فرصت سکوت/ تذکری برای روزهای خانه نشینی

حامد فرنقی زاد: کمتر موضوعی در این دنیا وجود دارد که اغلب عالمان اجتماع و عالمان روان و فلاسفه و عرفا نظری مشابه درباره-اش داشته باشند. در اغلب موضوعات عالم، در ظاهر، هر کدام از این علما و عرفا نظری در تعارض یا متنافر با دیگری ارائه می دهند. یکی از این موضوعات مشترک النظر که تقریبا همه عالمان علوم…

حامد فرنقی زاد: کمتر موضوعی در این دنیا وجود دارد که اغلب عالمان اجتماع و عالمان روان و فلاسفه و عرفا نظری مشابه درباره-اش داشته باشند. در اغلب موضوعات عالم، در ظاهر، هر کدام از این علما و عرفا نظری در تعارض یا متنافر با دیگری ارائه می دهند. یکی از این موضوعات مشترک النظر که تقریبا همه عالمان علوم مختلف در یک راستا در باب آن سخن گفته اند، اشتغال بیش از حد روان، ازدحام اخبار و ازدیاد داده ها در زندگی و ذهن انسان مدرن است. در آغاز دورانی که از دل آن مدرنیته پدید آمد، به مخیله کسی هم خطور نمی کرد که جهان این مقدار شلوغ و پر هیاهو شود، به گونه ای که آدمی حتی لحظه ای برای درنگ در خود نداشته باشد. اما همین فضای مشغولات را نیز در مقام تحلیل باید به دو دوره تقسیم کرد، دوره قبل از پدید آمدن فضای مجازی و دوران پس از آن. پدیده فضای مجازی، در کنار همه مزایایی که دارد، بسیار بر شدت و حدت این شلوغی افزود. انسان امروز در دقیقه ای از هزاران منبع اطلاعات می گیرد و از هزاران نفر پیام دریافت می کند و به هزاران نفر پیام می دهد. هزاران راه برای سرگرم کردن خود دارد و هزاران طریق برای گذران ساعات عمر.

در دوران سنت (به معنای دوران ماقبل مدرنیته) مردمان زندگی بسیار آرام تری به لحاظ روانی نسبت به دوران مدرن داشته اند. در دوران ما قبل مدرن، آن گونه که در تاریخ روایت شده است، سبک زندگی به این صورت بوده است که کار صرفا در حد ضرورت انجام می گرفته است و اغلب مردمان صرفا به فکر امرار معاش روزانه خود بوده اند و اکثر شغل ها نیز در محدوده کشاورزی و دامداری بوده است با اهدافی بسیار کوتاه مدت به نسبت اهداف کارهای زمان حاضر. نه کسی نگرانی آینده شغلی فرزندش و کیفیت زندگی اش را داشته است و نه نیازی به کار بیش از حد نیاز امرار معاش یومیه اش حس می کرده است. علل بسیاری را می توان برای چرایی این نوع سبک زندگی برشمرد که از حوصله این مطلب خارج است. از طرف دیگر، ارزش های چنان جامعه ای نیز متناسب با سبک زندگی مردمان آن زمان بوده است و بدیهی است که علاوه بر سبک زندگی، ارزش های جامعه مدرن نیز با جامعه ما قبل آن تفاوت بسیاری کرده است.

یکی از مهمترین تفاوت های میان دوران سنت و مدرنیته، هم در چارچوب سبک زندگی و هم در چارچوب ارزش-های اجتماعی و فردی، تغییر جایگاه فراغت ذهن و نیز سکوت است. در دورانی که ما اکنون در آن زندگی می کنیم اغلب کارها زمان مشخصی برای شروع و زمان مشخصی برای پایان ندارند. فکر فرد و ذهن او مدام درگیر کار است و شاید بتوان یکی از علل آن را پدید آمدن روابطی دانست که به جهانی شدن معروف است. اگر در دوران سنت، شب زمان استراحت بوده است و تمام تجارت و کار در روز رخ می داده است و فرد پس از اتمام کارش تا روز بعدی به آن فکر نمی کرده است وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً۱، در دوران مدرن شب آغاز مذاکرات و پیگیری تجارت در سطح جهانی است که فرد ببیند در آن سوی دنیا چه اتفاقاتی رخ می دهد و فردا باید برای پیشبرد کارش چه در پیش گیرد. در حوزه ارزش ها نیز یک تغییر بسیار مهم رخ داده است و آن این است که در دوران سنت، سکوت واجد ارزش بسیار بالایی بوده است. به این معنا که افراد اهل سکوت، فرهیختگان جامعه محسوب می شده است، اما در دوران مدرن، سخن گفتن تبدیل به ارزش شده است و آدمیان در سخن گفتن از هم پیشی می گیرند ولو اینکه هجو و هزل و لاطائلات باشد.

در دوران مدرن جایگاه و اهمیت سکوت از دست رفته است و ازدحام اطلاعات و پیام و سخن جای آن را گرفته است. در دوران سنت بسیاری از علمای اخلاق و عرفا بر این بوده اند که سخن نباید گفت مگر به وقت ضرورت و به قدر ضرورت. همچنین اکثر کتبی که توسط علمای آن دوران نوشته می شده اند در کمترین حجم ممکن و به صورت موجزترین حالت ممکن به رشته تحریر در می آمده اند، به گونه ای که اغلب نیازمند شرح شارحان بوده اند برای درک و فهم طالبان دانش چرا که از نظر ایشان خَیرُ الکَلامِ مَا دَلَّ وَ جَلَّ وَ قَلَّ وَ لَم یُمِلَّ۲. حتی در عرصه هنر نیز همین گونه بوده است، برای مثال حافظ تنها حدود پانصد غزل از خود به یادگار گذاشته است در حالی که در دورانی که ما زیست می کنیم برخی هزاران غزل سروده اند که صد البته این کجا و آن کجا. البته در اینجا سخن بر سر قواعد و ارزش هاست و نه استثنائات.

سکوت نه تنها در میان عرفای ادیان ابراهیمی، که در میان دیگر ادیان نیز واجد اهمیت بسیاری است. مراقبه در سکوت رخ می دهد و آرامش روان در سکوت پدید می آید. در ادیان ابراهیمی، مخصوصا مسیحیت، سکوت بسیار جایگاه والایی دارد چنان که عرفایی چون توماس مرتون۳ عمر خود را در سکوت گذراندند. در عرفان اسلامی نیز بسیار به سکوت توصیه شده است. اما سکوت را علمای اخلاق و عرفا به سه معنا تعبیر کرده اند، اول به معنای سکوت زبان، دوم به معنای سکوت ذهن و سوم به معنای سکوت باطن که پله ای است برای کمال انقطاع الی الله. که البته تا سکوت نوع اول حاصل نشود، سکوت نوع دوم حاصل نمی شود و تا سکوت نوع دوم حاصل نشود، سکوت نوع سوم حاصل نمی شود. و در این سکوت نوع سوم است که عرفای ما قائل به تجلی انوار الهی شده اند که سخن گفتن در باب آن مجال دیگری را طلب می کند.

در کنار همه این مسائل نظری، که بسط بیشترش ممکن است ما را از مقصود دور کند، به نظر می رسد روزهای اخیر که بیماری سهمگینی جهان را درنوردیده است و گویی خداوند دارد یادآوری می کند که خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِیفاً۴، فرصت مناسبی است برای تمرین سکوت نوع اول. طبق آمار و اطلاعات موجود، آنچه که اکنون رخ داده، باعث شده است تجارت و قیل و قال های دنیا کمتر بشود. بسیاری از بنگاه های اقتصادی تعطیل شده اند و کشورهای مختلف نیز در عرصه بین المللی تمرکز خود را بر روی این بیماری گذاشته اند که تمرکز و تحدید اخبار را موجب شده است. پس دوران قرنطینه و خانه نشینی در این عصر، می تواند بسیار وقتی بسیار مناسب باشد برای آنکه آدمی در سایه کمتر شدن اشتغالات روزمره، اندکی از اخبار بی حاصل و فضای مجازی فاصله بگیرد و با ایجاد فضای آرام روانی، با سکوت روبرو و همزیست شود. این همزیستی با دو رویکرد می تواند رخ دهد.

اول، سطح روانی فرد است، یعنی آنکه آدمی بتواند در سایه سکوت با خویشتن خویش روبرو شود و اجازه دهد وجوه مختلف آن خودی که در اعماق وجودش زیست می کند بالا بیاید و فرصت سخن گفتن و تجلی بیابد. با نقصان ها و نیازهایی که به ضرب فضای مجازی و اشتغالات روزمره و قیل و قال ها نهان می شده اند و سعی در فراموش کردن و بی توجهی به آنها داشته است روبرو شود و تلاش کند آنها را بشنود و آن گره ها را باز نماید. گاهی برخی از این گره ها صرفا با شنیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن قابل حل هستند.

دوم، سطح معنوی فرد است، به این معنا که در سکوت است که آدمی می تواند در مرحله خیال رشد کند و پا به مرحله سوم از تعاریف سکوت بگذارد و چنان که عارفان گفته اند به خداوند نزدیک شود. چنان که ذکر شد، یکی از الزاماتی که عارفان برای سالکان بر شمرده اند سکوت است. در سایه سکوت است که ندای درون آدمی و صدای روحی که خداوند در انسان دمیده است شنیده می شود. هنگامی که ذهن و روان به سکوت می روند و دل (به معنای عرفانی آن) از مشغولات غیر الهی پاک می شود خداوند انوار قدسی اش را بر آدمی فرو می فرستد و أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها۵. اگرچه چنان که همه عرفای ما گفته اند این سطح دست نایافتنی است مگر با وجود راهنمای طریق، اما قدم در این راه گذاشتن و طلب طریق کردن می تواند باعث برکات بسیاری در زندگی معنوی فرد شود. فرصت این روزهای خانه نشینی می تواند زمانی باشد برای خلوت کردن با خداوند که گفت:

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

که گر وصال نیابم به قدر وسع بکوشم

توضیحات:
۱- سوره انعام، آیه ۹۶- «و شب را محملی برای آرامش قرار داد»
۲- روایتی است منسوب به پیامبر اسلام (ص)- بهترین کلامها، کلامی است که استوارترین، واضح ترین و کوتاه ترین باشد و خستگی ایجاد نکند.
۳- عارف مسیحی معاصر، Thomas Merton
۴- سوره نساء، آیه ۲۸ – «انسان ضعیف خلق شده است»
۵- سوره زمر، آیه ۹۶ – «و زمین به نور پروردگارش روشن شود»

[pdf id=3619]

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x