت تفکر در ایرا ن معاصر، حوزه و دنیای جدید، دویدن در پی آواز حقیقت، گفتاری در باب کلام جدید، هر کس خود باید به زندگی خود معنا ببخشد، بحران اخلاق و معنویت، معنویت و محبت چکیده‌ی همه‌ی ادیان است، روشن‌فکری دینی و اصلاحات اجتماعی، هرمنوتیک قرآن و تعارض‌های عقل جدید و وحی، زن مرد کدام تصور، گفت‌وگو درباره‌ی حاکمیت دینی، فلسفه‌ی فقه، عقلانیت ـ دین ـ نواندیشی و چه باید بشود، در ۴۳۱ صفحه در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. درآمد کتاب به قلم استاد ملکیان که هم توصیفی از درونمایه کتاب و هم بیانی از دغدغه های نویسنده در این مجموعه را شامل است، در اینجا تقدیم بازدیدکنندگان گرامی و مخاطبان نیلوفر می گردد:

درونمایه واحد و مشترک گفت و گوهایی که در این مجموعه گرد آمده اند ربط و نسبت سیاست و فرهنگ است. سیاست، چه آن را رقابتی بدانیم که افراد یا گروه هایی که منافع متعارض دارند بر سر کسب قدرت و رهبری وارد آن می شوند، و چه آن را فعالیتهایی تلقی کنیم که غرض از آنها حکومت کردن یا تأثیرگذاشتن بر یک نظام حکومتی یا کسب و حفظ ضبط و مهار یک نظام حکومتی است، و چه آن را ارتباطاتی بینگاریم میان انسانهایی که دغدغه شان حکومت کردن یا تأثیرگذاشتن بر یک نظام حکومتی یا کسب و حفظ ضبط و مهار یک نظام حکومتی است، و چه آن را ارتباطات میان رهبران و غیر رهبران در یک جامعه محسوب داریم. در هر حال، با فرهنگ، به معنای مجموعه ی حالات ذهنی ـ روانی و اعمال فردی و اجتماعی انسانها، ربط و نسبت دارد؛ و این بدان معنا است که چند و چون اوضاع و احوال سیاسی هر جامعه با باورها، دانشها، فهمها، تصورات، تفکرات، استدلالها، احساسات و عواطف، رویاها، تخیلات، توهمات، آرزوها، خواسته ها، نیات، کوشش ها، و اعمال یکایک افراد آن جامعه داد و ستد دارد: در آنها تأثیر میگذارد، از آنها تأثیر میپذیرد، آنها را مساعدت میکند، و با آنها معارضت مییابد؛ و، بالعکس، مولفه های فرهنگی نیز همین گونه داد و ستدها را با اوضاع و احوال سیاسی دارند. هم سیاست به فرهنگ صورت و سیرت خاصی میبخشد و هم فرهنگ به سرشت و سرنوشت سیاست صبغه ای مخصوص میدهد.

در باب تاثیر و تاثر و مساعدت و معارضت دو جانبه سیاست و فرهنگ، آنچه بیشتر محل تاکید این قلم است اینست که آثار و نتایج هر عمل سیاسی یا هر نظام سیاسی فقط منحصر به قلمروهای اقتصاد و حقوق نمیشود، بلکه به حیطه های خانواده و تعلیم و تربیت نیز تسری مییابد و از مرز امور مربوط به مادیت و جسم هر در میگذرد و به حوزه ی امور مربوط به معنویت و جان و ذهن و روان پای مینهد. فردیترین، ژرفترین، و نهادیترین لایه های وجود آدمی نیز از دسترس آثار و نتایج اعمال سیاسی یا نظامهای سیاسی بعید و مصون نیست؛ یعنی، مثلا، یک عمل سیاسی نادرست یا یک نظام سیاسی فاسد فقط ساختهای بیرونی و اجتماعی زندگی شهروندان را به تباهی و ویرانی نمیکشد، بلکه ساختهای درونی و فردی زندگی را نیز تباه و ویران میکند و آدمی را حتی از سلامت ذهنی ـ روانی و کمال اخلاقی هم محروم میدارد. از این رو، حتی کسانی که فقط دلمشغولیهایی شخصی دارند و هم و غمشان یکسره معطوف به سلامت ذهنی ـ روانی و کمال اخلاقی خودشان است از توجه و حساسیت نسبت به نهاد و سیاست گریز و گزیری ندارند.

اما، باز، مهمتر از این جنبه های توصیفی و واقعنگرانه(factual) ربط و نسبت سیاست و فرهنگ جنبه های توصیه ای و ارزشنگرانه (evaluative) و هنجارگذارانه ی (normative) آن اند؛ و از این جنبه های توصیه ای آنچه از همه فوری و فوتی تر است اینست که سیاست را تابع اخلاق سازیم، نه اخلاق را طفیل سیاست. به تعبیر دقیقتر، نگذاریم که سیاست مبتنی بر عوامل مادی و مصلحت اندیشانه، مبتنی بر واقعیات سیاسی، و مبتنی بر منافع گروهی، قدرت، زور، و خشونت(realpolitik) اخلاق را در چنگ خود گیرد و آن را به هر شکلی که میخواهد درآورد؛ بلکه کاری کنیم که اهداف و آرمانهای اخلاقی و معنوی بر اعمال سیاسی حاکم شوند.

به امید روزی که به بهانه ی عمل سیاسی عدالت و انصاف لگدمال منفعت و قدرت نشود و ماجرای اخلاق و سیاست، و فرهنگ و قدرت سیاسی، داستان مشتاقی و مهجوری نباشد.

فهرست