گزارشی از نشست عقلانیت و معنویت

 نشست “عقلانیت و معنویت پس از ده سال” با سخنرانی مصطفی ملکیان عصر  روز سه شنبه ۲۸ اردیبهشت در تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد. ملکیان در این نشست با اشاره به اینکه موضوع عقلانیت و معنویت و جمع میان این دو را ۱۰ سال پیش مطرح کرده و خود نام پروژه را برای…

 نشست “عقلانیت و معنویت پس از ده سال” با سخنرانی مصطفی ملکیان عصر  روز سه شنبه ۲۸ اردیبهشت در تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد. ملکیان در این نشست با اشاره به اینکه موضوع عقلانیت و معنویت و جمع میان این دو را ۱۰ سال پیش مطرح کرده و خود نام پروژه را برای آن به کار نبرده، گفت: پروژه عقلانیت و معنویت از متن و بطن پروژه روشنفکری دینی بیرون آمد و در روزهای نخست این پروژه، پروژه روشنفکری دینی محسوب می‌شد ولی این پروژه با آنچه مرحوم شریعتی، بازرگان، طالقانی، کدیور و مجتهد شبستری می‌گفتند فاصله و زاویه داشت و این فاصله زود واضح و روشن شد.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست “عقلانیت و معنویت پس از ده سال” با سخنرانی مصطفی ملکیان عصر  روز سه شنبه ۲۸ اردیبهشت در تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد.

ملکیان در این نشست با اشاره به اینکه موضوع عقلانیت و معنویت و جمع میان این دو را ۱۰ سال پیش مطرح کرده و خود نام پروژه را برای آن به کار نبرده، گفت: پروژه عقلانیت و معنویت از متن و بطن پروژه روشنفکری دینی بیرون آمد و در روزهای نخست این پروژه، پروژه روشنفکری دینی محسوب می‌شد ولی این پروژه با آنچه مرحوم شریعتی، بازرگان، طالقانی، کدیور و مجتهد شبستری می‌گفتند فاصله و زاویه داشت و این فاصله زود واضح و روشن شد.

وی افزود: این پروژه با آنچه در حوزه‌های جهان اسلام اعم از فارس زبان، ترک زبان، عربی زبان و انگلیسی زبان مطرح است فرق دارد.

وی با برشمردن ویژگی‌های یک زندگی آرمانی تصریح کرد: زندگی آرمانی دارای سه ویژگی است. یکی خوشی دیگری خوبی و آخری ارزشمندی. ویژگی اول این زندگی خوشی(happiness) است. یک زندگی خوش زندگی‌ای است که شخص بیشترین لذت ممکن را برای شخص خود و کمترین رنج و درد ممکن را برای خودش خواستار باشد. صاحب زندگی آرمانی باید خوش باشد.

استاد ملکیان در ادامه با اشاره به اینکه ممکن است تعاریف افراد از خوشی و ناخوشی متفاوت باشد، گفت: ممکن است که تعریف من و شما از خوشی و ناخوشی متفاوت باشد. ۵ دلیل برای این تفاوت در تعریف وجود دارد که عبارتند از: مسأله ژنتیک، تعلیم و تربیت و محیط، سنخ روانی، سن، توانایی ذهنی و میزان تفکر و تجربه‌های ذهنی.

وی تصریح کرد: زندگی آرمانی دارای ویژگی دوم یعنی خوبی(goodness) است. یعنی شخص چنان زندگی کند که کمترین درد و رنج را به دیگران برساند و سعی در کاستن از درد و رنج دیگران هم داشته باشد. همانگونه که مشاهده میکنیم در ویژگی اول ما کاملاً تکیه بر خودگرایی(egoism) داریم. چون ما خود محور هستیم و گرایش به خود و حب ذات داریم از این حب ذات صیانت ذات بر می‌خیزد و چون می‌خواهیم خود را حفظ کنیم، می‌خواهیم بیشترین لذت را ببریم و درد و آلام را از خود دور کنیم.

مؤلف “راهی به رهایی” افزود: در ویژگی “خوبی” خودگروی وجود ندارد. در خوبی زندگی من می‌خواهم همیشه شما را مثل خودم تلقی کنم و سعی کنم بیشترین لذت و کمترین درد در مورد شما هم تا آنجا که ممکن است مصداق پیدا کند. این دیگر دوستی به صورت بالقوه در انسانها موجود است و در کسانی به صورت بالفعل درمی‌آید. البته دایره این دیگر دوستی در افراد متفاوت است و برای برخی از دایره خانوده فراتر نمی‌رود و برای برخی دایره این دیگر دوستی ملت است. خوبی زندگی از نوع دوستی بر می‌خیزد و منشأ آن عشق است.

وی افزود: زندگی آرمانی ویژگی سومی هم دارد و آن ارزشمند بودن زندگی است. یعنی شخص از منظر خودش زندگی‌اش چنان باید باشد که به زیستنش بیارزد. در خوبی و خوشی زندگی فرض بر این است که اصل زندگی باید وجود داشته باشد و در مرحله بعد خوشی و خوبی و یا ناخوشی و ناخوبی مطرح می‌شود. در ارزشمندی زندگی بحث در مورد چرایی زندگی است و در خوبی و خوشی زندگی بحث درباره چگونگی است.

مؤلف کتاب “مهر ماندگار” افزود: خوشی زندگی ما را به سوی شادکامی و خودگرایی می‌رساند و خوبی زندگی ما را به سوی دیگرگرایی و اخلاقی زیستن رهنمون می‌شود و ارزشمند بودن زندگی، زندگی را برای معنادار می‌کند.

وی در ادامه با اشاره به محدودیت انسان برای حصول چنین زندگی‌ای گفت: حصول این زندگی بخشی در اختیار خود ماست و بخشی در اختیار ما نیست. بخشی از این زندگی که در اختیار ما نیست به دو دسته تقسیم می‌شود. اول اینکه بخشی از این زندگی از اختیار کل بشریت خارج است که من از آن به وجوه تراژیک زندگی یاد می‌کنم. دوم، بخشی از این زندگی وجوه تراژیک نیست اما در دست نهادهای اجتماعی از جمله نهاد سیاست، اقتصاد، خانواده، حقوق و دین و مذهب است. این نهادها هم برای ما تعیین تکلیف می‌کنند و تأثیر عظیمی بر زندگی ما دارند و در کم و کیف زندگی ما مؤثر هستند.

وی با اشاره به مدعای پروژه عقلانیت و معنویت تصریح کرد: مدعای این پروژه این است که آن بخشی از زندگی آرمانی که در اختیار ما قرار دارد چگونه به دست می‌آید. پاسخ این است که این زندگی از راه عقلانیت و معنویت حاصل می‌شود. عقلانیت و معنویت زندگی آرمانی را تا آنجا که در اختیار صاحب زندگی قرار دارد فراهم می‌کند. از آنجا که عقلانیت و معنویت دو مؤلفه‌ای هستند که ما را به زندگی آرمانی می‌رسانند از اینرو هیچ کدام هدف نیستند و هر دو ابزار هستند. لذا نگاه به این دو مؤلفه به چشم دو وسیله گریزناپذیر است و نمی‌توان از آنها دوری کرد و به زندگی آرمانی رسید.

وی افزود: از نظر این پروژه راه بدیلی برای رسیدن به زندگی آرمانی وجود ندارد. من نه دل‌نگران سنّتم، نه دل‌نگران تجدّد، نه دل‌نگران تمدّن، نه دل‌نگران فرهنگ و نه دل‌نگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل. من دل نگران انسان‌های گوشت و پوست و خون‌داری هستم که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند. لذا عقلانیت و معنویت نیز نباید بت شوند و آنها نیز به مانند هر چیز دیگر باید در استخدام آدم و در جهت کاستن از دردها و رنجهای انسانها باشد.

این پژوهشگر حوزه اخلاق و دین افزود: در هر حوزه‌ای اعم از دین، مذهب، مسلک، مرام، فلسفه، علوم تجربی و ادبیات و … باید معجونی اخذ شود و هر چیزی که به درد زندگی انسان و در جهت کاستن از درد و رنج او است باید اخذ شود. به نظر من مواد خام این معجون بیشتر باید از فلسفه، ادبیات و روانشناسی اخذ شود.

وی در ادامه با اشاره به مفهوم عقلانیت در پروژه عقلانیت و معنویت، گفت: مراد از عقلانیت در این پروژه سه شق عقلاینت نظری، عقلانیت عملی و عقلایت گفتاری است. عقلانیت نظری یعنی میزان دلبستگی و پایبندی به عقیده را متناسب با میزان و قوت و ضعف شواهد و قراین قرار دادن. عقلانیت عملی یعنی متناسب ساختن هر چه بیشتر وسایل با هدف یا اهداف. با فرض تفکیک عقلانیت گفتاری از عقلایت عملی باید در نظر داشت که هدف گفتار، تفهیم آنچه در درون است به دیگران است. برای این منظور باید وسایلی را اتخاذ کنیم که ما را به این هدف برساند.

ملکیان با شاره به مفهوم معنویت در این پروژه افزود: مراد من از معنویت به معنای تضاد با دین نیست و از سوی دیگر مراد من دین هم نیست. اگر معنویت با دین هم مصداق باشد این هم مصداقی و تصادق همیشگی نیست. معنویت یعنی اینکه شخص به سه مؤلفه معتقد باشد. در شق اول معتقد باشد که که جهان منحصر در قوانین فیزیک، شیمی، زیست شناسی نیست. این نگاه از منظری وجود شناختی است. در شق دوم و به لحاظ معرفت شناختی معتقد باشد که جهان منحصر در عقول آدمیان نیست و چیزهایی در جهان وجود دارد که فراتر از عقل آدمی است. در شق سوم به لحاظ روانشناسی معتقد باشد که روان، روان مطلوبی نیست و باید به سوی روان مطلوب بکوشد. یعنی شخص به وضع موجود روانشناختی خود راضی نباشد و سعی در ارتقای درونی خود داشته باشد و سعی در بهبود خواستهای خود داشته باشد. اگر کسی به این سه شق قائل باشد به معنویت  مورد نظر در این پروژه معتقد است.

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x