وحی رویایی

حامد فرنقی زاد: این مقاله به پایان راه رسیده بود و منتظر ویرایش نهایی برای انتشار بود که «مناظره پرگاری» در دو وعده میان دکتر عبدالکریم سروش و آقای عبدالعلی بازرگان برگزار شد و در پی آن مقالات خمسه رویای رسولانه، شش شد و سبک و سیاق این مقاله تغییر کرد. در این بین نقدهای جدید و مطالعات و نکاتی…

حامد فرنقی زاد: این مقاله به پایان راه رسیده بود و منتظر ویرایش نهایی برای انتشار بود که «مناظره پرگاری» در دو وعده میان دکتر عبدالکریم سروش و آقای عبدالعلی بازرگان برگزار شد و در پی آن مقالات خمسه رویای رسولانه، شش شد و سبک و سیاق این مقاله تغییر کرد. در این بین نقدهای جدید و مطالعات و نکاتی که به ذهن نویسنده رسید مرا واداشت قلم بر برخی از نوشته ها بگیرم و جرح و تعدیلی در لغات نمایم و نکاتی دیگر بر آن بیفزایم و پیرایش و آرایش متن را با حوصله بیشتر به انجام برسانم.

 

 

نسخه مناسب چاپ

 

***

هو المحبوب

 

وحی رویایی

| حامد فرنقی زاد |

 ۱-  مقدمه

این مقاله به پایان راه رسیده بود و منتظر ویرایش نهایی برای انتشار بود که «مناظره پرگاری» در دو وعده میان دکتر عبدالکریم سروش و آقای عبدالعلی بازرگان برگزار شد و در پی آن مقالات خمسه رویای رسولانه، شش شد و سبک و سیاق این مقاله تغییر کرد. در این بین نقدهای جدید و مطالعات و نکاتی که به ذهن نویسنده رسید مرا واداشت قلم بر برخی از نوشته ها بگیرم و جرح و تعدیلی در لغات نمایم و نکاتی دیگر بر آن بیفزایم و پیرایش و آرایش متن را با حوصله بیشتر به انجام برسانم.

در دو سالی که از آغاز بسط تئوری «رویای وحیانی» توسط دکتر عبدالکریم سروش میگذرد نقدها و مقالات بسیاری در حاشیه این بحث نگارش یافته و جلسات مناظره کم و بیش بسیاری نیز در باب این طرح نو برگزار شده است. برخی به حقانیت رای سروش ایمان آورده اند و پاره ای به شدیدترین صورت به مقابله با آرای او پرداخته اند. در خلال این زد و خوردهای فکری که درگرفته است بر خود لازم میدانم به عنوان مقدمه دو نکته را یکی در مورد شخص دکتر عبدالکریم سروش و دیگری در باب تئوری رویای وحیانی ایشان بیان کنم.

نخست آنکه دکتر عبدالکریم سروش چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم، فیلسوفی است تاثیرگذار در اندیشه اسلامی، کسی که دایره تاثیرش از ایران و حتی جامعه شیعی فراتر رفته است. عبدالکریم سروش نه یک طرح، که طرحهایی نو درانداخته و به تکامل اندیشه دین مداران و خداباوران مدد رسانده است. او از این منظر قابل احترام است و بایستی حرمت او حفظ شود. او مرد میدان اندیشه است و برای تئوری های خود دلایلی دارد که رد کردنشان کاری ساده و ابتدایی نیست. سروش سالها وقت به مطالعه گذرانده است و با اندیشه غربی همانقدر آشناست که با اندیشه اسلامی، چیزی که ما در کمتر فیلسوف مشرقی و اسلامی دیده ایم. با اندیشمندان مسلمان و غربی مراوده فکری داشته است و در سمینارها در کنار آنها به تبادل آرا پرداخته است.

سروش کسی نیست که به راحتی بتوان وی را نقد کرد. سلاح او نیز تنها قلم است و با همان قلمی که دارد به ستیز با مدعیان برمیخیزد. ناقدان عزیز آرای دکتر سروش باید بدین نکته توجه کنند که بی مطالعه به آرای سروش حمله نبرند. متاسفانه در برخی نظراتی که در باب تئوری ایشان مطرح شده کاملا مشهود است که کوچکترین درکی از مفهوم و کارکرد این تئوری توسط ناقد درک نشده است و کاملا مشخص است که فرد متوجه معنای کلام سروش نیست. هرچند شاید این بدفهمی ها به قلم مسجع (و البته بسیار زیبای) دکتر سروش بازگردد، خواندن سروش دشوار است و درک مفاهیمی که روی کاغذ میریزد دشوارتر.

سروش چنان مینویسد که می اندیشد. این گونه نوشتن مانند همان گفتارها و در واقع اندیشه‌های سروش است. اندیشه‌های دکتر سروش نیز چنین مسجع است و بازی با لغات نمیکند که بخواهد بگوید با سواد است و یا کسی سَر از سِرّ اندیشه هایش در نیاورد. این را کسی میگوید که متنهای مختلفی را خوانده است و دیگر به این تبحر رسیده که بفهمد کدام متن را فرد با نیت قبلی نوشته است و کدام متن حاصل مستقیم تراوشات ذهنی اوست. اگر قرار است نقدی نسبت به سروش نوشته شود بایستی با مطالعه و درک آرای او باشد، مانند مولوی. مولوی، شمس سروش است. مولوی نیز اگر اشعارش به دیده سطحی نگریسته شود و عوامانه تکرار شود هیچ به دست نمیدهد، اما اگر درک شود گنج معانی را بیرون میریزد و اوج عرفان و شناخت را به نمایش میگذارد.

البته سروش میداند که در چه مسیری قدم گذاشته است اما نمیتواند عقب بنشیند چون او به معنای اخص کلمه یک فرد فرهنگی- دانشگاهی است و چنین افرادی را سخت میتوان به ترفند مصلحت اندیشی ها به ورطه تقیه انداخت. ضمن آنکه نظریات دکتر سروش حاصل انفجار اندیشه هایش است و اینچنین است که وی حتی اگر هم بخواهد نمیتواند ننویسد و نگوید. این نکته را شاید بهتر از همه هنرمندانی درک کنند که قلم در دست میگیرند و اثری هنری را از غلیان و جوشش درونی خود خلق میکنند. شاهکارهایی که شاید اگر بخواهند بدون آن جوشش درونی مجددا ایجاد کنند نتوانند به همان کیفیت انجام دهند.

مقالات سروش گاهی به نظر میرسد ناشی از ترکیب و همکاری ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه است. اینها ویژگی های قلم سروش است. خوب یا بد، درست یا غلط سروش اینگونه مینویسد و نمیتواند اینگونه ننویسد. اما بر ناقدین و شارحین است که کلام او را درک کنند و بعد دست به قلم ببرند و زبان به سخن باز کنند؛ و صد البته جانب ادب نگهدارند و حرمت کسوت استادی و موی سپید سروش را به یاد داشته باشند و جانب نوآور و پیشگام بودن وی را حفظ کنند و زبان به طعن باز نکنند. شاید بهتر باشد به این نکته هم اشاره کنم که برخی چنان حرفهایی میزنند و جملاتی مینویسند که گویی دکتر سروش تا کنون لای قرآن را باز نکرده است، هیچ تفسیری نخوانده است و با مکاتب تفسیری کاملا بیگانه است، گویی فردی انگلیسی زبان است که قرآن ناخوانده ادعای تاویل قرآن دارد.

ورود به این بحث از منظرهایی از این دست استهلاک فکری می آفریند و توجهات را از اهداف اصلی مسئله دور میکند. شاید بد نباشد برخی از این کج فهمی ها به وضوح بیان شوند، مانند این کج فهمی که فراموش کرده اند سروش برای جدا شدن از تکلفات واژه رویا را برگزیده است و مفهومی که او از خواب و رویا نیت میکند با مفهومی که پاره ای از ناقدان خواب و رویا درک میکنند تفاوت بسیار دارد. رویای سروش همان کشف تام محمدی است و خوابی که به آن اشاره میکند همان ورود به عالم کشف است. تئوری سروش روشی برای تعبیر این کشفیات است و رمزگشایی آنها. تئوری‌ای که به نظر خودشان صرفا بر قرآن قابل اعمال است چرا که قرآن تماما محصول همین رویاها (مکاشفات) است و رویاهایی خام و تعبیر نشده که بایستی تعبیر و تاویل شوند. تئوری دکتر سروش این است که عالم مکاشفات نمادین است و استعاری و کلید رمزگشایی از این نمادها مانند رمزگشایی و تعبیر از تصاویری است که آدمی در خواب میبیند و معانی نمادها در این رویاها با رویاهای وحیانی یکی است.

نکته دوم در باب خود تئوری رویای وحیانی است. تئوری که سروش در مقالات ستّه‌اش۱ تا کنون پایه ریزی کرده است را شاید بتوان نخستین تئوری تفسیری علمی قرآن نامید. البته بر من واجب است که بر مدعای علمی بودن این تئوری دلیل آورم. سروش تئوری اش را بر ستون تعبیر رویا و خوابگذاری بنیان نهاده است. تعبیر رویا و خوابگذاری نیز از جنس علوم (scientific) است. به عبارتی تعبیر رویا می‌تواند به طریقی علمی صورت پذیرفته و ابطال پذیر باشد. پس تئوری سروش، نظریه ای علمی است و از این منظر میتواند ساز و کار مشخصی را پی ریزی کند که از همه مزایای علمی (scientific) بودن  بهره ببرد. در ادامه متن اشاره خواهم کرد که چرا تعبیر رویا را علمی میدانم و معیارم برای علمی دانستن روشهای روانکاوانه تعبیر رویا چیست. در این مقاله به تئوری های علمی تعبیر رویا از منظر روانشناسی زیگموند فروید و نیز کارل گوستاو یونگ پرداخته خواهد شد و کاربرد این تئوریها در تئوری رویای وحیانی مورد بررسی قرار میگیرد. به عبارتی این مقاله در صدد است نشان دهد که آیا میتوان از تئوریهای علمی تعبیر رویا در تئوری رویای وحیانی سروش بهره برد و آیا میتوان این تئوریها را با یکدیگر همراه و همگام نشان داد یا خیر. با این حال لازم است قبل از شروع در مورد کارکرد این نظریه بحثی در باب کارکرد این تئوری صورت پذیرد.

۲-    بسط کارکرد تئوری رویای وحیانی

بزرگان مسلمان از قرنها پیش با پدید آوردن تفسیرهای مختلف از آیات قرآن توانسته اند برای پاره ای از معضلات و مشکلات فکری قوم مسلمان پاسخی بیابند و آیات خدا را رمزیابی کنند و توفیقات خوبی را نیز در این زمینه به دست آوردند. تئوری های تفسیری که اکنون نیز برای پاسخ دهی به برخی ابهامات راهگشا هستند. با این حال آنچه که تئوری رویای وحیانی، مسلمانان را بدان مجهز میکند امکان رفع بهتر برخی از ابهاماتی است که تئوری های سنتی به سختی میتوانستند آنها را رفع کنند و گاهی نیز در برخی موارد از رفع آنان عاجز بودند. پس باید این مهم را در نظر داشت که تئوری رویای وحیانی یک تئوری است که در کنار دیگر تئوریهای تفسیری قرار دارد و باید به این تئوری چنین نگریسته شود که اگرچه تئوری های سنتی تفسیری- تاویلی توانسته بودند مشکلات متن را تا حدودی حل کنند اما توانایی تئوری رویای وحیانی از این تئوری‌‌ها در این زمینه قویتر است، و این مزیت این تئوری نسبت به دیگر تئوری‌ها و روش‌های تفسیری است. همچنین تئوری رویای وحیانی را نباید به دید «آخرین تئوری تفسیری» یا «کامل‌ترین تئوری تفسیری» نگریست. این نکته برای همه تئوریهای علمی و غیر علمی صادق است.

زمانی تئوری فیزیک نیوتونی بر عالم  علم چنان سیطره یافته بود که مخالفت با آن اوج بی سوادی و ابلهی شمرده میشد اما پس از مدتی جایش را به فیزیک کوانتوم داد و خود فیزیک کوانتوم نیز به سرنوشت سلفش دچار شد و توسط برخی بزرگان عالم فیزیک «نظریه پایان مسیر»۲ نامیده شد اما پس از مدتی آشکار شد که این تئوری نیز به پایان مسیر فیزیک نرسیده است.۳ همچنین زمانی تئوری‌های فلسفی ارسطو به گونه ای تدریس میشد که انتهای عالم فلسفه تصور میشد اما با گذر زمان پاره ای از آنها دچار جرح و تعدیل شد و برخی از آنها به بوته فراموشی سپرده شدند. این تغییرها باعث نشده است که از ارزش کار نیوتن یا ارسطو کم شود. بلکه باعث شده است که پنجره دید انتقادی به تفکرات و تئوریهایی که بدیهی شمرده میشوند گشوده شود و این مهمترین دستاورد انسان خردمند در عصر مدرنیته است، دید انتقادی به آنچیزی که فکر میکند و انجام میدهد.

آنچنان که دکتر سروش در نوشته های خود آورده اند، تئوری رویای وحیانی این کارکرد را دارد که میتواند بخشی از تصویرسازی‌هایی را که در متن قرآن آمده است تاویل کند. من میخواهم سه کارکرد دیگر به حاصل این تئوری اضافه کنم؛

۱-     این تئوری میتواند راهی به تعبیر مکاشفات عرفانی همه سلکا از هر دینی ارائه دهد و تئوری است که بر هر متنی که از جنس مکاشفات باشد قابل اعمال است، از مکاشفات یوحنا تا مکاشفات محی الدین ابن عربی و برخی از علمای شیعه، بدین صورت این تئوری یک تئوری جهان شمول است.۴

۲-    این تئوری میتواند یکی از مشکلات اندیشه شیعی را حل کند و آن تعبیرات نزول فرشتگان بر ائمه شیعه در برخی روایات است که توسط دیگر فرق اسلامی امتداد نبوت توسط شیعه شمرده میشود. بدین ترتیب که با این تئوری آنچه که به عنوان نزول فرشتگان به ائمه شیعه شمرده میشود از همان جنس رویاهای پیامبرانه است، از جنس مکاشفات عارفانه، البته بدون ماموریت نبوت. از این منظر نزول فرشتگان دیگر امتداد نبوت نیست و امکانش هم غیر ممکن نخواهد بود.۵

۳-    سومین کارکرد این رویا توانایی تبیین نحوه ورود واژگان و جملات غیر عربی به قرآن است. سخن در باب این مسئله بسیار به درازا میکشد و از دیرباز گریبانگیر متکلمان و مفسران بوده است به گونه ای که فصلی را در «الاتقان فی علوم القرآن» سیوطی به خود اختصاص داده است.۶

بسط این کارکردهای تئوری رویای وحیانی مقاله ای مفصل را طلب میکند و ادامه دادن بیش از این قصد اصلی این مقاله را زایل میسازد چه آنکه هدف اصلی این مقاله بررسی تئوریهای تعبیر رویا از منظر روانکاوی است.

۳- فروید و روش تعبیر رویا

زیگموند فروید  نخستین کسی است که به تعبیر رویا به صورت علمی و با تکیه بر دریافتهای روانکاوانه پرداخته است. از منظر او “«تعبیر کردن خواب» عبارت است از بیان کردن «معنی» آن و گذاشتن چیز دیگری به جای آن که در زنجیر فعالیتهای ذهنی ما حلقه پر اهمیت و قابل توجهی باشد”۷. به نظر فروید خواب دارای دو مضمون ظاهری (Manifest Dream Content) و ایده های مستتر در خواب (Lactent Dream Thought) است و تعبیر کردن رویا بدون آنکه معبر اندیشه های ذهن رویا بین را ببیند محال است. او “اصل خواب را «صورت ظاهری خواب» و نتیجه تحلیل خواب را «صورت باطن خواب»”۸ مینامد. نکته اساسی در تعبیر رویا این است که این صورت با معنا مطابقت ظاهری ندارد. “به خلاف انتظار ما که میخواهیم خیالات با کلمات روشن ادا شود بیان فکر در خواب به استعاره و اشاره صورت میگیرد، چنان که گویی به دست شاعر افتاده است، ولی یافتن سبب این محدودیت دشوار نیست، زیرا میدانیم که عمل خواب تجسم دادن است. یعنی باید افکار را به صورتی درآورد که قابل نمایش باشد”۹. در واقع طبق تعاریف فروید “تبدیل صورت باطن به صورت ظاهر را عمل خواب میگوییم و عمل معکوس آن یعنی تبدیل صورت ظاهر را به باطن، عمل تحلیل میخوانیم”۸. اما در تعبیر رویا دو سوال اصلی باید پاسخ داده شود؛ اول اینکه “در اثر چه عمل روحی صورت باطن به صورت ظاهر تبدیل گردیده، دوم آنکه علت لزوم این تبدیل چه بوده است”۸.

مسئله دیگری که پیش می آید دیدن رویاهای متفاوت در یک خواب چند ساعته است که گاهی رخ میدهد. بنا به تحلیلهای فروید، “صور خواب از کلی و جزئی مولود افکار است. هر یک از این صور از چندین فکر ترکیب می‌شود و چه بسا که آن افکار با یکدیگر غیر مربوط و هر کدام از چشمه جداگانه ای جاری است. هر پرده‌ای از خواب در حقیقت نماینده یک دسته افکار غیر مرتبط است. در نتیجه تجزیه میبینیم که تناسب دیگری بین افکار مولد رویا و پرده های خواب موجود است. یعنی همانطور که پرده خواب از چندین رشته فکر نقش میگیرد، یک فکر نیز در چندین پرده خواب نمایان می‌شود. این رشته ها از هر طرف از نقطه‌ای بیرون آمده پنجه وار به طرف دیگر رفته در راه به هم برخورد کرده و شبکه میسازند”۱۰. همه ما تجربیات خوابهای گوناگونی را داریم. “ممکن است رویا هماهنگ و خوش تالیف بوده و بیشتر شبیه به یک اثر ادبی باشد و ممکن است از شدت اختلاط و آشفتگی غیر مفهوم و مانند هزیان باشد. و نیز ممکن است دارای عناصری فاسد یا نکات و استدلالات ظاهرا متینی بوده و یا ممکن است برای شخص مورد آزمایش مشخص و روشن، یا غیر معین باشد. و ممکن است صورتها و اشکال آن دارای نیروی حس کامل برای ادراک یا از شدت دشواری و نامعلوم بودن همچون مه تیره و تار باشد. در حقیقت این خصوصیات و صفات مختلف ممکن است در قسمتهای مختلف یک خواب هم به صورت پراکنده و مجزا دیده شود. همچنین ممکن است رویا در روحیه شخص نا مبالاتی را ایجاد کند و ممکن است اثرات نیرومند از شادمانی یا درد در او باقی بگذارد”۱۱.

بنابراین برای تاویل (تعبیر) رویا، مکانیسم و روابطی که باعث میگردد ما افکار را در عالم رویا مجسم میبینیم باید مورد دقت قرار گیرد. “در میان روابط منطقی رابطه شباهت، وحدت و انطباق، بیش از سایر روابط در تشکیل خواب مفید واقع شده و در عمل تلخیص به کار میرود. چنان که از کلیه عناصر مشابه یک عنصر تازه ساخته می‌شود … وقتی ظاهر خواب به کلی نامعقول و متناقض است حتما مقصودی در بر دارد و در پشت این صورت که ظاهرا با قواعد منطق مخالف است میتوان اشاره و کنایه ای راجع به محتوای معنی خواب از آن کشف کرد”۱۲. به نظر فروید خواب از افکار ضمیر ناخودآگاه برمیخیزد و این افکار نیز ریشه در کودکی فرد دارد. به نوعی میتوان نظریه تعبیر رویای فروید را نظریه‌ای رو به گذشته فرد رویا بین دانست. “هر قضیه منطقی و استنتاجی که در خواب دیده شود همان است که در افکار پنهان وجود داشته. اگر عینا همان باشد که در افکار پنهان بوده صحیح و با معنی خواهد بود و اگر در اثر عملیات خواب با مواد دیگری مخلوط شده باشد بی معنی و نامعقول است. مثلا اگر در خواب حساب ریاضی دیده شود باید یقین داشت که آن حساب در افکار پنهان وجود داشته است. البته حساب درست بوده لکن در اثر اعمال خواب از تلخیص و تبدیل و اختلاط با سایر مواد مغشوش و پریشان گشته است”۱۳.

این نشانه‌ها و نمادها را چگونه باید معنا کرد؟ فروید چنین پاسخ میدهد که “گرچه متخصصین (علائم شناس) هنوز به نتیجه قطعی نرسیده اند، باز میتوانیم پاره‌ای معلومات را در این مورد قطعی بدانیم، چنانکه بعضی علائم معنی واحد و معینیدارند، مثلا مقصود از امپراتور و امپراتیس و شاه و ملکه، مادر و پدر است … ”۱۴، همچنین “خواب همواره روابط زمانی را به روابط مکانی تبدیل میکند و هرگاه که باید روابط زمانی را بیان کند آن را به صورت روابط مکانی در می‌آورد. بدین جهت ممکن است شخص خواب کسانی را بسیار کوچک و بسیار دور بیند، مثل اینکه از طرف معاکس دوربین به آنها نگاه میکند که مقصود همان دوری زمان است و تاویل آن بر این اساس قائم است که منظره از گذشته دور اتخاذ شده است”۱۴. همچنین بر اساس تجربیات فروید در رویاهای زنان عبا نماد مرد۱۵، عنکبوت نشان مادر و پل نیز به طریقی میتواند نماد بازگشت به قبل از تولد یا مرگ باشد۱۶.

۴-    یونگ و رویاها

کارل گوستاو یونگ از همکاران فروید، همانند او رویا را از ضمیر ناخود آگاه میداند اما برعکس وی، علاوه بر نگرش علّی، نگرشی غایتمندانه را نسبت به رویا و تعبیرش دارد. او مینویسد: “طبیعتا نقطه نظر علّی نسبت به روح علمی روزگار ما با استدلال مشخصا علت مدارانه اش احساس همدردی بیشتری دارد. درباره دیدگاه فروید به مثابه توجیه علمی روان شناسی رویا چیزهای بیشتری میتوان گفت. اما باید درباره کمال و درستی اش بحث کنم، زیرا روان را تنها از دیدگاه علّی نمیتوان شناخت، بلکه این کار مستلزم دیدگاه غایتمندی نیز می‌باشد. تنها آمیزه‌ای از هر دو دیدگاه میتواند تصور کاملتری از سرشت رویاها به ما بدهد”۱۷. تفاوت این دو دیدگاه این است که “از دیدگاه غایتمندی، هر یک از تصاویر یک رویا ارزش ذاتی خود را دارد … از این دیدگاه تنوع بیانهای نمادین در رویا، و نه همگونی معنی‌شان، اهمیتی سزاوار می‌یابد. نقطه نظر علّی با گرایش به همگونی معنی، به سوی مفهوم مشخصی از نمادها تمایل دارد … از این دیدگاه، همه رویا- تصویرها فی نفسه اهمیت دارند، هر یک معنی خاص خودش را دارد و به راستی در رویا گنجانده شده است.”۱۸

به جز این تفاوت دیگر نظرات این دو در تعبیر رویا تقریبا یکی است. از نظر یونگ “رویاها ساختاری روانی دارند که با دیگر درونه‌های خود آگاهی متفاوت اند، زیرا تا آنجا که می‌توان از شکل و معنای آنها داوری کرد، آنها نمایانگر مداومت تحول نمونه‌وار درونه‌های خودآگاه نیستند … رویاها همچون درونه‌های دیگر خودآگاه از مداومت آشکار، قابل تشخیص، منطقی و عاطفی پدید نمی‌آیند، بلکه بازمانده‌های کنشی ویژه و روانی‌اند که در طول خواب رخ میدهد.”۱۹ یونگ درباره تحلیل رویا مینویسد “هدف آشکار تحلیل رویا نه تنها به کارگرفتن نظریات ماست، بلکه بر آفتاب انداختن و تشخیص درونه‌های ناخودآگاه است.”۲۰ یونگ به تصاویر رویا عمیقتر از فروید مینگرد. “برای فهم معنی رویا، باید تا آنجا که ممکن است، به تصاویر رویا بچسبیم. وقتی کسی خواب «میز چوب صنوبری» را میبیند، کافی نیست که آن را با میز تحریری که اتفاقا از چوب صنوبر ساخته شده، تداعی کند … ما از او [رویابین] انتظار داریم که برای میز چوب صنوبری ده ها تداعی معانی داشته باشد و این حقیقت که ظاهرا چیزی وجود ندارد خودش مهم است … بدین طریق میتوانیم تقریبا کل بافت تصویر- رویا را مشخص کنیم.

وقتی همه این کارها را برای همه تصاویر موجود در رویا انجام دادیم، تازه آماده می‌شویم که دست به تفسیر بزنیم.”۲۱ در تعبیر رویای یونگ نیز رویابین نقشی اساسی ایفا میکند. “واژه هایی که روایت رویا را تشکیل میدهند، نه تنها یک معنی، که معانی بسیاری دارند. برای نمونه، اگر کسی میزی را در خواب ببیند، هنوز نمیدانیم که این «میز» ویژه رویابین چه معنی خاصی دارد، هرچند واژه میز کاملا واضح و دور از ابهام است … بنابراین ما به کمک رویابین نیاز داریم تا معانی چندگانه واژه های ضروری و متقاعد کننده را محدود کند.”۲۲ “… تعبیر رویا نیز طبیعتا بدون پرسشگری از رویابین غیر ممکن خواهد بود. اما حتی اگر از وضعیت خودآگاه هم آگاه باشیم، از نگرش ناخودآگاه هیچ نمیدانیم.”۲۳ یونگ نیز مانند فروید به زبان مجازی و استعاری رویا اعتقاد دارد. “رویاها با زبانی مجازی- یعنی به گونه‌ تصاویری عاطفی و ملموس- اندیشه‌ها، داوری‌ها، دیدگاه‌ها، دستورات و گرایش‌هایی را به ما انتقال می‌دهند … چون قطعا درونه‌های ناخودآگاهند و رویا مشتقی از فرایندهای ناخودآگاه به شمار می‌رود، در بردارنده بازتابیاز درونه‌های ناخودآگاه است.

البته بازتابی از کل درونه‌های ناخودآگاه نیست، بلکه فقط بخشی از درونه ناخودآگاه را باز مینماید که به گونه متداعی به هم وابسته اند و وضعیت خودآگاه آن لحظه خاص را بر میگزیند.”۲۴ “این یک ویژگی است که رویاها هرگز خودشان را به شیوه منطقی و انتزاعی تشریح نمیکنند، بلکه همیشه با زبان تمثیل یا تشبیه باز مینمایانند. یکی از ویژگی‌های زبان‌های ابتدایی نیز همین است که جلوه‌های عبارت بندی‌شان خیلی متمایز است. اگر آثار ادبی باستانی را به یاد آوریم، در می‌یابیم که امروز از طریق امور انتزاعی بیان می‌شوند، در آن زمان غالبا از طریق تشبیه تشریح میشدند … درست همانطور که بدن دارای نشانه‌های سیر تکاملی نوعی است، ذهن انسان نیز چنین است. با وجود این، چیز شگفت آوری درباره این احتمال وجود ندارد که زبان مجازی رویا، شکل بازمانده از شیوه باستانی اندیشه است.”۲۵

یونگ برای تعبیر رویا متد و روشی خاص را تعریف میکند که آن را «پی جویی بافت» مینامد. وی در مورد این روش می‌نویسد که “… به قصد مشخص کردن معنی رویا، فرآیندی پدید آورده‌ام که آن را «پی جویی بافت» [Taking Up the Context] نامیده‌ام. برای این کار باید مطمئن شد که هر بهره‌ای از معنی که یک صفت برجسته رویا داراست، از طریق تداعی‌های خود خواب بین برای او مشخص می‌شود.”۲۶ “آزمون بافت مطمئنا کاری ساده و مکانیکی است که تنها معنی تدارکاتی دارد. اما فرآورده‌های بعدی آزمون خواندنی، یعنی تفسیر عملی رویا، طبق قاعده هدف خوب و مناسبی است و نیاز به همدلی روان‌شناختی، توانایی هماهنگی، شهود، آگاهی از جهان و انسان، و بیش از همه نیاز به هوشمندی خاصی دارد که به درک فراگیر و بصیرت قلبی ویژه‌ای میرسد … از تفسیر قالبی بن مایه- رویاها باید اجتناب کرد؛ تنها تفسیرهای قابل قبول آنهایی هستند که از طریق آزمون پر دردسر بافت کسب میگردند.”۲۷

۵-    علمی بودن تاویل رویا

سنگ محک تشخیص عیار علمی بودن گزاره ها در عصر حاضر، ابطال پذیری است. اثبات ابطال پذیر بودن گزاره‌های تجربی مانند علوم فنی و پزشکی ساده است، اما ابطال پذیری گزاره‌های غیر عملی، مانند مسائل روانشناسی را به سختی میتوان اثبات کرد. اگرچه متافیزیکی بودن (عدم ابطال پذیری) یک گزاره حُسن حساب نمیشود اما به معنای نادرست بودن آن نیست. “من به نظریه‌ای متافیزیکی، مشابه نظریه‌ای علمی نگاه میکنم. بی شک در بسیاری از جهات مبهم‌تر و کمتر است؛ و عدم ابطال پذیری‌اش، یا آزمون ناپذیریش، بزرگترین ایرادش است. اما، تا زمانی که نظریه‌ای متافیزیکی میتواند بصورت منطقی نقد شود، باید تمایل داشته باشم ادعای ضمنی‌اش را واقعی در نظر بگیرم.” ۲۸

ابطالپذیری (آزمونپذیری) یعنی تکرار پذیری، بدین معنا که هر کس در هر جای دنیا بتواند شرایطی را صورت دهد که نتایج عینا تکرار شود و این به طور ضمنی یعنی بتواند آزمونی را، حتی آزمونی ذهنی، بپردازاند که در آن گزاره مورد آزمون باطل گردد. پس برای اثبات ابطالپذیری تاویل رویا شرط لازم و کافی این است که آزمون (شرایطی) تبیین گردد که در آن تاویل رویا باطل و نادرست باشد. بدین منظور رویاهایی که یونگ تعبیر کرده است را در نظر بگیریم. در یکی از این رویاها دوست یونگ خود را در حال صعود از کوهی میبیند و آنقدر بالا میرود تا به آسمان میرسد. یونگ با توجه به شناختش از آن دوست به او هشدار میدهد که در هنگام کوهنوردی بسیار مراقب باشد. دوست یونگ به سخن او وقعی نمینهد و در یکی از صعودهایش از یک دیواره سقوط کرده و جان میسپارد. این رویایی بسیار ساده است که یونگ آن را به روش “آزمون بافت” تاویل کرده است.

آیا میتوان روشی را در نظر گرفت که طی آن این تاویل یونگ اشتباه باشد؟ مشخص است که تاویل رویا امری تکرار پذیر است، یعنی هرکس با همان شرایط (رویابین‌ها معانی یکسانی را از تصاویر موجود در رویا استنباط کنند) در هر جای دنیا چنان خوابی را ببیند معنای رویایش همان خواهد بود. علاوه بر این، تاویل نیز ابطال پذیر است. چرا که اگر با شرایط یکسان فرد به جای سقوط، برنده مسابقه کوهنوردی شود و یا اتفاقی خاص در زندگی اش رخ دهد، مثلا با فرد مورد علاقه اش آشنا شود، در آن صورت تئوری تاویل یونگ که بر اساس تئوری تاویل فروید و به نوعی ویرایش توسعه یافته آن است، ابطال خواهد شد، چرا که نتوانسته است بر اساس دانش‌های نمادشناسانه رویا را تاویل کند. به عبارتی نقطه اصلی تئوری فروید و یونگ یعنی معنی کردن تصاویر رویا بر اساس برداشت‌های رویابین از آنها بلا موضوع خواهند شد چون معانی که رویابین از تصاویری مانند کوه و صعود به آسمان در ذهن دارد در تعبیر رویا دخلی ندارند و ضمیر ناخودآگاه سخن دیگری را بیان کرده است.

۶-    تعبیر رویا، تاویل وحی

حال باید از نسبت میان تعبیر رویا و تاویل وحی و قابلیت‌های تئوری رویاهای رسولانه در تاویل وحی سخن گفت. تئوری علمی تعبیر رویای یونگ (از آنجا که تئوری یونگ تئوری فروید را نیز در دل خود دارد زین پس تنها به تئوری تاویل رویای یونگ اشاره میکنم) قابلیت‌هایی دارد که میتواند گره فهم برخی ویژگی‌های وحی باز کند. اگر وحی را از جنس رویا بدانیم:

۱)      گیرنده وحی (رویابین) نمیتواند در فرآیند آن اثر بگذارد و در آن دخل و تصرف کند.  چرا که رویا (وحی) از ضمیر ناخودآگاه برمیخیزد و ضمیر ناخودآگاه تحت تاثیر دخالت‌های خودآگاه قرار نمیگیرد. آیه سوم سوره مبارکه نجم نیز که میفرماید «وما ینطق عن الهوی»۲۹ نیز میتواند موید این نکته باشد. یونگ در این باب میگوید که “… رویا نه تنها نمیتواند مطیع اراده ما باشد، بلکه اغلب در تقابل آشکار با مقاصد خودآگاه ما قرار دارد …”۳۰ دو آیه در قرآن را میتوان با این ویژگی رویاها تبیین کرد، نخست زمانی که در مورد زینب بنت جحش آیه ۳۷ سوره احزاب۳۱ نازل شد که اشاره میکند پیامبر چیزی را درونش پنهان کرده است در حالیکه خداوند (وحی الهی) آن را آشکار میکند و دوم آیه ۳۷ سوره مبارکه مائده۳۲ که شیعیان شان نزول آن را روز غدیر میدانند و در آن بر پیامبر لازم میگردد که وحی الهی را ابلاغ کند و عدم ابلاغش را معادل عدم ابلاغ رسالت الهی میداند.

۲)      ضمیر ناخودآگاه که رویا از آن بر میخیزد سرزمین بکر اندیشه‌های ناب و دست نخورده است که قطعا بهترین مدخل ورود نای خداوند به درون نی پیامبران است و بهترین سرزمین برای تجربه نبوی. مدخلی که هیچکس امکان تغییر آن را ندارد و این چنین است که سخن پیامبران شرح درد اشتیاق و مشتاقی و مهجوری نسبت به خداوند است و در این عرصه است که عالم غیر ماده و عالم ماده می‌توانند تلاقی یابند.

۳)      بدین ترتیب در وحی امکان خطا وجود ندارد. اینکه برخی به تئوری رویای وحیانی خرده گرفته اند که فتح بابی بر ممکن الخطا دانستن وحی الهی است ناشی از عدم توجه به ریشه ناخودآگاه بودن رویاست. در عالم رویا امکان خطا وجود ندارد چرا که اگرچه عالم مثال و استعاره است و عالم اعتباریات نیست. مگر میتوان گفت رویایی اشتباه است یا درست؟ این حرف مانند آن است که بگوییم طبیعت میتواند کاری اشتباه کند. رویا تصویر ناخودآگاه است و وحی طنین صدای الهی در این ضمیر است. پس خطا و اشتباه در آن راه ندارد، بلکه تاویل‌ها و تفاسیرند که امکان خطا و اشتباه بر آنها میرود.

۴)      در تواریخ چنین ذکر شده است که هنگام وحی بر پیامبر اکرم حالاتی غریب رخ میداده است چنان که گویی جسم ایشان به سختی می‌افتاده است. این پدیده تجربه نبوی را میتوان با تئوری رویای وحیانی تبیین کرد چه آنکه در عالم رویا نیز گاهی رویابین در هنگامه رویا دچار تنشهای فیزیکی میگردد.

۵)      «تحدی» قرآن بر اساس این تئوری چنین تبیین میگردد که کسی نخواهد نتوانست آن رویاها (vision-dream) را ببیند و تکرار کند. چرا که رویایی که از ناخودآگاه و ضمیر فرد برمیخیزد در دیگری امکان رخ دادن ندارد و عالم رویای هر کسی مخصوص به خود اوست و کسی درون ملکوتی پیامبر را ندارد که چنین اشراقاتی را تجربه کند و وحی الهی را ببیند و بشنود.

۶)      بر اساس این تئوری تغییر منظرها و تغییر گوینده‌ها نیز به راحتی تبیین میگردد. در رویا فرد خود را در کسوت‌های گوناگون، گاه مخاطب و گاه متکلم و گاه غائب میبیند و وحی نیز دارای چنین ویژگی‌هایی است. این نکته را دکتر سروش در مقالات خود در قوت نظریه‌شان بیان کرده اند.

۷)      رخ دادن تاریخی داستان‌های پیامبران نیز با این تئوری تبیین بهتری می‌یابد. اثبات تاریخی رخدادهای قرآنی پیامبران الهی با ویژگی‌هایی که در کتب دینی آمده است کار بسیار دشواری است. مخصوصا رخدادهایی که برای آدم ابوالبشر، ابراهیم خلیل الله و موسی کلیم الله پیش آمده است و در کتب مقدس ذکر شده است. بر اساس این تئوری لازم نمی‌آید که داستان‌های قرآنی لزوما عینا رخ داده باشند بلکه میتوانند همچون داستان موسی و شبان مولانا نگریسته شوند که هیچ دلیلی بر رخ دادن تاریخی آن در دست نیست، اما افراد در آن و اتفاقاتی که رخ میدهد همگی دارای معانی و عمقی ژرفند. برای مثال در داستان موسی و شبان موسی نماد متکلم تنزیهی است و شبان عارف تشبیهی. شرح داستان موسی و شبان نیز که از زیباترین و آموزاننده ترین داستانهای مولاناست مقاله‌ای جدا میطلبد. این نکته را نیز دکتر عبدالکریم سروش در تقریر نظریه خود بیان کرده اند.

۸)      مسئله اعدادی که در قرآن آمده است نیز با این تئوری راحت‌تر تبیین میگردد. دیگر لازم نیست به دنبال تقسیم کیهان به هفت لایه و دوران زمین شناسی به شش پاره گشت و یا مقیاسی از روزهای اخروی بر اساس ایام دنیوی استخراج کرد. اعداد نیز بر اساس این تئوری باید تعبیر گردند و ریشه‌هایشان در دوران پیامبر یافته شود؛ برای مثال اینکه عدد شش در زمان پیامبر و برای پیامبر چه معنایی داشته است که در وحی رویایی‌اش خداوند آسمان‌ها و زمین را در شش روز خلق میکند و آنگاه بر عرش تکیه میزند۳۳.

با همه این مزیت‌ها سنگ‌ها و سدهای بزرگی بر سر راه تاویل آیات الهی بر اساس این تئوری است. مهمترین مشکلی که پیش می‌آید به دست آوردن تعاریف و استنباطات ذهنی رویابین (پیامبر) نسبت به تصاویر موجود در رویاست. چنانچه تئوری‌های علمی تعبیر رویا بیان داشته اند تاویل یک رویا جز با کمک رویابین و آن هم در جلسات متعدد امکان پذیر نیست و مهمترین کار قبل از شروع تاویل شناختن فضای فکری و تعاریف فرد رویابین از مفاهیم و تصاویر است. تشخیص این ساختار برای پیامبر اسلام (ص) که انشاء اولین زندگینامه ایشان به قریب یک قرن بعد از ایشان میرسد اگر نگویم ممتنع بسیار سخت و پیچیده است. ضمن آنکه چون سنن و مغازی که زندگی  تاریخی ایشان را بیان کرده اند از منظر تاویل قرآن نوشته نشده اند لذا تقریبا خالی از نکاتی است که به کار معبران بیاید. روایات را نیز با توجه به سخت بودن اثبات صحیح بودنشان نمیتوان چندان در این زمینه کارا دانست، هرچند اگر حدیثی صحتش به اثبات رسید و یقین شد، میتواند بسیار کارگشا باشد.۳۴

شاید بتوان مناسبترین روش تفسیر قرآنی را که به کار تاویل بر مبنای تئوری رویای وحیانی بیاید، روش تفسیر قرآن به قرآنی دانست که مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان از آن بهره برده است و شاید بتوان روش تاویل قرآن به قرآن را بر اساس آن تدوین نمود. مشکل دوم این است که تاویل آیاتی بر اساس این تئوری با روش‌های قبلی تفسیری متفاوت خواهد بود که جنبه رویایی- تصویری پر رنگ‌تری داشته باشند و حتی ممکن است تاویل برخی آیاتی که جنبه رویایی- تصویری قوی دارند بر اساس این تئوری چندان تفاوتی با تفاسیر پیشین نداشته باشند. به عبارت دیگر نباید انتظار داشت که تئوری رویای رسولانه مفاهیمی را که تاکنون از قرآن برداشت شده است تماما زیر و زبر کند و همه معرفت‌هایی که انسان از قرآن بیرون کشیده است را باطل کند. بلکه این تئوری صرفا توضیح بهتری نسبت به آیات میدهد و پاره‌ای از مشکلات را از پیش پای مفسران برمیدارد.

۷-   نتیجه گیری 

تئوری رویای وحیانی که توسط دکتر عبدالکریم سروش تقریر یافته است، قدرت بیشتری در تاویل و تفسیر آیات الهی دارد و میتواند برخی از مشکلات مفسران و تاویل‌گران قرآنی را حل کند. تئوری‌های علمی تاویل رویا نیز که توسط خواب‌پژوهان پایه‌ریزی شده است و ابزار علمی قوی را در اختیار معبران قرار می‌دهد، میتواند همراه تئوری رویای وحیانی باشد و تضاد ذاتی با آن ندارد و در پاره‌ای موارد همراهی خوبی را نیز از خود نشان میدهد. اما در هنگامه عمل کار بسیار دشوار است چرا که تعبیر و تاویل بدون شناخت و مصاحبه با رویابین و در نظر گرفتن شرایط محیطی و زندگی‌اش غیر ممکن است. این مسئله زمانی خود را نشان میدهد که بدانیم تقریبا هیچ اثر تاریخی مدون و موثقی در باب زندگی پیامبر اسلام (ص) وجود ندارد و شاید بتوان موثق‌ترین اثر را خود قرآن دانست. بر همین اساس است که داوری کردن در باب این تئوری چندان که برخی می‌اندیشند آسان نیست. در انتها ذکر این نکته خالی از لطف نیست که روایاتی نیز موید این تئوری وجود دارد که اگر بخت یاری دهد در آینده بدان‌ها خواهم پرداخت.

 

پی نوشت:

۱-     سلسله مقالات “محمد(ص)، راوی رویاهای رسولانه” که در وبسایت دکتر عبدالکریم سروش در دسترس است.

۲-     کارل پوپر از آن به عنوان نظریه “End of the Road” یاد میکند.

۳-     در این مورد مراجعه کنید به کتاب “نظریه کوانتوم و شکاف در فیزیک” نوشته کارل پوپر؛  ترجمه ای از این کتاب در مراحل پایانی است که امیدوارم به زودی امکان انتشار آن مهیا شود.

۴-     برای دانستن برخی از مکاشفات بزرگان اسلامی میتوان به کتاب“ انسان در عرف عرفان” علامه حسن حسن زاده آملی اشاره کرد که ایشان در آن کتاب برخی مکاشفات خود را بیان کرده اند.

۵-     در کتب معتبر شیعه نیز از این روایات وارد شده است و در اعتقادات شیعه نزول ملائکه و روح (جبرئیل) را نیز در شب قدر بر امام زمان هر دوران میدانند.

۶-     علاوه بر بخشی از اتقان، سیوطی دو اثر دیگر در باب واژگان دخیل در قرآن دارد. “المتوکلی فیما ورد فی القرآن باللغات” و “المهذب فیما وقع فی القرآن من المعرب”.

۷-     “روش تعبیر رویا”، زیگموند فروید، ترجمه محمد حجازی،چاپ دوم، سال ۱۳۹۲، انتشارات جامی، صفحه ۱۵۳.

۸-     همان، صفحه ۹۳.

۹-     همان، صفحه ۱۱۳.

۱۰-  همان، صفحه ۱۰۶-۱۰۷.

۱۱-  همان، صفحه ۴۵.

۱۲-  همان، صفحه ۱۱۶.

۱۳-  همان، صفحه ۱۲۳.

۱۴-  همان، صفحه ۱۴۵.

۱۵-  همان، صفحه ۷۰.

۱۶-  همان، صفحه ۷۱.

۱۷-  “رویاها”، کارل گوستاو یونگ، ترجمه دکتر ابولقاسم اسماعیل‌پور، چاپ نهم، سال ۱۳۹۳، نشر قطره، صفحه ۵۰ .

۱۸-  همان، صفحه ۴۹.

۱۹-  همان، صفحه ۳۹.

۲۰-  همان، صفحه ۱۱۴.

۲۱-  همان، صفحه ۱۲۵-۱۲۶.

۲۲-  همان، صفحه ۹۵.

۲۳-  همان، صفحه ۹۹.

۲۴-  همان، صفحه ۵۲.

۲۵-  همان، صفحه ۵۱.

۲۶-  همان، صفحه ۹۶.

۲۷-  همان، صفحه ۹۷.

۲۸-  “نظریه کوانتوم و شکاف در فیزیک”- بخش سوم مجموعه «ضمیمه ای بر منطق اکتشاف علمی»، کارل ریموند پوپر.

۲۹-  “وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى”، آیات سوم و چهارم سوره مبارکه نجم.

۳۰-  “رویاها”، کارل گوستاو یونگ، ترجمه دکتر ابولقاسم اسماعیل‌پور، چاپ نهم، سال ۱۳۹۳، نشر قطره، صفحه ۹۸.

۳۱-  “وَاِذْ تَقُولُ لِلَّذِی اَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَاَنْعَمْتَ عَلَیْهِ اَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَتَخْشَی النَّاسَ وَاللَّهُ اَحَقُّ اَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَی زَیْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاکَهَا لِکَیْ لَا یَکُونَ عَلَی الْمُوْمِنِینَ حَرَجٌ فِی اَزْوَاجِ اَدْعِیَائِهِمْ اِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَکَانَ اَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا”.

۳۲-  “یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ  وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ  إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ”

۳۳-  “إِنَّ رَبَّکُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَاوَاتِ وَٱلْأَرْضَ فِى سِتَّهِ أَیَّامٍ  ثُمَّ ٱسْتَوَى عَلَى ٱلْعَرْشِ”، سوره مبارکه اعراف، آیه ۵۴.

۳۴-  در این باب میتوان به کتاب‌های “غلو” و “حدیث‌های خیالی در مجمع البیان” نوشته مرحوم صالحی نجف آبادی مراجعه کرد.

 

در این ارتباط:

تاملی بر نظریه رویای رسولانه دکتر عبدالکریم سروش

تفسیر سخنان خداوند یا تعبیر خواب‌های محمد

وحی سامی، سبک پیامبری (۱)

فرق «رویا» و «وحی» در سوره ی یوسف

«قول» وحی و «متشابهات» قرآن در بحث «رویاهای رسولانه»

پاسخ احمدرضا اسدی به سخنان عبدالکریم سروش؛ در: قرآن، رویاهای پیامبر

محمّد(ص)؛ راوی رؤیاهای رسولانه (۶)

محمد (ص) راوی رویاهای رسولانه (۵): شبی بر نشست از فلک در گذشت

محمّد(ص)؛ راوی رؤیاهای رسولانه(۴)

محمّد(ص): راوی رؤیاهای رسولانه (۳)

نقدی بر مقالات «محمّد(ص)،راوی رؤیاهای رسولانه» و «مقراض تیزتناقض»

محمّد(ص): راوی رؤیاهای رسولانه(۲)

محمّد(ص)؛ راوی رویاهای رسولانه (۱)

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
8 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
نیما
نیما
تیر ۱۲, ۱۳۹۵ ۵:۳۳ ب٫ظ

خواب مرا بست باز دلبر بیدار منباز فرو ریخت عشق از درودیوار مناصولا دو نوع خواب را باید جدی گرفت. زیرا مرز های خواب و بیداری چنان درهمند که بقول مولانا هرکه بیدارست او در خوابتر.اول رویاهای سفید عالیه که جاذب و شامل افراد ممتاز میشود و دیگری خوابهای سیاه هشداری که عمدتا طبقات نازل و پایین اجتماعی را تسخیر و غرقه میسازد مثلا بیماران و ابلهان و اشرار و …. ، زیرا بهمان میزانی که گروه اولی روی ابرها می پرند، اما گروه دومی بر لبه پرتگاه تاریکی میخزند و نهایتا سقوط میکنند. در واقع خوابشان بنوعی پیش آگهی… مطالعه بیشتر»

مرادی
تیر ۹, ۱۳۹۵ ۰:۳۸ ق٫ظ

سلام

جناب سعید

آیه اول سوره انعام را ملاحظه بفرمایید:

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ

جعل ظلمات و نور معادل بازگذاشتن امکان هدایت و ضلالت برای انسان است.این آزاد گذاشتن انسان در انتخاب راه نشان از عظمت انسان است…

آیه ۳۹ همان سوره مجددا برداشت را تایید میکند:

وَالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا صُمٌّ وَبُکْمٌ فِی الظُّلُمَاتِ مَنْ یَشَإِ اللَّهُ یُضْلِلْهُ وَمَنْ یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ

اینکه فرعون به امامت اهل نار میرسد (امامت او جعل میشود) یعنی او از همه گمراه تر است.میخواست بنای بلندی بسازد تا خدا را ببیند!

والسلام

سعید
سعید
تیر ۸, ۱۳۹۵ ۹:۴۱ ب٫ظ

وَمَا [b]جَعَلْنَا الرُّؤیَا[/b] … (اسراء:۶۰)

فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ ۖ فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الظَّالِمِینَ . [b]وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً[/b] یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ۖ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ لَا یُنصَرُونَ (قصص:۴۰ و ۴۱)

چرا خدا فرعون و جنودش را ائمه کفر قرار داده است که بعد بیاید آنها را به خاطر جعل خودش هم در این دنیا مجازات کند و هم در آخرت؟!

این حرف های بی سر و ته ناشی از جهل را کنار بگذارید! به اندازه کافی باعث بدبختی این مردم شده اید!

مجید
مجید
تیر ۸, ۱۳۹۵ ۹:۴۰ ب٫ظ

باسلام: ثلث اول مقاله به مدح دکتر عزیزمان و هشدار به عوام(!) اختصاص یافته بود که نفهمیده وارد عرصه اظهار نظر درباره آثار ایشان نشوند… طرفه آنکه منتقدین هم اتفاقا همین نظر را دارند! اینکه بسیاری از هم میهنان عزیزمان، هم بدلیل سجع آمده در کلام دکتر و هم دوپهلویی آن، حتی متوجه این نکته پایه و کلیدی نشده اند که استاد مدتهاست از اعتقاد به خدای خالق دست کشیده اند و لذا منطور ایشان از خداوند، همان جهان طبیعت، منظور از بعثت همان احساس برانگیختگی در خود نبی و منظور از وحی الهی، چه شنیداری و چه دیداری، همان… مطالعه بیشتر»

مرادی
تیر ۸, ۱۳۹۵ ۹:۲۷ ب٫ظ

سلام

جناب سعید

جای تعجب است.آیا بنده نظری دادم که نیاز به چنین پاسخی باشد؟

“این حرف های بی سر و ته مقدس کردن خواب های یک انسان امی را بگذارید کنار. شما در قرآن حتی یک مورد پیدا نمی کنید که به مخاطب گفته شده باشد از آن چه پیامبر در خواب دیده است تبعیت کنید.”

مگر در آیه ۶۰ سوره الاسراء صحبت از اطاعت است؟

لازم است درخواست کنم اجازه بدهید بیشتر بحث نکنیم.

والسلام

سعید
سعید
تیر ۸, ۱۳۹۵ ۹:۰۹ ب٫ظ

آقای مرادی پیامبر هم چون سایر انسان ها همانطور که به غذا نیاز داشته است به تخلیه معده هم نیازمند بوده است. همانطور که هر انسانی خواب می بیند پیامبر هم خواب می دیده است. «بیان» این که کسی به مستراح رفت و یا با اخم دست سائلی را پس زد به معنای این نیست که آن فرد در خواب می دیده است به مستراح رفته است یا در خواب دست سائلی را پس زده است و یا در خواب اخم کرده است. این حرف های بی سر و ته مقدس کردن خواب های یک انسان امی را بگذارید کنار.… مطالعه بیشتر»

مرادی
تیر ۸, ۱۳۹۵ ۷:۴۵ ب٫ظ

سلام اینکه رسول الله رویاء میدیده طبق بیان قرآن رخ داده است.شکی نمی توانیم داشته باشیم: وَإِذْ قُلْنَا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْنَاکَ إِلَّا فِتْنَهً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فِی الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلَّا طُغْیَانًا کَبِیرًا (۶۰) سوره الاسراء علاوه بر آن رساندن پیغام به رسول الله نیز همراه با صوت و تصویر روحانی بوده است البته ممکن است بعضی وقت ها نیز ایشان فقط صوت می شنیده باشد و دیگران این صوت یا تصویر را متوجه نمی شده اند. در هر صورت همچنانکه جناب “سعید” گفتند برای مومنین کلام و بیان نهایی در دسترس… مطالعه بیشتر»

سعید
سعید
تیر ۸, ۱۳۹۵ ۵:۵۳ ب٫ظ

آیات قرآن برای یاددادن به پیامبر و یاددادن به مخاطب پیامبر بوده است. «بیان» است و با «زبان» سروکار دارد: الرَّحْمَـٰنُ . عَلَّمَ الْقُرْآنَ . خَلَقَ الْإِنسَانَ .عَلَّمَهُ الْبَیَانَ… لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ… هَـٰذَا بَیَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَهٌ لِّلْمُتَّقِینَ… خدا با حضرت محمد سخن نگفته است. جایی هم که با حضرت موسی مستقیم سخن گفت به او گفت [b]بشنو آن چه به تو وحی می شود[/b]: وَأَنَا اخْتَرْتُکَ [b]فَاسْتَمِعْ[/b] لِمَا یُوحَى (طه:۱۳) این کارهای ادا درآوردن های شبه علمی برای کنترل خسارت گره ای از کار دکتر سروش نمی گشاید و به بن بست فکری و بحران روحی… مطالعه بیشتر»

فهرست
8
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x