میوه ی ممنوعه

عباس فضلی: درک مناسب یک فرد از خود، لازمه ی درون بینی صادقانه ای است که آن نیز به همان اندازه که قضاوت انصاف را ایجاد می کند، مستلزم نوعی خضوع و فروتنی است. ولی متاسفانه جامعه ی مدرن با تمرکزی که بر موفقیت می کند و تاکیدی که بر “اول من” دارد. اغلب مارا به جهتی متفاوت می راند، ما…

عباس فضلی: درک مناسب یک فرد از خود، لازمه ی درون بینی صادقانه ای است که آن نیز به همان اندازه که قضاوت انصاف را ایجاد می کند، مستلزم نوعی خضوع و فروتنی است. ولی متاسفانه جامعه ی مدرن با تمرکزی که بر موفقیت می کند و تاکیدی که بر “اول من” دارد. اغلب مارا به جهتی متفاوت می راند، ما را وامی دارد که ضعفهای خود را کوچک جلوه دهیم و “خود” را بزرگتر بنمایانیم. ازین روست که پیامبر اسلام(ص) فرمود که دروغگو دروغ نمی گوید مگر به سبب حقارتی که در نفس خود دارد. 

 

 ***

 میوه ی ممنوعه

(نقش دروغ در سلب اعتماد عمومی)

| عباس فضلی | 

خروسی را پیش مرد لوچی (دوبین و کژچشم) بسته بودند به او گفتند هیچ می دانی که افراد لوچ یکی را دوتا می بینند؟ مرد لوچ گفت : این سخن دروغ محض است زیرا اگر چنین بود حال باید من این دو خروس را چهار تا می دیدم!(۱)

داستان چوپان دروغگو را همگان بارها خوانده و شنیده ایم و گاه هم به بازخوانی و بازگویی آن پرداخته ایم. اما شاید ما در ضمن سرایش ها و خوانش ها، به این نکته توجه نکرده ایم که قصه ی چوپان دروغگو دیگر فقط حکایت روستائیان ساده دل و صادق زبان نیست بلکه قصه ی آدمیان در جهان مدرن نیزهست که از طریق دروغ گفتن روزگار می گذرانند و در مسائل خانوادگی و اجتماعی و اقتصادی از این حربه ی کارساز و برنده، حداکثر بهره وری نموده و حتی حکومت گردانی می کنند.

انسان های قرن بیست و یکمی خود، این داستان را نمایندگی می کنند و شاید هر یک در درون خود تبدیل به یک چوپان دروغگو شده اند. بنابراین این قصه نه فقط حکایت نقد حال ماست بلکه خود روانی ماست.

از طرفی در فرهنگ دینی ما، دروغگویی را گناه کبیره و کلید هر بدی معرفی کرده اند. بدین معنا که تغییر و تحول در زبان، سبب ایجاد هر شری می گردد. عارفان هم حضور دروغ در زندگی آدمیان را موجب اختلال در نظام هستی قلمداد کرده اند.حال با بیان این مقدمه به نقش دروغ در سلب اعتماد عمومی و کندو کاوی در رواداری دروغ در جهان معاصر می پردازیم.

در جامعه ای زیست می کنیم که در گذشته و تاریخ پیش از اسلام، کورش کبیر پادشاه هخامنشی، هزار سال پیش از این، از خداوند درخواست کرده بود که این مرز و بوم را از سه آفت بزرگ ایمن بدارد دشمن، خشکسالی و دروغ. اما گذر زمان، نه ما را از داستان چوپان دروغگو دور کرد و نه این دعا را به اجابت نزدیک. شاید علی رغم این همه تأکید در نفی و نهی دروغ، تداوم این راه ناشی از این باشد که انسانها در ساختن و بافتن و حتی باوراندن دروغ در جهت توجیه عملکرد خود و یا رسیدن به مطامع و خواسته های دنیوی خود بسیار کوشاتر شده اند.

جالب اینجاست که همین زودباوری و فزون خواهی آدم و حوا بود که شیطان را بر آن داشت تا با استفاده از این ضعف اخلاقی، به آنان پیشنهاد خوردن میوه ی ممنوعه را بدهد. چرا که شیطان خوب می دانست که سرشت آدمی با وسوسه های نفسانی و هوس های دروغ پردازانه گره خورده است. و از این طریق می توان او را فریفت و از قضا نقشه اش کارساز و راه انداز شد. و آدم وحوا در وسوسه های خود گرفتار آمده و دروغ شیطان در رسیدن به جاودانگی دنیوی را باور کردند و بر سرشان آن آمد که آمد.

با همه ی اهمیت بنیادینی که در جامعه ی انسانی به اعتماد عمومی داده شده است؛ حیرت انگیز اینکه تقلب و ریا و تزویر و دروغگویی آشکار، در دنیای مدرن معمول شده است. هر چند ما به سختی آن را هضم می کنیم ولی چنین رفتاری به نحوی گسترده مورد قبول واقع شده است. بنابراین اگر در جامعه ای که بی اعتمادی، بی صداقتی، اولویت نفع شخصی بر منافع جمعی و خروج از جاده ی اخلاق و انصاف، حرف اول را بزند و در عین حال دروغ و تزویر نه تنها قبیح شمرده نشده و به عنوان یک امر مذموم و ناپسند، ناهنجاری تلقی نشود؛ پس تردیدی نباید داشت که بنیانهای آن جامعه از خانواده به عنوان یک جمع اجتماعی کوچک گرفته تا اجتماعات بزرگ در لایه های مختلف جامعه، دچار نوعی اختلال اساسی و اختلاق ویرانگر خواهد شد.

نتیجه ی یک پژوهش که توسط موسسه ی رحمان صورت گرفته است؛ نشان می دهد که ۸۰% مردم پول و پارتی را برای احقاق حق خودشان ضروری دانسته و تنها ۸% مردم به اجرای مساوی قانون اعتقاد داشته اند. از این نظر می توان چنین برداشت کرد که شاخص هایی چون امید به آینده، قابل اعتماد بودن و یا منصف بودن افراد جامعه در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. رواج و رسمیت یافتن دروغ در مناسبات فردی و اجتماعی، سوء ظن، فرد گرایی، تضعیف بنیادهای اجتماع، تظاهر و ریا، قانون گریزی، رابطه گرایی، عوام فریبی، تملق و گزافه گویی، نشانهایی از بحران اخلاقی و نبود اعتماد در جامعه است.

در چنین شرایطی وقتی ارزشهای انسانی و بشری، از جمله انصاف، صداقت و صرافت گویی نادیده گرفته شود و اعتماد عمومی درمیان تک تک افراد جامعه از میان برود و شهروندان بقا خود را در دروغگویی جستجو کنند؛ سرمایه ی اجتماعی از بین می رود. با این وجود ، شکی در این نیست که جامعه فاقد سرمایه ی اجتماعی ظرفیت لازم پیشرفت و رشد را از دست می دهد و ریسک سرمایه گذاری در آن افزایش می یابد و در نتیجه رفته رفته با بحران مواجه شده و بی اعتمادی شکننده ای حاکم می گردد.

بی اعتمادی معمولا ناشی از نبود و یا عدم ارائه اطلاعات صحیح و نیز وارونه جلوه دادن حقایق بوده و به همین دلیل نیز افراد اغلب فرض را بر این می گذارند که دیگران انگیزه های منفی دارند هر چند که شایعه و غیبت نیز می تواند به میزان زیادی این بی اعتمادی ها را افزایش دهد. از سوی دیگر صداقت و وسعت نظر و احترام می تواند اثر بی اعتمادی ها را خنثی نماید و محیطی را فراهم کند که در آن ارزشهای انسانی مورد تشویق قرار گیرند. به گونه ای که درجه ی بالای اعتماد مردم به یکدیگر و به حاکمان و متقابلا حاکمان به مردم و ترجیح صداقت بر دروغ، شهروندان را در یک فضای اطمینان بخش روحی و روانی قرار داده و سطح مشارکت و زندگی در فضایی اجتماع محور و نه شخص محور و همچنین ترجیح منافع عمومی بر منافع شخصی را به طرز چشمگیری بالا برده و بخش اعظم پیشرفتهای مادی و معنوی در گرو همین شرایط است.

برای رسیدن به چنین شرایطی لازم است افراد جامعه پیش از هرچیز صداقت را در عمق وجود خود نهادینه سازند. اگر شخصی، آنی نباشد که خود را می نمایاند، و از روبرو شدن با ضعفهای خود هراس داشته باشد، نمی تواند با دیگران روراست باشد.

درک مناسب یک فرد از خود، لازمه ی درون بینی صادقانه ای است که آن نیز به همان اندازه که قضاوت انصاف را ایجاد می کند، مستلزم نوعی خضوع و فروتنی است. ولی متاسفانه جامعه ی مدرن با تمرکزی که بر موفقیت می کند و تاکیدی که بر “اول من” دارد. اغلب مارا به جهتی متفاوت می راند، ما را وامی دارد که ضعفهای خود را کوچک جلوه دهیم و “خود” را بزرگتر بنمایانیم. ازین روست که پیامبر اسلام(ص) فرمود که دروغگو دروغ نمی گوید مگر به سبب حقارتی که در نفس خود دارد.(۲)

از سوی دیگر رویکرد مشاوره ای در تصمیم گیری می تواند تا حدودی میزان بی اعتمادی و تضاد موجود بین افرادی که با یکدیگر کار می کنند را کاهش دهد. همچنین مشاوره می تواند به درک مشترک و توافق دو جانبه ای نائل شود که از اصول و ارزش ها شروع می شود و تا سطوح اخص مشکلات برسد.

علی رغم رواج دروغ و بی اعتمادی، انسانها اغلب با آنکه کاملا آگاهند که ممکن است اعتمادشان را در نتیجه ی رفتارهای اجتماعی از دست دهند، باز هم با دیگران به روش اعتماد آمیز رفتار می کنند این کار می تواند بر اساس محاسبه در منافع یا انگیزش خاص باشند. دلیل دیگری هم که ما با دیگران به روش اعتماد آمیز رفتار می کنیم این است که “اصل برائت ” را در نظر می گیریم چون حس می کنیم اگر به کسی اعتماد کنیم و از برآورده نشدن اعتمادمان ناامید شویم ، بهتر و محترمانه تر است تا اینکه به کسی بی اعتمادی نشان بدهیم و بعد او قابل اعتماد از کار دربیاید. اینگونه رفتار، اعتماد را در جامعه زیادتر می کند. چون رفتار اعتماد آمیز قابل اعتماد بودن را در دیگران تشویق می کند.(۳)

بنابراین آنچه که باعث ارتقاع سرمایه ی اجتماعی می شود روی آوری به صداقت و یکرنگی و ایجاد اعتماد عمومی است. در مقابل بزرگترین آفت این سرمایه، دروغگویی و ریا می باشد.

تصور می کنم آنچه روند زندگی را در جوامع پیشرفته و توسعه یافته را آرام و کم دغدغه کرده است رویکرد آنان به اخلاقیات و رعایت حقوق فردی و اجتماعی است. اخلاق از ما می خواهد حرمتها را پاس نهیم و از کاری که منجر به تضییع حقوق دیگران می گردد؛ پرهیز نماییم.

اگر فردی بداند که رفتار او چه تأثیری بر رفتار دیگران دارد واکنش او چه واکنشی در دیگران ایجاد می کند مسلما در انجام پاره ای از رفتارهایش تجدید نظر می کند. حتی در رفتارهای فردی که به نظر می رسد هیچ تأثیری بر دیگران ندارد. با اندکی تامل فرد متوجه می شود که چه آسیبهایی را متوجه خانواده و دیگر اقشار عمومی جامعه نموده است.

رویکرد امروزی پاره ای از روشنفکران چون دکتر سروش و مصطفی ملکیان به مسائل اخلاقی نشانگر توجه به این واقعیت است که رعایت نکردن اخلاقیات و توجه به ظواهر امر چگونه می تواند جامعه را دچار آسیب و بحران کند. ازین رو به تعبیر دکتر سروش جامعه ی مدنی جامعه ی اخلاقی است.

 

پی نوشت ها:

۱- نقل از روزنامه فرهیختگان شماره۳۵۰ ص ۳

۲- معارف و معاریف ج ۵ ص ۵۷

۳- اعتماد و امانت، جرج. سی. دال بازگردان. ب. یزدانی صفحه ی ۳۸۷

 

مطالب دیگر از این نویسنده:

چاپلوسی سنتی دیرینه

ابلهان در بهشت

نقد حدیث: العلم علمان علم الادیان و علم الابدان

تئوری اقتباس قرآن

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x