مقدمه کتاب نگاهی به فلسفه اخلاق در قرن بیستم

نگاهى به فلسفه اخلاق در سده بیستم» نوشته استیون دارول، آلن گیبارد و پیتر ریلتن است که هر سه از اساتید گروه فلسفه دانشگاه میشیگان آمریکا هستند. به اذعان مترجم فرهیخته و صاحب نام این اثر استاد مصطفى ملکیان این کتاب دقیق ترین، عمیق ترین و جامع ترین نوشته اى است که تاکنون در زبان انگلیسى در باب سیر فلسفه…

نگاهى به فلسفه اخلاق در سده بیستم» نوشته استیون دارول، آلن گیبارد و پیتر ریلتن است که هر سه از اساتید گروه فلسفه دانشگاه میشیگان آمریکا هستند. به اذعان مترجم فرهیخته و صاحب نام این اثر استاد مصطفى ملکیان این کتاب دقیق ترین، عمیق ترین و جامع ترین نوشته اى است که تاکنون در زبان انگلیسى در باب سیر فلسفه اخلاق در سنت آنگلوساکسونى در فاصله سال هاى ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ انتشار یافته است. ایشان در مقدمه کوتاه اما عمیق کتاب مهم ترین مباحث نظرى و فلسفى در اخلاق و درباره اخلاق را به چهار گروه عمده تقسیم مى کنند:

(۱) اخلاق تحلیلی یا فرا اخلاق ، یعنی مجموعه ای از مباحث درباره اخلاق که جنبه مفهومی دارند . اهم این مباحث عبارتند از :

(۱- الف) : معناشناسی الفاظ و مفاهیم اخلاقی که مهمترین آنها بدین قرارند : خوب و بد، مطلوب و نامطلوب ، ارزشمند ( الفاظ و مفاهیم ارزشی) ، صواب ( یا درست) و خطا( یا نادرست ) ، باید و نباید ، وظیفه ، تکلیف ، و مسئولیت ( الفاظ و مفاهیم الزامی) . واژه های مذکور، اگر چه کاربردشان منحصر به قلمرو اخلاق نیست، در این قلمرو نیز به کار می روند، و ، در این مبحث، مسئله این است که معنای هر یک از این واژه ها ، وقتی در اخلاق استعمال می شود، دقیقا چیست؟ ؛ معنای اخلاقی هر یک از این واژه ها چه ربط و نسبتی با معنا یا معانی غیر اخلاقی آن واژه دارد ؟ ؛ معنای اخلاقی هر یک از این واژه ها چه ربط و نسبتی با معانی اخلاقی سایر واژه ها دارد ؟ ؛ و ملاک و ملاکهای اطلاق و کاربرد این واژه ها چیست ؟

(۱- ب) : تحلیل گزاره ای اخلاقی ، یعنی گزاره ای حاوی الفاظ و مفاهیم اخلاقی : آیا گزاره های اخلاقی همه تقدیری یا توصیه ای اند یا همه تقریری یا توصیفی اند ؛ یا بعضی توصیه ای و بعضی دیگر توصیفی اند ؛ یا شق چهارمی در کار است ؟ ؛ و آیا گزاره های اخلاقی ، در تحلیل نهایی ، بیانگر امور واقع اند یا بیانگر ارزشها یا بیانگر تکالیف یا این که همه از یک سنخ نیستند ؟

(۱- ج) : معرفت شناسی اخلاقی : آیا حقیقت اخلاقی عینی یا آفاقی ای وجود دارد یا نه ؟ ؛ آیا گزاره ای اخلاقی را می توان به صدق و کذب ، یا ، لا اقل، به عینی و غیر عینی متصف کرد ؟ ؛ آیا گزاره های اخلاقی را می توان موجه یا مستدل کرد یا نه؟ ؛ اگر می توان ، روش توجیه یا استدلال در اخلاق چگونه است ؟ در توجیه یا استدلال اخلاقی عقل چه نقشی ایفاء می کند ، و هر یک از شهود، درون نگری، احساس و عاطفه و وجدان چه نقشی؟ آیا حکم اخلاقی وقتی پذیرفتنی است که قابل تعمیم باشد یا تعمیم پذیری در حکم اخلاقی شرط نیست ؟ آیا می توان از گزاره های حاکی از ساختار جسمانی یا ذهنی یا روانی فرد آدمی یا توانایی های بشر یا واقعیت های زندگی اجتماعی یا آثار و نتایج مترتب بر افعال انسانی ، یک سلسله احکام اخلاقی استنتاج کرد یا نه؟

حل مسائل اخلاق تحلیلی متوقف است بر ورود پاره ای از شاخه های دیگر فلسفه، مانند منطق، فلسفه منطق، فلسفه زبان، معرفت شناسی، فلسفه ذهن، و فلسفه کنش .

(۲) اخلاق دستوری یا هنجاری ، یعنی مجموعه ای از مباحث در اخلاق که جنبه مصداقی دارند . اهم این مباحث عبارتند از :

(۲- الف) چه اموری خوب یا بد، مطلوب یا نامطلوب، و ارزشمندند ؟ و کدام یک از افعال ( انسانی اختیاری) صواب یا خطا، وظیفه، و تکلیف اند و باید و یا نباید انجام گیرند ؟ به تعبیر دیگر ، مصادیق مفاهیم اخلاقی ای که در بند ( ۱- الف) ایضاح شده اند چیستند ؟

(۲- ب) آیا وظیفه مقدم بر ارزش است یا، لا اقل، بعضی از وظایف ما مستقل از هر ارزشی برقرارند ، چنان که وظیفه گروان می گویند ، یا ارزش مقدم بر وظیفه است و وظایف فقط کارهایی اند که غایات خاصی را حاصل می کنند و ارزشی پدید می آورند یا احیانا ارزشی را به شیوه خاصی توزیع می کنند ، چنان که پیامد گروان و غایت گروان می گویند ، یا حق مقدم بر وظیفه است ، یعنی وظایف بر حسب حقوق تعریف می شوند ، چنان که طرفداران اخلاق حق محور می گویند ، یا فضیلت مقدم بر همه است، یعنی ارتقاء فضائل و افعال ناشی از فضائل هدف اصلی است، چنان که طرفداران اخلاق فضیلت محور می گویند .

(۲- ج) معنای زندگی چیست یا چه باید باشد ؟ یعنی اولا ، نقش و کارکرد زندگی چیست ؟ و ثانیا ، هدف زندگی چه باید باشد ؟

(۲- د) آیا حقوق طبیعی ای ( در بربار حقوق وضعی زو قراردادی) وجود دارند ؟ آیا حیوانات نیز حقوقی دارند، و در نتیجه، در برابر آنها تکالیفی داریم ؟ گیاهان چه ؟

(۲- ه) در اوضاع و احوال خاص چه باید کرد یا چه نباید کرد ؟ به عبارت دیگر، چگونه اصول اخلاقی را بر موارد خاص یا بر انواع خاص یا بر انواع موارد خاص تطبیق و اعمال کنیم ؟ این جاست که انواع اخلاق های هنجاری خاص ، از جمله اخلاق تجارت، اخلاق پزشکی، اخلاق تعلیم و تعلم، اخلاق محیط زیست، اخلاق قضایی، اخلاق سیاسی ، و اخلاق روابط بین الملل پدید می آیند و اجزاء یک کل را تشکیل می دهند که “فلسفه کاربسته یا کاربستی یا عملی” یا ” اخلاق کاربردی یا عملی خوانده می شود .

(۳) اخلاق توصیفی ، یعنی مجموعه ای از مباحث در این باب که چه نظرات یا قواعد یا افعال اخلاقی ای ، بالفعل و عملا، در جامعه ای خاص یا در میان همه انسانها رایج و مشترک اند ؟ ؛ و این نظرات یا قواعد یا افعال اخلاقی چه آثار و نتایجی به بار می آورند ؟ جوابگویی به این سوالات ، البته مستلزم مطالعات و تحقیقاتی تجربی و تاریخی ( و نه نظری و فلسفی ) است ؛ اما چون، معمولا پس از این گونه مطالعات و تحقیقات تجربی و تاریخی ، به تحلیل و تفسیر نیز می پردازند ، و علی الخصوص ، می کوشند تا از این طریق ، به نظریه ای در باب طبیعت و سرشت اخلاقی انسان دست یابند ، می توان گفت که اخلاق توصیفی نیز صبغه نظری و فلسفی دارد .

(۴) علم النفس اخلاقی ، یعنی مجموعه ای از مباحث فلسفی ، و احیانا تجربی ، ناظر به امور نفسانی و روانی ای که آدمی ، در مقام فاعل و عامل اخلاقی یا در مقام ناظر و داور اخلاقی ، با آنها سر وکار می یابد . عمده تریت این مباحث عبارتند از : مسئله جبر و اختیار، حب ذات و خود دوستی انسان، لذت گروی روان شناختی، مصلحت اندیشی، ضعف اراده، عدم خویشتنداری؛ تحلیل مفاهیمی مانند نیت، انگیزه، انگیزش، هدف، خواهش، علم، اراده ، سهو،عمد، خطا، نسیان، فعل، سعی، گزینش، نتیجه فعل، ترک فعل، بی عملی، انفعال، استحقاق، لذت، الم، سعادت، نفع، علقه، و عشق؛ و تحلیل بعضی از فضائل یا رذائل خاص ، مانند عدالت، ظلم، ، خدمت ، و خیانت .

فهرست