پرسشی چند در خصوص ایدئولوژی آخرالزمانی

سیامک صفاتی: بنا بر اعتقاد بعضی از ادیان و بسیاری از مذهبیون خاصه شیعیان، منجی در زمان و مکانی که پنهان ز دیده هاست و تنها خدا از آن آگاه و باخبر است ظهور خواهد کرد.  البته این مقاله سعی ندارد درستی یا نادرستی این اعتقاد را به بحث بگذارد بلکه دغدغه و پرسش های این مقاله ناظر به نقد…

سیامک صفاتی: بنا بر اعتقاد بعضی از ادیان و بسیاری از مذهبیون خاصه شیعیان، منجی در زمان و مکانی که پنهان ز دیده هاست و تنها خدا از آن آگاه و باخبر است ظهور خواهد کرد.  البته این مقاله سعی ندارد درستی یا نادرستی این اعتقاد را به بحث بگذارد بلکه دغدغه و پرسش های این مقاله ناظر به نقد رویکردی است که برای ظهورِ منجی زمان تعیین نموده و بر مبنای  یکسری روایات و پیشگویی ها مبادرت به فراهم آوردن شرایط و زمینه هایی به گمان خود می نماید تا آن روایات وپیشگویی ها به هر نحو ممکن تحقق یابد. لذا  به یکسری اقدامات و زمینه چینی ها متوسل شده و به  تنش و آشوب در مناطقی از جهان دست زده تا به قول خودش امکان ظهور را هر چه سریعتر میسر سازد.

بطور مثال کشور یمن را می آشوبد تا از قول همان روایات سید یمانی برخیزد و یا ایران را به سمتی پیش می برد تا سید خراسانی به پاخیزد و یا فعل و انفغالاتی در سوریه رقم می زند و اتفاقات را به گونه ایی مهندسی می کند تا ضمن برخاستن شخص و عده ای دیگر از منطقه شامات مقدمات ظهور بوسیله آنان فراهم آید همچنین عراق را به نحوی دیگر با تنش مواجه می سازد تا مراد آنان به هر نحوی که امکان داشته باشد حاصل آید و قس علی هذا؟                                                                      

لذا در این راستا پرسش های ذیل قابل تآمل به نظر می رسد:

۱-    اگر آنان در تطبیق روایات و پیش بینی ها و تعیین مصادیق و اشخاص دچار اشتباه  شده و بر اساس تطبیق و تصمیم اشتباه  که در تاریخ  مسبوق به سابقه است ( خاصه در زمان صفویه ) اقدام به این اتفاقات نموده باشند چه کسی پاسخگوی فجایع حاصل از جنگ، خشونت، فقر، فلاکت، ترس وغم واندوه و تیره روزی مردمان منطقه و جهان خواهد بود؟

۲-    چنانچه این پیش بینی ها و روایات نگوییم دروغ، بلکه  براساس اشتباه در انطباق زمان و مکان و یاعلاقه و اشتیاق عده ای به ظهورتقریر و تنظیم یافته باشد، چرا بر اساس اشتباهی باید این چنین جان، مال و ناموس خلایق به معرض  تباهی ونابودی گذاشته شود؟

۳-    اگر جنگ، ناامنی، نابرابری، بی عدالتی، فقر، ظلم و ستم با  ظهور منجی از بین خواهد رفت و جهان سرشار از مهر، عدل، امنیت و همه ی خوبیها خواهد شد چرا به امید  فردا اکنون نباید قادر به این گونه زندگی باشیم؟  چرا بسیاری از مسئولان ما بسان دشمنانِ منجی  ظلم و بدی میکنند، تبعیض می ورزند و اقتدارگرایی پیشه می کنند و در پاسخ به وضع وخامت بار فعلی می گویند بعدا با آمدن منجی اوضاع خوب خواهد شد؟ بدی با بدی و ظلم با ظلم چه تفاوتی دارد؟ اگر سلطه گری، اقتدارگرایی، ظلم و تبعیض هم اکنون بد است و نکبت آفرین چرا بدین صورت با  مردم برخورد می کنند و بهتر شدن اوضاع را به زمان ظهور موکول می کنند؟ اگر بهانه می آورند که با وجود نظام سلطه جهانی و نظم ظالمانه حاکم بر آن امکان توزیع عادلانه قدرت، ثروت، مواهب و مناصب وجود ندارد چرا در داخل کشور به همان شیوه برخورد می کنند، به قول خودشان اینجا که دیگر نظام سلطه جهانی حضور ندارد؟ اگر هم باور دارند که ایستادگی و مقاومت در مقابل نظام سلطه به ناچار زندگی مردم را متأثر ساخته و خواهد ساخت، ولیکن توزیع عادلانه امکانات و فرصتها و برابری و تساوی در برخورداری از مواهب و مناصب در داخل کشور که امکان دارد؟

۴-    اگر  ظهور منجی در آینده نزدیک بر مبنای همه ی شواهد، دلایل و روایات امری حتمی و محقق  و قطعی باشد، چنانچه  وی عملکردها  را خلاف اصول اخلاقی، انسانی و دینی قلمداد نماید چه واکنشی نشان می دهند آیا حاضرند از قدرت کناره گیری کنند؟ آیا حاضرند اموال عمومی را در اختیار صاحبان آن قرار دهند؟ آیا حاضرند…؟

۵-    اگر حکومت منجی ادامه دهنده وضعیت فعلی باشد یا از مذهب، صنف و طبقه ای خاص دفاع کند آیا او به جای نجات بشریت، منجی طیف و دسته ایی خاص نخواهد بود؟ آنان به گونه ایی می اندیشند که منجی کارگزار آنهاست نه گشاینده گره هایی از مشکلات بشریت. آنها حتی خلاف این هم فکر نمی کنند شاید خودشان بر طریق ناصواب باشند، انگار منجی دست پرورده آنهاست! ادیان و مذاهب دیگر هم به ظهور منجی اعتقاد دارند در این صورت اگر آنها هم چون اینان خود را قبله عالم و قوم برگزیده و از خاصان بدانند که سنگ روی سنگ بند نخواهد شد، لذا دیگر چه معنی دارد او را منجی بنامیم؟ نجات از چه چیزی؟ از چه ساختار و یا از چه کسی؟

۶-    اگر به منجی ایمان و اعتقاد داریم چرا صورت و سیرت اعمال ما با آنچه او می خواهد رقم بزند متفاوت است؟ چرا عدالت و آزادی و ارزشهای اخلاقی در هوای فردا اکنون غایب است؟ چرا امروز را به فردا حواله می کنیم؟ آیا برقراری عدالت و آزادی در زمان حاضر به ضرر ماست؟ اگرنه چگونه ثابت خواهیم کرد که در هوای عدالت و آزادی هستیم و عملکرد و بیلان کاری ما چه می گوید؟

۷-    از همه مهمتر، چنان که هر یک از ما بخواهیم آنچه در آینده وعده اش را داده اند را اکنون با  همت، اراده و عزم خود و با مشارکت و همکاری یکدیگر و با الگوگیری از عناصر برجسته نظام های پیشرفته و فاقد سابقه استعماری  که هم بر دموکراسی و آزادی استوارند و هم بر استقرارعدالت اجتماعی تاکید دارند وهم بر کرامت برابر انسان ها صرفنظر از دین، نژاد، جنسیت، قومیت، مذهب، عقیده و دگرباشی پایبندند و هم مخالف قیمومیت اند و هم خدا را در آزادی، آگاهی، برابری، همبستگی و احترام فراوان به محیط زیست با همه ی گونه های گیاهی و جانوری و جملگی تنوعاتش در جهانی همبسته و به هم پیوسته جستجو می کنند به صورت تدریجی و خشونت پرهیز بسازیم، چه باید بکنیم؟ چه کسی را باید ببینیم ؟ مگر مردم شمال اروپا از منتظرانند؟ آنان خود منجی زندگی خویشند.

باور کنید تنها با امکان عقلانیت، آزادی، صلح،  برابری و دیگردوستی( شامل همه مخلوقات) وبه رسمیت شناختن  تکثر و تنوع موجود در عالم  است که همه ی ما خواهیم توانست بانفسِ مسیحایی خود جهان را حیات دگرباره بخشیم و قائم به قسط، عدالت، آزادی و برابری گردیده و منجی ارزشهای انسانی و صلح و مهر و همبستگی همه با هم نه همه با یک طبقه و یک صنف خاص باشیم.

 در خاتمه باید گفت هیچ گاه نجات و گشایش با استبدادورزی، جنگ و تفرقه و تنش زایی وخشونت گستری حاصل نخواهد شد.

                                                                                                                              

سالها دل طلب از جام جم از ما می کرد  

 وآنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد  

 گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود  

 طلب از گمشدگان لب دریا می کرد   

 بیدلی در همه احوال خدا با او بود

 او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد 

 حافظ

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x