سَر و سِر فروش شرقی(نگاهی به فیلم مرد تای چی)

معین مشکات: چگونه می شود با رمز و راز خاور زمین تجارت کرد؟! دشوار نیست؛ جوکی  ساکن امریکا که بساط معرکه پهن می کند تا با کارهای عجیب و غریب مشتری بِجَذباند، در واقع در حال فروش یوگاست. شیخی که برای رفوگری و نوگرایی سطحی در دین، نماز را نرمش می نامد و روزه را رژیم غذایی و وضو را…

معین مشکات: چگونه می شود با رمز و راز خاور زمین تجارت کرد؟! دشوار نیست؛ جوکی  ساکن امریکا که بساط معرکه پهن می کند تا با کارهای عجیب و غریب مشتری بِجَذباند، در واقع در حال فروش یوگاست. شیخی که برای رفوگری و نوگرایی سطحی در دین، نماز را نرمش می نامد و روزه را رژیم غذایی و وضو را بهداشت، در حال فروش احکام اسلامی به یک منبر جذاب است.

 

همچنین است پیام های بی سر و ته که هر از گاه به منبع موهوم  “دانشمندان غربی” منسوب می شود که «در تحقیقات علمی شان به چیزی رسیدند که اسلام هزار و چارصد سال پیش رسیده بود!» صوفی مولویه که سماع را بدل به نمایش کرده تا مردم عامی  از تماشای یک رقص هنرمندانه و شنیدن یک موسیقی جلا دهنده لذت ببرند، در واقع وجد عارفان را به یک بلیط کنسرت فروخته است، و… . این همه البته که نوعی تقلیلگرایی است اما کم شأن تر از نوع فیلسوفانه اش: تقلیلگرایی تاجرانه؛ که دستیابی به سطح نازلی از معرفت شرقی و فروش آن در ازای لقمه ای نان است و یا اگر خالصانه تر باشد در نهایت نوعی بازاریابی برای تبلیغ و جذب طرفدار برای یک دین. مرد تای جی نسخۀ چینی حکایت این دلالیست…

       چین کمونیستی در رها کردن ارزش های سنتی از کشورهای صدرنشین آسیاست. آن اقلیم طبیعتگرا و ماشینگریز چینی به یکباره جامعه ای ماشینی شد و از هر چیز دستگاهی برای پولسازی به وجود آورد. طبیعی است که ارزش های دینی نیز از این هجوم پول پرستانه در امان نمی مانند و ما مسلمانان هم با پر بودن بازار اشیاء دینی از جنس چینی این را به خوبی لمسیده ایم.

قهرمان فیلم مرد تای چی (Man of Tai Chi) جوانی است به نام “تایگر چن” که تحت نظر استادی سالخورده قرار است مهارت رزمی تای چی را بیاموزد و وارث آن باشد. تای چی نه یک هنر رزمی ساده، بلکه به شدت تحت تأثیر فلسفۀ دین دائوست و با استفاده از مفاهیم آن قصد تخلیۀ انرژی درونی رزمجو را دارد. در این هنر جنگی به قدرت بازو توجه چندانی نمی شود و محور، تعادل روح است. امروزه این هنر رزمی به عنوان ورزشی برای سلامت روان مورد تأکید قرار گرفته که به نظرم از جنس همان نرمش نامیدن نماز است!

       شخصیت قهرمان فیلم کمی عصبیست و این با خصلت صبر که برای هر سالک معرفت جوی شرقی ضروریست منافات دارد. میل به قدرت نمایی در او هست و این او را از توفیق تأمل عمیق باز می دارد و او آموزش های تای چی استادش را که چندان اهل خشونت ورزی نیست بیهوده می شمارد. به صرف اینکه این تعلیمات حکیمانه چندان با مدرنیّت هماهنگی ندارد به معنای بی فایده بودنش تصور شده است. فشار های اقتصادی و شغل نه چندان مناسب نیز مزید بر علت است که رغبت به کاسبی کردن از هنر رزمی را در او می فزاید.

       کارفرمای او که مظهر وحشیگری اتوکشیدۀ مدرن است، به تجارت کردن با هنر رزمی او قانع نیست؛ او زالویی است که روح بی گناه چن را می مکد تا از تماشای تباهی و سیاهی یک جوانمرد شرقی لذت ببرد. گویا او نمی تواند اندک سوسویی که از چراغ معرفت در شرق باقی مانده را نیز تحمل کند! تجارت او نه فقط خریدن و دور ریختن سنت؛ بلکه انسانیت است…

       استاد چن، استاد یانگ – که نامش مظهر قوۀ آسمانی در آیین دائوست- از بازماندگان منقرض ناشدۀ حکیمان چینی (!) است که گویی به درون روح شاگرد خود نظر می کند و از آغاز پدیداری اولین نشانه های انحراف در وی، به او هشدار می دهد. اما چه باید کرد که سخنان او نیز مثل سخن اکثر حکیمان چندان برای جوان امروزی فهمیدنی نیست. او می بیند اما استدلالی به قدرت قوۀ شهودی اش ندارد. جذابیت مادی اش هم به قدرت دستگاه آن وحشی مدرن نیست. اما ضعیف تر از آن نیست که نتواند “واکسن اوج تباهی” باشد. تعلیمات آن فرزانه نقش کمرنگی از خود را در دل شاگرد خیره سر نگاه می دارد تا عاقبت وقتی که او به مرز گرداب ظلمت می رسد، چشمش را بگشاید.

     در آیین دائو همچنان که از نمادش نیز هویداست، وجود هر پدیده ای برآمده از دو قوۀ متضاد یک دیگر است. یکی یانگ که آسمانی و روشن است و دیگری یین که زمینی و تاریک است. این دو مدام در تضاد و تعارض با یکدیگرند و همین تضاد سازنده است. اگر این تضاد نباشد، پدیده ها نیز نمی مانند. اما جالب اینکه هر کدام از این دو قوه در درون خود دیگری را هم دارند. در درون یین نقطه ای روشن از یانگ هست ودر درون یانگ نقطه ای تاریک از یین. در هر وجودی یکی از این دو غلبه می کند اما دیگری از بین نمی برد. داشتم به این فکر می کردم که تعلیمات حکیمان سنتی هنوز آنقدر توانا هست که روزنه ای روشن در وجود بشر نگاه دارد. اما آیا برای غلبه دادن روشنی قدرتشان کافیست؟! این سؤالیست که فیلم با پایان گرفتن بر نماد یانگ و یین در ذهن جولانگر می کارد…

۱۳/۸/۹۵

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
Nima
Nima
آبان ۱۶, ۱۳۹۵ ۱۰:۴۵ ب٫ظ

[quote] در این هنر جنگی به قدرت بازو توجه چندانی نمی شود و محور، تعادل روح است. امروزه این هنر رزمی به عنوان ورزشی برای سلامت روان مورد تأکید قرار گرفته که به نظرم از جنس همان نرمش نامیدن نماز است![/quote] از قیاسش خنده آمد خلق را کو چو خود پنداشت صاحب دلق مهارت های فوق حرفه ای مستلزم چندین دهه تمرین های سخت و طاقت فرساست آنهم در میان نخبگان که مردم عادی عمرشان کفاف نمیده و بین راه تلف میشن. حداقل در هنرهای رزمی شرقی شاگردان مجبورند درحد قهرمانان المپیک ، آمادگی جسمی داشته باشند ، علاوه بر فوت… مطالعه بیشتر»

فهرست
1
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x