فرهنگِ هَنز فِری

سلمان احمدوند: خیایان های شهرها  و کوچه های روستاها  پر از جوان ها و نوجوان هایی است که با هَنزفِری در گوش و تلفن-های همراهِ اندرویدی رنگارنگ در خیابان ها و کوچه سارهای جهان مجازی پَرسه می زنند. بر این کار و کردار «فرهنگ هَنز فِری» نام می نهم؛ فرهنگ آدم های منزوی و خیزنده در لاک تنهایی خویش، فرهنگ…

سلمان احمدوند: خیایان های شهرها  و کوچه های روستاها  پر از جوان ها و نوجوان هایی است که با هَنزفِری در گوش و تلفن-های همراهِ اندرویدی رنگارنگ در خیابان ها و کوچه سارهای جهان مجازی پَرسه می زنند. بر این کار و کردار «فرهنگ هَنز فِری» نام می نهم؛ فرهنگ آدم های منزوی و خیزنده در لاک تنهایی خویش، فرهنگ «انبوهِ تنها» چنان که گوستاو لوبون ،جامعه شناس فرانسوی، گفته است و تقلّا برای منزوی زیستن در بطن جامعه.

در فرهنگ هنز فری مطالبات به بیان جامعه شناختی، زیرزمینی می شود؛ چرا که زمینه ی ابراز آزادانه و بَرآوردن مختارانه ی آنها وجود ندارد، زمینه ی به اشتراک نهادن تجارب و تبادل فِرسته های عقلانی و عاطفی در فضا و بر بستری عاری از فیلترینگ افکار و سانسور سلایق!   
زیرزمینی شدن مطالبات جامعه را پیش بینی ناپذیر می کند؛ پدیده ای مخاطره انگیز که راه را بر تحلیل های روشمند و گمانه زنی های معقول می بندد و محملی می شود برای گستراندن بساط تردید و توهم.

کنش های رادیکال و جریان های برانداز برآیندِ اجتناب ناپذیر پس راندن مطالبات از سپهر عمومی به پستوهای انسداد و تاریکخانه های اختناق است. در مقابل، حیات بالنده ی جامعه ی مدنی در پهنه ی عمومی و مشارکت مؤثر آحاد شهروندان در تعیین سرنوشت، رقم زدن رخدادها و استیفای حقوق، یگانه منبع مشروعیت بخش به نظام های سیاسی است.

فرهنگ هنزفِری همچنین از بیگانگی دامن گستر افراد جامعه با یکدیگر و تضعیف موریانه وار هویت ملّی حکایت می کند و  از داد و ستد واژگونه ی فضای مجازی و واقعی پرده برمی گیرد.

مطابق این تلقی، به جای آنکه فضای مجازی از واقعیت تأثیر پذیرد و اقتضائات جهان واقعی را در خود بازتاب دهد یا دست کم میان آن دو تعامل متعادل سامان یابد، جهان واقع زیرِ تأثیر سنگین و فشار سهمگینِ داده های فضای مجازی دچار وادادگی و رفته رفته، فروپاشی می شود و واقعیت رنگِ مجاز می گیرد.

در این وضعیت، ویژگی های حضور در فضای مجازی از قرارِ تلاش برای ناشناخته ماندن و استفاده از هویتِ مستعار، دور ماندن از دسترس دیگران و راه ندادن آنان به خلوت دلخواسته، رشد تورّمی و سرطانی «فرد محوریِ» بریده از «فردانیت» که مبتنی بر فرهیختگی (خردگرایی و و خودشناسی و خرافه ستیزی)، شکفتگی (رضایت باطنِ برآمده از پاسخگویی به نیازهای پایه و بنیادی از قبیل آنچه در هرم نیازهای مازلو بیان شده است:
نیازهای فیزیولوژیک که با تأمین خوراک و پوشاک و مسکن تعریف می شود؛ نیاز به امنیت؛ نیاز به تعلق خاطر؛ و نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن )، گشودگی (انتقادپذیری، گفت و گو مداری و اندیشیدن به منافع ملی و خیر عمومی) است، در فرایندی تدریجی به جامعه انتقال می یابد و خیابان به خیالواره ای پر از استیکرهای جورواجور ولی بی مایه و توهم زا تبدیل می شود. آدمیان نیز زامبی هایی سایبری اند که  تن های تنهای خویش را با آشفتگی و سرگشتگی بر دوش می کشند! بدین ترتیب، فرهنگ هنزفِری که محمل پدیداری آن پیشتر، واگن های مترو بود، اکنون به عمومی ترین فضاها نیز راه یافته و از خانه تا خیابان را در نوردیده است.

پُر پیداست که در این نظرگاه، سر فرو بردنِ بی پروا و درازآهنگ در تلفن همراه در حضور دیگران و در جمع-های اینک متروکِ خانوادگی همْ جلوه ای آشکار از فرهنگِ هنز فری است. بُغرنجی تناور که بر امکان های نظرورزی و کنشگری رقم بطلان می کشد و با انباشتِ حسرت های کهنه و خواست های خرد و کلان آماس شده در انبان ناخودآگاه تاریخی افراد، کارد را به استخوان می رساند.

 

مطالب دیگر از این نویسنده:

رَمزی از آن هشیارها

جامعه ی غُرغُرو

آخرین برگ

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x