زیست مستبدانه چه نسبتی با حیات دینی دارد؟

سیامک صفاتی: سخن این است که چرا حکومت های دینی که بر  اِعمال فضایل الهی و انسانی و اخلاقی در جامعه پافشاری می کنند، جوامع خویش را عملا بر خلاف آموزه های متون مقدس و یا در تضاد با اصول اخلاقی و ارزشهای انسانی اداره می نمایند؟ مگر غیر از این است که آفات و رذائل اخلاقی چون ترس، تحقیر،…

سیامک صفاتی: سخن این است که چرا حکومت های دینی که بر  اِعمال فضایل الهی و انسانی و اخلاقی در جامعه پافشاری می کنند، جوامع خویش را عملا بر خلاف آموزه های متون مقدس و یا در تضاد با اصول اخلاقی و ارزشهای انسانی اداره می نمایند؟ مگر غیر از این است که آفات و رذائل اخلاقی چون ترس، تحقیر، ریا، تزویر، دروغ، ظلم، تبعیض، تکبر، استبداد و خرافات و بسیاری دیگر منافی دینداری و خلاف فطرت و مانع رشد و بلوغ و تعالی انسانی است و دین آمده تا ضمن کمک به شناخت و آگاهی از خود و جهان، به خلوص و زنگار زدائی از آینه ی دل و به هر چه بهتر شدن انسان و جامعه ی بشری یاری رسانَد، ولیکن با این همه چرا ساختارها، نهادها، فرصت ها، امکانات، رفتارها، قوانین به گونه ای تنظیم، تعبیه و برقرار شده و می شود که رذائل توسعه یابد نه فضائل.

استبداد یا خودرأیی و خودکامگی که بزرگترین رذیلتهاست در جوامع مدعی دینداری حضوری بسیار پررنگ دارد، این بیماری را نه تنها باید دشمن انسان تلقی نمود بلکه بزرگترین دشمن دینی قلمداد می شود که آنان بدان قلمرو برای زیست متعالی تمسک می جویند. 

زیست استبدادی مهیب ترین آفات و بیماری ها و آسیب ها را هم در عرصه ی قدرت و هم درخوی فرد فرد آحاد جامعه پدید می آورد، زیست مستبدانه در عرصه ی قدرت هیچ روزنه و زمینه ای برای نظارت، نقد و پاسخگویی در مقابل مردم باقی ننهاده  و نمی نهد. البته ممکن است از مظاهر و نهادهای به اصطلاح دموکراتیک جهت نشان دادن وجهه ی مردمی و مشروعیت خود استفاده کند اما در عمل با ایجاد هزینه های فراوان و مهندسی نهادهای مزبور و همچنین اِعمال فشار و سرکوب مخالفان و اِرعاب و تهدید دگراندیشان و تشکیل نهادهای موازی عملا امکان نقد، نظارت، پاسخگویی و عزل حاکمانِ ناکارآمد و نالایق را از آنان سلب می نماید.

عدم گردش آزاد و برابر قدرت بدلیل ساختار متصلب و تمامیت خواهانه ی حکومت های دینی مبتنی بر زیست مستبدانه منجر به عدم ورود انسانهای صاحب  دانش، فرهیخته، توانمند و دلسوز که فهم و خوانش دیگری به غیر از ایدئولوژی مستقر دارند در زمین قدرت می گردد، این رویکرد منجر به جامعه ایی بسته، تک صدایی و تبعیض آمیز گردیده که نتیجه ی آن فقر، نابرابری، شکاف طبقاتی، محرومیت، برقراری رانت و حق ویژه برای عده ای، فساد و خشونت خواهد بود.

قدرت استبدادی خود را مافوق قانون تصور می نماید به این دلیل، که اگر در جامعه ای قانون مبنا و محور باشد ثبات، امنیت و پیش بینی پذیری و گشایش امکان تحقق می یابد، در این صورت آنان نخواهند توانست نامحدود و نامشروط عمل و حکومت کنند و همچنین با وجود ثبات و امنیت واستقرار و حاکمیت قانون ملزم اند تا  جهت اداره ی امور طرح و برنامه ارائه نمایند و مضافا در خصوص عملکرد خود نیز باید پاسخگو باشند، اما مسئله ی اساسی تر زمانی روی می دهد که دو گانگی فی مابین قانون موضوعه و قانون شریعت حادث شود و یا نمایندگانی وارد حوزه های انتخابی شوند که منتخبین واقعی ملت نبوده و به دلیل فقدان دانش و تخصص و توانمندی و عدم آگاهی از مطالبات، خواست ها و نیازهای راستین مردم و عدم آگاهی از سیر شتابناک تحولات منطقه ای و جهانی قوانینی تصویب و اجرا نمایند که نه تنها مشکلی را رفع نخواهد کرد بلکه مشکلی بر مشکلات پیشین خواهد افزود، لذا مشاهده می نماییم که تداوم وضع موجود با حاکمیت و قوانین و نهادهایی که خود را منطبق و مطابق نیازهای روزافزون جامعه و جهان نمی نمایند چه فجایع و آثار مخربی به بار خواهد آورد که البته این وضعیت باید به نفع نیروهای تحول خواه و نهادهای انتخابی و قانون موضوعه تغییر یابد تا  مشکلات به تدریج حل شود.

علماء وحاکمان دینی بر خلاف آموزه های متن مقدس بدلیل اینکه خود را ولی و سرپرست مردم تصور می نمایند و مردم را صغیر و مهجور تلقی نموده که امکان تشخیص خوب از بد خود را ندارند ، امکان رشد و بلوغ را از افراد سلب می نمایند در صورتی که تنها در شرایط و فضای آزاد و در اثر اعتماد به مردم ودر پی آزمون و خطا و در فرایند کوشش و کنش و بازیگری اجتماعی شرایط رشد و بلوغ ذهنی و فکری فراهم می گردد، نتیجه ناگزیر عدم باور به قدرت مردم در رشد و به کمال رساندن خود، این خواهد شد که قدرت قضاوت وداوری در تمیز خوب از بد و حساسیت و دغدغه مندی به وضعیت جامعه و احساس مسئولیت به حقوق و تکالیف خود و دیگران از  مردم سلب  گردیده و یا بسیار کمرنگ می شود.

 عنصر تقوا در جامعه ی استبدادی بسیار کم رمق و کم توان چه در حیات فردی و چه در ساحت اجتماعی امکان ظهور و بروز می یابد، به زعم قرآن “هیچ انسانی بر انسان دیگر برتری ندارد جز به تقوا”  تقوا در حیات اجتماعی بصورت سیستماتیک و روشمند امکان تحقق می یابد، تا هیچ کس خود را برتر از دیگران نداند. اما تقوای سیستماتیک چیست؟ جامعه ی مدنی است، احزاب، مطبوعات مستقل و نیرومند و رسانه های آزاد، ناظر، ناقد، آگاه و پروا پیشه از مجموعه رذائل است ، فعالین و کنشگران مدنی، اتحادیه ها و سندیکاهای مستقل و نیرومند و حامیان و حافظان محیط زیست اند. چرا که بطور روشمند و مضبوط جامعه را ازخطر ظلم، تحقیر، ترس، تدلیس، قیمومیت، سلطه، تحمیل، تهدید، تضییق و خشونت نگاهداری و نگاهبانی می نمایند. تفکر استبدادی از سازمان یابی و تشکل یابی مردم در غالب احزاب، جامعه مدنی، سندیکاها، اتحادیه های مستقل جلو گیری می کند تا امکان قدرت یابی و همبستگی افراد را بگیرد، چرا که در این صورت مورد نظارت و پرسش مستمر مردم قرار خواهد گرفت و موازنه قوا از قدرت مطلقش خواهد کاست و دیگر اوست که خود را باید با قدرت مردم هماهنگ کند و به آنها پاسخگو باشد. لذا مشاهده می کنیم که در نبود جامعه مدنی پویا و احزاب مستقل و توانمند و سندیکاها و اتحادیه های مستقل و نیرومند، جامعه اتمیزه، منفرد، متفرق و کم توان در پیگیری مطالباتش خواهد شد و نتیجه ی آن افسردگی، یأس، استیصال و پرخاشگری می شود.

وجود استبداد به دلیل ماهیت آن که باعث تمرکز و انباشت قدرت، ثروت، معرفت و منزلت در اختیار فرد، افراد یا طبقه ای خاص می گردد مولد شرک است زیرا باعث می شود تا مردم برای  نزدیک شدن به کانون قدرت و ثروت و برخورداری از مواهب و مناصب آن که حق خداداد همه ی انسانهاست، ماسک به چهره بزنند، دروغ بگویند، ریا بورزند، تظاهر کنند و خود حقیقی شان را پنهان نموده و تملق و چاپلوسی پیشه کنند و تن به هر ذلتی بدهند، لذا می بینیم که چگونه استبداد شخصیت و سرشت انسان ها را خُرد و متلاشی ساخته و امکان رشد و زندگی سالم و انسانی که حق طبیعی و بدیهی آنان است را از آنان سلب می نماید.

 شاخص ترین ویژگی انسان و فصل ممیزه ی انسان از حیوان قدرت تعقل و خرد ورزی اوست، اما حکومت و جامعه ی استبدادی نمی گذارد تا عقل آدمی بصورت مستقل و منتقدانه به فعالیت بپردازد زیرا پیشاپیش برای عقل محدوده و خطوط قرمز تعیین می نمایند که در حیطه ایی که حکومت تعیین می کند یا شرع عنوان می کند و یا از مقدسات تلقی می شود امکان پرسشگری و نقد و تحلیل ندارد، لذا می بینیم که  این منش و روش به منزله ی نفی عقل می باشد چرا که سرشت عقل یعنی پرسشگری، سیالیت، تکثر، جستجوگری، نوآوری و عدم ایستایی چنانچه ما با پرسش  و نو آوری مخالفت کنیم با عقل مخالفت ورزیده ایم زیرا خدایی که عقل را در فرایند تاریخی آن آفریده، به ماهیتش و به تفاوتها، اختلافات، کثرت، پرسشگری و همه ی دستآوردهای ناگزیر آن وقوف داشته است.

 آیا ترس و هراس از اغیار از رذائل اخلاقی محسوب نمی گردد، اما فشار و سرکوب موجب ترس می شود و ترس، قدرت، جسارت و نیروی اعتماد به نفس و مقاومت و پایداری انسان ها را تضعیف می نماید، لذا می بینیم انسانها برای رهایی از فشارهای جسمی و روانی و برای در امان ماندن از سرکوب و بازداشت و مجازات خود واقعی شان را پنهان می کنند و افکار و عقاید خود را مطرح نمی نمایند. با ادامه روند موجود استبداد به حیات خود ادامه می دهد، نتیجه ی قطعی و ناگزیر این نگرش مسدود شدن راه تعالی، توسعه و پیشرفت است چرا که توسعه از راه میدان دادن به همه ی اندیشه ها، دلسوزان و انسان های آزاده و توانمند و متعهد به ارزشهای انسانی و دغدغه مند به حقوق دیگران می گذرد.

 تفکر استبدادی، دین، ایده، نظر و عقیده ی خود را کامل ترین و بهترین دین و ایده می داند و بدین سبب عنصر زمان را نادیده می گیرد و با  نا دیده انگاشتن تکثر موجود در جهان وعالَم انسانی و برای تحقق سریع و جهان گستر آن، به محو و سرکوب سایر گرایشات می پردازد تا با تلقی وارونه از وحدت، جوامع انسانی را به آرمان هایش رهنمون گردد. اگر بپذیریم که انسان ها ناکامل و ناقصند، پس ایده، تحلیل، تفسیر و طی طریق آنان چه در امور دینی و چه غیر آن همواره ناکامل باقی خواهد ماند. لذا اینکه بر اساس تحلیلی ناقص از انسانی ناقص انحصار، تمامیت، خود یقین پنداری، خود شیفتگی، تنگ نظری و جزمیت پیشه کنیم بسیار فاجعه آمیز خواهد شد چرا که سر آغاز ظلم، تبعیض، حذف، تکفیر، تفسیق، تضییق، فساد و خشونت خواهد شد.

چنانکه می دانیم امر به معروف و نهی از منکر از عناصر فربه حیات دینی تلقی می شود اما در جان و جامعه ی استبدادی با استحاله و فروکاهی  به اموری غیر از هدف واضع آن، به ضد خود که همانا باید اصلاح سیاست ها، نهادها، سنن و عادات و دیدگاههای ایستا، تعصب آلود، خرافه اندود و گذشته گرا و فضای باز جهت تعامل و گفتگو ی بدون لکنت در خصوص همه ی ترجیحات، نیازها واقتضائات و مناسبات انسانی و عرصه ایی آزاد و برابر برای کنشگری و هویت یابی و رشد و تعالی شخصیت تک تک آحاد جامعه باشد، تبدیل می شود.

مع الوصف چنانکه تفکر و زیست استبدادی با این وسعت از رذائل و ژرفا ازنتایج مخرب و آثار منفی که ماهیت و سرشت آدمی را منکوب و سرکوب می سازد و از رشد و شکوفایی استعداد های انسانی باز می دارد و از پیشرفت و توسعه ی جامعه انسانی جلوگیری می کند، به چه دلیل باید با دین که به زعم متون مقدس باعث آزادی از هر نوع سلطه گری و سلطه پذیری می شود و رهاننده ی آدمی از هر زندان درونی و بیرونی است و جملگی انسان ها را خالی از جبر و زور به خداگونگی دعوت میکند، تقارن و تلائم داشته باشد؟ وقت آن رسیده که استبداد، فرد سالاری، طبقه سالاری و زیست مستبدانه را در همه ی ابعاد و زمینه های حیات فردی و اجتماعی کنار بگذاریم، خاصه در حیات دینی.

 گیرم که بود دین تو کامل

از کاملیش تو را چه حاصل

 

 

مطالب دیگر از این نویسنده:

آیا پیشوایان دینی مقدس و معصومند؟

هستی در مسیر خود آگاهی

عدم تحول فهم به معنی مرگ خدا

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
57 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
مرادی
آذر ۱, ۱۳۹۷ ۳:۰۶ ب٫ظ

جناب حجت جانان

شما دارید کلمه “عبد” را هم در رابطه خدا و انسان بکار میبرید و هم در رابطه انسان و انسان…

وقتی ما میگوییم کلمه “عبد” همان “ماملکت ایمانکم” نیست و “عبدالله” داریم شما میگویید چرا هست انسان هم برده خداست….

حالا که ما میگوییم رابطه خدا و انسان مثل رابطه انسان با انسان نیست شما میگویید من کی گفتم آن دو رابطه یکی است!!!

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۳۰, ۱۳۹۷ ۷:۱۶ ب٫ظ

من کی گفتم عبد خدا بودن با عبد انسان بودن یکی است؟شما مطلب را درست نمیخوانید بعد اظهار نظر میکنید من که گفتم بندگی خدا با بندگی انسان بسیار متفاوت است خدا با انسان هم شان نیست ولی انسان با انسان دیگر هم شان است وهرگز نباید به خود اجازه دهد که او را به بردگی وبندگی بکشاند مسئله خدا مطلب دیگریست تنها نقطه اشتراک انها بی اختیار بودن انسان در برابر اراده ی انهاست اگر خدا اراده ای نماید انسان نمیتواند جلوی انرا بگیرد ودر برابراراده ی خدا بی اختیار است برده هم در برابر اراده ی مالک خود… مطالعه بیشتر»

مرادی
آبان ۲۸, ۱۳۹۷ ۴:۰۰ ب٫ظ

جناب حجت جانان

یکی شمردن عبد برای خداوند با برده برای انسان کمال بی لطفی است…

خداوند به انسان مدت آزادی عمل داده است…آیا صاحب برده به او فرصت نافرمانی میدهد؟…به انسان فرصت جولان در بر و بحر داده است…

خداوند میخواهد انسان از روی رضایت خداوند را اطاعت کند اگر عظمت الهی را درک نکرد و اطاعت ننمود خود بر خویشتن ظلم میکند…

از اینکه در آرای مفسرین و مترجمین اشتباهات زیاد باشد تعجب نکنید…آنها را ملاک نگیرید…

عرض بنده هم ملاک نیست ملاک ارتباط آیات در هر سوره است…و کلیت قرآن و انسجام آن است…

موفق باشید

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۲۶, ۱۳۹۷ ۷:۵۷ ب٫ظ

مهمترین ویزگی یک برده فاقد اختیار بودن انست که در ایه ۷۵ سوره نحل بصراحت قران میگوید که عبد مملوک که هیچ اختیاری ندارد همین بی اختیار بودن که بر هیچ چیز حتی نفس خود اختیاری ندارد همین بزرگترین واصلی ترین ویزگی یک برده است که عبد انرا داراست البته رقبه وملکت ایمانکم هم برده هستند وهمین ویزگی را دارند بلی هرجا عبد دیدیم به معنی برده است ملکت ایمانکم ورقبه هم برده هستند تمام مترجمان ومفسران متفق القول هستند که اینها همگی برده هستند شما به ترجمه ایات ۷۵ و ۷۶ سوره نحل نگاه کنید بسیاری از مترجمان تاکید… مطالعه بیشتر»

مرادی
آبان ۲۵, ۱۳۹۷ ۱۰:۳۹ ق٫ظ

جناب حجت جانان

اگر “عبد” هم برده باشد دچار تناقض میشویم : خداوند از طرفی تشویق به آزاد کردن برده میکند از طرف دیگر خودش برده دار است؟!!

پس بنای شما بر اینکه “عبادکم” و “ماملکت ایمانکم” هر دو برده هستند اشتباه است…

مرادی
آبان ۲۵, ۱۳۹۷ ۹:۵۶ ق٫ظ

جناب حجت جانان

نتیجه نظر شما این خواهد شد که “ما ملکت ایمانکم” یک جور برده هستند و “عبادکم” هم یک جور برده هستند…

بنابراین هرجا در قرآن “عبد” و “عباد” و “عبدالله” و “عبادالله”…می آید یعنی برده و بردگان!!!

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۲۵, ۱۳۹۷ ۵:۱۴ ق٫ظ

بیع کلی تر از تجارت است وهرنوع قرار داد از جمله تجارت را شامل میشود واین بدین معنی نیست که درایه فوق تجارت با بیع فرق دارد خیر بیع تجارت را هم شامل میشود ودایره ی گسترده تری دارد وایه میخواهد تاکید کند که هیچ چیز انان را از یاد خدا غافل نمیکند هر دو تجارت وبیع به معنی نوعی قرار داد وداد وستد هستند اما بیع کلی تر است هیچگاه ایندو بیربط نیستند که شما بخواهید از این مسئله استفاده کنید تا حرفتان اثبات شود خیر چنین نیست

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۲۴, ۱۳۹۷ ۶:۱۱ ب٫ظ

تفاوت انها در نوع برده شدنشان است همگی برده هستند وقوانین برده داری درمورد انها جاریست این را همه ی مفسران ومترجمان متفق القول هستند ولی تفاوت در نوع برده شدنشان است که ملکت ایمانکم اسرای جنگی هستند برای همین هم قران میگوید مکاتبه کنند تا از طریق بستگانشان پولی در ازای ازادیشان بپردازند واگر مالکشان خیر وصلاحی دران میبیند انان را ازاد نماید

مرادی
آبان ۲۳, ۱۳۹۷ ۵:۱۳ ب٫ظ

جناب حجت جانان بعنوان نمونه در آیه ذیل از سوره نور: رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاهِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ﴿۳۷﴾ دو کلمه “تجاره” و “بیع” چون در یک آیه و در یک اتصال قرار گرفته اند باید نتیجه بگیریم که این دوکلمه دقیقا به یک معنا و مفهوم نیستند… به همین قیاس وقتی عناوین ” الْأَیَامَى مِنْکُمْ ” و ” عِبَادِکُمْ ” و ” وَإِمَائِکُمْ ” و ” مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ” در یک اتصال (اینجا اتصال دوآیه مجاور) قرار دارند با هم فرق میکنند… [b]وجود اتصال در یک… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۲۲, ۱۳۹۷ ۵:۴۳ ب٫ظ

شما قبلا گفتید که در نزد مسلمین برده فقط بصورت اسرای جنگی بوده است وطریق دیگری مسلمانان برده نگه نمیداشتند وانرا ملکت ایمانکم دانستید ودرضمن گفتید که اینکه قران در جایی ملکت ایمانکم استفاده میکند ودرجایی عبد استفاده میکند اینها باهم فرق دارند وعبد برده نیست کارگر است دلیلتان هم استفاده از دو وازه برای یک معنی بود من قبلا هم به شما گفتم که نزد قران در موارد دیگر هم تکرار شده که از وازههای مختلف برای یک معنا استفاده شده است ومثال خلق السماوات واالارض که در جای دیگری بدیع السماوات والارض امده را برایتان عنوان کردم که… مطالعه بیشتر»

مرادی
آبان ۲۱, ۱۳۹۷ ۷:۲۸ ب٫ظ

جناب حجت جانان

درباره اینکه میفرمایید:

“…خیر عبد هم برده است رقبه هم برده است ….”

باید عرض شود قسمت اول “عبد هم برده است” درست نیست چون در آیه اول “عبد” بشکل “عبادکم” آمده است و نمی تواند تکرار آن باشد….

اما قسمت دوم فرمایش شما یعنی “رقبه هم برده است” میتواند درست باشد چون در آیه اول این کلمه یعنی “رقبه” نیامده است…و ربطی به دو آیه سوره نور ندارد…

مرادی
آبان ۲۱, ۱۳۹۷ ۴:۵۸ ب٫ظ

جناب حجت جانان در آیه دوم مورد بحث در سوره نور معلوم نیست “ماملکت ایمانکم” از طریق جنگ بدست آمده باشد یا نه…. [b]اصلا مشکل منشاء تولید “ماملکت ایمانکم” نیست[/b] مشکل این است که “ماملکت ایمانکم” در آیه دوم همان “عبادکم” یا “امائکم” در آیه اول نیستند همین… [b]ما فقط به تفاوت کاربردی این سه عنوان کار داریم و لا غیر…[/b] حالا اگر “رقبه” کلمه ای است برای برده یا شخص بدهکار و یا هر چیز دیگر است باز بجث دیگری است… [b]لطفا تمرکز کنید : ما فقط به تفاوت مصادیق و کاربرد این سه عنوان کار داریم و لا… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۲۱, ۱۳۹۷ ۹:۳۲ ق٫ظ

قبلا هم توضیح دادم که در ان ایات از سوره نور بعد از عبد به ملکت ایمانکم میپردازد ومیگوید که اسرای جنگی یا همان ملکت ایمانکم را درازای پول میتوانید آزاد کنید اگر خیر ومصلحتی دران ببینید قران در مورد اسرا قبلا هم اینراه را پیشنهاد داده بود که میتوان در ازای مبلغی انان را ازاد کرد ولی مشکل شما اینست که گمان میکنید برده فقط ملکت ایمانکم است !!! خیر عبد هم برده است رقبه هم برده است پرا شما در مورد رقاب ساکت هستید ایا رقاب برده نبودند ؟ چرا اصرار دارید فقط اسرای جنگی را برده نشان… مطالعه بیشتر»

مرادی
آبان ۱۹, ۱۳۹۷ ۴:۵۵ ب٫ظ

جناب حجت جانان نظر قرآن همان است که در تایید مجدد در سوره مائده میفرماید: وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَهٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۴۵﴾ اگر شخص آزاد مرتکب قتل شد باید همان شخص آزاد قصاص شود…قرآن این را میگوید… حال اگر بعد از پیامبر دوباره به قوانین جاهلیت برگشت شده است تقصیر قرآن نیست… بنده هم مثل شما…. قرآن و اتصال آیات پوستین اسلام را وارونه میکند… کدام اشتباه میکنند روایات یا قرآن؟ احتمال اشتباه بودن روایات… مطالعه بیشتر»

مرادی
آبان ۱۷, ۱۳۹۷ ۰:۵۹ ق٫ظ

جناب حجت جانان نظر ایشان را ببینید درباره اتصال دو آیه ذیل از سوره نور: وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿۳۲﴾ وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْرًا وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ وَلَا تُکْرِهُوا فَتَیَاتِکُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَمَنْ یُکْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۳۳﴾نور توجه بفرمایید که در آیه اول سه گروه نامبرده شده اند: الْأَیَامَى مِنْکُمْ……. … عِبَادِکُمْ…. … وَإِمَائِکُمْ در… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۱۶, ۱۳۹۷ ۶:۵۰ ق٫ظ

ایت الله العظمی خوئی که اعلم مراجع تقلید زمان خود بود احکام دیه مسئله ۲۸۰۸ سطر دهم دیه مقتولی که غلام یا کنیز باشد قیمت اوست در صورتیکه بیشتر از دیه ازاد نباشد ودر صورتیکه قتل عمدی هم باشد [b]نمیشود قاتل ازاد را برای او کشت توجه میکنید مرد ازاد را که قتل عمد مرتکب شده باشد وبرده را بکشد رانمیتوان بخاطر کشتن برده قصاص کرد [/b] اگر مرد ازاد یا زن ازاد عمدا برده ای را به قتل برساند قصاص نمیشود اگر صاحب برده قاتل را نبخشد قاتل قیمت برده مقتول را به صاحبش میپردازد [b]منهاجالصالحین[/b] [b]توجه میکنید انگار… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۱۶, ۱۳۹۷ ۶:۳۴ ق٫ظ

ترجمه های مختلف از ایه ۱۷۸ سوره بقرهاستاد فولادوند مرد ازاد در برابر مرد ازاد بنده عوض بنده و….الهی قمشه ای ازاد در برابر ازاد بنده به جای بنده …..مکارم شیرازی ازاد در برابر ازاد برده در برابر برده …..ایت الله مشکینی ازاد در برابر ازاد برده دربرابر برده…….موسوی همدانی ازاد در برابر ازاد برده دربرابر برده…..صفوی ازاد دربرابر ازاد برده دربرابر برده …..انصاریان ازاد دربرابر ازاد برده دربرابر برده……بروجردی ازاد دربرابر ازاد بنده به جای بنده ……خرمدل ازاد دربرابر ازاد برده دربرابر برده ……باز هم بنویسم تمام مترجمان ومفسران عبد را برده یا بنده میدانند شما گمان میکنید هیچ… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۱۳, ۱۳۹۷ ۷:۲۰ ب٫ظ

شما مزخرف گفتید هرچرندیاتی که شما گفتید قرار نیست دیگران بپذیرند بیشتراز حدو حدودتان ادعا میکنید عبد همان برده یا بنده است واین ایه در مورد شانیت قایل شدن برای اعمال قصاص است برای همینست که در اسلام دیه زن را با مرد برابر نمیدانند وبه همین صورت دیه برده را با مرد ازاد برابر نمیدانند بر اساس همین ایه از قران است

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۱۳, ۱۳۹۷ ۷:۱۵ ب٫ظ

بلی انسان همانند برده بی اختیار است ولا یمکن الفرار من حکومتک هیچ راه فراری از حکومت خدا نیست بنده وبرده هردو به معنای فرد بی اختیار است انسان تسلیم در برابر اراده الهیست انجا که انسان طغیان میکند این خداست که به او چنین اجازه ای میدهد وگرنه انسان در برابر اراده خدا تسلیم وبی اراده وبی اختیار است هرگز چنین رسم نبوده که کسی دیگر را به جای قاتل قصاص کنند از خودتان داستا نسازی نکنید هیچوقت رسم نبوده که به جای یک عبد یک حر قصاص شود که قران بگوید بجای عبد باید عبد قصاص شود گفته… مطالعه بیشتر»

مرادی
آبان ۱۱, ۱۳۹۷ ۷:۳۶ ب٫ظ

جناب حجت جانان

موضوع قصاص را مجددا در این قسمت تکرار میکنم:

در آیه سوره بقره معنای “الحر بالحر” منظور این است که اگر [b]قاتل[/b] حر بود همان حر قصاص شود

کاری به اینکه [b]مقتول[/b] حر بوده یا عبد نداریم.[b]قاتل را قصاص میکنیم.[/b]کسی دیگر بجای قاتل قصاص نمی شود…برخلاف رسم رایج آن زمان…

در آیه سوره بقره از قصاص برده خبری نیست…این سکوت حکمت دارد…

مرادی
آبان ۱۱, ۱۳۹۷ ۶:۱۸ ب٫ظ

چناب حجت جانان

شما هنوز برده و بنده را یکی میگیرید:

[quote]یعنی همان بنده یا برده و البته همانطوریکه درکامنت قبل[/quote]

[b]هر نوع اعتراض و تحلیل باید بر اساس تفاوت این دو باشد…[/b]

عبد بمعنی فرمانبر است…بنده مثال زدم کارگر…عبد بودن سلسله مراتبی است…من از شما فرمانبر هستم شما از کسی دیگر و آنهم از کسی دیگر…

انسان باید عبد خدا باشد ولی طغیان میکند و استکبار میورزد تسلیم وساوس شیطان میشود و فرمانبر خدا نمی شود…

انسان در خلقت با برده یکی است؟

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۱۱, ۱۳۹۷ ۴:۲۸ ق٫ظ

عبدالله به معنای چیست؟ایا معنای ان اینست ؟ کارگر خدا؟!عبدالله به معنای بنده ی خداست بنده همان کسیست که اراده ای از خود ندارد ایا انسان میتواند در مقابل اراده ومشیت الهی ایستادگی کند ؟انسان تسلیم اراده ی خداست واین اراده ی ظاهری که انسان دارد درظول اراده ی خدا وبه حکم خداست هر جا که خدا اراده ای کند هیچ انسانی نمیتواند خلاف ان عمل نماید وتسلیم اراده ی خداست برای همین به انسان میگویند بنده ی خدا یعنی ادم بی اختیار در برابر خدا معنای برده هم همین بی اختیاریست که دیگری که مالک اوست برایش تصمیم میگیرد… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
آبان ۵, ۱۳۹۷ ۷:۰۰ ب٫ظ

اینکه میگویید عبد مومن وغیر مومن داریم بلی داریم ولی رقبه مومن وغیر مومن هم داریم ملکت ایمانکم مومن وغیر مومن هم داریم بردهها بعضا ایمان اورده مسلمان میشدند واین شامل همه انها میشده چه اسرای جنگی باشند وچه خریداری شده باشند واما اینکه شعار میدهد که اصلا برده از انسانها مغرور وخودسر درامده وخدا برده را تایید نکرده شما عملا همه ی ایات قرانی درارتباط با برده داری را انکار میکنید خود شما ملکت ایمانکم را برده میدانید بعد چطور چنین ادعایی میکنید؟ ایا رقبه برده نیست ؟ ایا برده داری در قران ونزد مسلمین جاری نبوده ؟شعار بی… مطالعه بیشتر»

مرادی
آبان ۴, ۱۳۹۷ ۲:۳۳ ب٫ظ

جناب صلاتی اصلا مقوله عبد با یرده کاملا فرق دارد… وقتی یک شاگرد از استاد اطاعت میکند و وقتی یک نفر برده از کسی اطاعت میکند…بیخ و بن اطاعت ها یکی نیست که بگوییم دز طیفی این دو یکسان هستند…حتی شیطان برده خداوند نیست…اصلا خداوند برده خلق نکرده است…هر موجودی و مخلوقی برای خودش حوزه اختیاراتی دارد… این انسان متکبر لایومن بیوم الحساب است که دیگری را برده میخواهد… جناب حجت جانان عرایض قبلی را تکرار میکنم… درباره اتصال دو آیه ذیل از سوره نور: وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ… مطالعه بیشتر»

سیامک صفاتی
سیامک صفاتی
آبان ۴, ۱۳۹۷ ۸:۱۴ ق٫ظ

جناب آقای موسوی به این موضوع در مقاله عدم تحول فهم به معنی مرگ خدا در حد بضاعت پاسخ گفته ام، اما هدف از نوشتن این مقاله این بوده که استبداد در همه ی ساحاتش جز رذالت نمی زاید و چنانچه جوهر ادیان رشد و تعالی وجود انسان باشد با استبداد که ” صد عن فی سبیل الله” است، هیچ نسبتی ندارد و ضمن اینکه زیست موحدانه با ظرفیت هر چه بیشتر در جوامع دموکراتیک متحقق می شود نه مستبدانه که طریقت و شریعت و قبله ی دونان است.

سیامک صفاتی
سیامک صفاتی
آبان ۴, ۱۳۹۷ ۷:۲۸ ق٫ظ

اسم کم جو رو مسمی را بجو مه به بالا دان نه اندر آب جو مولانا

علی صلاتی
علی صلاتی
آبان ۴, ۱۳۹۷ ۰:۱۴ ق٫ظ

آقای مرادی به نکته درستی اشاره می کنند. مفهوم عبد در قران، معنایی گسترده تر از برده دارد. بعضی مفاهیم فازی هستند. طیفی هستند. مفاهیم زیادی در دین فازی و طیفی هستند، همچون شرک، کفر، و ….. مطلق دیدن آن ها باعث به خطا افتادن دینداران شده است. در قران عبد، برده مصطلح هست. اما طیف گسترده تری هم در بر می گیرد. در قران، از کسانیکه رزق و روزی رسانشان مستقیما پروردگار نیست. اصطلاحا مزد بگیر هستند هم تعبیر عبد شده است. شاید باورتان نشود، در تربیت قرانی، تشویق به داشتن کسب آزاد وجود دارد. به قران سوره نحل… مطالعه بیشتر»

شریف موسوی
شریف موسوی
آبان ۲, ۱۳۹۷ ۸:۴۵ ق٫ظ

نویسنده محترم با پیش فرضهایی آغاز کرده اند که هیچ اجماعی بر آن نمیتوان سراغ گرفت ادیان بیش از آنکه وحدت بخش باشند عامل مرز گذاری و جداسازی انسانها بوده اند

ابراهیم کورشی
ابراهیم کورشی
مهر ۲۶, ۱۳۹۷ ۳:۴۵ ق٫ظ

به نظر من پیامبر از لحاظ متافیزیکی جوهر تمام انسان ها رو مساوی و برابر معرفی کرده ولی از لحاظ اجتماعی هنوز برده با مرد آزاد برابر نیست. نگاه کنید کلا رویکرد من این است که با متن مقدس همدلی کنم و در عین حال عقلانیت خودم را هم حفظ کنم…بله در متن مقدس قرآن حقوق اجتماعاتی زن و مرد و به طور ملموس تر برده و مالک برابر نیست ولی این به هیچ وجه به این منجر نمی شود که بگوییم پس متن مقدس و پبامبر ایراد دارد و اصلا بی خیال قرآن و پیغمبر بشیم…کلا این روحیه سوتی… مطالعه بیشتر»

مرادی
مهر ۲۲, ۱۳۹۷ ۴:۵۸ ب٫ظ

درباره آیه ذیل از سوره نحل : وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿۳۲﴾ ممکن است مقابله مجردین از شما یعنی ” الْأَیَامَى مِنْکُمْ ” با ” عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ ” شبهه ای ایجاد کند…. از اتصال آیات بهره مند میشویم….انتهای آیه قبل خطاب به مومنین و آنهم جمیع مومنین است: …. وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۳۱﴾نور نشان از این دارد که در دل ” الْأَیَامَى مِنْکُمْ ” عباد و اماء مومن نهفته است…عبد و امه مومن داریم وغیر مومن : وَلَا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ… مطالعه بیشتر»

علی صلاتی
علی صلاتی
مهر ۲۲, ۱۳۹۷ ۴:۴۴ ق٫ظ

گفته اید: هیچگاه انسانی که به بردگی گرفته میشدند به میل ورضایت خود تن به ان نمیدادند داستانی هست که از یک خانمی که در آمریکا برده ها را فراری می داده سوال کرده اند سخت ترین بخش کارت چه بود؟ گفت : اینکه برده ها را راضی کنم، برده به دنیا نیامده اند و حق آزاد زندگی کردن را دارند. متاسفانه تاریخ، مردم در آن زمان و کانتکست های تاریخی را نمی توانید قضاوت کنید. با معیارهای امروز خودتان قضاوت می کنید. آمریکایی هایی که برده داری می کردند، سعی می کردند آن را به نواحی شمال آمریکا رواج… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
مهر ۲۱, ۱۳۹۷ ۶:۴۱ ب٫ظ

دقیقا قران درایه های ۷۵ و۷۶ سوره نحل درحال مثال زدن است وبرده ومالک ورابطه انها را با انسانها ومخلوقات وخدا مقایسه میکند که همانطور که یک عبد در برابر مولایش بی اختیار وبی چیز است وخیرش به مولایش نمی رسد همانطور انسانها ومخلوقات وبت ها در برابر خدا بی اختیار وبی چیز وبی مقدار هستند وخیری به خدا نمیرسانند وقابل مقایسه با خدا نیستند که بتوان انها را شریک خدا دانست ذلیل بودن عبد در برابر مولایش را مثال میزند برای ذلیل بودن بت ها در برابر خدا که انها را شریک خدا قرار ندهید ولی این وسط انچه… مطالعه بیشتر»

مرادی
مهر ۲۱, ۱۳۹۷ ۳:۳۸ ب٫ظ

جناب حجت جانان درباره اتصال دو آیه ذیل از سوره نور: وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿۳۲﴾ وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْرًا وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ وَلَا تُکْرِهُوا فَتَیَاتِکُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَمَنْ یُکْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۳۳﴾نور حق مطلب ادا نشد. به هیچ موضوع جانبی دیگری فکر نکنید فقط به این مطلب توجه بفرمایید که در آیه اول سه… مطالعه بیشتر»

مجید
مجید
مهر ۲۱, ۱۳۹۷ ۶:۳۳ ق٫ظ

لطفا به نویسنده محترم این مقاله و دیگر مقالات تذکر فرمایید که معنی کلمه زعم گمان باطل است نه هر باور و اعتقادی!

حجت جانان
حجت جانان
مهر ۲۰, ۱۳۹۷ ۲:۵۹ ب٫ظ

درایه ۱۷۸ سوره بقره که قران حق قصاص نفس را بصورت الحر بالحر مردازاد دربرابر مرد ازاد والعبد بالعبد بنده دربرابر بنده یا همان برده والانثی بالانثی زن در برابر زن را گفته است یعنی اینکه خون بهای مرد ازاد با برده وزن متفاوت است وهرکدام در مقابل هم شان خود قصاص میشوند یعنی اگر مردی ازاد برده ای را به عمد به قتل برساند قصاص نخواهد شد بلکه به صاحب ان برده دیه انرا که همان قیمت خریداری شده انست میپردازد اینکه گفته شود عبد به معانی برده نیست وبه معنای کارگر است حرفی بی مبنا وبی معناست عبد… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
مهر ۱۹, ۱۳۹۷ ۸:۱۱ ب٫ظ

اقای اصلانی برده داری درهمه ی زمانها کاری کثیف بوده است واصلا مهم نیست که چه کسی انرا انجام میداده نفس کار کثیف بوده است هیچگاه انسانی که به بردگی گرفته میشدند به میل ورضایت خود تن به ان نمیدادند همینکه انسان دیگری را مجبور کنیم که همه عمرش را به ما خدمت کند انهم در ازای غذا ولباس وهیچ پولی بابت ان نگیرد همین بزرگترین ظلم است که او را مجبور به کاری کرده ایم که خودش نمیخواهد این پنجاه قرن عقب وجلو ندارد شما انسان دیگری را وادار به اطاعت از خود میکنید علیرغم میل باطنی اش این… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
مهر ۱۹, ۱۳۹۷ ۷:۵۳ ب٫ظ

متاسفم برایتان که اینقدر بچه گانه وسطحی قضاوت میکنید وهمه چیز را حاضرید عوض کنید وبرگردانید تا حرفتان درست ازاب دربیاید!!!مولاه بمعنی اینکه یکی برده است ودیگری مالک نیست !!!بعد مولاه رابه معنی این گرفتید که طرف لال است !!!ودیگری لب خوانی نمیداند!!!! شما به این مزخرفات که مینویسید استدلال میگویید؟؟؟؟گفتگو کردن باشما را بارها تجربه کردم چکش زدن اهن سرد است مغزتان …. پرشده اندازه یک …. نمیفهمید قران دونفر را که یکی ثروتمند وقدرتمند است ودیگری برده وبی اختیار وبی چیز که سربار مالک خود است را مقایسه میکند وبه صراحت میگوید هرگز اینها باهم برابرنیستند !!!!!دیگر نمیگوید… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
مهر ۱۹, ۱۳۹۷ ۷:۳۹ ب٫ظ

مملوک یعنی به ملکیت درامده تاکید است براینکه او هیچ اختیاری از خود ندارد مملوک ربطی به رزق وروزی ندارد مملوک بسیار کلی تر ازان است مملوک هیچ از خود ندارد به ملکیت دیگری درامده مانند البسه و صندلی ودمپایی بی اختیار است ودیگری براو چیره است عبد مملوک یعنی برده به ملکیت درامد ه که اشاره به بی اختیار بودن برده وتاکید بران است خوب این شخص که ضعیف است چطور شده که ضعیف شده است ایا مناسبات اجتماعی وظلم انسانها در ضعیف کردن او نقش نداشته ایا خدا مسوولیت ندارد که او را ضعیف افریده ؟ایا درست است… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
مهر ۱۹, ۱۳۹۷ ۷:۲۹ ب٫ظ

گفتگو کردن با شما که ثمر ندارد از خودتان داستانسازی میکنید وگمان میکنید که دیگران حتما باید چرندیات شما را بپذیرند!!!!بعد هم ادعا میکنید که این چرندیات را قبلا هم گفته اید پس چرا دیگرا ن نپذیرفتند وگفته های خودشان را تکرار میکنند خوب اقای عزیز حرف شما مزخرف است هیچ استدلالی پشتش نیست اینکه ایه راجع به برده مرتکب قتل چیزی نمیگوید ادعای واهی شماست چطور باید دیگر بگوید ؟وقتیکه مرد ازاد دربرابر عبد قرار میگیرد کاملا واضح وروشن است که عبد برده است اگر عبد به معنی کارگر باشد که در مقابل مرد ازاد ودرادامه او نمیاید ایه… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
مهر ۱۹, ۱۳۹۷ ۷:۱۸ ب٫ظ

شما الان گمان می کنید استدلال کردید وهمه باید بپذیرند؟!
در ایه ۳۲ سوره نور ایا صحبت از غنای عبد است ؟ از خودتان داستان میسازید قران میگوید اگر مرد وزنی فقیرند خدا به لطف خود انها را غنی میکند که میتواند هم اشاره به فقر عبد که همان برده است باشد ومیتواند حکم کلی برای همه باشد که اگر فقیر هستند خدا انها را به لطف خود غنی خواهد کرد

علی صلاتی
علی صلاتی
مهر ۱۸, ۱۳۹۷ ۸:۰۸ ب٫ظ

کمی تاریخچه برده داری در آمریکا مطالعه شود بد نیست. برده‌داری در آمریکا عملی قانونی بود که بین سده‌های ۱۷ و ۱۹ میلادی در ایالات متحده انجام می‌شد. برده‌داری پیش از آن نیز تحت استعمار بریتانیا انجام می‌شد. بعدها در مستعمرات سیزده‌گانه در زمان اعلامیه استقلال ایالات متحده در سال ۱۷۷۶ (۱۱۵۵) نیز برده‌داری رسماً ادامه یافت. در قرن ۱۸ میلادی هم برده داری هم به نحو تبعیض نژادی میان سیاه و سفید وجود داشته است. از آفریقا سیاه پوست ها را به اسارت می گرفتند تا به بردگی در آمریکا وادار کنند. این کار را هم عقلانی و منطقی… مطالعه بیشتر»

مرادی
مهر ۱۸, ۱۳۹۷ ۶:۰۱ ب٫ظ

طی یک حجت جانانه ای گفته شده است: ” قران بصراحت مالک وبرده را مقایسه میکند ومیگوید برده کل بر مولای خود است وهرگز با مالک برابر نیست برده گنگ است وسربار… “ در این آیه از سوره نحل وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَبْکَمُ لَا یَقْدِرُ عَلَى شَیْءٍ وَهُوَ کَلٌّ عَلَى مَوْلَاهُ أَیْنَمَا یُوَجِّهْهُ لَا یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَمَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ﴿۷۶﴾ صراحتا دو “مرد” مقایسه میشوند از کجا حجت آمد که یکی برده است!!؟؟ دیگر اینکه از عبارت “مولاه” نمی توانیم بگوییم یکی مولای دیگری از بابت برده و ارباب است… اگر… مطالعه بیشتر»

مرادی
مهر ۱۸, ۱۳۹۷ ۵:۳۸ ب٫ظ

آقا حجت برای فهم این آیه ذیل از سوره النحل ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَمْلُوکًا لَا یَقْدِرُ عَلَى شَیْءٍ وَمَنْ رَزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ یُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ یَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۷۵﴾ باید عبد مملوک را بداند یعنی چی؟ دو آیه قبل زنگ هشدار است راهنماست: وَیَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَمْلِکُ لَهُمْ رِزْقًا مِنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ شَیْئًا وَلَا یَسْتَطِیعُونَ ﴿۷۳﴾ فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿۷۴﴾ بعضی انسان ها “عبد” (فرمانبر) کسی میشوند که در حقیقت آن شخص “مالک” هیچ رزقی برای او نیست به او تلقین… مطالعه بیشتر»

مرادی
مهر ۱۸, ۱۳۹۷ ۵:۱۱ ب٫ظ

باید خدمت جناب حجت عرض کنم که آیه ذیل از سوره بقره یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَرَحْمَهٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۱۷۸﴾ بمعنی این است که اگر فرد آزاد مرتکب قتل شد خود او باید قصاص شود…اگر عبد مرتکب قتل شد خود آن عبد باید قصاص شود…نه اینکه بجای فرد آزاد مرتکب قتل شده عبد او قصاص شود… آقا حجت توجه نکرده است که در این آیه اصلا از برده خبری… مطالعه بیشتر»

مرادی
مهر ۱۸, ۱۳۹۷ ۴:۳۵ ب٫ظ

خدمت کسی که فکر میکند حجت جانانه دارد قبلا عرض کرده بودیم که “عبد” از جنس برده و “ماملکت ایمانهم” نیست و آنرا از [b]اتصال[/b] آیات ذیل از سوره نور در می یابیم: وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿۳۲﴾ وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْرًا وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ وَلَا تُکْرِهُوا فَتَیَاتِکُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَمَنْ یُکْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۳۳﴾نور… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
مهر ۱۷, ۱۳۹۷ ۶:۵۷ ب٫ظ

این اقای متخصص اتصال ایات نمیداند نص صریح قران چیست بحث شیعه وغیر شیعه نیست نص صریح قران خودش گویاست حالا شما با اتصال ایات بگویید که تفسیر وتعبیر این ایه چیست ؟۱- یا ایهاالذین امنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر والعبد وبالعبد والانثی بالانثی ای کسانیکه ایمان اوردید نوشته شد برای شما قصاص درقتل مرد ازاد دربرابر مرد ازاد برده دربرابر برده زن دربرابر زن حالا شما با اتصال ایات چطور میخواهید این ایه را تقسیر کنید ؟این ایه برای انسانها ارزش مادی قایل شده است وبه صراحت میگوید خون بهای مرد ازاد با برده و زن… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
مهر ۱۷, ۱۳۹۷ ۶:۳۱ ب٫ظ

جناب صفاتی عزیز امکان بازافرینی دارد ولی نه بدست روشنفکران بلکه فقط وفقط این مهم بدست فقها ومراجع امکان بازافرینی دارد انهم اجماع فقها میتوانند دست به اصلاحات در دین وتفسیر کتاب به نحوی بزنند که با حقوق بشر ودموکراسی همخوانی داشته باشد منتها انان هرگز تن به چنین مصالحه ای نخواهند داد ونص صریح قران هم دست انان را برای تمامیت خواهی باز گذاشته است دین باید تراشیده شود قران وکتاب باید استحاله شود تا با حقوق بشر همخوان شود واین کاری بسیار دشوار است چون دینفرمایان روی خوشنشان نخواهند داد راه اخری که میماند اینست که قران از… مطالعه بیشتر»

سیامک صفاتی
سیامک صفاتی
مهر ۱۶, ۱۳۹۷ ۵:۳۸ ب٫ظ

جناب جانان گرامی سخن اینجاست، که آیا شایسته است به جای حل مسئله به محو صورت مسئله بپردازیم؟ آیا مشکلات جهان اسلام بالخص کشور ما به کتاب مقدس تعلق دارد یا ذهن و ضمیر و تار و پود و سرشت تا مغز اسخوان استبدادی ما و یا هر دو آنها ؟ چنانچه در هر دو آنها ریشه داشته باشد چگونه باید به اصلاح آنها همت گماشت؟ آیا از انجیل مسیح که بر بنیاد محبت به خدا و دیگری استوار است، و شریعت هم ندارد،حکومت قابل استخراج است؟ اما دستگاه پر طنطنه وسلسله مراتبی با دیوانسالاری پیچیده برپا شد که در… مطالعه بیشتر»

مرادی
مهر ۱۵, ۱۳۹۷ ۹:۰۲ ب٫ظ

زیستن در فضای مذهب شیعه و جازدن تعالیم دست ساخت قدرتمندان و مفسدین توسط افراد مقدس نما بجای دین و فرو شدن این تعالیم در درون ذهن و دل جوانان همراه با طبل و نقاره محصولی مانند جناب حجت جانان دارد… حدس و گمان بنده در مورد ایشان است…اجازه دهند اسم نوعی باشد… ایشان بدون آنکه خود بدانند آنچنان محصور تصورات و الگوی برداشت های شیعی است که چندین بار تکرار مفاهیم مغایر با آنها در ذهن و دل ایشان موثر نمی افتد و تکرار مکررات میکنند… چندین بار خدمت ایشان عرض شده است که نباید آنچه از کتب عالمان… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
مهر ۱۴, ۱۳۹۷ ۷:۱۰ ب٫ظ

جناب صفاتی عزیز نمیدانم چرا ناخوداگاه وقتیکه مقاله شما را خواندم حکومت فعلی خودمان را تجسم میکردم همه ی اینها که گفتید ونوشتید صحیح ولی انچه باید مد نظر قرار گیرد اینست که این متون دینی هستند که بدلیل تناقضات درون متنی چنین فضایی را بدست حاکمان دینی قرار میدهند که به سمت استبداد میل نمایند همان قرانی که میگوید هیچ انسانی بر انسان دیگر برتری ندارد جز به تقوا . همان قران میگوید برده با مالکش برابر نیست برده که کل بر مالک است هرگز با مالکش برابر نیست همان قران باز جای دیگر میگوید مالک را بدلیل قتل… مطالعه بیشتر»

فهرست
57
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x