اعتراف کنیم که در پیدایش داعش نقش داشته ایم

ابراهیم منهاج دشتی: در اوائل پیروزی انقلاب که به لباس زیبای اسلامیت آراسته بود و نمایانگر نوعی هماهنگی و اتحاد اسلامی بود و بیش از آنکه به مفارقات بین تشیع و تسنن تکیه شود به اسلام تکیه می شد،تقریبا همه مسلمین جهان حتی اکثر اهل سنت را امیدوار ساخت که عظمت و اعتبار و شکوه آسیب دیده اسلام و مسلمین…

ابراهیم منهاج دشتی: در اوائل پیروزی انقلاب که به لباس زیبای اسلامیت آراسته بود و نمایانگر نوعی هماهنگی و اتحاد اسلامی بود و بیش از آنکه به مفارقات بین تشیع و تسنن تکیه شود به اسلام تکیه می شد،تقریبا همه مسلمین جهان حتی اکثر اهل سنت را امیدوار ساخت که عظمت و اعتبار و شکوه آسیب دیده اسلام و مسلمین باز سازی و احیا شود. و در پرتو آن بارقه امیدی به دل مایوسان و مرعوبان سیطره شرق و غرب تابید،و به افسردگان و دلمردگان امت اسلامی جانی تازه بخشید.

 

بر تصور کسانی که ایده احیای حکومت اسلامی و هماهنگی مسلمین را نوعی دیوانگی و خیال پردازی می خواندند مهر بطلان زده و آنها را از خواب بیدار کرد و به کل جهان مخصوصا جهان اسلام تکان سختی داد. همه چشم انتظار بودند و لحظه شماری می کردند که آثار و خیرات این مولود مبارک و فرخنده را به چشم خود ببینند و به دست خود لمس نمایند و به آن افتخار نمایند و به آینده خود و نسل های بعد از خود امید وار باشند.

از طرف دیگر بسیاری از کشورهای جهان و حتی بعضی از کشورهای اسلامی و طیف ها و جمعیت ها و فرقه ها و احزاب پیدا و پنهان اسلامی، چه در کشورهای اسلامی و چه در خارج،که تعریف درستی از این انقلاب نداشتند، و تعریف ها و توصیفات و تبلیغات ما هم آنها را قانع و آرام نمی ساخت بلکه شعارهای ما هم آنها را به وحشت می انداخت، طبیعی بود که از ما بترسند و به شدت و با وسواس مراقب اوضاع ما باشند و از هر گونه حرکت و صحبت ما که برای آنها نامانوس بود به وحشت بیفتند و از هر بند سیاه و سفیدی بترسند.

در این شرائط بسیار حساس و فضای پر از توهم و خیال کاملا طبیعی بود که دشمنانی که در طی قرون متمادی برای خلق مذاهب مختلف یا تایید و ترویج آنها در جهت ایجاد تفرقه بین مسلمین و به خود مشغول ساختن آنها نقشه ها کشیده و متحمل هزینه هائی شده بودند، مترصد اوضاع ما باشند و در هر فرصت مناسب در اطراف ما دام بگذارند و ما را به موضعگیری هائی بکشانند که هرچه بیشتر حساسیت و شک و تردید فرقه ها و احزاب اسلامی در باره اهداف و منویات ما را تحریک نماید و مانع هماهنگی سایر مسلمین با ما شوند و نگذارند رابطه قابل اعتمادی بین ما و آنها به وجود آید بلکه با فتنه های مرموزانه و زیرکانه خود بین ما و آنها بدبینی و دشمنی ایجاد نمایند. مخالفان اتحاد اسلامی در دل اهل سنت بذر شک و شبهه می پاشیدند ما هم با رفتارها و گفتار های نسنجیده خود بذرها و نهال های آنها را آبیاری می کردیم و آب در آسیای دشمن می ریختیم.

اولین موضوعی که بعضی از اهل سنت را به وسوسه انداخت که این انقلاب را انقلاب شیعی بدانند و در صدد این برآیند که حساب خود را ازآن جدا کنند، مقید کردن مذهب رسمی کشور به مذهب شیعه در قانون اساسی بود. که امید و آرزوی آنها که انقلاب متعلق به همه مسلمین باشد را متزلزل ساخت. بعضی از آقایان عضو مجلس خبرگان قانون اساسی اصرار بر این داشته اند که واژه «حقه» هم بر آن اضافه شود. یعنی نوشته شود که «مذهب رسمی جمهوری اسلامی مذهب «حقه» جعفری است» که طعنه ای باشد به اهل سنت که مذهب آنها حق نیست و باطل است. ولی با خواهش و التماس اعضای اهل سنت مجلس خبرگان این کلمه«حقه» حذف شد. به طوری که بارها شنیده ام آن آقا که از بزرگان حوزه قم بود و به رحمت خدا رفت، تا آخر عمر حسرت می خورد و می گفت ای کاش قید«حقه» حذف نشده بود.

مسئله دیگری که در شکل گیری این روند نقش مؤثر داشت عدم صدور مجوز برای اهل سنت که در تهران برای خود مسجد بسازند. و از این تندتر جلوگیری از اقامه نماز عید و جمعه و جماعت آنها در جای دیگری غیر از مسجد بود که ظاهرا هنوز هم ادامه داشته باشد.

و شاید از همه مهم تر اضافه شدن شعار «رهبری مسلمین جهان» بر شعارهای انقلابی ما بود که در اولین جلسه خبرگان رهبری بعد از فوت مرحوم امام خمینی توسط آقای هاشمی رفسنجانی مطرح شد و گاهی اوقات در رسانه ها مطرح شد. که مسلما به گوش آنهائی که نگران سیاست و اهداف ما در منطقه و جهان اسلام بودند رسیده و بر وحشت و نگرانی آنها افزوده است. این شعار سوژه بسیار مؤثری به دست کشورهای خارجی فتنه گر داد که در طول تاریخ اسلام روی فتنه گری بین مسلمین سرمایه گذاری کرده و با ایجاد اختلاف بین آنها آنها را به خود مشغول ساخته و در نهایت امر بسیاری از کشورهای اسلامی را به منطقه نفوذ خود درآورده یا اینکه مستعمره خود نمودند و از طریق همین فتنه هاست که توانسته اند سلطه خود بر منابع نفتی و گازی کشورهای اسلامی را حفظ نموده و از آن بهره برداری نمایند.

قذافی هم به این نقطه توجه داشت. در زمان جنگ در سفری که با آقای هاشمی رفسنجانی که در آن زمان رئیس مجلس شورای اسلامی بود به لیبی رفته بودیم، قذافی گفت بعضی از کشورهای عربی سعی داشتند جنگ عراق و شما را جنگ بین شیعه و سنی یا جنگ بین فارس و عرب جلوه دهند ولی لیبی و الجزائر و سوریه در کنار شما ایستادند و این تبلیغات را خنثی کردند.

جریان دیگری که در ایجاد نگرانی اهل سنت بسیار تاثیر گزار بود پیام های حج و مراسم برائت از مشرکین در مکه بود که برای غیر ایرانی ها قابل درک و توجیه نبود و سایرین غیر از ارعاب و ارهاب چیزی از آن نمی فهمیدند. چون برائت از مشرکین برای مبارزه با بت پرستی و تبری از بت پرستان بود که یک بار در زمان حضرت پیغمبر «ص» اجرا شد. و در زمان خود آن حضرت بت پرستی به کلی از بین رفت و به طور کلی نابود و فراموش شد. بنا این برگزاری شبیه آن در عصر حاضر هیچ گونه مناسبت ندارد و معنای خاصی افاده نمی کند. البته شرک به معانی و مراتب دیگری وجود دارد که خود ما هم به آن مبتلا هستیم ولی مبارزه با شرک به این معنی با این مراسم و با این کیفیت قابل درک نیست و معنائی در بر ندارد.

خلاصه اینکه ما نه تنها در تحکیم روابط خود با کشورهای منطقه و اهل سنت به اندازه کافی تلاش نکردیم بلکه با رفتارها و تبلیغات و شعارهای نسنجیده آب به آسیای دشمنان اسلام ریختیم و در ایجاد شرائط و زمینه مناسب برای فتنه های فرقه ای به دشمن دیرینه خود یعنی استعمار کمک کردیم و هزینه آنها را کاهش داده و خوش حالشان ساختیم. بنا بر این جا دارد که به سیاست گذشته خود انتقاد کنیم و اعتراف کنیم که خودمان هم در پیدایش داعش و امثال آن مبرا و بی تقصیر نبوده ایم.

 

مطالب دیگر از این نویسنده:

عاشقانی که معشوق خود را خوب نمی شناسند

چند کلمه در ارتباط با «رؤیای رسولانه» دکتر سروش و منتقدان او

أنا سید وُلد آدم و لا فخرَ

نقش وصیت امام علی«ع» در کناره گیری اهل بیت از قدرت

چرا تربیت یافتگان مکتب عرفانی،فقهی و اخلاقی امام خمینی با هم نمی سازند؟

نقش  احیاء تبعیضات نژادی و قبیله‌ای در تحریف اسلام(۱)

نقش احیاء تبعیضات نژادی و قبیله‌ای در تحریف اسلام(۲)

نقش احیاء تبعیضات نژادی و قبیله‌ای در تحریف اسلام(۳)

اصول و قواعدی برای اجتهاد و استنباط احکام فقهی

 

+ بازدید از وب سایت نویسنده

 

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

guest
11 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
مرادی
مرادی
آبان 14, 1395 9:11 ب.ظ

سلام با این بیان شما که میگویید : ” البته گاهی اوقات چند آیه با هم نازل شده که آنها به هم مربوط اندو گاهی هم یک سوره به کامل یکجا نازل شده که اکثر آیات آن به هم مربوط است.” ما دوباره بر میگردیم به ابتدای بحث. نزول متفرق دلیل بر متفرق دیدن چیدمان نیست.مانند بیان جملات از یک کتاب در شرایط خاص و مخاطب خاص است. قرائن نشان میدهد تهیه قرآن مشابه تهیه سیستم های نرم افزاری است.سیستم ابتدا بصورت مدون وجود دارد (گونه یا version اولیه). در هر مورد یا حادثه جدید که آیه جدید لازم میشود… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
آبان 14, 1395 2:13 ب.ظ

سلام ضمن تشکر از تذکر شما در مورد “ولاتقف” باید عرض کنم که از توقف در چیزی که بدان علم نداریم میتوان به پیروی نکردن ار آن هم رسید… در تفسیر نمونه آمده است : “نهى از پیروى از غیر علم معنى وسیعى دارد که مسائلى اعتقادى و گفتار و شـهادت و قضاوت و عمل را شامل مى شود” پیروی کردن یعنی ایستادگی بر روی عقیده ای و اقدام به آن و … قبول می کنم که با تسامح بیان کردم. اما در اینکه شما میفرمایید هر وقت لازم شد در پیوند بین آیات کنار هم “تحقیق” میکنیم باید پرسید… مطالعه بیشتر»

منهاج
منهاج
آبان 13, 1395 3:45 ب.ظ

لزومی ندارد که ما ثابت کنیم که آیه ای با آیه قبل یا بعد ارتباطی دارد یا ندارد. در هر کجا که ارتباط آیه ای با آیه ای ثابت شد در تفسیر از آن استفاده میکنیم و اگر ثابت نشد آن را به همان صورت که هست تفسیر میکنیم.و لا تقف ما لیس لک به علم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این در پاسخ سؤال شما است که نوشته اید «آیا شما میتوانید آیاتی در سوره ای را ارائه دهید که چیدمان آنها بی ارتباط با هم باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟منظور من این است که لازم نیست که چنین آیه ای پیدا کنیم نه اینکه تحقیق در ارتباط یا… مطالعه بیشتر»

منهاج
منهاج
آبان 13, 1395 11:25 ق.ظ

من ننوشته ام لزومی ندارد در باره ارتباط تحقیق کنیم.
من نوشته ام اگر ارتباط ثابت شد از آن استفاده می کنیم و اگر نشد بدون در نظر گرفتن ارتباط آن آیه را تفسیر میکنیم. « نقل به معنی است نه عین لفظ»

منهاج
منهاج
آبان 13, 1395 11:17 ق.ظ

۱.ولا تقف از ماده قفی یقفو به معنی پیروی کردن است نه به معنی توقف. یعنی پیروی و متابعت نکن از چبزی که علم به آن نداری.
۲. آیات قرآن اکثرا به طور متفرق و بر حسب مورد نازل شده. روایات شأن نزول آیات که در تفسیر آنها هم بی دخالت نیست از همین باب است.
۳. البته گاهی اوقات چند آیه با هم نازل شده که آنها به هم مربوط اندو گاهی هم یک سوره به کامل یکجا نازل شده که اکثر آیات آن به هم مربوط است.

مرادی
مرادی
آبان 13, 1395 2:16 ق.ظ

سلام

جناب منهاج

فرمایش عجیبی دارید:”لزومی ندارد که ما ثابت کنیم که آیه ای با آیه قبل یا بعد ارتباطی دارد یا ندارد”

ارتباط جملات و گزاره های قبلی و بعدی در هر کتاب علمی الفبای خواندن آن کتب است چه برسد به قرآن که کتاب هدایت است!!

والسلام

مرادی
مرادی
آبان 12, 1395 4:25 ب.ظ

سلام

قرآن خودش علم است چگونه در آن توقف نکنیم؟!!

مثل اینکه گفته شود در مدرسه در کلاس درس توقف نکنید. باید در کلاس درس هشیار بود و آنچه را نمی دانیم از معلم و کلاس استفاده کنیم.

این در خارج از درس و مدرسه است که اگر ندانستیم خود قضاوت نکنیم و بیاییم و از معلم بپرسیم.

کلام طیبه همچون درختی است که انقطاعی در آن نیست….

شایسته نیست مصداق آیه الذین جعلوا القرآن عضین باشیم…

والسلام

منهاج
منهاج
آبان 12, 1395 10:48 ق.ظ

در اینکه تطبیق آیات فوق با نظراتی که از حدیث استفاده می شود توام با تکلف است با شما موافقم و همچنین آیه تطهیر.
لزومی مدارد که ما ثابت کنیم که آیه ای با آیه قبل یا بعد ارتباطی دارد یا ندارد. در هر کجا که ارتباط آیه ای با آیه ای ثابت شد در تفسیر از آن استفاده میکنیم و اگر ثابت نشد آن را به همان صورت که هست تفسیر میکنیم.
و لا تقف ما لیس لک به علم.

مرادی
مرادی
آبان 11, 1395 12:03 ب.ظ

سلام کدام دسته از علمای شیعه به حدیث ثقلین (قرآن و عترتی) یا حدیث اکمال دین اعتقاد ندارند؟ ببینید اعتقاد ضمنی به حدیث اکمال دین مفسر شیعی همچون علامه طباطبایی را چگونه وادار کرده است تا در جدا سازی یا جدا دیدن اجزاء آیه ۳ سوره مائده تلاش های گسترده و بی حاصلی را انجام دهد…یا آیه اولی الامر را متکلفانه منطبق با الگوی شیعی تفسیر کند… منظور بنده از پیدا کردن رابطه بین آیات رابطه مصنوعی و متکلفانه نیست چرا که اصلا این چنین موضعی در قرآن وجود ندارد… آیا شما میتوانید آیاتی در سوره ای را ارائه دهید… مطالعه بیشتر»

منهاج
منهاج
آبان 11, 1395 4:01 ق.ظ

«..ایشان برداشت از قرآن را فقط با نظر امامان خود قبول دارند»
این نظر اخباری ها است که ظواهر قرآن را حجت نمی دانند و قرآن را با روایات تسفیر می کنند.تفسیر صافی به همین روش نوشته شده. اصولیون نظر اخباری ها را رد کرده اند.
«ارتباط آیات را پیدا کنیم و هر کدام از نظرات با این روش سازگار نبود کنار بگذاریم»
مبنای اتحاد باید امری مورد قبول همگان باشد. ارتباط آیات به این کیفیت مورد اختلاف است بنا بر این نمی تواند مبنای دعوت به اتحاد باشد.

مرادی
مرادی
آبان 10, 1395 1:10 ب.ظ

سلام دیگه چه فایده! بعضی کشورهای همسایه و مسلمان ویرانه شده و بسیاری از مسلمانان نابود شدند… مهم این است که بتوانید جلوی گسترش و تکرار این فجایع را بگیرید…مسببین را به سزای اعمال خود برسانید… مهم این است که فکر اساسی بشود برای رفع ریشه های اختلافات…البته اگر شما هم معتقد به این نباشید که می گویند اختلاف امت رحمت است!!!! در همفکری برادران یوسف برای کنار گذاشتن یوسف گوینده ای از میان آنها “قال قائل منهم” گفت او را نکشید به چاه بیاندازید. با این فکر سرنوشت مورد نظر خداوند برای یوسف رقم خورد. چرا در جمع آوری… مطالعه بیشتر»

فهرست
11
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x