نگاهی متفاوت به نقصان عقل و ایمان زن در روایات منسوب به معصوم (ع )

عبدالله مصباحی : زنان و مردان بسیاری را در جهان اسلام می­ توان یافت که نقص عقلی زنان در مقایسه با مردان را تلقی به قبول نموده و در برابر این موضوع، موضع تسلیم اختیار کرده و دلیلش را نیز روایاتی می دانند که در این باره به معصومین منسوب است از این رو، هر گونه برخورد انتقادی با این…

عبدالله مصباحی : زنان و مردان بسیاری را در جهان اسلام می­ توان یافت که نقص عقلی زنان در مقایسه با مردان را تلقی به قبول نموده و در برابر این موضوع، موضع تسلیم اختیار کرده و دلیلش را نیز روایاتی می دانند که در این باره به معصومین منسوب است از این رو، هر گونه برخورد انتقادی با این موضوع را مخالفت با سخن معصوم می دانند. در نوشتار پیش رو سعی شده محتوای روایات یاد شده از نگاه ناظر بی طرف که تنها به استدلالی که در روایات یاد شده إرائه شده توجه دارد، مورد بررسی تحلیلی قرار داده و ببیند می توان از استدلالی که در روایات یاد شده جهت نشان دادن نقص عقل و ایمان در زنان به کار گرفته شده است، دفاع نمود؟

اگر قابل دفاع باشد که هیچ و اگر قابل دفاع نباشد در این صورت می شود سخنی را به معصوم نسبت داد که بر پایه استدلال استوار است در حالی که استدلال به کار گرفته شده قابل دفاع نیست؟ با توجه به این مقدمه نگاهی می کنیم به روایتی که در این باره به معصومین ع نسبت داده شده است.

***

شیخ صدوق ره از عالمان برجسته شیعه إمامیه روایتی را بدون این که راوی یا راویانش را مشخص نماید نقل می کند که «رسول خدا (ص) را گذر بر زنانى افتاد و در کنار آنان توقفى فرمود و بعد خطاب بآنان فرمود: اى گروه زنان من ندیدم کم‏خردان و سست‏دینانى تیزتر از شما به ربودن عقل خردمندان، و می بینم که بیشتر اهل دوزخ ، در روز رستاخیز، شمائید، پس از شما میخواهم که بخداوند عزّ و جلّ خود را نزدیک کنید و باو تقرب جوئید هر قدر که در توان دارید. زنى پرسید یا رسول اللَّه از کجا دین و عقل ما ناقص است؟ حضرت فرمود: أمّا کسرى دینتان همین خونى است که در هر ماه شما را از نماز و گاهى از روزه باز میدارد، و أمّا کسر عقلتان از شهادتتان که هر دو تن از شما برابر با یک مرد است.» ( صدوق، ۱۳۶۷ ش : ج‏۳ / ۳۹۱ (

بخش انتهایی این روایت در خطبه ۸۰ نهج البلاغه از إمام علی (ع) نیز نقل شده است. « مردم، إیمان زنان ناتمام است، بهره آنان ناتمام، خرد ایشان ناتمام. نشانه ناتمامى إیمان، معذور بودنشان از نماز و روزه است- به هنگام عادتشان- ، و نقصان بهره ایشان، نصف بودن سهم آنان از میراث است نسبت ‏به سهم مردان، و نشانه ناتمامى خرد آنان این بود که گواهى دو زن چون گواهى یک مرد به حساب رود.» (نهج البلاغه، خطبه ۸۰، ترجمه شهیدى، ص : ۵۸ )

نکاتی چند در باره روایت یاد شده:

بررسی دقیق محتوای روایت، صحت نسبت آن را به رسول گرامی اسلام (ص) و إمام علی (ع) با تردید جدّی مواجه می سازد. توضیح این که:

أ‌.    آنگاه که برای إثبات إدعایی دست به دامن إستدلال درازمی شود معنایش این است این سخن رابطه خود با گوینده را قطع نموده و تنها عقل و اندیشه شنونده را نشانه رفته است؛ بنابراین، می بایستی استدلال چنان استوار و منطقی باشد که هر کسی که اندیشیدن بداند و آشنا با استدلال باشد، بتواند درستی و نادرستی و یا ضعف و قوّت استدلال را به نیکی درک نماید.

ب‌.   با توجه به این نکته، نگاهی می اندازیم به دلایلی که برای إثبات ادعای یاد شده إرائه شده است.

۱.    ترک نماز و روزه به هنگام عادت ماهانه و نقص ایمان

أ‌.  روایت یاد شده، معذور بودن زنان از إقامه نماز و روزه داری را در أیّامی که دوره خون دیدگی را سپری می کنند، دلیل نقص إیمان آنان دانسته است، در حالی که هیچ إرتباط منطقی بین ترک نماز و روزه در أیام خون دیدگی زنان، با نقص إیمان بر قرار نیست؛ چرا که تمامیت و کمال إیمان به إطاعت و تسلیم در برابر أوامر و نواهی خداوند متعال و رسولش می باشد. اگر إطاعت از أمر به إقامه نماز و روزه داری در أیّام طهارت، نشانه تمام و کمال إیمان است پس إطاعت از نهی خدا از إقامه نماز و روزه داری در أیّام خون دیدگی، نیز نشانه تمام و کمال إیمان است. مگر خود زنان در زمان عادت ماهانه، إقامه نماز و روزه داری را ترک می کنند که باعث نقص و ناتمامی إیمانشان شود؟ این ترکشان نیز به جهت إطاعت از فرمان خداوند و رسول گرامی اش به أنجام می رسد و تمام و کمال إیمان نیز همین است. بنابراین، ترک نماز و روزه در دوره عادت ماهانه از سوی زنان به مانند إقامه نماز و روزه داری در روزهای دیگر به عنوان اطاعت از خدا و رسولش عین تمام و کمال إیمان است، که تمام و کمال إیمان از طریق همین إطاعت حاصل می شود. 

ب‌.  از این گذشته مستحب است زنان در مدّت خون دیدگی در اوقات نماز در سجاده خویش نشسته و به ذکر و راز و نیاز با خدای خویش بپردازند، این ذکر و راز و نیاز آن هم نه از روی تکلیف بلکه از روی إختیار که ترکش نیز معصیتی در پی ندارد، خود نشانه کمال إیمان است.

ت‌.   همین زنان در زمان زایمان نیز ازإقامه نماز و روزه داری معذورند، و هیچ روایتی از نقص إیمان این زنان به خاطر ترک نماز و روزه در ایّام نفاس (خون دیدگی در ایام زایمان) سخن نگفته است؟! چه تفاوتی بین این ترک نماز و روزه داری و آن ترک نماز و روزه داری است؟!   

ث‌.   اگر کسانی در ماه رمضان مسافرتی برایشان پیش آمد به فتوای فقهای شیعه، روزه داری این اشخاص در أیّام مسافرت صحیح نیست؛ یا کسانی که به هر دلیلی مریض هستند و روزه داری منشأ شدّت مرضشان می شود، روزه داری إینان نیز صحیح نیست. بنا بر منطق روایت ذکر شده، إین أشخاص نیز باید به اندازه ترک روزه در ایام مسافرت نقص إیمان داشته باشند، در حالی که هیچ فقیهی و هیچ حدیث و روایتی از این أشخاص به خاطر ترک این روزه داری به ناقص الإیمان ها یاد نکرده است. بین زنانی که در عادت ماهانه لازم است نماز خواندن و روزه داری را ترک نمایند، و زنانی که در أیّام نفاس، لازم است نمازو روزه را ترک نمایند و کسانی که در مسافرت، لازم است روزه داری را ترک نمایند، چه تفاوتی از حیث ترک نماز و روزه داری، می باشد؟ که یکی نشان نقص إیمان است و دو تای دیگر چنین نیست.؟

۲. شهادت دو زن در قبال شهادت یک مرد و نقص عقل

أ‌. همانگونه که مشاهده شد در روایت، شهادت دو نفر از زنان به إزای شهادت یک مرد، دلیل نقص عقل زنان، دانسته شده است. و چنین دلیلی به هیچ وجه قابل دفاع نیست. چرا که:

اولاًّ، پذیرش شهادت در محاکم قضایی در گرو محاسبات عقلی نیست. شهادت در محاکم قضایی تنها بر أساس حس و مشاهده پذیرفته می شود نه بر أساس محاسبات عقلی، از این روی، اگر شهادت شاهدی هرچند مرد باشد نه بر اساس حس و مشاهده واقعه، بلکه بر اساس محاسبه های عقلی باشد، از نظر قضایی در فقه شیعه إعتباری ندارد. پس نمی توان شهادت دو نفر زن به جای یک نفر مرد را دلیلی بر نقص عقل زنان دانست چرا که حتی اگر زنان و مردان هیچ کدام از حیث عقل کاستی نمی داشتند و در کمال عقل بودند نیز شهادت و گواهی شان در محاکم قضایی نه بر مبنای محاسبات عقلی که بر حسب رؤیت و مشاهده واقعه مورد شهادت و گواهی، پذیرفتنی می بود. بنابراین، نقص عقل زنان به خاطر شهادت دو تن از آنان به إزاء یک نن از مردان دلیل و منطق قابل دفاعی ندارد.

ثانیاً، با استناد به شهادت دو زن به إزاء یک مرد، نمی توان نقص عقلی شاهد و یا شاهدان را به اثبات رساند، چرا که نقص عقل اسباب و عوامل خاص خود را می طلبد که شهادت از آن أسباب و عوامل نیست. پیش از این که پای شهادت زنان به میان آید، می بایستی در جای دیگری نقص عقل آنان به إثبات برسد، آنگاه با استناد به آن نقص در عقل، حکم خاصی در باره شهادت آنان صادر شود. در حالی که در روایت یاد شده به عکس عمل شده است، نقص عقل را مستند کرده به شهادت دو نفر از زنان در برابر یک نفر از مردان و چنین سیری منطقاً قابل دفاع نیست.

این ضعف ها و کاستی های آشکار در استدلال جهت اثبات نقص إیمان و عقل در زنان، کافی است تا صدور چنان سخنی از إنسان های کاملی همچون پیامبر گرامی إسلام (ص)و علی بن ابی طالب(ع) به دیده تردید نگریسته شود. و بنابراین پذیرفتنی نشان نمی دهد که  به استناد چنین روایات مشکوک الصدور چنین حکم سنگین و شگفت انگیزی در باره زنان صادر نمود. 

 

* دانش آموخته فلسفه و کلام از حوزه علمیه قم

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
2 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
عبدالله مصباحی
عبدالله مصباحی
اردیبهشت ۹, ۱۳۹۸ ۹:۴۹ ق٫ظ

ضمن تشکر ازاظهار نظر و نقدتان سه نکته را لازم دیدم تذکر دهم:۱. عصمت داشتن یا نداشتن گوینده روایت مورد بحث، مد نظر صاحب این قلم نبوده است بلکه فرض را بر این گرفته است که اگر آن بزرگوران معصوم دانسته شوند چنین استدلالی از معصوم قابل دفاع نیست. شاید برای رفع این مشکل بوده است که نقص را برخی به معنای تفاوت گرفته اند که این نیز دست کم در مورد روایت مورد بحث قابل قبول نیست. ۲. اگر فرض شما نیز درست باشد که علی بن ابی طالب از روی ناراحتی از عایشه چنین سخنی گفته است باز… مطالعه بیشتر»

سعید
سعید
اردیبهشت ۷, ۱۳۹۸ ۱:۴۸ ب٫ظ

استدلال هایتان می تواند درست باشد اما به باورم نوع نگاهتان اشکال دارد، اینکه گوینده را لزوما معصوم می دانید در حالیکه دلیلی بر عصمت وجود ندارد، ثانیا شاید سخن علی بن ابیطالب در مورد نقص عقل زنان، از عصبانیتش از عایشه نشات گرفته باشد، سوم اینکه شاید معنای نقص واقعا همان تفاوت باشد نه کمبود چناچه برخی شارحان نهج البلاغه گفته اند

فهرست
2
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x