فضیلت و فرهنگ گفت و گو

 محمود عبائی: گفت و گوی حقیقی ، التزام به برابری و همپایگی با مخاطب است. در دو موضع نابرابر، گفت و گو یی محقق نمی شود. هر کس در توهم فرابشری بودن و قدوسیت باشد، نمی تواند با دیگری گفت و گو کند. به همین دلیل تمامیت خواهان و دیکتاتور ها، فاقد فضیلت و مهارت گفت و گو هستند. آنها…

 محمود عبائی: گفت و گوی حقیقی ، التزام به برابری و همپایگی با مخاطب است. در دو موضع نابرابر، گفت و گو یی محقق نمی شود. هر کس در توهم فرابشری بودن و قدوسیت باشد، نمی تواند با دیگری گفت و گو کند. به همین دلیل تمامیت خواهان و دیکتاتور ها، فاقد فضیلت و مهارت گفت و گو هستند. آنها در منولوگ های خود پرستانه ی خود دفن می شوند.

محمود عبائی*:

گفت و گو ساده و پیچیده است. گفت و گو مهارتی چند بعدی است. گفت و گو تنها سخن گفتن نیست؛ شنیدن مشتاقانه نیز هست؛ تنها اظهار وجود نیست؛ تلاشی دو جانبه یا چند جانبه برای کشف همدیگر است.
گفت و گو، نگاه کردن به موضوع است از زوایه دید مخاطب، ایستادن در موقفی است که حریف در آنجا زیسته است .

گفت و گو، رگبار کلمات نیست که در خشاب بیان گذاشته و بی مهابا به سوی حریف شلیک شود؛ سکوت هایی کوتاه و اندیشیدن هایی عمیق نیز هست.

گفت و گو، جستجوی دو جانبه حقیقت است ،نه ایستادن در موضع دانای کل
گفت و گو، ترکیب هنر مندانه ای از همدلی ، بردباری ، مدارا و نیک خواهی است.
گفت و گو، مهارت متمرکز شدن بر موضوع و مهار کردن اندیشه های نامربوط است.
گفت و گوی درست، تمایز دو دیدگاه را آشکار می کند، اما به سوء تفاهم نمی انجامد.
گفت و گو، نگاه کردن با چشم دیگری و شنیدن با گوش های مخاطب است.

گفت و گو به اشتراک گذاشتن احساس ها و مبادله ارزش هایی است که به زندگی و بودن ما معنی بخشیده است .
گفت و گو همایش اندیشه ها و تجربه هاست.
گفت و گو رقابت نیست، فضایی برای حمایت است.

در همکلامی های روزمره ، ما معمولا حرف میزنیم، نطق می کنیم،  توصیه می کنیم، فخر می فروشیم، رنج می دهیم، تحقیر می کنیم؛ جدال می کنیم، طعن و کنایه می زنیم،انتقام میگیریم، درد دل می کنیم ، شکایت می کنیم، ستایش می کنیم، و ده ها کار دیگر؛ اما  گفت و گو نمی کنیم.

گفت و گو هنر انسان بودن ، هنر تحقیق ، کشف ، منطقی بودن و مهرورزیدن است. بی شک گفت و گو یکی از متعالی ترین شیوه های مهر ورزیدن است .

مدعیان عشق که می گویند بی صوت و صدا با هم حرف میزنند اگر در موقع  لزوم نتوانند گفت و گو کنند، عشقشان ناتمام و یا دروغین است.
گفت و گو می تواند بخش مهمی از مخاصمات را تعدیل کند. پایان هر نزاعی با گفت و گو شروع میشود. پس چرا پیش از نزاع گفت و گو نکنیم ؟

گاه میتوان با خویشتن خود گفت و گو کرد و ما در اغلب اوقات در حال گفت و گو ی درونی هستیم.  آنان که از گفت و گو می گریزند از خویشتن خویش می گریزند. بخشی از خود را سرکوب یا انکار می کنند. چه بسا در دیگری بخش سیاه و پس رانده شده ی خویش را شهود می کنند. سایه هراس انگیز خود را در دیگری می بینند.

گفت و گوی حقیقی ، التزام به برابری و همپایگی با مخاطب است. در دو موضع نابرابر، گفت و گو یی محقق نمی شود . هر کس در توهم فرابشری بودن و قدوسیت باشد ، نمی تواند با دیگری گفت و گو کند. به همین دلیل تمامیت خواهان و دیکتاتور ها ، فاقد فضیلت و مهارت گفت و گو هستند . آنها در منولوگ های خود پرستانه ی خود دفن می شوند.

البته گفت و گو، در میان انسان ها صورت می گیرد.( انسان حیوان ناطق است / به تعبیر من حیوانی اهل گفت و گو است )اما نمی توان به بهانه ی انسانی نبودن شیوه زیست دیگری از گفت و گو ی سازنده گریخت.

با کسی که به جای گفت و گو؛ مخاصمه و مجادله می کند، مغلطه، می کند فخر می فروشد، تحقیر می کند ، فریاد می کشد ، خشونت می ورزد ، ناز می کند ، ادا در می آورد و چهره در هم می کشد ، ناسزا می گوید ، دروغ می گوید ، نیرنگ می زند ، قهر می کند ، لوس باز ی در می آورد و …، می توان سخن نگفت، اما یادمان باشد او بیش از همه، به آموختن مهارت گفت و گو و کشف لذت روییدن و بالیدن به وسیله گفت و گو نیازمند است.

برای زیستن در جهانی بهتر ، انسانی تر و رنجهایی کمتر ، ناچاریم مهارت گفت و گو را بیاموزیم و آن را به فرهنگ تبدیل کنیم .

—————————————————

*دانش آموخته دکتری فلسفه اسلامی ، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x