«مقایسه» و نقش آن در به وجود آمدن برخی از ویژگی های منفی ما

طاهره مظاهری:  یکی از عوامل موثر در رشد و شکوفایى انسان اعتماد به نفس است که آن نیز از طریق تشویق بجا و به‏‌ موقع، به‏‌ ویژه در زمان کودکى و نوجوانى حاصل میشود. نیاز به تشویق، توجه و مطرح شدن نیازى است طبیعى که در تمامى انسان‏ها کم و بیش وجود دارد و همین نیاز انگیزۀ پیشرفت انسان در…

طاهره مظاهری:  یکی از عوامل موثر در رشد و شکوفایى انسان اعتماد به نفس است که آن نیز از طریق تشویق بجا و به‏‌ موقع، به‏‌ ویژه در زمان کودکى و نوجوانى حاصل میشود. نیاز به تشویق، توجه و مطرح شدن نیازى است طبیعى که در تمامى انسان‏ها کم و بیش وجود دارد و همین نیاز انگیزۀ پیشرفت انسان در زمینه ‏هاى مختلف زندگى بوده و هست. تشویق و توجه کافى در زمان کودکى میتواند به تعدیل این نیاز در بزرگسالى کمک نماید و تحقیر و سرزنش در زمان کودکی به این نیاز شدت می دهد. 

 

متاسفانه باید گفت که تحقیر و سرزنش در جامعه ما از زمان کودکی و از طریق مقایسه کردن ما با خواهران، برادران، بچه‏‌هاى هم سن و سال فامیل و همسایه در خانه و با هم شاگردانمان در مدرسه شروع می شود و در بزرگسالى نیز به گونه‏‌اى نامرئى اما مستمر ادامه مییابد.

با توجه به این که اکثر اوقات کسانى در اطراف ما هستند که در یک یا چند مورد از ما قابل‏تر و موفق‏‌ترند، همیشه موردى براى مقایسه شدن و بهانه‏‌اى براى مورد سرزنش و تحقیر قرار گرفتنِ ما پیدا میشود و کسى را نیز از آن گریزى نیست.   یک روز نقطۀ قوت ما را به رخ دیگرى میکشند و او را تحقیر میکنند و کینۀ ما را در دل او می‌نشانند و روز دیگر نقطۀ قوت دیگرى را به رخ ما می‌کشند، ما را تحقیر و کینۀ او را در دل ما می‌نشانند و با هزار تأسف در بیشتر اوقات این کار را -چه مادران و پدران و چه معلمان- با نیّت خیر و در جهت ترغیب کودکان و جوانان به بهتر شدن، انجام میدهند. 

در ادبیات ما مولانا یکی از کسانی است که با استناد به یکی از اسطوره های مذهبی، به مذموم بودن عمل مقایسه کردن اشاره می کند.  آنجا که شیطان تنها فرشته‏اى است که از امر خداوند مبنى بر سجده کردن به انسان سر باز می زند و اینگونه استدلال می کند که آدم از جنس خاک و او از جنس آتش ساخته شده و آتش از خاک برتر است. در دفتر اول مثنوی چنین می خوانیم: 

 اول آن   ‏کس   کین   قیاسک‏ها   نمود         پیش    انوار خدا   ابلیس   بود  
گفت نار از خاک بیشک  بهتر است‏          من ز نار و او ز خاکِ اَکدر   است‏ 

 

***

ویژگیهای مخرب حاصل از عمل مقایسه:

۱- حسادت: حسادت یعنی مکدر شدن از موفقیت دیگران و در حالت های افراطی آن به شعف آمدن از شکست آنان.   این ویژگی یکی از بارزترین نتایج مقایسه شدن افراد با یکدیگرست. مقایسه‏ هایى که متاسفانه همانگونه که اشاره شد در خانواده ها و از کودکی شروع می شود و معمولاً به بهترى و بدترى، مهترى و کهترى و بدنبال آن به تحسین یکی و  تحقیر دیگری می انجامد. 
  
۲- کار شکنی: وقتی موفقیت هر کس چماقی شد برای مقایسه او با ما و تحقیر ما، طبیعی است که نه تنها از فراهم آوردن امکاناتى که بتواند او را به موفقیتى برساند ابا کنیم، بلکه با توسل به راه‏‌هاى گوناگون حتى مانع پیشرفت او نیز بشویم، چوب لای چرخ گذاشتن و سنگ اندازی از اصطلاحاتی هستند که در این رابطه مورد استفاده قرار می گیرند. 

توجه به این نکته ضروریست که ویژگیهای منفی حاصل از مقایسه های ناسالم که در این نوشتار به شرح بعضی از آنها می پردازم بیشتر در مورد افرادی صدق می کند که در یک رده و یا رده های نزدیک بهم قرار داشته و امکان مقایسه شدن با یکدیگر را دارند مانند دو شاعر، دو وکیل، دو خواننده، دو استاد و غیره. به بیان دیگر هیچگاه  یک خواننده  با یک آرایشگر و یا یک کارمند ساده با یک وزیر مورد مقایسه قرار نمی گیرد. بنابراین این افراد نه معمولا حسادتی بهم می ورزند و نه موانعی برای یکدیگر بوجود می آورند.

۳- از بین رفتن اعتماد به نفس و بوجود آمدن حس حقارت: با توجه به این‏که اعتماد به نفس از طریق تشویق بجا در انسان به‏‌ وجود میآید وقتى از کودکی، مرتبا مورد مقایسه و تحقیر قرار گرفتیم به‏‌ تدریج حس حقارت جایگزین حس اعتماد به نفس خواهد شد.

۴- بزرگ کردن نقاط ضعف یا کوچک کردن نقاط قوت دیگران: عیب‏جویى کردن از همکلاسان، همکاران و هم رده گان باعث می شود که در مقایسۀ احتمالى با آنان پیروز بیرون آییم. بعنوان مثال وقتی متوالیا از همسر و فرزندان دیگران تعریف نمودیم و آنها را برخ همسر و فرزندان خود کشیدیم، همسرو فرزند خود را مترصد یافتن عیب و ایراد در آنان خواهیم نمود تا ارجحیت آنها را در چشم ما مخدوش نمایند و در مقایسه های احتمالی با آنها پیروز شوند. 
انگشت گذاردن روى ایراد‌هاى جزئى از کارِ کسانى که به‏‌ هرحال کارى میکنند و بزرگ کردن آن ایرادات توسط همقطارانشان، تمایل در لطمه‏ زدن به حیثیت سیاسى – اجتماعى و علمى آنان از طریق نظرات و نقد‌هاى غرض‏ آلوده و ترور شخصیت نیز که در سطوح بالاتری از جامعه صورت میگیرد میتواند ریشه در همین پدیده داشته باشد. 

۵- احساس رضایت از کوچک شدن دیگران: اغلب اوقات مشاهده میشود که عیب گرفتن از یک شخص و کوچک نمودن او باعث رضایت فرد یا افرادی میشود که در همان زمینه به فعالیت مشغولند. این احساس رضایت را معمولاً هم وقتى یکى از فرزندانِ خانواده مورد انتقاد و یا شماتت والدین قرار میگیرد در چهره بقیه خواهران و برادران می توان دید و هم هنگامى که رئیس به کارمندى انتقاد یا اعتراض میکند در چهرۀ سایر کارمندان. با کمی دقت می توان این ویژگیها را حتی در ادبا و نویسندگان ما نیز که  داعیه رهبری فرهنگی مردم را دارند به روشنی مشاهده کرد.

۶- نیاز به شنیدن تعریف و تمجید: بدون شک مقایسه و مورد تحقیر قرار گرفتن‏‌هاى متوالى زخم‏هایى در روح به‏‌ وجود میآورند. هر زخمى مرهمى طلب میکند و مرهم زخم حقارت، شنیدن تعریف و تمجید است. قابل توجه اینکه نیاز به شنیدن تعریف و تمجید سکه‏اى است که روى دیگر آن عدم تحمل انتقاد است و این‏دو با هم نسبت معکوس دارند. یعنى هر چه افراد جامعه‏ اى تحمل بیشترى براى پذیرش انتقاد داشته باشند، به‏‌ همان میزان کمتر از تعریف و تمجید‌هاى افراطى و ستایش‏‌هاى اغراق آمیز و دروغین خوشحال میگردند و بالعکس افرادى که تحمل کمترى براى شنیدن انتقاد دارند، نیاز بیشتری به شنیدن تعریف و تمجید از خود نشان داده و لذت بیشترى از آن میبرند.

 
۷- تلاش در کسب چیز‌هاى افتخارآمیز و احترام‏آور: نیاز وافر به مورد توجه و تایید قرار گرفتن باعث می شود که افراد به دنبال کسب ثروت، مقام و مدرک که از اصلی ترین معیارهای ارزش در جوامع سنتی و غیر دموکراتیک است بروند. طبیعتا فراهم نبودن شرایط و امکاناتِ برابر براى همگان باعث میشود که عده‏اى از راه‏‌هاى نادرست و با فدا نمودن ارزش‏‌هاى انسانى به کسب این ارزشها بپردازند.  عدم موفقیت دراین راه باعث بوجود آمدن احساسات منفى چون کینه، نفرت، سرخوردگى، یأس و پوچى در افراد این جوامع می گردد .

در اینجا ممکن است گفته شود که در جوامع مدرن نیز ارزشهای مشابهی وجود دارد. این درست است اما صحبت ما در این‏جا بر سر انگیزۀ تلاش انسان‏هاست. از آن‏جایى که در جوامع مدرن احترام اشخاص ارتباط چندانی با ثروت و مقام و موقعیت آنها ندارد، یعنى کسى به خاطر نداشتن ثروت یا نداشتن تحصیلات عالیه و یا داشتن مشاغلی که با معیارهای جامعه طبقاتی ما پایین قلمداد می شود، مورد تحقیر قرار نمیگیرد، مردم غالباً براى بهره ‏بردارى و لذت هر چه بیشتر از نعمات زندگى به دنبال کسب ثروت می روند و معمولا براى ارضاى علایق خویش به دنبال کسب علم میروند. طبیعتا وقتى علاقه انگیزۀ کسب علم باشد عالمى که محصول آن است پربارتر و نتیجتاً مؤثرتر به حال جامعه است. اما هنگامى که فرار از تحقیر یا تفاخر به دیگران انگیزۀ تحصیلات عالیه گردد نتیجه آن به‏‌ وجود آمدن مدرک‏ دارانى بدون علم و متخصصینى بی علاقه است که مدرک و عنوانشان بیشتر به درد همان احترام کاذب اجتماعی و به نحو اولی به درد فخر فروشی شان به دیگران میخورد و کمتر به درد مردم جامعه‏ اى که در آن زندگى میکنند. 
  
۸- کتمان، تظاهر، دروغ و تقلید: 
ترس از مقایسه شدن با دیگران و مورد تحقیرقرار گرفتن باعث میشود که افراد علاوه بر تلاش در بالارفتن از پله‏‌هاى هرم اجتماعى، به کتمان ناداری های مادی و علمی خود پرداخته و یا تظاهر به داشتن آنها نمایند. اصطلاحاتى چون قمپز در کردن، خالی بندى، پز عالى، جیب خالى و… در همین رابطه مورد استفاده قرار می گیرد. این ترس هم چنین باعث می شود که مردم صورت خود را با سیلى سرخ نگاه داشته و به تقلید از سبکِ زندگى کسانى بپردازند که در سطوح بالاترى بوده و مورد حسرت و توجه جامعه هستند. 
به‏‌ ‌ علاوه در جوامعى که افتخار و ننگِ یک فرد، تمامی افراد خانواده و فامیل را نیز تحت تاثیر قرار می دهد، دروغ گفتن در مورد نقاط ضعف و کمبود‌هاى خانواده و بستگان و خالیبندى در مورد آنان نیز رواج مییابد.

 
 ۹– کنجکاوى، مچ گیری و قضاوت: 
کنجکاوى چیزى جز نیاز شدید به دانستن نیست. پیشرفت بشر در بسیارى از زمینه‏ ها تا اندازۀ زیادى مدیون حس کنجکاوى اوست. اما کنجکاوى که در این‏جا مورد نظر است و یکی دیگر از ویژگی های بارز و مخرب در میان ماست، علاقه به داشتن اطلاعات در مورد کسانى است که با ما منافع مشترکى داشته و احتمال دارد که با ما مقایسه شوند. مانند همکلاس، همکار، همسایه، فامیل و… این اطلاعات معمولاً شامل میزان در آمد آنها، چیز‌هاى تازه‏اى که خریده‏اند، محلى که تعطیلات خود را در آن‏جا گذرانده‏اند، مدارک و مدارجى که گرفته‏اند و…. است. نحوۀ بروز این کنجکاوى با مطرح کردن سؤالات متعدد به‏‌ ‌ گونه‏اى مستقیم و یا غیرمستقیم از خودِ افراد و یا از اشخاصِ دیگر است.

از طرفی مخفى نمودن نقاط ضعف و خالیبندى در مورد نقاطِ قوت که شرح آن گذشت خود منجر به مشکوک شدن افراد نسبت به یکدیگر گشته، کنجکاوی را بیشتر تحریک می نماید و منجر به حالت مچ‏گیرى می شود. این پدیده هم چنین باعث می شود که گاه فقط با دیدن یک مورد یا شنیدن یک جمله یا نقل قول در مورد یک شخص که مغایر تصویرى است که او از خود در ما ایجاد کرده است، در باره او قضاوت کرده و حکم صادر نماییم. 
  
۱۰- تحریک احساس برترى و کهترى: طبیعتاً این مقایسه‏ ها در ذهن ما باعث میشود که ما در برابر افرادى که به‏‌ ‌ هر دلیلى چه مادى و چه معنوى بالاتر از ما هستند ناخودآگاه احساس کهترى، عدم اعتماد به نفس و به دنبال آن نگرانى یا هراس نموده و در مقابل کسانى که از ما پایین‏ترند احساس آرامش بیشتر، اعتماد به نفس و یا غرور کنیم.

 
۱۱- توهم و تفسیر اعمال دیگران: این شرایط به ایجاد توهم و شکاکیت در ما منجر شده و باعث میشود رفتارها و گفتار‌هاى دیگران را بر مبناى فاصله ‏اى که آنان نسبت به ما در هرم اجتماعى دارند تفسیر کنیم. بدین معنى که مثلاً اگر فردى که هم‏رده و هم‏کار ماست ما را مورد تمسخر قرار دهد، اهمیت چندانى ندهیم و گاهى با او هم‏کلام نیز بشویم. اما انجام همین عمل را از جانب شخصى که در ردۀ پایین‏ترى از ما قرار دارد حسادت تلقی کنیم و از جانب شخصى که در رده بالاترى از ما قرار دارد توهین. چرا که او با این عمل ممکن است قصد نشان دادن و به‏‌ ‌ رخ کشیدن موقعیت خود و در نتیجه تحقیر ما را داشته باشد. 

۱۲- احساس دایمى مورد مقایسه بودن: مورد مقایسه قرار گرفتن‏‌هاى متوالى باعث میشود که اگر کسى هم ما را مورد مقایسه قرار ندهد، خودمان این‏کار را انجام دهیم  و مرتباً دیگران را با خود مقایسه کنیم. نتیجۀ این مقایسه‏ ها بسته به مورد میتواند به احساس تفاخر و غرور، حسرت و حسادت و یا سرزنش خود منجر گردد.    

 

با توجه به این که مقایسه از کودکى شروع میشود و اثرات مضر و مخرب خود را در همان زمان بر ما میگذارد، تعدیل آن نیز بایستى از زمان کودکى و از خانه و مدرسه شروع شود. توجه ویژه جوامع مدرن به کودکان و آموزش و پرورش آنان نشانی از درک اهمیت نقش کودکان در ساختن آینده جامعه دارد. اهمیت ویژه‏اى که این جوامع به امنیت اقتصادى و آسایش فکرى مادران و معلمان میدهند به خاطر ایفاى نقش سازنده و اساسى است که آنان در تربیت کودکان به‏‌ ‌ عهده دارند. به امید روزی که حاکمان و مسئولین جوامع سنتی نیز به این امر واقف شوند و به پیشگیری از عوارضی بپردازند که درمان آنها اگر نه ناممکن که بسیار سخت است.

 

مطالب دیگر از این نویسنده:

دروغگوئی و علل آن

فقر و رابطه‌ آن‌ با عقب‌ماندگی

به روی ما نخندید که پر رو می شویم!

شأن مظلومیت در فرهنگ ما

معذرت خواهی

موانع فرهنگی نقد سازنده در میان ما ایرانیان

یادی از شادروان مهدی بازرگان و کتاب “سازگاری ایرانی”

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x