اخلاق چگونه می تواند باور به وجود خدا را موجه تر سازد؟

  آنچه در ادامه می خوانید، بازنویسیِ گفتاری است از دکتر امیر صائمی، در باب برهان های اخلاقی برای باور به وجود خداوند. این عضو هیئت علمی پژوهشکده فلسفه تحلیلی پژوهشگاه دانش های بنیادین، در سخنرانی خود در سومین مدرسه تابستانی فلسفه تحلیلی، می کوشد گزارشی از برهان هایی ارائه دهد که در آنها با تکیه بر اخلاق و ویژگی ها…

 امیر صائمی آنچه در ادامه می خوانید، بازنویسیِ گفتاری است از دکتر امیر صائمی، در باب برهان های اخلاقی برای باور به وجود خداوند. این عضو هیئت علمی پژوهشکده فلسفه تحلیلی پژوهشگاه دانش های بنیادین، در سخنرانی خود در سومین مدرسه تابستانی فلسفه تحلیلی، می کوشد گزارشی از برهان هایی ارائه دهد که در آنها با تکیه بر اخلاق و ویژگی ها و غایات آن، استدلالی برای وجود خدا صورت بندی شده یا به طرزی حداقلی، باور به وجود خداوند معقول و موجه ارزیابی شده است.

لازم به ذکر است در این متنِ بازنویسی شده، بسیاری از ظرایف فلسفی که دکتر صائمی در سخنرانی خود رعایت کردند، برای ساده شدن متن حذف شده است و در نتیجه متن، دقتِ سخنرانی را ندارد. شما می توانید با مراجعه به پژوهشکده فلسفه تحلیلی، به فایل صوتی گفتار دسترسی یابید.

اخلاق چگونه می تواند باور به وجود خدا را موجه تر سازد؟

امیر صائمی

در فلسفه، استدلال های متنوعی در باب وجود خداوند بیان شده است. دسته ای از این برهان ها، بر اخلاق مبتنی اند و بخشی از الهیات طبیعی را تشکیل می دهند. این برهان ها تکیه بر شهودهای خاصی دارند که ممکن است همه افراد با آنها همدل نباشند. اگر شما با شهودهای ارائه شده در این آنها همدلی داشته باشید، این استدلال ها را تا حد زیادی قانع کننده می یابید. اما حتی اگر با این شهودها همدل نباشید، می توانید با در نظر گرفتن این برهان­ ها، ببینید که اعتقاد به وجود خداوند به چه شهودهایی وابسته است و دین­داران چه درکی از خداوند و چه نگاهی به او دارند. در این گفتار تلاش می کنم دسته ای از این برهان ­ها را شرح دهم.

پیش­ فرض این برهان­ ها همان است که ایوان، یکی از شخصیت های رمان مشهور برادران کارامازوف اثر فئودور داستایوفسکی در جایی بیان می کند: «اگر خدا نباشد همه چیز مجاز است». به عبارت دیگر، یا خداوند وجود دارد یا ما باید در حوزه اخلاق و افعالمان، به نوعی آنارشیسم و هرج و مرج برسیم. پس مقدمه این برهان ها، به نوعی به اخلاق، زیست اخلاقی و متافیزیک اخلاق ارتباط دارد.

برهان­ های اخلاقی بر وجود خداوند دو نوع هستند: برخی از آنها مرتبط با فرااخلاق­ند و برخی به نحو عملی (practical) صورت­بندی شده­ اند. در دسته اول، ادعا این است که اخلاق به لحاظ متافیزیکی، ویژگی هایی خاص دارد و خداوند می تواند بهترین تبیین برای آن ویژگی ها باشد. اما دسته دوم به متافیزیک کاری ندارند و برهانشان را بر این امر مبتنی کرده اند که برای معنادار بودن و معقول بودن فعل اخلاقی، باید خداوند وجود داشته باشد. من برای بیان برهان ها، از آرای رابرت آدامز، فیلسوف تحلیلی آمریکایی استفاده می کنم.

استدلال های فرااخلاقی برای باور به وجود خداوند

در ابتدا به برهان های فرااخلاقی می پردازیم. برای صورت بندی این استدلال ها، آدامز معتقد است که شهود ما اخلاق را صادق و گزاره­ های اخلاقی را معتبر می داند. اما این گزاره ­های اخلاقی دو ویژگی دارند. نخست آنکه عینی هستند. یعنی صرفا بیان احساسات و عواطف ما نیستند؛ قابلیت صدق و کذب دارند و نباید آنها را در نسبت با فرهنگ های خاص فهمید. در نتیجه می توان آنان را به دیگران تجویز کرد و افعال انسان ها را بر حسبشان قضاوت کرد.

ویژگی دوم، غیرطبیعی (non-natural) بودن این گزاره هاست. «غیرطبیعی» در اینجا به معنای فراجهانی نیست. بلکه به این معناست که این ویژگی را نمی توان به فیزیک و شیمی تقلیل داد. زیرا این گزاره ها، جهت دار هستند، یعنی ما را به سمتی خاص هدایت کرده و انجام فعلی خاص را تجویز می کنند.

آدامز معتقد است باور به وجود خداوند، می تواند بهترین تبیینِ این دو ویژگی باشد. زیرا نزد فرد دین دار، احکام اخلاقی، در واقع همان فرمان های خداوند هستند. پس اولا، این فرمان ها، مستقل از میل ما و قابل صدق و کذب اند. و ثانیا، غیر طبیعی اند و نمی توان آنان را به فیزیک و شیمی تقلیل داد. آدامز از این استدلال نتیجه می گیرد که وجود اصول اخلاقی، می تواند دلیل خوبی برای خداباوری باشد. اما چرا این تبیین، بهترین تبیین است؟

برای پاسخ به سوال بالا، در نظر داشته باشید که یک نظریه خوب اخلاقی، علاوه بر بیین ویژگی های گزاره های اخلاقی، باید بتواند معرفت شناسی اخلاق را نیز توضیح دهد. توضیح مطلب چنین است:

فرض کنید در آفریقا، دهکده ای به نام بومبا وجود دارد و دوست شما تمام حقایق مربوط به آنجا را می داند. برای مثال می تواند جمعیت ساکن در آن دهکده، آداب و رسوم و مناسک آنها، سبک لباس و نوع غذای مصرفی شان و حقایقی از این دست را توضیح دهد. در چنین شرایطی منطقی است که فکر کنید دوستتان با آن شهر نسبتی دارد؛ آنجا را دیده یا به نحوی با آنجا آشنا شده است.

حال اگر بپذیریم که حقایق اخلاقی وجود دارند و ما نیز، باورهایی داریم که بر آنها منطبقند، این پرسش طرح می شود: ما چطور به آن حقایق دسترسی داریم؟ برخی معتقدند که باور به خداوند، می تواند جواب مناسبی برای این پرسش فراهم کند؛ خداوند خیر اعلی است و خود او، این باورهای اخلاقی را در ما ایجاد کرده است. پس با استناد به خداوند، معرفت شناسی اخلاقی ساده می شود.

به دیدگاه آدامز انتقاداتی وارد شده است. با بررسی گزاره های منطقی و ریاضیاتی، می توان دریافت که دو ویژگیِ «عینیت» و «غیرطبیعی بودن» که برای گزاره های اخلاقی ذکر کردیم، در این گزاره ها هم وجود دارد و همچنین، معرفت شناسی منطق و ریاضیات نیز، مانند معرفت شناسی اخلاق دشوار است. اما بعید و نامعقول به نظر می رسد اگر ما این ویژگی ها را در منطق و ریاضیات با تمسک به خداوند حل کنیم.

استدلال های عملی برای باور به وجود خداوند

به دسته دوم، یعنی برهان های عملی می رسیم. کانت در تدوین این دسته برهان ها نقش به سزایی داشته است. در این دسته از برهان ها، وجود خداوند، ویژگی های اخلاقی را تبیین نمی کند، بلکه معقولیت عمل اخلاقی را توضیح می دهد. در نتیجه، این دسته از برهان ها، برخلاف دسته اول، بر وجود خدا استدلال نمی کنند و دلیل صدق خداوند را بالا نمی برند. بلکه استدلال می کنند که به لحاظ عملی، باور به وجود خداوند ضروری است.

کانت معتقد است هدف اصلی فعل اخلاقی، رسیدن به خیر اعلی است و این خیر زمانی محقق می شود که ما در جهانی زندگی کنیم که در آن، خوشبختی افراد متناسب با میزان فضایلشان تقسیم می شود.

برای درک این مدعا، تصور کنید به دیدن فیلمی مشغولید که در پایان، شخصیت خوب آن، کاملا بدبخت می شود. واکنش شما به این فیلم چیست؟ بسیاری از ما با دیدن چنین فیلمی آشفته می شویم. شهود ما از جهان و عمل اخلاقی، این انتظار را دارد که انسان فضیلتمند، در نهایت به پیروزی و شادکامی و خیر اعلی برسد.

اما مسئله اینجاست که از طرفی این شهود ما در دنیای مادی محقق نمی شود و از طرف دیگر، معقول نیست شما هدفی داشته باشید که ابدا امکان رسیدن به آن وجود ندارد. برای مثال فردی را در نظر بگیرید که تمام عمر برای درمان بیماری سرطان به مطالعه و تحقیق می پردازد، اما اندکی پس از مرگش، در اثر برخورد سیاره ای با زمین، تمام انسان ها نابود می شوند. به نظر می رسد برای آنکه شخص به نحو معقول در درمان سرطان بکوشد، باید فرض کند که آثار تلاشش در زمین باقی می ماند و نهایتا روزی سرطان ریشه کن می گردد. در فعل اخلاقی نیز لازم است چنین زمینه معقولی فرض شود و این زمینه معقول را دین و آموزه زندگی ابدی پس از مرگ فراهم می کند.

ایمان اخلاقی

آدامز به استدلال کانت که در بالا بیان شد، خرده می گیرد و استدلال ضعیف شده ای از آن را مبنای کار خود قرار می دهد. برای توضیح این استدلال، نخست باید به مفهوم ایمان اخلاقی اشاره کنم.

آدامز معتقد است ما برای داشتن یک زندگی فضیلت مندانه، به ایمان اخلاقی نیاز داریم. «ایمان» یعنی آنکه شما به گزاره ای باور داشته باشید، در حالی که شدت باورتان به آن گزاره، فراتر از شواهد موجود در جهت تصدیق آن باشد. به عبارت دیگر، شما می تواند بر اساس شواهد موجود، به آن گزاره شک کنید، اما به نحو ایمانی، به آن یقین می آورید.

به باور آدامز، برای اخلاقی زیستن لازم است ما به موارد متعددی ایمان داشته باشیم. نخست آنکه باید ایمان داشته باشیم احکام اخلاقی صادق اند. برای مثال باید ایمان داشته باشیم که دروغ گویی اخلاقا بد است.

دوم آنکه باید ایمان داشته باشیم زندگی ما و دیگران ارزش زیستن دارد. برای مثال فرض کنید دوست شما دوران بسیار سختی را در زندگی سپری می کند و از شما می پرسد آیا این زندگی پر از فلاکت من ارزش زیستن دارد؟ آدامز می گوید درست است که شواهد بیرونی می گوید این زندگی بی ارزش است، اما اگر شما می خواهید دوست خوبی باشید، باید باور داشته باشید که این زندگی ارزش زیستن دارد.

سوم آنکه شما باید ایمان داشته باشید که زندگی اخلاقی ممکن است. بسیاری از روان شناسان گفته اند انسان موجودی خودخواه است. ولی برای اخلاقی زیستن لازم است ما خودخواه نباشیم. پس شاید اخلاقی زیستن اساسا برای انسان مقدور نباشد، اما لازم است ما به خلاف این امر ایمان داشته باشیم.

در ادامه ،آدامز استدلال می کند که بین یقین اخلاقی و باور به خداوند رابطه ی خوبی وجود دارد. یعنی باور به خداوند می تواند یقین اخلاقی مورد نیاز را برای ما ایجاد می کند. آدامز از این استدلال نتیجه می گیرد که «امرِ اخلاقا خوبی» در باب خداباوری وجود دارد.

منبع: ایسکانیوز

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x