تماشای قرآن۳: تأملی در آیه اکمال

سید مهدی رضوی فرد: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ..» /امروز دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمتم را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است برایتان برگزیدم..این بخشی از آیه سوم بسیار مشهور سوره مائده است که بارها شنیده ایم و خوانده­ایم؛ با ترجمه الهی قمشه ای…

سید مهدی رضوی فرد: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ..» /امروز دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمتم را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است برایتان برگزیدم..این بخشی از آیه سوم بسیار مشهور سوره مائده است که بارها شنیده ایم و خوانده­ایم؛ با ترجمه الهی قمشه ای که به عنوان نمونه­ ای از ترجمه غالب و مشهورِ این آیه برگزیده ام. لازم نیست بگویم که در باورهای شیعی ما این آیه همیشه با عید غدیر و اعلان ولایت امام علی از سوی پیامبر مرتبط است. اما وعظ واعظان و استنادشان به این آیه با مطالب و مسایل دیگری نیز همراه است از جمله کامل شدن و به حد کمال رسیدنِ دین اسلام و همچنین دلالت این سخن بر کامل­تر بودن دین اسلام از ادیان دیگر:

«در این روز هم کافران مایوس شده‏ اند، و هم دین کامل شده، و هم نعمت خدا تکامل یافته، و هم خداوند آئین اسلام را به عنوان آئین نهایى مردم جهان پذیرفته است‏..»{تفسیر نمونه/ج‏۴ : ۲۶۳}

در این نوشتار به اینکه چه امری دین را کمال بخشیده و چه موهبتی نعمت الهی را بر مسلمانان تمام کرده است کاری ندارم. به این مساله هم که اسلام دین برتر است یا خیر و آیا بهتر و کاملتر از ادیان دیگر مثل مسیحیت و یهود است نیز نمی پردازم. همه تمرکزم بر مفهومی است که همواره این آیه و به عبارت بهتر ترجمه­ ها یا وعظ ها در ذهن­ مان متبادر می کنند. یعنی لوازمی که همیشه همراه با کلمه «کامل شدن» ناخودآگاه خودشان را بر ما تحمیل می­ کنند. دوباره به ترجمه آیه دقت کنید!

نمی­دانم بگویم دچار مغالطه ترجمه شده­ ایم یا اشتباه در فهم معنا!

بگذارید بی مقدمه بروم سر اصل مطلب: بار معنایی «کامل کردن» برای ما با «کمال بخشیدن» یا «تکامل یافتن» و «تکمیل شدن» متفاوت است. من از این بار معنایی، هماره با نام «هاله معنایی» یاد می­ کنم. هاله معنایی همان هاله و دایره­ ای است که گرد واژه را گرفته و همراه با آن در ذهن ما می­نشیند و بار عاطفی خاصی نیز با خود دارد. مصطفوی در التحقیقش در باب «کمال» می­نویسد:

«کمل: کمال الشی‏ء: حصول ما فیه الغرض منه، فإذا قیل‏ کَمُلَ‏ ذلک فمعناه حصل ما هو الغرض منه.»

تقریبا همان چیزی که راغب در مفردات القران گفته است: «کمال یعنی چیزی به غرض و مقصودش برسد.» با این وصف وقتی می گوییم «فلان کامل شد» این ذهنیت را ایجاد می کند که آن چیز به اوج خود و نهایت و غایت خودش رسیده.

حالا یک پاره خط را تصور کنید! ابتدایی دارد و انتهایی. مثل یک فواره که نقطه اوجی دارد و وقتی به آن نقطه می رسد دیگر فراتر نمی­رود بلکه فرو می ریزد. به قول شاعر:

آخرین مرحله ی اوج فرو ریختن است

مثل فواره که در اوج فرو می ریزد

یا مثل ماه که در شبی خاص نورش کامل می­شود و تمام. سپس کم می شود و به لاغری و تاریکی می گراید.

وقتی می گوییم چیزی کامل شد (به معنای به حد کمال رسیدن)، ژرف ساخت و تصویر بنیادین موجود در پس پشتِ ذهنمان، یک پاره خط است. یک فواره. اینکه چیزی به انتها و به حد نهایت رسیده و تمام. دوباره به ترجمه قمشه ­ای (نماینده فهم مشهور) دقت کنید:

امروز دین شما را به «حد» کمال رسانیدم…

می بینید؟ برای کمال «حد» متصور است. شاید این در یک نظر خوب باشد. یعنی آیه می گوید دین اسلام در آن روز به غرض نهایی خود رسیده است. هر چند در تبیین غرض دین(در اینجا اسلام) با سخنانی کلی و مبهم روبروییم مثلا رستگاری، سعادت اخروی و دنیوی؛ اما گذشته از این ابهام، بن بست بودن این تصور غیرقابل انکار است. اینکه دیگر راهی برای بهتر شدن و کمال نیست. وقتی ترجمه می­گوید: «..دین­تان را به حد کمال رساندم..» ما با دینی طرفیم که پاره خطش به نقطه پایان رسیده و فواره اش به اوج. و این یعنی بن بست! گریزی نیست که فرو بریزد و خاموشی بگیرد. حتی اگر فروریختن و فروکاستنِ دین را حاصل مغالطه تمثیل فواره بگیریم(و آن را در مورد دین بی مصداق بدانیم)، باز هم ایستا بودن ژرف ساخت و تصویر ذهنیِ این نوع ترجمه و فهم، غیر قابل انکار است.

حالا بیایید در انتخاب واژه برای فهم معنا کمی تغییر ایجاد کنیم و به جای «کامل کردم» و «به حد کمال رساندم» کلمه دیگری بگذاریم:

[امروز] دین­تان را کمال بخشیدم/ تکامل دادم/ کامل­تر کردم/ یک پله بالاتر کشیدم/ یک گام پیشتر بردم و…

با این تغییر واژه، ژرف ساخت متفاوت می شود. الگوی ذهنی و تصویر حاکم فرق می­کند. با این خوانش نه تنها آیه به ادیان دیگر کاری ندارد و اسلام را برتر از ادیان دیگر نمی­داند و اساسا در مقام مقایسه نیست بلکه روشن می شود دین و اسلام و خیابان رو به کمال آن بن بست نیست. پاره خط نیست. فواره نیست. ماه نیست. مسیری است طولانی و بی نهایت که در بستر زمان پیش می رود و می تواند هر آن نورش افزونی بگیرد. بهتر و بهتر شدنش، کمال یافتنش، بالاتر رفتنش، به مقصود نزدیکتر شدنش، متوقف نمی شود. چرا که سعادت و وصول به حق و لقای خداوند را حدی نیست، همان طوری که انسان که روح الهی در او دمیده شده و قرار است به اصل بی نهایت خود بازگردد، حد یقف ندارد. آن چنان که در سپهر قرآن و در عرفان نیز حد یقف و مقام معلومی برای او بیان نشده است و راه او به بی نهایت وصل است؛ (در آیاتی چون « انا لله و انا الیه راجعون» درنگ کنید!)

البته باید گفت که مفسرین از دقت در این واژگان غافل نبوده اند. مثلا طباطبایی در المیزان به تفاوت بین واژه «اکمال» و «تکمیل» و باب افعال و تفعیل اشاره کرده اند؛ اینکه باب افعال به امور دفعی اشاره دارد و باب تفعیل به تدریج.{المیزان،ج۵: ۱۸۰} هرچند این تفکیک قابل انتقاد است و شخصی مثل صالحی نجف آبادی در بررسی نزول قرآن این تفکیک را مورد نقد قرار می دهد و چنین تفکیکی میان واژگان «انزال» و «تنزیل» را رد می کند و فهم دفعی بودن یا تدریجی بودن این دو را به تدقیق در دیگر قراین منوط می کند و در نتیجه صرفا به یک نزول قایل است؛{حدیث­های خیالی، نشر کویر: ۳۳۵} گذشته از این ایراد واژه پژوهانه اساسا باور به کمال یافتگی دفعیِ دین اسلام خود تعارضی در بر دارد. تعارض با سیر تاریخی و رشد تدریجی اسلام در طول ۲۳ سال. بنابراین پایه گذاردن بر اینکه باب «افعال» را چگونه معرفی کرده اند چندان مبنای مستحکمی نخواهد داشت؛ آن چنان که خود طباطبایی نیز اذعان می کند که در زبان عربی اینها جابجا شده است.{المیزان،ج۵: ۱۸۰} بنابراین شیوه تفسیری صرفا لغوی روشن کننده حقیقت نیست و به قول صالحی باید در قراین دیگر توجه کرد و موضوع و مدلول و بافت را نیز مد نظر داشت.

ممکن است در رابطه با نور ماه بتوانیم مدعی شویم «تکمیل» یعنی بیشتر شدن نور ماه نسبت به دیشب و «کامل شدن» یعنی به حد نهایت رسیدن نور ماه (صرف نظر از نور شب­های قبلی). اما در رابطه با مفاهیمی مثل کمال، بزرگواری، سعادت و.. آن هم در رابطه با انسان چه؟ می­توانیم درباره ماه که جسمیت دارد بگوییم همه محیطش نورانی شده است و دیگر نقطه­ ای نمانده که جذب نور کند. اما آیا درباره مفاهیمی مثل رشد و کمال و بهتر شدن و.. یا در رابطه با پدیده ای چون دین یا انسان می توانیم این چنین سخن بگوییم؟ وقتی می گوییم عقل فلانی کامل شد آیا منظور این است که عقل او راهی به کمال بیشتر ندارد؟ مطهری در کتاب انسان کامل می گوید: «یعنی قبلا عقل داشته است اما عقلش یک درجه بالاتر رفته است. پس کمال در جایی است که شیء پس از تمامیت درجات بالاتر را طی کند». از سخن او مشخص است که کمال عقل بن بست نیست. فکر می کنید او در مورد کمال انسانی یا کمال دینی و الهی چه بگوید؟

البته می توان برای کمال و به «غرض غایی رسیدن» معنا و مصداقی انتخاب کنیم که بتوان برایش محدودیت قائل شد. مثلا ممکن است کسی بگوید غرض دین، تشریع و وضع قوانینی برای مدیریت جامعه است. با این تعریف می توان کمال دین را به نوعی توجیه کرد (چنان که برخی همین را برگزیده اند). صرفنظر از اینکه بسیاری از بزرگانِ تفسیر چنین خوانشی را نمی پذیرند، به نظر می رسد این فهم به چند ایراد مبتلا باشد:

اول اینکه این خوانش فهمی ناقص از کارکرد دین به دست می دهد. تا آنجا که می دانم حتی فقه اندیش ترین دانشمندان نیز دین را به تشریعِ صرف فرونکاسته اند. ضمن آنکه مطابق گزارش های دست و پا شکسته ترتیب نزول آیات بعد از این آیه، آیاتی حاوی احکام و شرایع دیگر نیز نازل شده است(مثل حکم ربا) که نشان می دهد شرایع مایه اکمال دین نبوده اند. (علمای شیعه نیز همواره بر ولایت تاکید داشته اند و ولایت را بالا دست وشریعت می نشانده اند).

دوم اینکه در این تصور دین تا نقطه ای با آدمی همراه است و از نقطه ای به بعد هیچ نقشی در مسیر رستگاری و سعادت آدمی ندارد؛ چرا که سعادت، رستگاری یا بازگشت به آغوش الهی نهایتی ندارد و دین در این تصور دارای نهایت تصویر شده است. هر چند این سخن از جهاتی قابل دفاع است اما بعید می دانم به مذاق صاحبان قرائت رسمی از دین خوش بیاید.

سومین ایراد اینکه اگر در فرض بیان شده، غرضِ دین وضع قوانینی برای مدیریت جامعه باشد؛ کیست که نداند قوانین در بستر تاریخ دایما در تحول بوده اند و حتی در تاریخ اسلام، قوانین به اقتضای احوال دگرگون شده و تکامل یافته اند. در جهانی که همه چیز دگرگون شونده است، تکامل نمی­تواند ایستا باشد. ناگزیر پویا است. دین اسلام هم از این مستثنا نخواهد بود. ممکن است روزی نسبت به روز قبل کامل تر شود اما تا فردایی وجود دارد، فراتر رفتنش نیز ممکن است که اگر به بن بست برسد، تولد داعش و طالبان و.. نتیجه­ای منطقی به نظر می­رسد.

شاید بهتر باشد ژرف ساخت و تصویر ذهنی مان را از این واژه دست کاری کنیم و با کلیشه های پیشین با این آیه روبرو نشویم. چرا که مطالبی که بیان شد حاوی دقیقه ای است که از نظرها دورمانده است؛ آن چنان که برای بسیاری از افراد مذهبی سخت است که بپذیرند پیامبر از زمان بعثت تا وفات رشد یافته و کامل تر شده است یا امام علی ۶۰ ساله از روزگاری که ۳۰/۴۰ سال داشته، پخته­ تر شده و تجربیاتش افزون شده و تکامل یافته است.

بنابراین حتی اگر بپذیریم که دین اسلام با اعلان ولایت امام علی تکمیل شده است، این کمال به معنای به بن بست رسیدن دین و پایان رشد و تحول آن نخواهد بود.

مطالب دیگر از نویسنده:

تماشای قرآن: تأملی صوفیانه در آیات ۳۳ و ۳۴ سوره انفال

نگاهی به محاجه ابراهیم و نمرود درباره خدا

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

guest
18 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
ساسان
ساسان
شهریور 16, 1397 12:46 ب.ظ

[quote]آن چه قرآن در اخلاق ارائه می دهد ربطی به خداباور بودن یا خداباور بودن ندارد و می تواند بسیاری از مشکلات بشریت و تفرقه ها و رنج های ستم دیدگان را حل کند. که البته در کامنت قابل توضیح نیست. برای آن برنامه داریم[/quote]

مثلا یک مورد را که قران میتواند حل کند بفرمایید ؟

عباس
عباس
شهریور 14, 1397 7:02 ب.ظ

[quote]با عرض سلام خدمت عباس گرامی و سپاس از مطالب مفید و عمیق‌تان.دوست عزیز، اگر اشتباه نکرده باشم شما قرآن را محدود به زمان و مکان می‌دانید و معتقدید برای یک قوم خاص با ظرفیت‌های فرهنگی، فکری و زبانی خاص در یک محدوده‌ی جغرافیایی خاص نازل شده است و علت انحطاط جامعه‌ی ما را این می‌دانید که چشم و گوش بسته در طول این همه قرن به قوانین و احکامی عمل می‌کرده و می‌کند که در اصل برای ما نبوده و اصلآ خطابش به ما نبوده است. آیا برداشت من از نظرات شما درست است؟[/quote] سلام بر شما. به عنوان… مطالعه بیشتر»

عباس
عباس
شهریور 14, 1397 5:04 ب.ظ

فرض کنید دانش آموزی فرمی را از مدرسه آورده تا پدرش امضاء کند و به مدیر مدرسه مجوز شرکت فرزندش را در فلان فعالیت گروهی خارج از مدرسه بدهد، برای مثال شرکت در یک اردوی چند روزه. پدر شروع می کند به پر کردن فرم ، اما کاری پیش می آید و نیمه کاره می ماند. بعد هم فراموش می کند و به رختخواب می رود. فردا صبح هنگامی که پدر با عجله در حال خارج شدن از خانه برای رفتن به محل کارش می باشد، فرزند از پدر می پرسد که فرم را پر کرده است؟ پدرش فرم را… مطالعه بیشتر»

رضوی
رضوی
شهریور 12, 1397 3:37 ب.ظ

الآن در فهم دین و قرآن خوردن حلال و حرام موثر است یا نه؟[/quote]
سوال مبهمی است.. منظورتان این است که مثلا خوردن حرام، سبب عدم فهم درست قرآن میشود؟ یا منظور دیگری دارید؟

رها
رها
شهریور 12, 1397 5:24 ق.ظ

با عرض سلام خدمت عباس گرامی و سپاس از مطالب مفید و عمیق‌تان.
دوست عزیز، اگر اشتباه نکرده باشم شما قرآن را محدود به زمان و مکان می‌دانید و معتقدید برای یک قوم خاص با ظرفیت‌های فرهنگی، فکری و زبانی خاص در یک محدوده‌ی جغرافیایی خاص نازل شده است و علت انحطاط جامعه‌ی ما را این می‌دانید که چشم و گوش بسته در طول این همه قرن به قوانین و احکامی عمل می‌کرده و می‌کند که در اصل برای ما نبوده و اصلآ خطابش به ما نبوده است.
آیا برداشت من از نظرات شما درست است؟

علیرضا
علیرضا
شهریور 11, 1397 7:37 ق.ظ

کسانی که میگن معاصرین حضرت محمد بیسواد بودند ، از کجا فهمیدند که بیسواد هستند؟ به استناد کدوم آیه ای از قرآن فهمیدند؟ نمی دونم یه مشت آدم بیسواد چطوری وچگونه این زبان رو به وجود آوردند؟

مرادی
مرادی
شهریور 11, 1397 0:07 ق.ظ

تکامل نیست تکمیل شدن است

عباس
عباس
شهریور 10, 1397 7:12 ب.ظ

مگر دو همسر پیامبر چقدر قدرتمند بوده اند، که در تحریم:۴، خدا آنان را نه تنها با قدرت خودش که با قدرت لشکر فرشتگان و مومنان تهدید می کند؟ إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا ۖ وَإِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ ۖ وَالْمَلَائِکَهُ بَعْدَ ذَٰلِکَ ظَهِیرٌ [۶۶:۴] پیشنهاد من این است که تا این آیه را هضم نکرده اید وقت خود و دیگران را با تکرار جهالت های فلان و فلان در قرن ها فبل هدر ندهید!!! جایی که گفتم قرآن حاصل «گفت» و «گو» (قیل و قال) با پیامبر و مخاطب امی و… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
شهریور 10, 1397 5:16 ب.ظ

جناب رضوی تکامل دین آری ناسخ و منسوخ نه بحث پربرکتی شد… بدیهی بنظر میرسد که احکام بر اساس ضرورت و نقش خودشان در نفس انسان و تاثیرش بر زمان پیروزی آخرین دین و آخرین رسول بیان شده باشند… در چیدمان آیات سوره بقره خوراکی ها اول آمده اند سپس احکام دیگر… ولی سوره مائده از آخرین سور است… گویی به برکت بینه وجود رسول الله در هنگام حیات ایشان امکان انحراف و تحریف و عدم درک آیات کم بوده است و احکام خوراکی ها در پایان رسالت آمده …. اما پس از رحلت ایشان (چیدمان بر اساس نفس انسانها)… مطالعه بیشتر»

رضوی
رضوی
شهریور 10, 1397 10:52 ق.ظ

جناب مرادی!اشاره کردم که خوراک را موضوعی کم اهمیت نمیدانم. در متن هم گفته ام کاری به این ندارم که چه چیزی مایه تکمیل دین شده است.بنابراین این بحث ظاهرا ارتباط مستقیمی با موضوع این مقاله ندارد. اما با وجود این، گمان می کنم اینکه خکم تغذیه مایه تکمیل دین شود به جد برایم محل تردید و تامل است. یعنی به نظر شما حکم مهمتری در دین وجود نداشت که بیان شود؟ میتوانم جوابتان را حدس بزنم. اما سوال دیگری دارم: به نظر شما دین با احکام تغذیه کامل شده است؟!! هیچ مساله دیگری ندارد؟البته اگر شما از تکامل دین… مطالعه بیشتر»

عليرضا
عليرضا
شهریور 10, 1397 5:37 ق.ظ

به آقای عباس

یه سوال دارم؟شما در نظراتتان همیشه میگید که مخاطبان حضرت محمد بیسواد هستند! منظورتون از بیسوادی چیه؟ و در کجای قران اشاره شده مخاطبان پیامبر(ص)بیسواد هستند؟

مرادی
مرادی
شهریور 9, 1397 10:04 ق.ظ

سحت بضم (س) اسم مصدر و شی ء مستاصل شونده است راغب آنرا پوستیکه مستاصل شود کفته است این کلمه سه بار در قرآن آمده و همه در سوره مائده است “سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ…”مراد از سحت در آیات فوق حرام است.قاموس قرآن جلد ۳ ص ۲۳۷ سوره مائده (مائده بمعنی سفره است) شامل موارد متعدد از آنچه حرام است میباشد…در اواخر سوره نیز شام آخر مسیح مورد درخواست حواریون بیان میشود… در آیه ۳ سوره مائده نیز لیست کامل از خوردنیها آورده شده است…خوردن حرام موجب آلوده شدن قلوب و عدم درک پیام الهی و تحریف آن میگردد…بی رحمی… مطالعه بیشتر»

رضوی
رضوی
شهریور 9, 1397 9:49 ق.ظ

این مطالب به فرض پذیرش قرآن است… وگرنه در دیدگاه غیرباورمندانه ممکن است سخنان شما درست باشد…و به خدا ایراد وارد باشد.در تفسیر شما احکام سبب تکمیل دین دانسته شده. این هم نظری است اما نقدش را مورد اشاره قرار داده ام. البته مفسرین بسیاری این تفسیر را نقد کردند. البته تفسیر شما ظاهرا به ایراد دیگری نیز مبتلاست. اینکه گویا واژه «دین» را به شکل غریبی معنا کردید! تکمیل ایات قبلی در باره خوردن(گوشت و..). به نظر میرسد[u] دین[/u] را به این احکام فروکاسته اید. کمی عجیب است! فارغ از نقدهای سیاسی و آخوندستیز شما، به نظرم نقدهای مفسرین… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
شهریور 9, 1397 7:37 ق.ظ

منظور بنده هم این است که رشد و تحول در درون خود قرآن رخ میدهد و آن هم با درونی شدن بیشتر با اتصال بیشتر…

سوره حمد را هم برای مثال ذکر کردم ….میخواستم بگویم هر چه قدر ریز بشویم جا دارد… نکات بسیاری ظاهر میشوند…

مثل نقاط درون پاره خط صفر و یک که با خط حقیقی همعدد است…

عباس
عباس
شهریور 9, 1397 1:19 ق.ظ

منع خوردن حیوان مرده، خون، گوشت خوک، و گوشت قربانی شده برای بت ها، (و البته مجوز خوردن این چهار مورد در حال اضطرار)، چند بار قبل از نزول سوره مائده در سوره های مختلف آمده است: الْمَیْتَهَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ…: (انعام:۱۴۵، نحل:۱۳۵، بقره:۱۷۳ ): . پرسش هایی درباره تعریف [b]حیوان مرده[/b] مطرح بوده است که در آیه مائده:۳ (آخرین سوره قرآن) توضیح داده شده است:…. وَالْمُنْخَنِقَهُ وَالْمَوْقُوذَهُ وَالْمُتَرَدِّیَهُ وَالنَّطِیحَهُ… و آخر هم مانند آیات قبل تکرار شده که در حالت اضطرار اشکالی ندارد: فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَهٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ ۙ فَإِنَّ… مطالعه بیشتر»

رضوی
رضوی
شهریور 8, 1397 10:24 ب.ظ

اگر از منظر نحوی و بلاغی قابل اتصال باشد طبعا نتیجه مطلوبی خواهد داشت. در این آیه اما مفسرین سیاق این بخش را متفاوت دیده اند، تا شما چه نظری داشته باشید!در مورد اینکه بیان احکام اسلامی مدنظر آیه و سبب اکمال دین شده است هم در نوشتار اشاره ای داشته ام. اینکه بعد از این آیه احکام دیگری نیز نازل شده است و لذا به تناقض دچار میشویم.البته غالب مفسرین شیعه اینگونه نفهمیده اند و اعلان ولایت علوی هم را ارجح دانسته اند.ولی گذشته از اینها در متن گفته ام که در این جزییات وارد نمیشوم. هرچه سبب اکمال… مطالعه بیشتر»

هادی
هادی
شهریور 7, 1397 10:16 ب.ظ

خدایا این بنده خدا رو شفا بده!
تو را چه بحث از تاریخی بودن. آخر این شد بحث کردن در مورد تاریخی بودن “”کیست که نداند قوانین در بستر تاریخ دایما در تحول بوده اند و حتی در تاریخ اسلام، قوانین به اقتضای احوال دگرگون شده و تکامل یافته اند. “”
اگر اندکی تاریخ علم را خوانده باشی خواهی دید که تنها اندک افرادی با عنوان هیستوریسیزمها بودند که چنین ادعایی داشتند و اکنون در تاریخ خاک میخورند.
قبل از این تفسیرهای کودکانه برو یک کم مطالعه کن!

مرادی
مرادی
شهریور 7, 1397 5:00 ب.ظ

حالا اگر اتصال آیات و اتصال اجزای یک آیه را معیار قرار دهیم به چه نتیجه ای میرسیم؟ نتیجه اتصال اجزاء آیه میرساند که امروز که آنچه که خوردن آنها حرام است بیان میشود روزی است که دین شما را کامل کردم… یعنی مجموعه احکام و بینات موجود در این کتاب که کتاب دین است تکمیل میشود…خوردن بسیار مهم است…چه چیزهایی بخوریم و چه چیزهایی نخوریم…خوردن بدون کنترل مانع فهمیدن میشود…مخصوصا فهمیدن قرآن… اما این مجموعه آیات در این کتاب چقدر ظرفیت دارد و چگونه شامل اشارات لازمه برای تحولات آینده در آن هست مطلب دیگری است… رعایت اتصال در… مطالعه بیشتر»

فهرست
18
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x