تفسیرهای هرمونتیکی ازقرآن ، با تکیه بر روایتی از امام عسگری (ع)

 علی انصاری* : اسحاق کندى یکى از فلاسفه اسلام و عرب شمرده مى‏شود کتابى در مورد «تناقضات قرآن» برحسب زعم و پندار خویش تألیف مى‏کرد و مدّتى را در منزل عزلت و گوشه ‏نشینى اختیار کرده بود روزى برخى از شاگردان او، به محضر امام شرفیاب شدند تا چشم حضرت به آنان افتاد فرمودند: «آیا در میان شما مرد رشیدى…

 علی انصاری* : اسحاق کندى یکى از فلاسفه اسلام و عرب شمرده مى‏شود کتابى در مورد «تناقضات قرآن» برحسب زعم و پندار خویش تألیف مى‏کرد و مدّتى را در منزل عزلت و گوشه ‏نشینى اختیار کرده بود روزى برخى از شاگردان او، به محضر امام شرفیاب شدند تا چشم حضرت به آنان افتاد فرمودند: «آیا در میان شما مرد رشیدى وجود ندارد تا گفته ‏هاى استادتان کندى را پاسخ گوید؟
یکى از شاگردان عرض کرد ما همگى از شاگردان او هستیم و از ما ساخته نیست در برابر استاد قد علم کرده یا اعتراض و سخنى داشته باشیم.

امام (ع) فرمود: اگر مطالبى به شما تلقین و تفهیم شود مى‏توانید آنها را نقل و بازگو نمائید.
گفتند چرا؟ امام (ع) فرمود: وقتى به حضور استادتان رسیدید با او با گرمى و محبّت رفتار نمائید و سعى کنید با او انس و ألفت داشته باشید هنگامى که انس و ألفت برقرار شد با او این مسئله را در میان بگذارید که: مسئله‏اى به من عارض شده است که جز شخص شما کسى را شایستگى حلّ آن نیست و آن مسئله اینست: آیا گوینده قرآن مى‏تواند از گفتار خود، غیر آن معانى را که شما حدس مى‏زنید اراده کرده باشد؟

او به شما پاسخ خواهد داد: بلى، چنین امکانى وجود دارد.
وقتى او چنین اعتراف و اقرارى را ابراز نمود به او بگوئید پس تو چه میدانى شاید گوینده قرآن ازمعانى موردنظر شما که احتمال تناقض مى‏دهى، غیر آن معانى را، اراده کرده باشد که تو حدس مى‏زنى، و اصولا معانى دیگرى متفاوت از آن معنى که تو پنداشته‏اى اراده کرده باشد و تو آنها را در غیر آن مورد خاصّ خود به‏کار مى‏برى؟
شاگرد به حضور استاد رسید و مطابق توصیه و سفارش امام عسکرى (ع) رفتار نمود تا فرصت و موقعیّت آنرا پیدا نمود که این سوال را طرح نماید.

فیلسوف عراقى با کمال دقّت به سوال و شیوه طرح آن گوش فراداد و گفت: سوالت را تکرار کن شاگرد سوال خود را تکرار نمود:
استاد تأملّى به خرج داد گفت: آرى هیچ بعید نیست که در لغت و فکر و اندیشه چنین هدفى به کار گرفته شود و گوینده خلاف معنى متبادر از لفظ را اراده کرده باشد.
استاد لحظه‏اى در سوال تأمّل و دقّت کرد و با خود اندیشید که این سوال در خور اندیشه خود شاگرد نمى‏تواند باشد از اینرو از او خواست تا سرچشمه طرح این سوال را دریابد به شاگرد رو کرد و گفت من شما را قسم مى‏دهم که واقعیّت امر این سوال را بازگو نمائى و به من توضیح دهى که این سوال از کجا به ذهن شما خطور کرده است؟

شاگرد گفت: چه ایرادى وجود دارد که چنین سوالى به ذهن خود من آمده باشد.
استاد: نه تو هنوز زود است که به چنین مسائلى رسیده باشى به من بگو این سوال را از کجا فرا گرفته‏اى.
شاگرد: حقیقت امر اینست که ابو محمد حسن بن على عسکرى مرا با این سوال آشنا ساخت.
استاد: الآن واقعیت امر را گفتى چون این قبیل مطالب زیبنده و شایسته آن خاندان است و آنان هستند که مى‏توانند حقیقت قرآن را روشن سازند.
ذهن روشن و فکر و قاّد او حقیقت را فورا دریافت و دستور داد نوشته‏ها و مسودّه‏هائى را که در این‏باره به رشته تحریر درآورده بود از بین ببرند.»(۱)

پاره ای از تعارضات به نظر آمده در آیات قرآنی ، به گونه های گوناگونی تبیین شده است به چند نمونه اشاره میشود:

۱- آسانترین وساده ترین آنها اعتقاد به نسخ است که بیشترازسوی اهل سنت، ذکر شده است و البته ، مورد پذیرش بسیاری قرار نگرفته ، که از آن جمله غزالی است وبنا به نقل مولف کتاب «الغزالی وجهوده بالتفسیر » این راه ، از ممسرفانه ترین راه هاست که تب وتاب غریبی داشته است (۳)
۲- روشی که فقیهان در پیش گرفته اند ودر آن به ، تبیین دلالی آیات ، چون مبحث عام وخاص ، مطلق ومقید و نظائر آن پرداخته اند
۳- معنا شناسى واژه‏ها هم یکی دیگر از راه های ارائه شده است« مهدوی راد » در کتاب « امام علی وقرآن» معتقد است « فهم هر متن عربى و از جمله قرآن، تابع قواعد آن زبان ، واژه شناسى و معنا شناسى ، آن است و از جمله نکاتى است که در فهم دقیق متن باید مد نظر باشد.(۴)
۴- کنار همه حرفهای گفته شده ، به نطر میرسد پذیرفتن نظریه « بازی های زبانی وتفسیرهای گوناگون از متن خاموش » ، نیز، از احتمالات موجود میتواند بوده باشد که از روایت امام عسگری(ع) قابل مشاهده است از آن جهت که فرضیه یعقوب کندی مبتنی بر یک تفسیر از متن است وبراین مبنا برخی از آیات با آیات دیگر متعارض است اما نکته قابل توجه اینجاست که امام (ع)در نقد خود ، درست ، به همین برداشت ، خورده گرفته است واحتمال وجود معانی وتفسیرهای دیگررا ، بجز فهم موجود، از نظر دور نداشته است وبا این بیان فیلسوف عراقی را به تامل در نوشته خود ، واداشته است .

(۱)« اعیان الشیعه ج ۳، ص ۳۰۴/ محسن امین / به نقل از مناقب ابن شهر آشوب»
(۲) ر ک: ،آشنایى با علوم قرآنى(رادمنش)، ص: ۱۸۰ و رامیار، تاریخ قرآن، ۱۸۶- ۱۸۷؛ و معرفت، تاریخ قرآن، ۴۰- ۴۲.
(۳) مائه سؤال عن الإسلام ص ۱۶۸- ۱۶۹ محمد الغزالى و الإمام محمد الغزالی جهوده فی التفسیر و علوم القرآن‏/ رمضان غریب الخمیس‏
(۴) امام على ع و قرآن / مهدوی راد ص : ۱۶۸

* سطح تحصیلات : خارج حوزه

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x