“چرایی گذار به سوی فقه نو اندیشانه” / “فتاوای تامل برانگیز در فقه سنتی شیعه”

جواد شریفی*: هنوز برای بسیاری این پرسش وجود دارد که نواندیشی فقهی چه ضرورتی دارد؟ چرا فقه سنتی مورد نقد قرار می گیرد؟ چه نارسایی هایی در فقه سنتی، ما را ناگزیر از گذار به سوی فقه نواندیشانه می کند؟ برای درک اهمیت و ضرورت پروژه نو اندیشی فقهی بهتر است چند نمونه از فتاوای موجود در فقه سنتی را…

جواد شریفی*: هنوز برای بسیاری این پرسش وجود دارد که نواندیشی فقهی چه ضرورتی دارد؟ چرا فقه سنتی مورد نقد قرار می گیرد؟ چه نارسایی هایی در فقه سنتی، ما را ناگزیر از گذار به سوی فقه نواندیشانه می کند؟ برای درک اهمیت و ضرورت پروژه نو اندیشی فقهی بهتر است چند نمونه از فتاوای موجود در فقه سنتی را با هم بخوانیم:

 

۱. در فقه سنتی اگر پدری دخترش را قبل از بلوغ به ازدواج کسی در بیاورد ولی دختر بعد از بلوغ از این ازدواج ناراضی باشد؛ باید تا پایان عمر به این ازدواج اجباری ملتزم بماند و عدم رضایت وی عقد را بر هم نمی زند. (لمعه دمشقیه)

۲. در فقه سنتی یک دختر بچه را می توان به ازدواج مردی درآورد که حتی هم سن پدربزرگش می باشد. ظاهرا نصوص جلوی چشم فقیهان سنتی را از دیدن واقعیت های خارجی می گیرد که ظلمی را که از این طریق بر دختربچه می رود؛ درک کنند.

۳. در فقه سنتی حقوق آمیزشی زوجه از سوی شوهر مورد بی توجهی قرار گرفته و حق زوجه برای آمیزش جنسی در هر چهار ماه یکبار است.(لمعه دمشقیه) یعنی شوهر اگر تا سه ماه هم زوجه اش را از نظر نیازهای غریزی در تنگنا بگذارد و به او بی توجهی کند؛ زن حق اعتراض ندارد. حال اگر زوجه تحت فشار به انحراف کشیده شود یا آسیب روحی روانی ببیند؛ چه کسی پاسخگو خواهد بود؟!

۴. در فقه سنتی استمتاع جنسی غیر دخولی با دختر غیربالغ و بل نوزاد روا دانسته شده است. تحت عنوان “تفخیذ صغیره” (تحریر الوسیله)

۵. در فقه سنتی نگاه تبعیض جنسیتی تا آن جا ریشه می دواند که دیه کامل یک زن مساوی با دیه بیضه چپ مرد می باشد. بر مبنای فقه سنتی اگر یک جنایتکار سه انگشت یک زنی را از روی ظلم قطع کند؛ برایش بهتر است که انگشت چهارم زن را نیز قطع کند؛ زیرا دیه چهار انگشت زن از دیه سه انگشتش کمتر است. (لمعه دمشقیه)

۶. بنا بر فقه سنتی، در گذشته آنان که کنیزی داشتند بر ایشان روا بود که کنیز خود را برای استمتاع جنسی فی المثل به برادر مومن! یا مهمان خود برای همبستری پیشکش نمایند. به این کار در اصطلاح “عاریه الجاریه” یا “عاریه الفرج” گفته می شده است. (لمعه دمشقیه و مستدرک الوسائل)

۷. در بعضی روایات ادرار کودک شیرخوار پاک شمرده شده و شستن آن لازم دانسته نشده است. اما برخی فقیهان سنتی تحت تاثیر فضای تبعیض جنسیتی ریشه دار در فرهنگ زمانه شان، این حکم را به پسر شیرخواره اختصاص می دهند. چون در روایت های وارد شده، عنوان “صبی” آمده نه “صبیه” و بول دختر شیرخوار را طبق قواعد نحوی و ادبی نجس می دانند. (لمعه دمشقیه) حال فقهاء از روایات چه فرق تکوینی میان ادرار نوزاد پسر و دختر یافته اند که علم آن را کشف نکرده معلوم نیست؟!

۸. نزد بیشتر فقیهان سنتی، غیر شیعیان از آبرو و احترام شخصیت برخوردار نیستند و غیبت و تهمت در مورد آن ها روا دانسته شده است. (مکاسب)

۹. برخی فقیهان گذشته در باب ستاندن جزیه از اهل کتاب این چنین فتوا می دادند که باید جزیه را با تحقیر و اهانت از اهل کتاب ستاند. فی المثل مسئول گرفتن جزیه، ریش ذمی را بگیرد و پس گردنش بزند و در این حالت سکه های ذمی را از وی بگیرد. مستند آنان در این فتوای غیراخلاقی آیه”ان یعطوا الجزیه و هم صاغرون” بود. (لمعه دمشقیه)

۱۰. فقه سنتی فتوا به “عدم ارث بری غیرمسلمان از مسلمان” می دهد. یعنی اگر از ورثه یک میت مسلمان، بعضی شان مسلمان و بعضی شان غیر مسلمان باشند؛ غیر مسلمان ها هیچ ارثی نمی برند ولو در طبقه ی بالاتری باشند. یعنی در فقه سنتی، یک فرد، به خاطر دین و اعتقادش از حقوق مالی مسلّم خود محروم می شود. (لمعه دمشقیه)

۱۱. بیشتر شدن ارزش جزء از ارزش کل. در فقه سنتی اعضای جفتی بدن دیه کامل دارد؛ یعنی اگر یک جنایتکار دو چشم و دو لب و دو دست و دو کلیه کسی را از بین ببرد؛ باید دیه چهار انسان کامل را به قربانی بپردازد. در حالی که نسبت این اعضا با کل بدن به پنجاه درصد هم نمی رسد. بدین ترتیب فقهاء ثابت می کنند که جزء از کل بزرگتر است. (لمعه دمشقیه)

۱۲. نیز فقه سنتی معتقد به “قصاص نشدن مسلمان در برابر غیرمسلمان” می باشد. یعنی اگر جنایتکاری که به طور شناسنامه ای مسلمان است؛ یک انسان بی گناه غیر مسلمان را بکشد؛ در برابر وی کشته نمی شود و حکم مسلّم! قصاص بر وی جاری نمی شود. (لمعه دمشقیه)

۱۳. ابتدا سلام کردن به اهل ذمّه در نظر برخی فقیهان سنتی کراهت و در نظر برخی شان حرمت دارد. اما اگر خود ذمّی سلام کرد؛ می توان در پاسخش تنها گفت: علیک. نه بیشتر. در مقابل غیرمسلمان غیر ذمّی هم این ممنوعیت شدیدتر است.(تحریر الوسیله؛ ج‌۲) حال چطور این حکم را می توان بر سیره اخلاقی پیامبر اسلام منطبق کرد؛ معلوم نیست!

۱۴. با وجود این که ربا فساد اقتصادی به دنبال دارد و ظلمی فاحش از سوی ربا گیرنده بر ربا دهنده است؛ در فقه سنتی، این فساد و ظلم اگر از سوی یک مسلمان بر یک غیرمسلمان روا داشته شود؛ منعی ندارد و گرفتن این ربا برای مسلمان جایز است. (لمعه دمشقیه)

۱۵. برده سازی که کاری غیر انسانی و منزجر کننده و منافی با اختیار و آزادی انسان است؛ به صورت یک رسم اجتماعی، در برهه ای از زمان و از سر ضرورت، مورد تایید اسلام بود. تا اینکه بالاخره به کلی منسوخ شد. یکی از فقیه_فیلسوفان سنتی معاصر می فرماید که اگر حکومت اسلامی قدرت داشته باشد می تواند برای گسترش اسلام، به کشوری غیرمسلمان تاخته و از آن جا برده هم بگیرد. 

۱۶. حرمت ابدی برای ازدواج در عده: بنا به فتوای برخی فقهاء اگر زن و مردی با هم ازدواج کنند در حالی که ندانند زن در ایام عده است؛ این دو بر یکدیگر حرام ابدی می شوند و ازدواجشان با هم تا پایان عمر ممنوع است. حال اینکه یک زندگی تشکیل شده و چه بسا فرزندانی متولد شده یا اینکه طلاقشان مایه آبرو ریزی و خجالتشان شود و دیگر مفاسد اجتماعی که بر طلاق مترتب است؛ هیچ یک مجوزی برای ازدواج مجددشان نخواهد شد. (لمعه دمشقیه)

۱۷. در فقه سنتی اگر به هر دلیلی مردی همسرش را سه بار طلاق دهد و دوباره رجوع کند؛ در مرتبه چهارم باید همسرش را در اختیار مرد دیگری قرار دهد تا وی را برایش حلال کند! (لمعه دمشقیه) حال چگونه می توان این فتوا را با غیرت مردانگی و عفت و حیا زنانگی توجیه کرد نمی دانم؟! و چگونه می توان توقع داشت که به خاطر خطای این مرد، همسر و فرزندان وی در چنین شرایط سختی قرار گیرند که مادر خانواده را مردی بیگانه بر شوهرش حلال کند؟!

۱۸. در فقه سنتی اگر انسانی به حسب خلقت اولیه اش خنثی باشد و تعیین جنسیت وی نیز سخت باشد؛ حق ازدواج ندارد. زیرا اگر بخواهد شوهر کند شاید خودش مرد باشد و اگر بخواهد زن بگیرد شاید خودش زن باشد. و بدین ترتیب باید بدون همسر گذران عمر کند چون فقها از تشخیص تکالیف شرعی وی عاجزند. (رسائل شیخ انصاری)

۱۹. شیردادن مادربزرگ به نوه: در فقه سنتی اگر فرزند شیرخواره مردی را، مادر زنش شیر دهد؛ همسر این مرد بر وی حرام می شود.(لمعه دمشقیه) شاید فقیهان با خود این طور پنداشته اند که اگر این نوزاد توسط مادر زن شیر داده شود انگار که این نوزاد چون از مادر همسر مرد شیر خورده برادر آن زن (مادر واقعی اش)حساب می شود خب این مرد هم که پدر نوزاد است و آن زن هم خواهر نوزاد(از جهت شیر خوردن از یک مادر) پس همسر این مرد انگار فرزندش می شود و ازدواج با فرزند هم حرام است. با این همه پیچ و تاب پس اگر نوزادی شیر مادرش برایش کفاف نداد در حال اختیار نمی توان شیر مادر بزرگش را به وی خوراند. و “حتی اگر” ثابت شود تغذیه نوزاد از شیر مادربزرگ مشکلاتی فیزیولوژیکی ایجاد می کند این چه ارتباطی به حرمت ابدی همسر دارد؟!

۲۰. سکس گروپ مشروع: در فقه سنتی خوابیدن و همبستری مرد با دو کنیزش و حتی دو همسر آزاد به طور همزمان منع شرعی ندارد. (تهذیب الاحکام.باب النکاح)

۲۱. در فقه سنتی خوردن ماهی به حالت زنده روا دانسته شده است. (رساله مراجع)

۲۲. در فقه سنتی مستحب است که حج گذار یک حیوان (شتر یا گوسفند) به عنوان قربانی با خود همراه کند. اگر این حیوان شتر باشد؛ شرعا مستحب! است که حاجی با خنجر خود پشت حیوان را زخمی کند و حیوان را با خون خودش علامتگذاری کند. به این کار اصطلاحا “اشعار ذبیحه” می گویند. تاکنون هیچ فقیهی نیز از خود نپرسیده که این حیوان آزاری چطور مورد پسند خداوند قرار گرفته است؟!

۲۳. جنگیدن حاکم با مردم: در فقه سنتی آمده است که اگر مردم در تصمیمات حاکم(امام) با وی مخالف بودند؛ برای حاکم(امام) جایز است که شمشیر در میانشان نهد تا وقتی که به فرمان او گردن نهند. (جواهر الکلام. ج۴۰. ص۴۰)

۲۴. در فقه سنتی از ناخن و مو و استخوان به “ما لا تحلّه الحیات” تعبیر می شود. یعنی قسمت هایی از بدن هر جاندار که حیات در آن ها حلول نمی کند و به عبارت دیگر یعنی بی جان هستند. طبق همین مبنا، احکام خاصی نیز بر آن ها مترتب می شود. مثلا نجس نیستند و اگر دستمان با این اعضا برخورد کرد؛ شستن لازم نیست. اما سوال اینجاست که “حیات” در تعابیر فقیهان یعنی چه؟ آیا ایشان تعریف خاصی از “حیات” دارند؟! بالاخره ناخن و مو و استخوان نیز ارگان هایی زنده و دارای رشد و نمو می باشند. پس چطور فقها این اعضا را بدون حیات تصور کرده اند؟! به نظر می رسد این احکام صادره از فقیهان، از دانش نا کافی ایشان در مسائل زیستی است که چون در این اعضاء احساس عصبی وجود ندارد یا ضعیف است؛ توهم شده که عضوی بی روح و بی جان هستند؟! دستاوردهای نوین علوم نیز در فرآیند استنباط فقیهان سنتی جایگاهی ندارد.

۲۵. یا مثلا در همین فقه سنتی می بینیم که ابن ادریس حلّی، فتوا به نجاست سگ و خوک دریایی داده است. (فقه و فقهای امامیه در گذر زمان) احتمالا از آن جهت که آن ها را هم خانواده با سگ و خوک خشکی پنداشته است. نیز مثلا فقیهان معتقد به حلیت خوردن میگو هستند زیرا میگو را نسخه دریایی ملخ خشکی(جراد البحر) می پندارند. بسیار واضح است که سگ و خوک دریایی و یا میگو هر کدام حیواناتی مستقل و متفاوت از سگ و خوک و ملخ خشکی هستند و گذشتگان آن حیوانات را بخاطر دانش طبیعی محدودشان به این نام ها می خوانده اند! این جا هم توجهی به علوم جدید در فقه سنتی نمی شود.

۲۶. در فقه سنتی هر آبی که سه ویژگی اصلی یعنی بو و رنگ و مزه اش در اثر تماس با آلودگی و نجاست تغییر نکرده باشد؛ برای هر استعمالی مناسب و جایز است. در دوره قاجار، که از فرنگ برگشته هایی که علوم جدید مانند پزشکی آموخته بودند این ذهنیت فقهی جامعه را زدودند که هر آبی که اوصاف سه گانه اش تغییر نکرده باشد؛ فاقد نجاست و آلودگی است! بسیاری اوقات آب با حفظ اوصاف سه گانه اش دارای بسیاری آلودگی ها و مستعد مبتلا ساختن انسان به انواع گوناگون بیماری هاست. اما استراتژی فقیهان این بود که میان دو مفهوم “آلودگی” و “نجاست” تمایز مفهومی قائل شدند و احکام طهارت و نجاست را احکامی تعبدی و غیر مبتنی بر تکوین دانستند. البته برخی نواندیشان فقهی معاصر همچون نعمت الله صالحی نجف آبادی(پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی) نیز احمد قابل(وبسایت رسمی) نیز محسن کدیور(وبسایت رسمی) بر خلاف نظریه رایج در فقه، احکام طهارت و نجاست را مبتنی بر تکوین و معادل با پاکیزگی و آلودگی نفس الامری قلمداد می کنند. اما همچنان فقیهان سنتی به علوم نوین بی اعتنایی می ورزند.

۲۷. امروزه متخصصان علوم اجتماعی و رفتاری بسیاری از رفتارها و عملکرد های کجروانه و مجرمانه را ریشه دار در حالات و ویژگی های خاص روانی و یا ساختار های غلط اجتماعی می دانند. گر چه نباید در این تحلیل ها عنصر آزادی و اختیار انسان را نادیده گرفت اما نیز نباید نقش پررنگ آسیب های محیطی در رفتار و عملکرد بزهکارانه و مجرمانه را انکار کرد. امروزه نسبت به بسیاری بزه های اجتماعی نگاهی بیماری انگارانه وجود دارد که مستلزم رویکرد درمان گرانه در قبال بزهکاری می باشد. فقه سنتی شیعه حتی اگر چنین چیزی را نپذیرد شایسته است که آن را به بحث و بررسی گذارد در حالی که چنین نیست و همچنان با دانش و بینش کهن خود به استخراج سیاست جنایی اسلامی می پردازد.

نمونه هایی که آورده شد؛ به درک بهتر لزوم نو اندیشی فقهی یاری می رساند. در فقه رایج و سنتی مشکلاتی وجود دارد که بعضی از مهم ترین آن ها در چند محور قابل خلاصه سازی است:
۱. مردسالاری و تبعیض جنسیتی
۲. مخالفت با اخلاق مسلّم انسانی
۳. به رسمیت نشناختن حقوق انسانی دگراندیش
۴. پندار بی نیازی از دستاوردهای علوم جدید
۵. تئوریزه کردن استبداد دینی
۶. ادعای گزاف عقلانیت

فقه شیعه به رفرم احتیاج دارد.

 

* طلبه حوزه علمیه مشهد‎، دانش پژوه رشته فقه مقارن در مقطع کارشناسی ارشد

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
15 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
جواد شریفی
جواد شریفی
آبان ۱۵, ۱۳۹۵ ۳:۵۹ ق٫ظ

[quote name=”سیدمصطفی”]با سلامجناب شریفی اگر کمی به منابع فقهی عمیق تر نگاهی داشته باشند اکثر این موارد ۲۷ گانه برای ایشان حل می شود.بنده فقط بند ۱۸ را پاسخ می دهم قطعا کسانی که اهل تحقیق در امر پزشکی و علوم دینی هم باشند این مطلب را اذعان خواهند داشتدر فقه خنثی به دو قسم تقسیم می شود ۱)خنثی غیر مشکل و ۲) خنثی مشکلخنثی غیر مشکل به خنثی ای گفته می شود که با مشخصات بدنی و جنسیتی کاملا تشخیص داده می شود که مرد است یا زنپس این فرد منعی برای ازدواج کردن ندارد. اگرچه برخی مشخصات زنانه… مطالعه بیشتر»

عباس
عباس
آبان ۱۵, ۱۳۹۵ ۳:۵۹ ق٫ظ

[quote name=”جواد شریفی”][quote name=”عباس”]تردیدی نیست که علمای دینی صالحی وجود دارند که از این وضعیت حوزه های علمیه رنج می برند و در تلاش برای اصلاح اند. اما با اطمینان بالا و سال ها تجربه در تحلیل ریسک بر این باورم که بنیان حوزه های علمیه اصلاح ناشدنی است و وقت تلف کردن برای آن بیهوده است. چرا که اساس آن بر «افترا» به خداست……[/quote] دغدغه هاتان نیکوست اما ظاهرا کمی منطق تان را تحت تاثیر قرار داده است. عالمان و پژوهشگران زیادی در پروژه “نواندیشی دینی” مشغول فعالیت هستند و تلاش هایشان تاکنون نیز بی ثمر نبوده است. احتراما… مطالعه بیشتر»

جواد شریفی
جواد شریفی
آبان ۱۵, ۱۳۹۵ ۳:۵۱ ق٫ظ

[quote name=”عباس”]تردیدی نیست که علمای دینی صالحی وجود دارند که از این وضعیت حوزه های علمیه رنج می برند و در تلاش برای اصلاح اند. اما با اطمینان بالا و سال ها تجربه در تحلیل ریسک بر این باورم که بنیان حوزه های علمیه اصلاح ناشدنی است و وقت تلف کردن برای آن بیهوده است. چرا که اساس آن بر «افترا» به خداست. طبق قرآن هیچ ظلمی بالاتر از افترا به خدا نیست چنانچه ده بار در قرآن تاکید کرده است که خدا ظالمین را هدایت نمی کند! فاسقین با ۵ بار تکرار و کافرین با ۴ بار تکرار در… مطالعه بیشتر»

عباس
عباس
آبان ۱۲, ۱۳۹۵ ۲:۴۱ ب٫ظ

تردیدی نیست که علمای دینی صالحی وجود دارند که از این وضعیت حوزه های علمیه رنج می برند و در تلاش برای اصلاح اند. اما با اطمینان بالا و سال ها تجربه در تحلیل ریسک بر این باورم که بنیان حوزه های علمیه اصلاح ناشدنی است و وقت تلف کردن برای آن بیهوده است. چرا که اساس آن بر «افترا» به خداست. طبق قرآن هیچ ظلمی بالاتر از افترا به خدا نیست چنانچه ده بار در قرآن تاکید کرده است که خدا ظالمین را هدایت نمی کند! فاسقین با ۵ بار تکرار و کافرین با ۴ بار تکرار در ردیف… مطالعه بیشتر»

سيدمصطفي
سيدمصطفي
آبان ۱۱, ۱۳۹۵ ۶:۴۴ ق٫ظ

با سلامجناب شریفی اگر کمی به منابع فقهی عمیق تر نگاهی داشته باشند اکثر این موارد ۲۷ گانه برای ایشان حل می شود.بنده فقط بند ۱۸ را پاسخ می دهم قطعا کسانی که اهل تحقیق در امر پزشکی و علوم دینی هم باشند این مطلب را اذعان خواهند داشتدر فقه خنثی به دو قسم تقسیم می شود ۱)خنثی غیر مشکل و ۲) خنثی مشکلخنثی غیر مشکل به خنثی ای گفته می شود که با مشخصات بدنی و جنسیتی کاملا تشخیص داده می شود که مرد است یا زنپس این فرد منعی برای ازدواج کردن ندارد. اگرچه برخی مشخصات زنانه همچون… مطالعه بیشتر»

فرقان
فرقان
آبان ۱۰, ۱۳۹۵ ۲:۲۴ ب٫ظ

۱- موارد ذکر شده گزارش مستقیم و بدون قضاوت نیست. بهتر بود ابتدا به ساکن همه موارد احصا شده بیان و در نهایت یکی یکی یا کلی مورد نقد قرار بگیرد. در گزارش همه موارد عینک نگارنده دید مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد.۲- سوالی که از نگارنده و همه قائلان به فقه پویا دارم این است که اگر مواجهه ما با غرب و مدرنیته و اخلاق گرایی سکولار غرب و دستاوردهای بشری آنها در زمینه حقوق بشر اتفاق نمی افتاد آنگاه باز هم چنین ایراداتی به فقه مان می گرفتیم؟ مگر نه این است که فقهای ما این… مطالعه بیشتر»

جزایری
جزایری
آبان ۹, ۱۳۹۵ ۳:۳۰ ق٫ظ

می گویند کافر نجس است میخواهم بدانم ایا جسم یک مومن ویاحتی پیامبر وامام ویا یک قدیس ازنظر فیزیولوزی بایک ادم معمولی کافر چه فرقی دارد که این همه رساله وکتاب بابتش مصرف شده…..

bakhshi
bakhshi
آبان ۹, ۱۳۹۵ ۰:۴۰ ق٫ظ

با اظهار سپاس از نویسنده محترم که این نکات را که از نظر ما مکتوم بود مشکوف کردند. سوالی در ذهنم آمد که آیا این احکام فهقی مختص مربوط تشیع است یا این احکام دربرگیرنده هر دو مذهب یعنی تسنن و تشیع است ؟ اگر نویسنده محترم و دوستانی در این زمینه معلومات دارند با اسناد میتوانند شریک سازند تا ماهم که سنتی مذهب استیم آگاه شویم .

محمد جواد
محمد جواد
آبان ۸, ۱۳۹۵ ۲:۵۳ ق٫ظ

سلام و عرض احترام
به نظر من منابع چهارگانه اجتهاد باید تبدیل شود به منابع شش گانه: قرآن ، سنت ، عقل ، علم(علوم انسانی و طبیعی) ، اخلاق و اجماع
همانطور که می دانیم جناب مرحوم منتظری گفته بودند که فقه و اجتهاد چون عملی انسانی است و چون انسان اشتباه و خطا دارد پس فرآورده های آن هم بدون خطا نمی باشد پس نباید برخورد مقدس با فتاوا داشت، ولی برای اینکه خطاها خیلی بزرگ و نابخشودنی نباشد باید اخلاق و انسانیت و موارد بالا را در نظر گرفت.

عباس
عباس
آبان ۷, ۱۳۹۵ ۲:۰۷ ق٫ظ

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ کَذِبًا لِّیُضِلَّ النَّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ! قسم می خورم پس از خواندن این مطلب دیشب نتوانستم بخوابم. کمابیش از برخی از این موارد اطلاع داشتم. اما مواردی آن قدر سخیف است که همیشه آرزو می کردم کار دشمن باشه برای بی آبرو کردن ساحت مقدس روحانیت و اسلام! گردآوری آن یک جا که دست نویسنده درد نکند، باعث شد که جملگی با هم دیده شود و با خواندن آن تا مغز استخوانم را درد عجیبی فرا گرفت… حال کار به فقه و اسلام و دین و خدا نداریم، آیا… مطالعه بیشتر»

reza
reza
آبان ۶, ۱۳۹۵ ۴:۴۹ ب٫ظ

ایا به فرض اگر این گونه موارد و هم در فقه سنتی اصلاح و احیا شود کار درست میشود ؟ یا باید اجتهادی اساسی در اصول و پایه صورت گیرد ؟خانه تکانی فقط این نیست که هر ساله در پایان سال انجام میشود خانه تکانی مهمتر باید هم در اعتقادات و هم در احکام و قوانین برساخته بنام دین و هم در امور عرفی و فرهنگی ووووو انجام شود بدن ادمی هم هر چند که شبانه روز در مکانی تمیز و مرتب و پاکیزه باشد حداقل هفته ای یکمرتبه به استحمام و نظافت و اصلاح نیاز دارد فقه و احکام… مطالعه بیشتر»

عباس
عباس
آبان ۶, ۱۳۹۵ ۱:۵۱ ب٫ظ

قصوری متوجه حضرات آیات عظام فقها که آیات خدا و نایب به حق خدا می باشند نیست! باید دُم شیطان الهام کننده این مزخرفات شرم آور را با انبردست و دستکش گرفت و به سطل آشغال انداخت!

هر کس فکر می کند که این قتل نامه های موسوم به رساله علمیه را می توان اصلاح کرد ساده لوحی بیش نیست. راه اصلاح، درمان حماقت مردم حقیری است که این مزخرفات فهرست شده در بالا را حکم خدا می دانند. و این درمان را باید از دکتر اسلامی ها شروع کرد!

جواد شریفی
جواد شریفی
آبان ۶, ۱۳۹۵ ۶:۲۰ ق٫ظ

سلام.دقت کنید که این فتاوا گرچه نظر تمام فقیهان نیست و من نیز با قیدهایی چون “برخی” آن ها را گزارش کرده ام؛ اما این چنین فتاوایی از دل همین سبک سنتی فقاهت بیرون آمده است. اگر فقه سنتی در درون خود چنین پتانسیلی نمی داشت حتی یک فقیه نیز چنین فتوایی نمی داد. با سومین تذکرتان کاملا موافقم. اصل ادعای من نیز این است که علم فقه نیز مانند دیگر علوم باید خود را متحول کند و این تحول تنها از طریق “اجتهاد در مبانی و اصول فقه سنتی” قابل پیگیری می باشد. و این همان هدفی است که… مطالعه بیشتر»

مهدی
مهدی
آبان ۵, ۱۳۹۵ ۴:۰۲ ب٫ظ

این مطلبی که این برادر می فرمایند یعنی کلا با فقه اسلامی رو بریزیم دور یه فقه جدید بنویسیم

با تاملی اندک در مطالب ایشون مشخص میشه که با مبانی فقه آشنایی چندانی ندارند و به احکام نگاه ناقص دارند
از این مطلب غافل هستند که این احکام ساخته و پرداخته دو تا طلبه نیست
حکم شریعته که خداوند که واضع شریعت هست بر اساس مصالحی وضع کرده
قرار نیست هر چی ما خوشمون نیومد یا با عقل ناقصمون مطابق نبود بخوایم تغییر بدیم

حقیقت جو
حقیقت جو
آبان ۴, ۱۳۹۵ ۸:۴۷ ب٫ظ

خدمت دوست عزیز و اندیشه ورزم . چند نکته اساسی است که به نظر خلط شده و یا در نظر گرفته نشده :۱- اصل نقد امری پذیرفته بلکه لازم است و من غیر از فقهای مسمان سراغ ندارم این چنین بی پروا و بی رودربایسی و مشتاقانه و عالمانه سخنان هم را نقد کرده باشند اما با نقد چند مورد جزیی نمی توان کل جریان را زیر سوال برد۲- همانطور که از آدرس های شما پیداست این نظراتی که نگاشته اید غالبا مربوط به برخی فقها است . بنابر این نظر یک نفر بلکه حتی بگوییم اجماع را نمی شود… مطالعه بیشتر»

فهرست
15
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x