حُسین چون زندگی

سلمان احمدوند: در اندیشه ی سیاسی شیعه، محرم به نماد مقابله با ظلم و تسلیم نشدن در برابر آن و مشروعیت زدایی از نظامات سیاسی نامشروع برکشیده شده است. در این بین امام حسین «ع» شخصیت محوری تراژدی هولناکی است که در محرم/ پاییز سال ۶۱ هجری در سرزمین موسوم به کربلا روی داد و به سبب کارویژه های جامعه…

سلمان احمدوند: در اندیشه ی سیاسی شیعه، محرم به نماد مقابله با ظلم و تسلیم نشدن در برابر آن و مشروعیت زدایی از نظامات سیاسی نامشروع برکشیده شده است. در این بین امام حسین «ع» شخصیت محوری تراژدی هولناکی است که در محرم/ پاییز سال ۶۱ هجری در سرزمین موسوم به کربلا روی داد و به سبب کارویژه های جامعه شناختی، معنوی و اخلاقی آن همچنان از وراء حجاب قرن ها، بازار گفت و  گو در باب آن گرم است و آزادگان و دلیران از نام و کار حسین برای مصاف با استبداد مدد می گیرند.   

خون حسین از اعماق تاریخ دادخواهی دادخواهان و آزادگان می جوشد و در دل ستم پیشگان و زورگویان هراس  می-افکند که مبادا یادکرد آن قیام سرخ در دل ها شور برانگیزد و بنیاد قدرت و مکنت آنان را بر باد دهد. آماج این جُستار انگشت نهادن بر سویه های مدنی و جامعه شناختی محرم و حادثه-ی جانگزای عاشوراست. درانداختنِ طرحی نو برای بهره مندی از ظرفیت های بی بدیل این واقعه در جهت تعمیق حس شهروندی و ترویج فرهنگ دموکراتیک.

مولوی با خوانش عرفانی خویش از رویداد حماسی عاشورا آن را بهانه ای برای گریستن و عزا کردن بر احوال زار خویش و رشک بردن بر کار و کردار و سرنوشت شهیدان خدایی می دانست و امام حسین را سلطانی می دانست که با حفره کردن زندان جهان به سوی شادروان دولت شتافته است. او با تن ندادن به ذلت و ترجیح مرگ عزیزانه بر زندگی ذلیلانه، از زندگی خود و یارانش تابلویی جاودانه برای نگهداری در موزه ی تاریخ و دیده ور شدن نسل های پیاپی آفرید. مولوی به سبب جهان نگری انفسی و درون کاوانه که فرزند مشرب عرفانی اوست، و گفتمان طرب ناکی که از زیستن در دولت پاینده ی عشق نصیب برده است، شأن امام را اجل از نوحه سرایی می داند و ملامت نوحه گران را دستاویزی برای به دست دادن خوانشی دیگرگون از آن حادثه ی مهیب و مهیج می سازد:

پس عزا بر خود کنید ای خفتگان

زانک بد مرگیست این خواب گران

روح سلطانی ز زندانی بجست

جامه چه درانیم و چون خاییم دست

چونک ایشان خسرو دین بوده‌اند

 وقت شادی شد چو بشکستند بند

سوی شادروان دولت تاختند

کنده و زنجیر را انداختند

از دیدِ او برای هر که از حقیقت کار امام، و خوی و خیم آزاداندیشانه و ستم ستیزانه ی او و جانبازانش بویی برده باشد، عاشورا نه مجالی برای جامه دریدن و دست خاییدن، که به واقع روز شهریاری و شادمانی و شاهنشهی است:

روز ملکست و گش و شاهنشهی

گر تو یک ذره ازیشان آگهی

ور نه‌ای آگه برو بر خود گِری

 زانک در انکار نقل و محشری

عارف شوریده شرط آبادانی دل و دین و دستیابی به فضیلت دلیری و چشم سیری را عبور کردن از ظواهر رویدادها و دریدن پرده ی پندار می داند:

بر دل و دین خرابت نوحه کن

که نمی‌بیند جز این خاک کهُن

ور همی‌بیند چرا نبود دلیر

پشتدار و جانسپار و چشم‌سیر

از معاصران هم حسین منزوی، در این فقره، با مولوی همدل است:

شأن تو عزا نیست، عزای تو حماسه است

ای کاسته شأن تو از این معرکه گیران!

محرم، عاشورا و اربعین را با خیل ظرفیت ها و پویایی های آشکار و نهانش، می توان به بزرگ ترین شبکه ی اجتماعی شفاهی شیعیان تبدیل کرد. به فراخوانی باشکوه برای ترویج هنجارهای شهروندی و تعلیم آموزه های مدنی از گذر تشویق مردمان به نگهداشت آب و خاک و زمین در کشوری که هر روز و هر لحظه از امکانات زیست محیطی خالی تر می شود و در بیایان زایی و جنگل زدایی پیشتاز جهان است. به گمان من مظلوم ترین جانب از جوانب حیات دینی در رزوگار ما، ساحت اجتماعی آن است و غفلت تباهی آور از قدرت بی نظیر آن در مصاف و مقابله با مصائب بنیان کنی که نیک اگر بنگریم در صدر و بر فرق همه ی آن ها، محیط زیست و چالش های بی سابقه ی آن – خاصّه کمبود یا نبود ترس انگیز منابع آب در بسیاری از استان های کشوری خشک و نیمه خشک و توسعه ی بی امان بیابان ها نشسته است. بغرنجی که از نگاه بسیاری از آگاهان بزرگ ترین مسئله-ی پیش روی ایران امروز است که به سبب تبدیل شدن آن به بحرانی امنیتی بر اثر مهاجرت از مناطق کم آب و بی آب به مناطق پر آب یا نزاع بر سر توزیع حق آبه، بی گمان از هر اپوزیسیونی قدرتمندتر است.   

بهره گیری از امکان های اجتماعی حیات دینی و قدرت شگفت آن در بسیج افکار عمومی برای دستیابی به هدفی که از آن سخن رفت و چنگ زدن بی هوی و هوس در تراث پُر ارج سنّت و سیره برای سامان دادن به بی سامانی های فزاینده ی اخلاق فردی و جمعی، حال مُلک و ملت را بهتر می کند. از آن میان، رمضان و محرم عالی ترین فرصت ها برای اعتبارسنجی این دو رهیافت است. ایده هایی که آماج آن زنده داشت ظرفیت های مدنی و رونمایی از امکان های جامعه شناختی حیات دینی در جهت رفع مشکلات و حل مسائل خرد و درشت نظام اجتماعی است. از آن جمله است: دعوت روزه داران و سینه زنان به مهربانی با طبیعت، مشارکت آنان در پیراستن دامان طبیعت مجروح از زباله ها، مصرف بهینه منابع ناچیز آب، نیالودن آب و خاک و هوا، گنجاندن مباحث زیست محیطی از قبیل گرمایش روزافزون زمین، سونامی مصرف پلاستیک، حجم ترسناک زباله هایی که در روز تولید می شود در مناسک دینی و محافل مذهبی. ساخت و تولید برنامه های تلویزیونی و رادیویی که با ادبیات توده پسند و عامه فهم دینی پاسداشت طبیعت را ترویج و آن را به فضیلتی دینی تبدیل کند. از برداشتن همین قدم های کوچک است که راه رسیدن به موقیت های بزرگ هموار می شود، همچنان که شکست های عظیم از لغزش های کوچک سرچشمه می گیرد!

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
مرادی
شهریور ۱۴, ۱۳۹۸ ۱:۴۵ ب٫ظ

زندگی تنها دارای ابعاد استبداد ستیزی و رعایت موازین زیست محیطی نیست…از همه اینها مهمتر بعد اقتصادی است…. جنبه های روحانی کار امام حسین دستاویزی است برای ثابت نگهداشتن اقتصاد در سطح همان سال ۶۱ هجری…البته این جنبه های مهم اقتصادی پس از فروکش کردن قیام ضد استبدادی و استکباری و جا انداختن برحق بودن و شهید و مظلوم شدن امام حسین تئوریزه میشود… در فقه نشستن قواعد اقتصادی زمان های دور در لسان منسوبین به امام حسین و یا خود ایشان مهمتر است… [b]ابعاد و ارزش های ثابت را نباید سپر بگیریم برای ابعاد و ارزش های پویا…[/b] اینکار… مطالعه بیشتر»

فهرست
1
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x