بازگشت به قدرت برهنه

علی رحمانی فیروزجاه: قدرت یعنی توانایی تحمیل اراده، زمانیکه این تحمیل اراده چنان باشد که حیوانات ، کودکان و حتی آدمهای دیوانه هم آنرا درک نمایند قدرت برهنه و عریان است. بارزترین نوع قدرت برهنه و عریان کتک زدن و یا شلاق زدن است.  قدرت برهنه و لخت و عریان  دو فرض دارد: یا اینکه دیگران آنقدر نادان یا کم…

علی رحمانی فیروزجاه: قدرت یعنی توانایی تحمیل اراده، زمانیکه این تحمیل اراده چنان باشد که حیوانات ، کودکان و حتی آدمهای دیوانه هم آنرا درک نمایند قدرت برهنه و عریان است. بارزترین نوع قدرت برهنه و عریان کتک زدن و یا شلاق زدن است.  قدرت برهنه و لخت و عریان  دو فرض دارد: یا اینکه دیگران آنقدر نادان یا کم عقل یا بطور کامل بی عقل باشند که هیچ نوع منطقی را درک نکنند جز کتک یا منطق ما آنقدر سست و بی پایه است که هیچ عاقلی آنرا نمی پذیرد و هیچ پوششی اعم از عرف ، عقل یا قانون نتوان بر آن نهاد و باید کاملا با شلاق و شمشیر برهنه اراده را تحمیل نمود.

 

حال سوال اینجاست چرا در عصر فعلی و بعد از سه دهه قدرت در کشور ما میل به عریان شدن پیدا کرده است؟ بعد از دو دهه که شلاق  به جریمه نقدی تبدیل شده بود و یا به پستوهای محاکم قضایی رفته دوباره به ملاء عام آمده و مدام اینجا و آنجا سر بر می آورد از کارگران معدن گرفته تا جوانان دانشجو را شلاق می زنند؟

حقوق نماد مشهود و بیرونی و قابل سنجش نوع روابط بین انسانهاست.از طریق نوع حقوق یک ملت می توان پی به نوع و کیفیت رفتار یک ملت برد.  حقوق شیوه واکنش یا روش برخورد یک ملت به رفتارهای انسانها، حیوانات و یا حتی اشیاء است. ملت یا حاکمیتی که روش برخوردش عبارت باشد از تحمیل نوعی درد یا تنبیه بدنی نباید سطح فرهنگ خیلی متعالی داشته باشد. چون تنبیه و کتک و تحمیل درد نوعی واکنشی عاطفی ، غریزی ، نیندیشیده و عملی انتقام جویانه است که در موجودات دانی تر در سطح کامل است و هر چه به سمت موجودات عالی تر می رویم کمتر است. در جوامعی که سطح فرهنگی پایین تری برخوردار هستند حتی تنبیه برای بازداشتن فرد از تکرار یک عمل نامطلوب نیست بلکه تنبیه بخاطر نفس تنبیه است بعنوان مثال در چنین جوامعی حتی یک حیوان خطا کار را هم کتک می زنند بعنوان نمونه فردی که چند وقت پیش حیوانی را که ناهارش را خورده بود بشدت کتک زده بود ولی چون حیوان علت تنبیه را درک نمی کرد باز به شخص پناه می آورد و ممکن بود صدها بار هم همین کار را تکرار می کرد  اینجا تنبیه برای عدم تکرار نبود چون مطمنا صاحب سگ این را درک می کرد که سگ توانایی برقراری ارتباط بین تنبیه و خطا را درک نمی کند و اینجا تنبیه نوعی حس انتقامجویی و واکنش عاطفی بود. در این نوع جوامع حتی موجودات بی جان را هم تنبیه می کنند مثلا خانه یا ماشین وی را هم تنبیه می کنند و یا حتی اطرافیان و خانواده و همسایگان فرد هم تنبیه می شوند.

اگر فردی فرض کند این حرف شما نادرست است مثلا هدف از تنبیه جلوگیری از تکرار جرم است نه واکنش عاطفی،  در جواب می توان گفت اگر هدف از تنبیه جلوگیری از تکرار جرم باشد در چنین جوامعی باید نسبت منطقی بین نوع مجازات و نوع جرم وجود داشته باشد بعنوان مثال آدمکشی بدترین نوع جرم است و  می گویند برای آنکه تکرار نشود مجازاتش اعدام است اما اگر ولی مقتول قصد انتقام نداشته باشد فرد براحتی آزاد می شود و همه احسن مرحبا می گویند اما مشروبخواری شخص در یک جای خلوت جرمی غیر قابل ببخشش است و اگر دهانت را ببویند و یا کسی گزارشی دهد باید تنبیه شود. از اینجا نتیجه می شود در چنین جوامعی تنبیه برای جلوگیری از تکرار جرم نیست بلکه نوعی واکنش عاطفی است.

حال مساله نهایی اینست در جامعه ای مدنی مثل ایران و با گذشت سه دهه از انقلاب چرا به یکباره باز حقوق تنبیهی یکدفعه احیاء می شود؟ آیا مردم به یکباره عاطفی شدند؟ و یا از لحاظ فرهنگی به عقب برگشتند؟ جواب ساده است خیر. در جوامعی که قانون کاملا بر اراده ملت استوار نیست گروهها و نهادهایی که از طرق  و روشهای قانونمند و مدنی نتوانند به اهداف و مقاصد خود برسند  و انگیزه پی گیری از طریق روشهای مدنی برای رسیدن به اهداف را از دست می دهند واکنش عاطفی و حس انتقامجویی آنها برانگیخته می شود. این گروهها برای جبران این ناکامی به یک « اجماع شبه مشروع» یا روشی مبتنی بر مشروعیت کاذب و اجماع ایدئولوژیک روی می آورند که نتیجه اش درآوردن جامه عقل از تصمیم گیری جمعی و روی آوردن به قدرت عریان است.

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
3 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
نیما
نیما
خرداد ۱۳, ۱۳۹۵ ۰:۴۳ ق٫ظ

[quote]حال سوال اینجاست چرا در عصر فعلی و بعد از سه دهه قدرت در کشور ما میل به عریان شدن پیدا کرده است؟ بعد از دو دهه که شلاق  به جریمه نقدی تبدیل شده بود و یا به پستوهای محاکم قضایی رفته دوباره به ملاء عام آمده و مدام اینجا و آنجا سر بر می آورد از کارگران معدن گرفته تا جوانان دانشجو را شلاق می زنند؟[/quote] برای اینکه خودشان هم بهمین نحوه و با مشت و لگد و پس گردنی و زور و تهدید و ….، ایمان آورده و مسلمان شدن البته در بهترین شرایطش.برای اینکه ذاتا متوحش و… مطالعه بیشتر»

محمد حاجیها
محمد حاجیها
خرداد ۱۱, ۱۳۹۵ ۶:۵۹ ب٫ظ

یکی از نگرانی های انتقادی در سطح فرهنگ همان است که هابر ماس (۱۹۷۵) مشروع سازی خوانده است . مشروع سازی را می توان به عنوان یک نظام فکری تعریف کرد که نظام سیاسی آن را ایجاد می کند و از جهت نظری با یک نظام دیگر تقویت می شود تا از نظام موجود پشتیبانی شود . این مشروع سازی ها برای آن طراحی می شوند که نظام سیاسی در هاله ای از « رمز و راز » پوشانده شود تا کسی پی نبرد که در پشت پرده چه اتفاقهایی می افتد . مهم تر از همه این نظام های… مطالعه بیشتر»

حق گو
حق گو
خرداد ۱۰, ۱۳۹۵ ۸:۱۰ ب٫ظ

باید بنوعی به عوام نشان بدهند که دغدغه اسلامی و شریعت دارند در حالیکه ملیارد ها ریال و دلار در دستان خودی ها جا به جا میشود.

میگفتن شاه خوب بود اطرافیان شاه بد بودند. حالا هم همین را میگویند. اینها تصادفی نیستند!

از همان روز اول البته به درجات متفاوت و بصورت خاموش و روشن روش خشونت و تفکر قهرامیز حاکم بود واز اولین حاکم شرع هم شروع شد.

فهرست
3
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x