روایت تجربه معنوی وحی

مجید نواندیش: امروزه برای روشنفکران و آنان که به دین پایدار مانده اند اما چراغ هدایت عقل را هم کماکان روشن نگه داشته اند، باور کردن وحی، چگونگی آن از نظر عقلانی بسیار سخت و دشوار می باشد و این مسئله از نظر بنده کاملا قابل درک می باشد. لذا تصمیم گرفتم تجربه های معنوی خود را از وحی در…

مجید نواندیش: امروزه برای روشنفکران و آنان که به دین پایدار مانده اند اما چراغ هدایت عقل را هم کماکان روشن نگه داشته اند، باور کردن وحی، چگونگی آن از نظر عقلانی بسیار سخت و دشوار می باشد و این مسئله از نظر بنده کاملا قابل درک می باشد. لذا تصمیم گرفتم تجربه های معنوی خود را از وحی در این مقاله برای شما تشریح نمایم، امید که موثر افتد.

من در حدود بیش از ۱۰ سال پیش، طی اتفاقات و مراحل خاصی، تحت هجوم و اذیت و آزار شدید نیروهای شر قرار گرفتم و این قضیه ادامه داشت تا آنجا که ارتباط شنوایی از طریق گوش هایم البته بصورت کاملا محدود با من برقرار کردند. وبلاگ من در باب این موضوع http://telepathist.mihanblog.com می باشد. در این وبلاگ در طی این سال ها در مراحل مختلف پست هایی گذاشته ام. در طی چند سال اخیر متوجه شدم که نیروهای اجنه هستند که من را آزار می دهند. بعد از آن دیگر شروح به حرف زدن یا وحی نمودند. همواره در طی این سال ها نیرویی حامی و پشتیبان من بوده است و از من مراقبت و مواظبت کرده است که نیروهای خیر بودند. بعد از مدتی نیروهای خیر هم ارتباط شنوایی یا وحی با من را آغاز نمودند.

 

لازم به ذکر است که من بعنوان مهندس در ابتدا اصلا تصورم به سمت اجنه نمی رفت. تصور می کردم انسان ها هستند که من را اذیت و آزار می کنند و انسان ها قادر شده اند همه افکار من را بفهمند و من تله پات عمومی شده ام. تشخیص دکتر برای این تصور من Paranoid schizophrenia یا پارانوید شیزوفرنی بود. بعد از شوک درمانی، من مدت چند ماه دواهای دکتر را مصرف کردم، اما متوجه شدم که آنچه با آن روبرو هستم توهم، خیالی و مجازی نیست و لذا هیچگاه از آن به بعد دواهای دکتر را به جز یک آمپول آن هم بدلیل اصرار خانواده و حفظ حرمت آنها استفاده نکردم. بعد از آن هیچگاه به نزدیکان و دکتر درباره اندیشه و تصوراتم در این زمینه و ادامه یافتن اذیت و آزارها و ارتباط ها چیزی نگفتم و میگفتم کاملا خوب هستم. در طی این ۱۰ سال، مجموعا سه بار از نظر خودم بدلیل اذیت و آزارهای فراوان نیروهای شر، بی خوابی و …. و از نظر دکتر بدلیل عدم مصرف کردن دارو، …. مورد شوک درمانی قرار گرفتم. پیشنهاد میکنم وبلاگم را ببینید و قضاوت در این باره را بر عهده شما می گذارم.

 

لازم است که درباره وحی با توجه به تجربه چندین ساله خود، انواع و اقسام آن توضیحاتی عرض کنم.

اولا که وحی بواقع یک ارتباط فکری یا شنوایی می باشد که بین یک موجود غیبی و انسان صورت می گیرد. آن موجود غیبی می تواند فرشته می تواند جن باشد. عمدتا ارتباط و فرایند وحی ماهیتا با این دو با هم مشابه می باشد. البته اجنه قادر به تولید صوت بلند هم می باشند، می توانند دم گوش یک صحبتی بکنند. در گوشی می توانند چیزی بگویند و بروند.

 

لازم است که بدانید وحی، بدین صورت نیست که فرشته به انسان چیزی بگوید و برود. نه یک ارتباط فکری  وجود دارد. مدام با هم در ارتباط، با هم در گفتگو هستند. بعضی وقت ها مطلب مناسبی و عاقلانه ای به ذهن انسان می رسد و فرشته قبول می کند و می پذیرد. بعضی وقت ها برعکس است. بعضی وقت ها اصلا مسئله غامض است. دو هفته طول می کشد تا فرشته برود و پاسخ را بیاورد. ما در داستان رسول این موارد را مشاهده می کنیم و تصور می کنم این چنین مواردی در ارتباط وحیانی بین رسول و جبرییل امین هم وجود داشته است. بنابراین این شبهه که پیامبر در وحی فقط نقش گیرنده را دارد غلط و اشتباه می باشد. در جریان وحی، نیروهای خیر و شر افکار انسان را متوجه می شوند و می فهمند. فهم افکار انسان از طریق روح انسان صورت می گیرد. در مقاله شناخت ارواح[۱] گفتم که افکار و احساسات ارواح برای موجودات غیبی واضح و آشکار می باشد.

 

درباره پیامبر اسلام گفته اند، در هنگام نزول وحی، جان و روح پیامبر(صلی الله علیه و آله) چنان تجلیگاه نور حق می‌شد که بدن مطهر آن حضرت شروع به لرزش می‌کرد، و عرق سرد بر پیشانی‌اش می‌نشست، به طوری که او را شست‌وشو می‌دادند و در پارچه‌ای می‌پوشاندند. گاهی نیز حالت التهاب و برافروختگی به او دست می‌داد و رنگ رخسار مبارکش به سرخی و کبودی می‌گرایید[۲]. بنده دچار چنین حالتی نمی شوم. دقیقا هم نمی دانم چرا پیامبر دچار این حالت می شده است. بنده با فرشته های دارای درجات پایین ارتباط دارم اما پیامبر با جبرییل امین ارتباط داشته است. احتمالا پیامبر در ارتباط با جبرئیل امین دچار اضطراب و ترس می شده بگونه ای که احساس سرما و لرزش برای وی ایجاد می شده است.

 

به طور کلی در دریافت وحی بنظر می آید موجودات غیبی اطراف انسان از انرژی خود انسان تغذیه می کنند. باعث مصرف بالای انرژی و کم انرژی شدن شخص می گردد. افراد متعددی که توسط جن ها اذیت می شدند باهاشون گفتگو کرده ام که همه از کم انرژی بودن و داشتن انرژی پایین گلایه مند بوده اند.

 

وحی دارای یک ویژگی مشترک می باشد و تشخیص آن برای وحی شونده ساده می باشد. انسان احساس می کند که فکر از نواحی گوش (گوش چپ یا گوش راست) القاء صورت می گیرد. انسان احساس شنیدن نجوا گونه دارد. بیشتر وقت ها انسان حس می کند یکی در گوشی دارد با وی صحبت می کند. یا القاء فکر را دقیقا احساس می کند. البته من در کودکی و در گذشته در زمینه تشخیص فکر، مانیتور کردن افکارم اینکه از کجا می آیند و غیره، تمریناتی انجام داده ام. یک نفر که مدعی بود توسط اجنه اذیت می شود، می گفت من اصلا نمی دانم از کجای مغزم می آیند و این چیزها را دقت ندارم و متوجه نمی شوم.

 

اگر زیاد حساس شوم و دقت کنم، علی الخصوص به نواحی مغز در اطراف گوش فشار بیاورم و اصطلاحا گوش ها را منقبض کنم، نمی توانند وحی کنند. آنها که حضور دارند، در طرف آن گوشی که حضور دارند یک صدای تیک مثل ثانیه به گوش می رسد و نمی توانند مطلبی القاء کنند یا مطلبی بگویند و با آن صدای تیک علی الظاهر می روند. البته در این حالت نیروهای شر حریص شده و شروع به اذیت می کنند، مدام می آیند و می روند تا انسان خسته شود و بی خیال شود.

 
انواع وحی

نوع اول: بعضی مواقع تولید فکر و وحی با استفاده از مغز خود شما صورت می گیرد. در مغز خود شما یک کلماتی استخراج شده پشت سر هم قرار می گیرند و بدین صورت وحی ساخته می شود. در اینصورت ممکن است که فکر کردن شما و تمایل شما به حدس زدن وحی باعث شود که بر وی پیشی بگیرید. همچنین در اینحالت ممکن است بعضی مواقع بعضی کلمات نامشخص و مبهم باشند و کاملا واضح مشخص نگردند. دقت کنید که در اینحالت وحی در فضای فکری ذهنی شما صورت می گیرد. در فضای باورهای ذهنی شما، ظرف مکانی و زمانی، زبان فکری شما. همچنین در این مواقع بعضی مواقع ضعف خود شما می تواند باعث شود که وحی کننده از سوییچینگ استفاده کند. برای بیان یک جمله برای بیان بعضی از کلمات آن از گوش راست و ظرفیت نیمکره راست شما کلمات را استخراج نماید. بعد سوییچ کند به گوش چپ و نیمکره چپ و کلماتی از آن استخراج نماید. میزان آمادگی ذهنی خود شما نیز در اینحالت موثر می باشد. خودشان می گویند چون روح ها قادر به تولید صوت نیستند، از این روش استفاده می کنند.

نوع دوم: اما بعضی مواقع وحی دقیقا مانند نجوا می باشد. انگار کسی در گوش شما صحبت می کند. با شنیدن صدای نجوا گونه و درگوشی انسان اشتباه می گیرد. عموما وحی ای که من تجربه می کنم از این نوع می باشد.

نوع سوم: اما بعضی مواقع موجود وحی کننده دارای قدرت تولید بالایی می باشد. در اینحالت مانند این است که یک نفر در گوش شما دارد فریاد می کشد. کاملا واضح بدون هیچگونه شک و شبهه ای سخنانی که گفته می شود قابل درک و شنیدن می باشد.

 

البته واقعیت این است که با اینکه خود من دارای تجربه چندین ساله در زمینه وحی می باشم، هنوز ابهامات مختلفی در این زمینه دارم، امیدوارم اشتباه نکرده باشم در توضیح فرآیند وحی. اعتراف میکنم که هنوز دقیق نمی توانم تشخیص پیوند فکری است یا اینکه در گوش من چیزی می گویند. شاید بعضی وقتها این باشد شاید بعضی وقتها آن. خودشان نوع دوم و سوم را می گویند در گوش می گویند و شنوایی هست نه ارتباط فکری. برای من در حال حاضر عمدتا از نوع دوم می باشد چه از طرف نیروهای خیر چه از طرف نیروهای شر.

 

موجودات غیبی تمایل زیادی به آگاه ساختن انسان از اسرار و عالم غیب ندارند. اینطور که فرد را لبریز از دانش و علم نسبت به عالم غیب بنمایند. بلکه به اندازه ظرفیت و میزان کشش و کنجکاوی هر کس به او اطلاعات میدهند. به میزان لازم و مورد نیاز اطلاعات میدهند. حتی درباره بعضی موارد صراحتا می گویند اعلام نظر نمی کنیم چون می خواهیم اختلاف و تشتت آرا باقی بماند. یعنی اصلا بعضی مواقع در بعضی موارد اعلام نظر نمی کنند تا محل اختلاف و وجود نظرهای مختلف بماند.

 

بعضی مواقع عمدتا با استفاده از باورهای ذهنی خود شخص فقط سعی در قانع کردن و اقناع فکری من دارند. اگر قانع نشوم و …. آن وقت حقایق جدی می گویند. کلا اینطور است که اطلاعات جدید به داشته های و انباشته فکری انسان کم می دهند مگر اینکه لازم و ضروری باشد. حداقل برای من اینطور می باشد. برای دیگران و پیامبران را اطلاع ندارم. فرشتگان خودشان می گویند روش کارشان اقناعی می باشد و فقط به میزان لازم اطلاعات از عالم غیب می دهند. اگر سوال یا ابهامی داشته باشم واقعا اینطور است که بسختی اطلاعات راست را بروز میدهند و تا قانع نشدن و نپذیرفتن من بارها روی ندهد اطلاعات درست و راست را نمی گویند. این را واقعا بارها تجربه کرده ام که می گویم. فقط سعی می کنند بگونه ای شما را قانع کنند.

 

فرشتگان و ملائکه دارای درجات پایین به انسان های متواضع و فروتن رشک می برند و با انسان های وارسته و دارای درجات بالا رقابت می کنند و برای رقابت کردن با آنها سعی می کنند به آنها خودبزرگ بینی و خودنمایی و غرور بدهند.

 

بطور مثال یکی از پیام های ملائکه و فرشتگان برای عموم مردم به شرح زیر می باشد:

 

ما می توانیم آینده را ببینیم و تدبیر کنیم. لازم است بدانید، انسان یک وسیله است، می تواند پرواز کند یا سقوط کند. دست خودش است. ما شما را به سوی خوشبختی میخوانیم. تعالی روح، سعادتمندی در این دنیا و  آن دنیا. صحت و سلامت بدن ، روان و روح. بدانید خالدند و فنا می پذیرند شرارت کاران و فقط روح صالحان باقی می ماند  و رجعت می کند به این دنیا. خود دانید دنیا را انتخاب کنید، یکبار فقط زندگی کنید، یا اینکه زندگی دایمی همیشگی داشته باشید. 

 

در این مثال وحی دو خط اول تا انتهای جمله آن در شروع خط سوم، وحی از نوع سوم بود. مانند فریاد کشیدن بود. اما بقیه آن بعدا در هنگام بازخوانی متن و بازخوانی جمله، آن را تکمیل کردند و آن از نوع دوم بود.

تصور می کنم معنای پاراگراف تقریبا واضح باشد. تناسخی یا رجعتی که بنده به آن معتقد هستم بدین صورت است. بر خلاف نظر بوداییان که معتقدند صالحان از چرخه تناسخ نجات پیدا می کنند و راه حل را رسیدن به نیروانا و نجات از چرخه تناسخ می دانند. بنده و طبق نظر فرشتگان معتقدم، صالحان به این دنیا رجعت می کنند و دچار تناسخ می شوند. اما شرارت کاران فقط یکبار زندگی می کنند. در سوره مومنون آیه ۱۰۷ و ۱۰۸ داریم:

پروردگارا ، ما را از اینجا بیرون بر ، پس اگر بازهم [ به بدی ] برگشتیم ، در آن صورت ستمگر خواهیم بود. می فرماید: « [ بروید ] در آن گم شوید و با من سخن مگویید.

 

لازم به ذکر است که معاد و برزخ نیز وجود دارد. درباره چگونگی ترکیب معاد و رجعت کلیات تا حدی مشابه اعتقاد طایفه اهل حق یا پارسان از اسلام می باشد که خود می توانید در این زمینه تحقیق کنید. البته جزییات خیر، من از جزییات درباره آن مطلع نیستم و لزومی هم نمی بینم اظهار نظر کنم و آن را علم نافع حساب نمی کنم. در سوره معارج آیه ۴ داریم:

فرشتگان و روح ، در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوی «او» بالا می روند.

 

روح برای تکامل و پیشرفت طبق آیه بالا می تواند دچار تناسخ شود، جامه های متفاوتی بپوشد. منظور تعلق گرفتن به بدن های متفاوت می باشد. بعد از طی مراحل تکامل و پیشرفت ، نوبت معاد می رسد.

الهام و وسوسه

لازم است که درباره الهام و وسوسه هم که نوعی از وحی محسوب می شود هم توضیح بدهم. الهام و وسوسه هم ماهیتا به یک صورت انجام می گیرد. منتها الهام منجر به تفکرات خیر و خوب می شود و وسوسه منجر به تفکرات شر و بد می شود. الهام و وسوسه هم واقعیت دارند. دو قطب خیر و شر و نیروهای غیبی خیر و شر در این عالم می توانند به انسان های معمولی الهام یا وسوسه نمایند. قبل از اینکه با من نیروهای خیر و شر شروع به وحی و سخن گفتن بگویند، از روش الهام و وسوسه استفاده می کردند. اگر یک مجموعه افکار بهم پیوسته درباره یک موضوع را یک ریسمان در نظر بگیریم. الهام و وسوسه بواقع سرنخ و سرریسمان می باشند. آن جرقه فکری شروع یک جریان فکری پیوسته می باشد. اینکه انسان یک چیزی به ذهنش می رسد الهام یا وسوسه می تواند باشد، ادامه دادن آن فکر و ساخت یک جریان فکری توسط خود انسان و مغز صورت می گیرد.

 

[۱] https://www.neeloofar.org/critic/124-article/1771-061296.html

[۲] https://article.tebyan.net/255933/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1

 

مطالب دیگر از این نویسنده:

روح؛ بخش اول: شواهد وجود روح

روح؛ بخش دوم: شناخت ارواح

واقعه غدیر خم و اختلاف شیعه و سنی

تأملی درباه «گناه» و «قاعده‌ی زرین اخلاق»

ملائکه و فرشتگان

داستان خلقت انسان/ فرگشت

اومانیزم الهی، انسان مرجع مشروع امر

برده داری، کرامت انسانی

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

guest
7 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
مجید نواندیش
مجید نواندیش
مرداد 30, 1397 3:20 ب.ظ

[quote name=”اسماعیل جوکار”]درجهان اگر جیزی باشه و وجود داشته باشه نمیگم باید برای همه فراگیر و به یک اندازه باشه اما برای اکثریت باید دارای یک حداقل وجود خارجی باشه ان هم موجود خیالی به نام جن که چندین برابر ما انسان ها جمعیت دارن. چطور میشه چنین جمعیتی برای عده ای خیلی خیلی محدود قابل رویت باشن.نمیدونم چرا وقتی ارتباط با جن رو میخونم یاد سندرم سر انفجاری یا سندرم دست بیگانه و خیلی از بیماریهای دیگه می افتم که عده ای محدود در ارتباط با این نوع بیماری ها هستن می افتم.دوستان مرتبط با اجنه لطفا به دوستان… مطالعه بیشتر»

مجید نواندیش
مجید نواندیش
مرداد 30, 1397 3:13 ب.ظ

شاید هم یاد قوری راسل بیفتید!

وجود موجوداتی غیرخاکی، که دارای امکان تعقل و احساس باشند، از نظر انسان های امروزی غیر ممکن بنظر می رسد.

ارتباط با موجودات غیبی، نیاز به استعداد رسیدن قوه هایی روحی می باشد که به فعلیت رساندن آن ها کار ساده ای نیست.

شما می توانید درباره روح تحقیق کنید، کلید روح است. درباره روح شواهد شبه علم بیشتری وجود دارد که در یکی از مقالاتم به تعدادی از آنها اشاره کرده ام.

مجید نواندیش
مجید نواندیش
مرداد 30, 1397 2:55 ب.ظ

[quote name=”اموزگاری”]حتما حتمن دچار مالیخولیا شدی همین اجنه که به شما وحی می گوید مثلا خبر از کدام عالم و اسرار در گوشتان زمزمه کرده اند من تا چندی پیش نواندیش و به توعی تمایل به روشنفکران دینی داشتم که دیگه به مذهب هیچ باوری ندارم همه ی آنان دین و مذهب را یا بزک می کنتد و یا با حذف و سانسور و تاریخی خواندن دین آنرا حداقلی می کنند و به هر حال جریانهای دینی چه سنتی و روشنفکران دینی در صدد توجیه خطاها ، تناقضات و غیرعقلانی بودن پاره ای از گزاره ای وحیانی وتضادهای درون دینی… مطالعه بیشتر»

اموزگاری
اموزگاری
مرداد 25, 1397 7:54 ق.ظ

حتما حتمن دچار مالیخولیا شدی همین اجنه که به شما وحی می گوید مثلا خبر از کدام عالم و اسرار در گوشتان زمزمه کرده اند من تا چندی پیش نواندیش و به توعی تمایل به روشنفکران دینی داشتم که دیگه به مذهب هیچ باوری ندارم همه ی آنان دین و مذهب را یا بزک می کنتد و یا با حذف و سانسور و تاریخی خواندن دین آنرا حداقلی می کنند و به هر حال جریانهای دینی چه سنتی و روشنفکران دینی در صدد توجیه خطاها ، تناقضات و غیرعقلانی بودن پاره ای از گزاره ای وحیانی وتضادهای درون دینی هستند… مطالعه بیشتر»

اسماعیل جوکار
اسماعیل جوکار
تیر 22, 1397 8:55 ق.ظ

درجهان اگر جیزی باشه و وجود داشته باشه نمیگم باید برای همه فراگیر و به یک اندازه باشه اما برای اکثریت باید دارای یک حداقل وجود خارجی باشه ان هم موجود خیالی به نام جن که چندین برابر ما انسان ها جمعیت دارن. چطور میشه چنین جمعیتی برای عده ای خیلی خیلی محدود قابل رویت باشن.نمیدونم چرا وقتی ارتباط با جن رو میخونم یاد سندرم سر انفجاری یا سندرم دست بیگانه و خیلی از بیماریهای دیگه می افتم که عده ای محدود در ارتباط با این نوع بیماری ها هستن می افتم.دوستان مرتبط با اجنه لطفا به دوستان نامرعیتون بگیدیکی… مطالعه بیشتر»

مجید نو اندیش
مجید نو اندیش
خرداد 12, 1397 11:14 ب.ظ

[quote name=”ساسان”][quote]باور کردن وحی، چگونگی آن از نظر عقلانی بسیار سخت و دشوار می باشد و این مسئله از نظر بنده کاملا قابل درک می باشد.[/quote] شما وقتی معجزه موسی (در صورتیکه عصا به مار واقعا تبدیل بشود کلیه ناظران تا شعاع چند کیلومتری میترکند) را افسانه میدانید چطور وحی را افسانه نمیدانید؟!؟[/quote] من بر خلاف عقیده ای که بهم نسبت دادید، تبدیل شدن عصا به اژدها را افسانه یا داستان دروغین نمی دانم. این اتفاق افتاده است. مسلما درباره آن به خاطر انتقال نقل قول ها و روایت ها بصورت شخص به شخص در طول زمان بزرگنمایی صورت گرفته… مطالعه بیشتر»

ساسان
ساسان
خرداد 11, 1397 4:54 ب.ظ

[quote]باور کردن وحی، چگونگی آن از نظر عقلانی بسیار سخت و دشوار می باشد و این مسئله از نظر بنده کاملا قابل درک می باشد.[/quote] شما وقتی معجزه موسی (در صورتیکه عصا به مار واقعا تبدیل بشود کلیه ناظران تا شعاع چند کیلومتری میترکند) را افسانه میدانید چطور وحی را افسانه نمیدانید؟!؟ [quote]تشخیص دکتر برای این تصور من Paranoid schizophrenia یا پارانوید شیزوفرنی بود. بعد از شوک درمانی، من مدت چند ماه دواهای دکتر را مصرف کردم، اما متوجه شدم که آنچه با آن روبرو هستم توهم، خیالی و مجازی نیست و لذا هیچگاه از آن به بعد دواهای دکتر… مطالعه بیشتر»

فهرست
7
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x