مفهوم “علم بومی” خطاست

سخن گفتن از علم بومی اولاً به معنای نسبی‌گرایی و وابسته دانستن دانش به مکان و زمان خاص است و ثانیاً با آن به این مشکل اخلاقی دچار می‌شویم که هیچ کس نمی‌تواند قائل به حق و باطل شود. مصطفی ملکیان در همایش “علم بومی، علم جهانی، امکان یا امتناع” که صبح امروز و به مناسبت بزرگداشت دکتر سید حسین…

سخن گفتن از علم بومی اولاً به معنای نسبی‌گرایی و وابسته دانستن دانش به مکان و زمان خاص است و ثانیاً با آن به این مشکل اخلاقی دچار می‌شویم که هیچ کس نمی‌تواند قائل به حق و باطل شود. مصطفی ملکیان در همایش “علم بومی، علم جهانی، امکان یا امتناع” که صبح امروز و به مناسبت بزرگداشت دکتر سید حسین العطاس در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران آغاز به کار کرد سخن خود را انتقاد از مفهوم علم بومی دانست و گفت: چه از نظر معرفت شناختی و چه از دید اخلافی مفهوم علم بومی خطاست.

مصطفی ملکیان

سخن گفتن از علم بومی اولاً به معنای نسبی‌گرایی و وابسته دانستن دانش به مکان و زمان خاص است و ثانیاً با آن به این مشکل اخلاقی دچار می‌شویم که هیچ کس نمی‌تواند قائل به حق و باطل شود.

به گزاش خبرنگار مهر، مصطفی ملکیان در همایش “علم بومی، علم جهانی، امکان یا امتناع” که صبح امروز و به مناسبت بزرگداشت دکتر سید حسین العطاس در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران آغاز به کار کرد سخن خود را انتقاد از مفهوم علم بومی دانست و گفت: چه از نظر معرفت شناختی و چه از دید اخلافی مفهوم علم بومی خطاست.

وی برای توضیح بیان سه مرحله را در هر علمی از یکدیگر چنین جدا کرد: نخست فرایند موضوع گزینی که در آن دانشمندان به دنبال مسائل علم می گردند. دوم مرحله فرایند درآیی که مشغول به مطالعه و تحقیق به مسائل علم اند. سوم مرحله فراورده بینی است که در آن به مطالعه و تحقیق بر سر مسائل می پردازند.

وی سپس به بررسی مفهوم علم بومی در هر یک از این سه مرحله پرداخت و گفت: در مرحله نخست دانشمند با اقیانوسی از مسائل و مشکلات مواجه است، در این مرحله اگر منظور از علم بومی آن است که دانشمند باید به مسائل و مشکلات جامعه خود بپردازد، اما باید توجه داشت که این کار علم خاصی را پدید نمی‌آورد. اما در مرحله دوم یعنی فرایند درآیی، وقتی دانشمند موضوع کار خود را انتخاب کرد باید از روشها ، اهداف و توانایی های دانش مذکور سود جوید و بی معناست که از روشهای آن دیسیپلین سود نجوید.

استاد ملکیان در ادامه با بررسی مرحله فرآورده بینی گفت: در این مرحله نیز نمی توان به علم بومی قائل شد، چون در تقسیم بندی فراورده های علوم، این فراورده ها یا ذهنی هستند و یا عینی، عینی ها نیز یا بالقوه اند و یا بالفعل. دسته اول یعنی فراورده های ذهنی، مثل احکام زیباشناختی، هیچ مبنایی برای سنجش همگانی ندارند و از این رو ترازویی برای درست و غلطشان در دست نیست. اما دسته دوم یعنی فراورده های عینی، یا ترازوی سنجش درستی و غلطی شان در دسترس است و یا نیست که در هر دو صورت این ترازوی جهانی و برای همگان در دسترس است و نمی توان سخن از بومی زد.

وی گفت: با این حساب سخن گفتن از علم بومی اولا به معنای نسبی گرایی و وابسته دانستن دانش به مکان و زمان خاص است، ثانیا با این مشکل اخلاقی مواجه می شویم که هیچ کس نمی تواند قائل به حق و باطل شود و نمی توان به آنها تکیه کرد.

وی در پایان گفت: حقیقت آن است که فکر بی تاریخ و بی جغرافیاست و برای تمیز میان حق و باطل اولا باید به آزادی باور داشت تا همه بتوانند حق و باطل را قبول کنند و ثانیا باید با پلورالیزم فرهنگی به همگان اجازه داد که اظهار نظر کنند.
مفهوم “علم بومی” خطاست

نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۳۲ شماره پست: ۱۴۵

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x