تربیت دینی با گزاره های اخلاقی یا تربیت اخلاقی با هویت دینی

فروغ خسروی: در دهه های اخیر دغدغه هایی مبتنی بر اسلامی کردن علوم دانشگاهی مطرح گردیده است و در این راستا اقداماتی نیز صورت پذیرفته است؛ از جمله بسیاری از سرفصل ها تغییر کرده اند؛ تغییراتی در موازنه جنسیتی، در ورود به آموزش عالی انجام گردیده است. اما هنوز مناقشات بر سر امکان دینی کردن علوم و نظام آموزشی حل…

فروغ خسروی: در دهه های اخیر دغدغه هایی مبتنی بر اسلامی کردن علوم دانشگاهی مطرح گردیده است و در این راستا اقداماتی نیز صورت پذیرفته است؛ از جمله بسیاری از سرفصل ها تغییر کرده اند؛ تغییراتی در موازنه جنسیتی، در ورود به آموزش عالی انجام گردیده است. اما هنوز مناقشات بر سر امکان دینی کردن علوم و نظام آموزشی حل نشده است.

 

 ***

تربیت دینی با گزاره های اخلاقی

یا تربیت اخلاقی با هویت دینی

مقدمه: در دهه های اخیر دغدغه هایی مبتنی بر اسلامی کردن علوم دانشگاهی مطرح گردیده است و در این راستا اقداماتی نیز صورت پذیرفته است؛ از جمله بسیاری از سرفصل ها تغییر کرده اند؛ تغییراتی در موازنه جنسیتی، در ورود به آموزش عالی انجام گردیده است. اما هنوز مناقشات بر سر امکان دینی کردن علوم و نظام آموزشی حل نشده است. در این جستار تلاش بر این است که به سوال های زیر پاسخ داده شود: نقش دین در ورود به علم چگونه است؟ آیا علم می تواند دینی باشد؟ اگر علم دینی امکان پذیر است، آیا تربیت دینی نیز قابلیت تحقق دارد؟ منظور از تربیت دینی، اخلاق است یا هویت دینی؟ برای دینی کردن تربیت در کدام حوزه از نتایح یا وسایل آموزشی باید دخالت کرد؟  نقش شرع در دینی کردن تربیت چیست؟

مقاله: توجه به دینی کردن علوم دانشگاهی و به ویژه علوم انسانی در دهه های اخیر در قالب علم اسلامی را می توان به سه قسمت تقسیم کرد: « ۱-  اسلامی کردن علم به معنای بومی کردن علوم متناسب با شرایط محلی است. ۲- اسلامی کردن علم به معنای مبارزه با غرب  و غرب ستیزی است. ۳- اسلامی کردن علم به معنای دینی کردن علم  می باشد(فراستخواه، ۱۳۸۹)». در  مورد وجه اخر، این پرسش ایجاد می شود که منظور از اسلام، آیا قوانین شرع می باشد یا اخلاق جهانی و معنوی کردن علوم مستفاد می شود.

در ابتدا باید توجه داشت که دین دارای دو نوع گزاره است. ۱-گزاره های اخلاقی: که متناسب با اخلاق ثایت جهانی است و به معنویات مربوط است. ۲- گزاره های هویتی: که دارای گزاره های محلی و بومی متأثر از خاستگاه و زیستگاه دین می باشد. در شناخت این دو گزاره می توان به ارزش های خادم و مخدوم نیز اشاره کرد: «ارزش های مخدوم، ارزش های ثابت هستند که همان ارزش های حهانی هستند و می توان گفت که در همه شرایط و همه زمان ها ثابت هستند و ارزش های خادم ارزش های بومی و متغیر هستند و بنا به شرایط تاریخی و زمانی ممکن است تغییر کنند (سروش۱۳۷۷)».

نکته دیگری که باید توجه داشت این است که دین دارای دو نقش می باشد: ۱- نقش ارزشی ۲-دین به عنوان علم مستقل. در نقش ارزشی، دین به همراهی با سایر علوم، می پردازد؛ یعنی نقش اخلاقی، مراقبتی و چراغ قرمزی را ایفا می کند که مانع از به خطا رفتن علم می باشد. اما در کارکرد یا نقش دوم، دین به عنوان یک علم مستقل، اهداف، روش ها و نتایج مستقلی دارد و گاها در مبحث روش شناسی، با علوم تجربی اشتراکاتی می یابد. علوم نقلی، عقلی از تقسیمات علم دینی می باشد. دین درنقش دوم و به عنوان علم، مسیری جداگانه می پیماید و مورد بحث این گفتار نمی باشد. در دینی کردن علوم، نقش ارزشی دین در نظر گرفته می شود.

به اعتقاد سروش دباغ(۱۳۸۸) «دینی کردن علوم را می توان در سه حوزه جستحو کرد: موضوع، روش، غایت و نتیجه». به نظر می رسد که دین زمانی می تواند در کنار سایر علوم قرار بگیرد که نقش ارزشی ایفا کند و به عنوان یک چراغ قرمز در جلوگیری از عدول از ارزش ها عمل کند. به نظر می رسد هنگامی که دینی کردن علوم را به منزله اخلاقی کردن علوم بدانیم؛ ورود دین به این حوزه در  حدود غایات علم می باشد. در این معنا، گزاره های اخلاقی دین و نقش بازدارندگی دین، منظور است به عبارتی منظور از دین، اخلاقی است که مشترک میان ادیان است و مورد توافق گستره زیادی از دین باوران است. در این صورت دین مساوی با اخلاق جهانی است و تنها تفاوت دین در این حوزه با اخلاق جهانی خدامحوری است؛ چرا که غایت دین در همه ارزش ها، کسب رضایت خالق هستی است.

همچنین با توجه به اینکه غایت تربیت در هر جامعه ای و در هر برهه زمانی، پرورش انسان های اخلاق مدار و معنوی بوده است؛ می توان گفت که پیش فرض هر نظام آموزشی در هر مقطعی از ابتدایی تا آموزش عالی پرورش انسان های اخلاق مدار است. چنان چه اگر به پیش فرض های ذهنی خود مراجعه کنیم، اولین کارکرد دانشگاه را اخلاقی کردن دانشجویان می دانیم و انتقال تخصص را در درجه بعد قرار می دهیم. بنابراین اخلاقی کردن تربیت به صورت پیش فرض همیشه وجود داشته است؛ با این تفاوت که تربیت دینی، خدا محور است. در این صورت اخلاق متوجه  اهداف و غایات نظام آموزشی است؛ در جهت این که نیروی انسانی متعهد و وفادار به اصول اخلاقی، پرورش داد. به اعتقاد خسرو باقری(۱۳۸۸) نیز «با وجود پیش فرض های دینی، علم نیز ماهیتی دینی خواهد داشت اما باید دید منظور چه نوع علمی است. اساسا علم چیست؟ آیا تربیت علم است؟»

به اعتقاد سروش(۸۸۱۳) دو برداشت از علم وجود دارد. یکی آن برداشت که علم را به معنای مطلق آگاهی در بر می گیرد و همه نوع کسب دانش و آگاهی و معرفت را در حیطه علم می داند و آن به ریشه علم به معنای دانایی بر می گردد و دوم اینکه علم به معنای ساینس یا علم تجربی که دارای ساختار و روشی تجربی است و باید اصولی فراهم باشد تا نام علم را بر آن ها اطلاق کرد. این سه فرض بدین ترتیب شامل: قابل مشاهده بودن، قابل تکراربودن، یابل تعمیم بودن است.

در هر دو معنی می توان تربیت را علم نامید. هم به معنای مطلق آگاهی و دانش و هم به معنی رشته ای از تحربیات که قابلیت تکرار و تعمیم دارند. البته علم تربیتی به مقدار بسیار زیادی با حوزه عمل سروکار دارد.

پس علم تربیت به عنوان علمی مستقل دارای غایات، روش ها، ساختارها و محتوای تخصصی است که در این صورت دین می تواند به همراهی با علم تربیت وارد این حوزه گردد. در این صورت دین، به غایات تربیت نظر دارد. اما برای ورود به حوزه غایات در نظام آموزشی، باید به تقسیم بندی دیگری توجه داشت. در همراهی دین با سایر علوم، غایات و محتوا حوزه هایی هستند که دین قابلیت دخالت در آن ها را دارد اما در تقسیم بندی نظام آموزشی باید به تقسیم بندی وسایل و نتایج نیز توجه داشت. حوزه وسایل شامل ورودی نظام آموزشی (فراگیران، معلمان)، روش های یاددهی یادگیری، محتوای نظام آموزشی می باشد. حوزه نتایج نیز شامل اهداف و غایات و  محصول پیامدهای نظام آموزشی است. به همین منظور برای ورود دین به حوزه غایات نظام آموزشی باید از حوزه وسایل آغاز کرد.

همان طور که بیان شد؛ برای دخالت در نتایچ نظام آموزشی باید، در وسایل نظام آموزشی تغییراتی ایجاد کرد. بنابراین برای تربیت معنوی، باید محتوایی متناسب با آموزه های اخلاقی تدوین کرد و معلمانی اخلاق مدار استخدام کرد تا به انتقال آموزه های اخلاقی بپردازند. در این صورت است که می توان به نتایج و پیامدهای نظام آموزشی از نظر اخلاقی و معنوی دست یافت.

پس در نهایت می توان گفت، از آنجا که دین به عنوان همراه علم یا در نقش ارزشی خود، با اخلاق مشترکات زیادی دارد و از نظر غایت هر دو به یک چشم انداز نظر دارند؛ دین در حوزه معنویت قادر به ورود به حوزه آموزش است ولی همان طور که بیان شد؛ دین دارای گزاره های هویتی نیز هست و از این نظر باید جانب احتیاط را رعایت کرد.

دین شامل گزاره های هویتی است که ماهیت آن را تشکیل می دهد و مربوط به خاستگاه تولد و جامعه ای است که در آن پذیرفته شده است. به همین دلیل در مفهوم تربیت دینی می توان علم بومی را متصور شد؛ چرا که دین در کشوری مانند ایران، از عوامل تشکیل دهنده هویت جامعه است. در این صورت دین برای ایجاد هر چه بیشتر اتحاد و یک رنگی و هماهنگی هر چه بیشتر میان دین داران ترویج می گردد. به ویژه اگر حکومت دینی حاکم باشد، هدف از ورود دین به آموزش، بیشتر می تواند پرورش دیندارنی باشد که متحد و مطابق با معیارهای قانون و شرع حاکم باشند. به نظر می رسد که تلاش برای اسلامی کردن علوم در ایران در سال های گذشته، بر اساس گزاره های هویتی دین اسلام بوده است.

در این صورت برای دینی کردن علوم، باید به حوزه وسایل نظام آموزشی وارد شد و در گزینش معلم و ارزشیابی فراگیر، گزینه های هویتی را در نظر گرفت که منجر به اعمال قوانین سخت گیرانه ای می گردد؛ اما با توجه به اینکه جوامع امروز جوامعی تک بعدی نیستند و از پیله خود در آمده و هر روز تغییرات اساسی را در خود می پذیرند؛ این مسئله می تواند منجر به مشکلات عدیده ای گردد. در این صورت در پذیرش دین به عنوان یک قرائت برای ایجاد اتحاد و تمرکز در جامعه باید جواتب احتیاط را رعایت کرد.

در معنی دوم از تربیت دینی، یعنی ورود دین به نظام تربیتی به عنوان گزاره های هویتی، معمولا یک قرائت که توسط شرع اعلام می گردد و تحت ضمانت قانون است؛ استفاده می شود. این در حالی است که هنگامی که دین در دست توده مردم قرار می گیرد قرائت های مختلفی می یابد. هر چند که دین در حوزه ارزش های خادم یا ارزش های متغیر، وسعت بیشتری دارد اما باید در نظر داشت که برای تغییر و همراه شدن با تغییرات زمانه، زعمای دین و فقها باید با این تغییرات همراه شوند و از آن جا که  این تغییرات به کندی صورت می گیرد؛ تا به دست جامعه برسد، زمان قابل توجهی صرف می گردد؛ در این مواقع، جامعه به شیوه مستقل عمل می کند و در برابر تغییرات ایجاد شده مقاومت می کند. این مقاومت در نظام آموزشی به تشکیل برنامه درسی پنهان منجر می گردد.

نتیجه گیری:

با توجه به مطالب گفته شده می توان گفت که دین دارای دو نقش (نقش ارزشی و به عنوان علم مستقل) و دو گزاره (اخلاقی و هویتی) است. در صورتی که دین به عنوان نقش ارزشی و کنترل کننده مسیر حرکت علوم از مسیر درست و اخلاقی، عمل کند؛ می تواند با تربیت به عنوان علمی که دارای ساختار، روش و نتایج مستقل است همراه گردد. در این صورت، گزاره های تربیتی بر اساس گزاره های اخلاقی و با محوریت خالق یکتا، در جهت اصلاح غایات تربیت، تدوین می گردند.

همچنین از آنجا که نظام آموزشی به دو حوزه وسایل و نتایج تقسیم می گردد؛ برای اصلاح غایات و نتایج تربیت، باید در حوزه وسایل( آموزش دهندگان و محتوا) نیز اقداماتی انحام داد تا به نتایج مطلوب یعنی پرورش انسان های اخلاق مدار خداوند محور دست یافت.

اما در عین حال باید توجه داشت که دین گزاره های هویتی نیز دارد که اگر از طرف نهادهای رسمی بر نهاد تربیت تحمیل گردد؛ مسائلی را به همراه خود خواهد داشت که از آن جمله مقاومت و تشکیل برنامه های درسی پنهان است.

در نهایت این نکته حائز اهمیت است که از آنجا که پیش فرض نظام آموزشی، تربیت اخلاقی است؛ می توان با استفاده از نقش ارزشی دین که با اخلاق جهانی اشتراکات زیادی دارد؛ به نتایج مطلوب دست یافت. پس بهتر است که ورود دین به نظام تربیت از طریق گزاره های هویتی صورت نگیرد، چرا که در این صورت ناگزیر از دخالت مراجع فقهی و قانونی در امر تربیت هستیم. که به دلیل ماهیت پیش رونده جامعه و تغییرات سریعی که در جامعه ایجاد می گردد، ایجاد هماهنگی، همفکری و همنوایی بین این دو مشکل می گردد. هنگامی که می توان با با گزاره های اخلاقی و نقش ارزشی دین، به غایات مطلوب دست یافت و این دو را در گستره هستی با هم هماهنگ کرد؛ چرا بر پوشیدن لباسی تنگ بر قامت نظام تربیتی اصرار ورزیم؟

منابع:

باقری. خسرو (۱۳۸۸). نگاهی دوباره به تربیت اسلامی. جلد دوم. تهران. انتشارات مدرسه.

سروش دباغ. (۱۳۸۸). دیسیپلین جدید؛ امکان یا امتناع؛ چگونه می‌توان علوم انسانی اسلامی داشت؟.مهرنامه. شماره ۱.

سروش. عبدالکریم.(۱۳۷۷). دین اقلی و اکثری. کیان. شماره ۴۱.

سروش. عبدالکریم (۱۳۸۸). علم چیست فلسفه چیست. چاپ هفدهم. تهران. مؤسسه فرهنگی صراط.  

فراستخواه. مقصود (۱۳۸۹). دانشگاه و آموزش عالی. تهران. نشر نی.

 

 مطالب دیگر از این نویسنده:

هوش حکمرانان

یادگیری خشونت، از منظر نظریه یادگیری اجتماعی

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
Nima
Nima
آبان ۱۲, ۱۳۹۵ ۷:۵۷ ب٫ظ

خوشتر آن باشد که سر دلبرانگفته آید در حدیث دیگران مشکل اینجاست که هر نظریه ای که صادر شود، توسط یه عده ای مصادره بمطلوب شده و لذا باید نظریه ای را پروراند که همه بهانه ها را از دستشان بگیرد. وگرنه دوباره از فردا یه عده ای با سرنیزه، به بهانه تربیت دینی با گزاره های اخلاقی، طلبکارانه بجان مردم افتاده و حق الزحمه مزاحمت هایشان را نیز از درآمد نفتی خواهند بلعید.قاعده کلی اینست که نیازهای ثانویه ( مثل اخلاق و دین و هنر و … ) وابسته و همبسته با نیازهای اولیه ست ( مثل اقتصاد و… مطالعه بیشتر»

فهرست
1
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x