اخلاق انتخاباتی

نیلوفر – محمد باقر تاج الدین*: انتخابات یکی از  روش های شناخته شده و پذیرفته شده برای جابجایی قدرت در دوران مدرن است و در واقع یکی از پایه های مردم سالاری(دموکراسی) به شمار می رود. انتخابات همانند بسیاری دیگر از عرصه های سیاست دارای اخلاق مخصوص به خود است که لازم است از سوی نامزدها رعایت شود. متأسفانه در…

نیلوفر – محمد باقر تاج الدین*: انتخابات یکی از  روش های شناخته شده و پذیرفته شده برای جابجایی قدرت در دوران مدرن است و در واقع یکی از پایه های مردم سالاری(دموکراسی) به شمار می رود. انتخابات همانند بسیاری دیگر از عرصه های سیاست دارای اخلاق مخصوص به خود است که لازم است از سوی نامزدها رعایت شود. متأسفانه در چند انتخابات اخیر در ایران اخلاق انتخابات چندان رعایت نشده است و برخی نامزدها با هر شیوه و روشی خواهان دستیابی به کرسی ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس و شوراها هستند که به هیچ وجه زیبنده جامعه ایران نیست.

توسل به دروغ، شایعه پراکنی؛ تهمت زنی؛ ارائه آمارهای خلاف واقع؛ دادن وعده های غیر واقعی؛ کوشش برای فریب عامه مردم و مواردی دیگر از این دست گویی به شیوه نامه ای برای برخی نامزدها تبدیل شده است. بنابر اهمیت این موضوع در نوشتار حاضر کوشیده ام در زمینه اخلاق انتخابات مطلبی را تهیه و خدمت خوانندگان ارجمند ارائه نمایم.

اخلاق انتخاباتی دارای شاخص ها و معیارهای چندی است که به برخی از آنها در زیر اشاره می شود:

۱.داشتن زمینه های علمی و عقلانی؛ جهان امروز بر مدار عقلانیت و علم اداره می شود و کسی که قصد دارد بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند یا  باید خودش مسلط به علوم جدید و عقلانیت جدید باشد و یا مشاوران و همکارانی که بر می گزیند همگی از چنین ویژگی هایی برخوردار باشند. بسیار بی اخلاقی است که نامزدی وارد چنین عرصه ای شود و از حداقل های علمی و عقلانی برخوردار نباشد. اداره کردن جامعه امروز با پیچیدگی های بسیاری که دارد بدون عقلانیت و علوم و دانش های جدید کاملا دور از انتظار است و نامزدی که نسبت به چنین موضوع حساس و مهمی اطلاع کافی نداشته باشد ورودش به عرصه انتخابات عملی غیر اخلاقی است. واضح بگویم که غیر عقلانی و غیر علمی عمل کردن در عرصه انتخابات مساوی است با غیر اخلاقی عمل کردن و این با اخلاق انتخاباتی سازگاری ندارد. دادن وعده های غیر علمی و غیر منطقی نامزدها همگی نشان از بی اخلاقی آنان دارد. نامزدی که هر عدد و رقمی را به زبان می آورد که بلکه رأی جمع کند و از صندوق انتخابات بیرون بیاید ضمن این که غیر علمی و غیر عقلانی عمل می کند بی اخلاقی خودش را به نمایش می گذارد. نامزدی که  بر خلاف روش های علمی و عقلانی  وعده های خلاف واقع  می دهد و با روش های غیر علمی و غیر عقلانی خواهان اداره جامعه است یقینا اخلاق انتخاباتی را رعایت نمی کند و شایستگی رییس جمهور شدن را ندارد.  

۲.داشتن برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت؛ با توجه به این که تجربه چند دهه اخیر در ایران نشان داده است که معمولا  کسانی که به عنوان رییس جمهور انتخاب می شوند دو دوره ۴ ساله که جمعا ۸ سال می شود بر مسند قوه مجریه می نشینند، لذا باید دارای برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت باشند. اکنون برخی از نامزدهای ریاست جمهوری در این دوره کاملا بی برنامه هستند و صرفا دلشان را به دادن یارانه و ایجاد شغل و یا حداکثر ازدواج جوانان خوش کرده اند. چنین اقداماتی نشان از بی برنامگی این نامزدها دارد. باور بفرمایید کدخدای یک ده هم می تواند بگوید من یارانه می دهم و یا برای ازدواج جوانان فلان کار را می کنم.آیا این حرفها به معنای داشتن برنامه است؟ کسانی که با حوزه برنامه ریزی اجتماعی آشنایی اندکی دارند می دانند که هر برنامه ریزی ای نیازمند سیاستگذاری بنیانی در زمینه های گوناگون است و سیاستگذاری اجتماعی امروزه یک دانش تخصصی و میان رشته ای است که نیازمند سال ها کار تخصصی و کارشناسی می باشد. روشن است که برخی نامزدها اساسا با دانش سیاستگذاری و به تبع آن با دانش برنامه ریزی هیچ گونه آشنایی ندارند و مشکلات و مسائل را بسیار دست کم گرفته اند و با ساده سازی مسائل خواهان رفع آنها در مدت زمان کوتاهی هستند. آن هم راه حل های کاملا عوام فریبانه و دارای پیامدهای زیانبار اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی که گریبان کل جامعه را خواهد گرفت. به راستی این چه هنری است که نامزدی بگوید من میزان یارانه ها را افزایش می دهم تا مشکلات اقتصادی مردم حل شود؟ آیا این نشان از بی صداقتی و بی اخلاقی در عرصه انتخابات نیست؟ نامزدها باید بدانند که دیگر دوران سیب زمینی دادن، یارانه دادن و شغل مصنوعی ایجاد کردن گذشته است و مشکلات جامعه ایران بسی ریشه دارتر و پیچیده تر از آن است که با این اقدامات پوپولیستی حل و فصل شود. مگر این که نامزدهای مورد نظر یا مردم را دست کم گرفته باشند و در صدد فریب آنان باشند و  یا این که از مدیریت روشمند، علمی و عقلانی غافل اند که در هر دو صورت دست به اقدامی غیر اخلاقی زده اند.   

۳.صادق بودن با مردم؛ نامزدهای محترم هر انتخابات و به ویژه انتخابات ریاست جمهوری لازم است صادقانه بگویند که کشور دارای چه مشکلات، مسائل و آسیب های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی ، زیست محیطی و فرهنگی است و این که صادقانه راه حل های علمی و منطقی را ارائه کنند. البته بخش زیادی از  مردم جامعه ایران امروزه به مدد شبکه های اجتماعی و افزایش سطح سواد و آگاهی تا حدود زیادی از مشکلات به صورت کلی با خبرند، اما اولا نگاه تخصصی به مسائل و مشکلات ندارند، ثانیا اولویت بندی درستی در این زمینه ندارند، ثالثا ریشه های بروز این مشکلات را به صورت تخصصی دنبال نمی کنند و رابعا این که راه حل علمی و منطقی چندانی را هم سراغ نمی گیرند. لذا نامزدها باید این چند اصلی که بر شمردم را به طور جدی و اساسی دنبال کنند که این نشان از صداقت آنان دارد. نامزدی که مثلا می گوید من ۵ میلیون شغل ایجاد می کنم ضمن این اصلا نگاه علمی و عقلانی به مشکل بیکاری ندارد، بدتر این که درصدد فریب مردم است، چرا که ایجاد ۵ میلیون شغل در کوتاه مدت به هیچ وجه شدنی نیست و مستلزم زیر ساخت ها و آمادگی های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بنیانی است. کشور ایران که اکنون گرفتار مسائل اقتصادی و اجتماعی جدی است و زمینه مناسبی برای ورود سرمایه گذاران خارجی را ندارد و یا  در زمینه گردشگری برنامه مشخصی ندارد چگونه نامزدی ادعا می کند که ۵ میلیون شغل ایجاد می کند؟ و این موضوع نشان دهنده عدم صداقت این نامزد است.

۴.داشتن روحیه نقد پذیری؛ نامزد انتخابات باید نقدهای مشفقانه و البته نه تخریب ها و تهمت ها را با جان و دل بشنود و برای رفع نواقص و عیوبی که احتمالا بدانها متصف است بکوشد. نامزدی که فردا روزی می خواهد بر منسند ریاست جمهوری تکیه بزند باید تمامی نقدهای کارشناسانه و فنی را بخواهد و بخواند و بشنود تا از میان این نقدها راه حل مشکلات و مسائل را دریابد. متأسفانه در جامعه ایران به طور کلی نقد و نقادی جایگاه ممتازی ندارد و هنوز تحمل شنیدن نقد دیگران برای همه سخت و دشوار است و این موضوع درعرصه های سیاسی و انتخاباتی اساسا وضع بدتری دارد. به نظر من نامزدی موفق است که بیاید یک کمیته یا کمیسیون نقد و نقادی راه اندازی کند و از دل نقدهای سازنده راه حل های برون رفت از مشکلات را جستجو کند. در مناظره های انتخاباتی در ایران عموما دیده می شود که روحیه نقد پذیری پایین است و بدبختانه شاهد  روحیه پرخاشگری و تندخویی هستیم. نقادی غیر از تهمت و افترا زدن است و باید بر اساس استدلال و مستندات محکم برنامه های نامزد دیگر را نقد نمود و نه این که به دروغ و تهمت متوسل شد.  اگر نامزدی خلاف چنین شیوه ای که گفته شد عمل کند رفتار غیر اخلاقی از خود نشان می دهد و باید که با رأی ندادن به چنین افرادی به ایشان یادآور شد که با هر عمل غیر اخلاقی ای نمی توان بر سریر قدرت نشست.

۵.عمل گرایی در برابر شعار گرایی؛ اگر چه در انتخابات معمولا شعار دادن و وعده و وعید دادن رایج می شود اما این نباید به رویه ای برای نامزدها تبدیل شود و از این وضعیت سوء استفاده ای صورت بگیرد تا آرای بیشتر جمع شود. جامعه ایران متأسفانه تا حدود زیادی شعار زده است و در بیشتر عرصه ها چنین رویه ای معمول است، اما می دانیم که چنین رویه ای نمی تواند مشکلات و مسائل را به طور ریشه ای و اساسی حل و فصل نماید. نامزدها موظفند با درایت و تدبیر و عقلانیت هر چه بیشتر روند عمل گرایانه  را جایگزین شعار کنند. شعار دادن یعنی عوام فریبی و وعده های خلاف عقل دادن و حقیقت این است که دیگر مردم از شعار دادن و کاری نکردن خسته شده اند. البته عمل گرایی مستلزم علم گرایی و برنامه گرایی است، چرا که عمل گرایی بدون علم و عقلانیت و برنامه همان شعار گرایی و عوام گرایی است. عمل گرایی در این نوشته منظور عمل گرایی عالمانه و عاقلانه است و  غیر از فله ای و شعاری عمل کردن است.

۶.مردم مداری و نه مردم فریبی؛ مردم مداری یعنی در راستای منافع بلند مدت تمامی افراد جامعه از هر قشر و طبقه و گروهی برنامه داشتن و  اقدام کردن است و این غیر از مردم فریبی است که وعده های توخالی و دهان پر کن دادن و از احساسات آنها سوء استفاده کردن را تداعی می کند. نامزدی که ادعا می کند به میان مردم می رود و از نزدیک پای درد دل آنان می نشیند و به نیازهای فوری و فوتی آنان پاسخ های غیر معقول می دهد نوعی مردم فریبی را در پیش گرفته است و نه مردم مداری را. افزایش یارانه ها، وام ازدواج، ساختن مسکن و ایجاد مشاغل مصنوعی و بی ثبات دقیقا مصداق مردم فریبی است که متأسفانه در بین برخی نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس و شوراها رواج یافته است. تقویت بنیه های اقتصادی، گسترش و تقویت زیر ساختهای اقتصادی، افزایش سرمایه گذاری بلند مدت، افزایش آزادی های مدنی و قانونی در جامعه، افزایش آگاهی و مشارکت های سیاسی و اجتماعی مردم در امور مختلف جامعه، گسترش حقوق شهروندی، افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی از جمله  مصداق های مردم مداری تلقی می شوند. تاکنون از برخی نامزدهای ریاست جمهوری فعلی(دور دوازدهم) سخنی از حقوق شهروندی، آزادی های مدنی و قانونی، رفاه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تقویت زیر ساخت های اقتصادی، و…شنیده نشد و خوب می دانیم که این نامزدها هیچ برنامه ای در زمینه هایی که اشارت رفت،  ندارند و دست خالی و صرفا با چند شعار عوام فریبانه وارد کارزار انتخاباتی شده اند.        

 

* استادیار جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی

 

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x